رسیدن به دید استراتژیک، کار آسانی نیست و وقت بسیار میبرد. اما حسن عمدهُ این دید، سادگی و روشنی دورنماییست که در برابر شما ترسیم مینماید، منظره ای که در آن همه چیز به حداقل اساسی و لازم تقلیل یافته است. از اینجاست که میتوان درست و روشن همهُ جوانب کار را در نظر آورد و احیاناً تصمیمی گرفت.
از این دید که به اوضاع گروه های اپوزیسیون نگاه بکنید، دو خط قرمز میبینید که احتراز از رد شدن از آنها، کسانی را که در مقابل نظام اسلامی صف بسته اند، به روشنی از هم جدا میکند: سخن گفتن یا نگفتن از براندازی، سخن گفتن یا نگفتن از اسرائیل. این دو، معیار های بسیار خوبی است برای سنجش امکانات و میزان کارآمدی دسته های مختلف و گاه نیز برای معلوم کردن منبع تغذیهُ مالی آنها.
مورد اول، کارآیی گروه را در مقابله با جمهوری اسلامی، حال هر قدر هم شعار در این زمینه بدهد، آناً روشن میکند و از این گذشته، توانش را برای کنار زدن اصلاح طلبی که حصار اصلی مدافع نظام را تشیکل میدهد. تا کسی یا گروهی، روشن به دنبال براندازی نرود، نمیتواند مخالف جدی نظام محسوب گردد. اگر حتی در حد سخن هم که قاعدتاً از عمل آسانتر است، نتوان تکلیف خود را با نظام روشن کرد، باقی داستان در حد اعتنا نیست. فلج نظری مقدمه و نشانهُ فلج عملیست.
مورد دوم، در حکم چشم بستن بر نقش اسرائیل است که بازیگر قدرتمند و بسیار مهمی در منطقه است. نمیتوان بازیگری به این اهمیت را از بن ندیده گرفت و مدعی تحلیل اوضاع شد. موافقت یا عدم موافقت با این نقش، آنقدر مهم نیست که در حساب نیاوردنش. این آخری است که تمامی نگرش یک فرد یا گروه را دچار اعوجاج میکند. ظاهراً انگیزهُ اصلی این کار احتیاط است و کوشش برای احتراز از دردسر، گذشته البته از قبول کمکهایی که ظاهراً شرطشان ندیدن اسرائیل است.
احتمالاً کسانی که این خط قرمز ها را رعایت مینمایند، با این تصور چنین میکنند که در مقابل تسهیلاتی که به دست میاورند، فقط بخشی از خواستهای خود را فرو مینهند، نه همه را. حساب میکنند که این حذف، در ازای آنچه که به دست میاورند، هزینهُ بزرگی نیست. مسئله این است که وقتی دید کلی نداشته باشید، حتی بهای آن چیزی را هم که دارید میفروشید، نمیتوانید درست حساب کنید ـ باقی به جای خود.

2018 Jan 11th Thu – پنج شنبه، 21 دی 1396

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)