Shabah

تحلیلی واقعی از بده بستان قدرت و نقش مردم در این فرایند موجودی را به تصویر در میآورد که مصایب و رنجهایش به وعدهٔ عدالت چون کالایی در حجره کسب و کار این یا آن جناح هر روز به نرخی مبادله میشود .و مشت برافروخته اش از خشم عدالت نایافته، مطاعی میشود درمعامله ای به قصد سود و پایداری عامل قدرت.
ماحصل :
موجودی است به کری و کوری سوق داده شده که رذالت را تاب آورده و زیبایی را دیگر ارج نمینهد. موجودی که زندگی و حیات انسانی را در خودبه تاخیر می انداز.
ْحصرْ گاه شمارتاریخی خلق این موجود در دههٔ اخیر بوده است .گاه شماری که فرجامش دیگرماحصل کنش وتلاش انسان برای بدست گرفت امور بدست خویش و به قصد بیرون شدن ازچرخهٔ معیوب باز تولید فلاکت نیست. بلکه وعدهٔ آن وعدهٔ جایگزینی ,فلاکت بارتر است.
وعدهٔ ترسناك وضعیتی است که بدون حضورعدالت و بدون حضور انسان به عنوان عاملی برای تغییرتحقق خواهد یافت.
عدالت اینبارنه از براي خير بلكه از براي شر محقق میگردد.برای در امان ماندن ازرقییبی که انحصارقدرت شرورترين و بيمارترين افراد جامعه در دست اوست .
اين نقطه همان موقعيت ترسناكي است كه “شرارت ویا ويراني “را به مثابه ي دو رویهٔ انتخاب در پیش رو قرار میدهد.و آن را به مثابه امري طبیعی و همگانی ومنطبق با حیات اكثريت اجتماع، عرضه میکند. ماحصل آن استحاله ي مردم به تماشاگران و بازيگرانی است كه بدون ذره اي حس گناه يا عذاب وجود تحقق “شر متراكم” را ممكن ميسازند.
ماحصل موجودی کر و کور و بیحس از همزیستی با ابتذال است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)