سالهای سال است که «معاملهُ بزرگ» یکی از مضامین ادواری تحلیل رابطهُ ایران و آمریکاست. عدهُ قابل توجهی، چه در ایالات متحده و چه در ایران، منتظر و خواستار این معامله هستند. طرف ایرانی معلوم است: اصلاح طلبان که از زمان حیات پدرخوانده شان، مترصد فرصت هستند.
گروه اخیر ظاهراً موقعیت نسبتاً خوبی دارد. از یک طرف قوهُ اجرایی، با تمام ضعف و لنگی هایش، در دست آنهاست و از طرف دیگر از پشتیبانی خارجی نیز بهره مندند. احتمالاً تصور میکنند که میتوانند از آمریکا برای بردن بازی قدرت پشتیبانی بگیرند. حساب بی منطق هم نیست. در دور قبلی، با داستان مذاکره و برجام، به آمریکا هر چه میخواست دادند، از جیب ملت. البته طرف حتی محض سرخ نگه داشتن رویشان هم به آنها امتیازی نداد که بتوانند دستمایه سازند. ولی ظاهراً خود را بیش از آن محتاج میبینند که تغییر روش بدهند. البته فرض نادانیشان را هم نباید دستکم گرفت.
در طرف مقابل، بازی آمریکا به نظر روشن میاید. نو محافظه کاران که سر رشتهُ کار را مدتهاست در دست دارند، احتمالاً تشویقی نثار گروه اخیر خواهند کرد، از همان نوع که به ولیعهد نادان و حریص عربستان داده اند. جلویشان خواهد راند تا جایی که اسباب فروپاشی کشور را فراهم سازند و کار که به مرحلهُ مطلوب رسید، دستشان را رها خواهد کرد تا باقی کار را به کمک دست نشاندگانی که مدتهاست در آب نمک خوابانده، ادامه دهد و به انجام برساند.
برای اصلاح طلبان، از همان دورهُ رفسنجانی، بهترین گزینه بازگشت بود به اوضاع دورهُ شاه ـ بیخود نبود که پدرخوانده در کاخ سعدآباد لانه کرده بود تا تمرین پادشاهی کند. آنچه فراموش کرده اند این است که آمریکا همین که دید شاه دیگر برایش فایده ای ندارد، رهایش کرد. منطق نوکری این است. اصلاح طلبان، حتی اگر هم در مرحلهُ اول بازی موفقیتی کسب نمایند، تاریخ انقضای مصرفشان بسیار زودتر فرا خواهد رسد.
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
برای تماس با نویسنده
rkamrane@yahoo.com
2017 Dec 29th Fri – جمعه، 8 دی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)