جنبش اعتراضی سراسری در ایران و درسهای جنبش سبز

برخلاف نظرتحلیلگرانی همچون عبدالله شهبازی (مورخ حکومتی و نظریه پرداز تئوری توطئه دستهای خارجی ) – که “این موج گستره ی مردمی قابل توجهی ندارد. شورش گرسنگان نیست…”(برگرفته از کانال تلگرامی عبدالله شهبازی) و بر پایه ی ویدئوهای تازه منتشره روزهای اخیر می توان دید که اعتراضات چند روز اخیر، شهرهای کوچک همچون ایذه تا مراکز استانهای کلان همچون تهران و اصفهان را شامل شده است.

اما در تقابل نیروهای سرکوب و معترضات سوالاتی باقی می ماند:

  • اینکه رژیم اسلامی برای سرکوب معترضان به چه تعداد نیروهای سرکوبگر نیاز دارد؟
  • توزیع این نیروهای در کل کشور چگونه است؟
  • نقاط ضعف حکومت کجاست و پاشنه آشیل اعتراضات خیابانی چیست؟
  • دامنه ی اعتراضات تا کی و با چه کمیتی ضروری است تا حکومت را به عقب براند و به خواست عمومی تن بدهد؟
  • خواسته مشخص معترضان چه باید باشد؟
  • آیا الگوهای اعتراضی مثل بهار عربی همچون مصر یا تونس قابل کاربرد برای ایران است؟
  • آیا معترضان باید به اشغال دائمی یک نقطه مشخص در هرشهر به عنوان هسته ی اولیه مبادرت کنند؟
  • از اعتراضات خیابانی جنبش سبز چه درسهایی می توان گرفت و ان را در اعتراضات بکار برد؟

برای سرکوب معترضان به چه تعداد نیروهای سرکوبگر نیاز است؟

پاسخ به آن بخش از سوالات فوق که به آمار و عدد رقم نیاز دارد کاری است نسبتا مشکل چرا که عدد و رقم  دقیقی در دسترس  نیست. بر پایه تجارب بدست امده از جنبش سبز  نیروهای سرکوبگر را  می توان به چهار گروه عمده تقسیم بندی کرد:

۱. نیروهای انتظامی که یونیفرمهای سبز پسته ای به تن دارند.(نیروهای انتظامی خود شامل دو بخش وظیفه و بخش رسمی هستند که بخش وظیفه به ناچاردر کنار نیروهای سرکوب است چرا که براساس سلسله مراتب نظامی ملزم به پیروی از دستورات مافوق است). بخش دیگری در نیروهای انتظامی به نام نوپو(نیروهای ویژه پاسدار ولایت( پادوحشت) که با ماسکهای مشکی یونیفرم تیره ظاهر می شوند

۲. لباس شخصی ها  (بسیجی ها) و نیروهای سپاهی که در قالب لباس شخصی یا با جلیقه های خبرنگاری وارد میدان میشوند.

۳. در چند مورد نیروهای زمینی ارتش که در جریان اعتراضات جنبش  سبز در تهران برای اولین بار به میدان امدند.

نیروی انتظامی در تمامی شهرهای ایران دارای مقر و پادگان است اما تعداد نیروهای انها متناسب با جمعیت شهری متغیر است.در شهرهای با جمعیت کمتر، کمتر و برعکس.در   پایتخت به سبب جمعیت بالا، بالاترین تعداد نیروهای انتظامی دیده میشود از سوی دیگر تهران قلب تصمیم گیری نظام ولایی است؛ بیت رهبری، قوای سه گانه و دیگر ارگانها در این شهر حضور دارند.تهران در عین حال بزرگترین  شهر پادگانی نیز است. اما پادگانهای سرکوب مختص نیروی انتظامی( نوپو)،قرارگاه ههای سپاه، بسیج است  و شامل نیروهای دریایی و هوایی نمی شود.

http://www.asemooni.com/info/city/tehran-barracks-list

بر پایه تجارب جنبش سبز، در یکی از تجمعات اعتراضی به مناسبت 22 بهمن حکومت برای سرکوب مخالفان و غالب نشان دادن نیروهای خودی در شهر تهران متوسل به انتقال نیروهای خودی از شهرها اطراف تهران با اتوبوس به پایتخت شده بود.به معنی دیگر حکومت برای سرکوب متمرکز در تهران قدرت جمع اوری و یارگیری و انتقال از دیگر شهرها را دارد اما پراکندگی و همزمانی اعتراضات در کل ایران، بلحاظ کمّی کار سرکوب را مشکل می کند.

نیروهای عمده ی سرکوب  در روزهای اولیه عمدتا نیروهای انتظامی هستند که در برابر تجمع های خیابانی کم تعداد به نظر می رسند اما تجهیز به ابزار سرکوب مثل باتوم و شوکر و ماشین های اب پاش قدرت برتری در درگیری های خیابانی برای پراکندن جمعیت و منفرد کردن معترضان را می دهد هرچند برپایه مشاهدات عینی و ویدئوهای منتشره در برابر مقابله به مثل های فیزیکی و جمعیت انبوه ِدست خالی، میدان را خالی می کنند.

به عنوان نمونه در اهواز اعتراضات با برتری خیابانی معترضان و در اختیار گرفتن خودروی نیروهای سرکوب دیده شد.

تاکتیک روانی نیروهای سرکوب بر پایه ایجاد ترس در معترضان هستند؛ این ترس در شکل تهاجمات( هجوم چند نفره)،و در شکل یونیفرمها و کلاه کاسکت ونقاب براحتی به جمعیت قالب القا است. اما در درگیرهای خیابانی قانون ساده برتری نفرات حرف اول و اخر را می زند. و از سوی دیگر وضعیت القا ترس به طرف سرکوبگر هم قابل تسری است.

آیا معترضان باید به اشغال دائمی یک نقطه مشخص در هرشهر به عنوان هسته ی اولیه مبادرت کنند؟

تجارب اعتراضات در جنبش سبز نشان می دهد که تجمعات پراکنده و بی هدف محکوم به شکست است.اعلام از پیش تجمع در ساعتی مشخص در مکانی مشخص در خیابانهای اصلی شهر در شبکه های مجازی این فرصت را به سرکوبگران می دهد تا با اشغال مناطق اصلی شهری از تشکیل هسته های اولیه اعتراضی که چندین برابر نیروهای سرکوبگر هستند جلوگیری کند و در نهایت جمعیت نتواند  ناحیه امن برای اعتراض ایجاد کند.تجارب معترضان در مصر و تونس نشان می داد که معترضان برای ایجاد ناحیه امن نیاز به اشغال دائمی یک منطقه خاص در شهر بطور شبانه روزی داشتند تا بتوانند از انجابرای استراحت، سازماندهی و  استفاده کنند.این ناحیه امن در مصر در میدان تحریر قاهره شکل گرفت. بطور سمبلیک اشغال میدان تحریر برای معترضان نشان از پیروزی و امید بود.

معترضان با تجمع شبانه روزی در ان میدان و تا رسیدن به خواسته های خود انجا ماندند.جمعیت انبوه معترضان در ان میدان امکان سرکوب توسط نیروهای سرکوبگر را نمیداد. اما در اعتراضات جنبش سبز نه ازسوی معترضان در خیابان و نه از سوی رهبران هرگز به اشغال دائمی یک منطقه   اقدامی نشد و فراخوانهای تجمع در روزهای بعد در مکان و زمان مشخص با اشغال نیروهای سرکوبگر عملا بی اثر می شد.

جنبشهای اعتراضی چنانچه فراگیر شوند نیروهای نظامی هرگز نمی‌توانند با مخالفان چه در قدرت نمایی و چه در تعدد برابری کنند.

اهمیت اعتراضات اخیر سراسری در ایران  این است که اعتراضات از اقصی نقاط دور و نزدیک در کشور شروع شده است و تنها مختص به تهران یا شهرهای بزرگ نیست و این امر مانع از جابجایی نیرو به تهران و تجمع نیروهای سرکوبگر در مثلا فقط شهر تهران می شود. عملا کار سرکوب بدلیل پراکندگی در تمامی شهرهای ایران  دشوار است.

به عنوان نمونه در شهر تهران پس از مسابقه فوتبال بین استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه ازادی جمعیت صد هزار نفری که استادیوم را ترک می کنند کنترل شهر را از دست نیروهای انتظامی خارج می کنند این درحالیست که جمعیت ساکن و بعضا معترض در تهران بسیار فراتر از صد هزار نفر است.

عدم اشغال دائمی نقطه مشخصی از شهرها توسط معترضان در تداوم اعتراضات به نیروهای سرکوبگر فرصت شناسایی، منفرد یافت معترضان و در نهایت تحلیل بردن نیروهای معترض را می دهد

خواسته معترضان چه چیزی باید باشد؟

اعتراضات چند روزه  به وضع اقتصادی  می تواند در رساندن پیام به صاحبان قدرت موثر باشد و زنگ هشدار را برای مسولان به صدا در آورد اما براساس واقعیت های چهل سال گذشته، نظامی که چهل سال با فروش نفت و ثروتهای طبیعی به بدتر شدن اوضاع اقتصادی، فقر و با ناکارآمدی مدیریتی همراه بوده است طبعا در این اعتراضات خطاب نیست و برپایه شعارها کل مجموعه نظام و سیستم هدف انتقاد است. اما آلترناتیو دقیق به عنوان خواسته ای عینی برای تجمع و اعتراض و اشغال دائمی چه می تواند باشد؟

شاید در خواست رفراندوم سراسری، تغییر رهبری، یا آزاد کردن رهبران جنبش سبز و به قدرت رساندن آنها برای پیگیری مطالبات به عنوان درخواست عینی قابل تامل باشد؛هرچند رهبران در حصر شاید اکنون نسبت و تناسبی با شعارهایی که کل نظام برساخته از ولایت فقیه و خمینی را هدف قرار داده است نداشته باشند.

اعتراضات چنانچه به بازی موش و گربه خیابانی نیروهای معترض و سرکوبگر  در روزهای متوالی تبدیل شود در عین اینکه فاقد رهبری و نمایندگانی در اپوزیسیون جهت مذاکره بر سر خواسته ها باشد بی نتیجه خواهد بود(چنانچه رادیکال تر نشود).

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)