همانطور که در مقالات و کتابهای متعددم به آن پرداخته ام (منابع را ببینید)، با بررسی اهداف آموزشی، منابع انسانی، مواد آموزشی، روش های تدریس و نیز روش های ارزشیابی رژیم تعلیم و تربیتی ایران شما هم به این نتیجه می رسید که مدارس و حتی دانشگاه های ما در واقع و در عمل کارخانه های گوسفند سازی ای هستند که خروجی آنها شهروندانی رام و آرام و مطیعع هستند که یاد گرفته اند طوطی وار تکرار کنند، میمون وار تقلید کنند، گوسفند وار زندگی کنند و همانند گاو بی خیال تمام ظلم و ستم هایی که در حق آنها می شود باشند.

http://news.gooya.com/politics/archives/2016/07/214863.php

جمهوری اسلامی در کارخانه های گوسفند سازی خود در ضمن فروش علنی نمره و مدرک (دیپلم، فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس و دکترا)، جوانان سرشار از شوق و امید و آرزو را تا سنین 35-40 سالگی مشغول نگه می دارد. وقتی این جوانان به خود می آیند که وارد مقطعی شده اند که باید به فکر ایام کهولت خود باشند! بعبارت دیگر سیاستگذاران ایران با این استراتژی خود فرصت اندیشیدن و گام برداشتن در جهت تحقق اهدافی همچون آزادی را عملا از شهروندان سلب می کنند. بنابراین، مدارس و دانشگاه های ما علاوه بر اینکه در حال زنده به گور کردن جوانان و آرمان هایشان هستند عمده ترین منابع درآمد مافیایی قدرتمند و سلطه طلب در ایران نیز هستند که جز با بخدمت گیری افرادی همانند وزرای کنونی علوم و آموزش و پرورش به اهداف امپریالیستی خود نمی رسند.

دکتر محمدحسن حسینی: کنکور؛ ابزاری برای استعمار و چپاول مردم

معلمان و مدرسان اما در این کارخانه ها نقش برده هایی مسخ شده را ایفا می کنند که – خواسته یا ناخواسته در راستای اهداف تمامیت خواهان – فیلتر شده و به خدمت گرفته شده اند. این افراد با کمترین و حداقل ترین حقوق و مزایا در حال خدمت در این کارخانه های گوسفند سازی هستند و بیش از 98% از آنها کوچکترین اعتراضی هم ندارند. دلیلش هم این است که در دانشگاه فرهنگیان و در کلاس های ضمن خدمت که در آنجا مسخ شدند و می شوند آنها را با مفاهیمی همچون اعتراض و رشهای حق طلبی و مطالبه گری آشنا نکردند و نمی کنند. آن دو درصدی هم که اعتراض می کنند اگر به اصطلاح خطوط قرمز را نادیده بگیرند به شدت سرکوب و در نطفه خفه می شوند. به عنوان نمونه حقوق خود من با مدرک دکترای تخصصی و 22 سال سابقه تدریس دو میلیون و سیصدو هشتاد هزار تومان هست! اعتراض کردم که نتیجه اش این شد که من را در یک مدرسه کار و دانش در حومه مشهد مطرود و یا بهتر است بگوییم مخفی کردند و زندگی را نیز بر من جهنم کردند! و وقتی به اعتراضاتم با روشهای جدیدتری و نیز در سطح گسترده تری ادامه دادم ترتیبی دادند که من را مجبور به فرار از کشور کردند. اما یک ساعت قبل از حرکت قطارم به آنکارا من را –در تهران- بازداشت کردند و به تیمارستان آزادی تهران بردند و حتی به آزار و اذیت جنسی من پرداختند و ….
http://bit.ly/2hdn653

همه اینها در حالی است که مسیولانی که 64 حساب بانکی غیر قانونی دارند و زمین خواری می کنند و از این طرق سودهای بیلیاردی می کنند و همزمان در حال خدمت به انگلیسی ها هم هستند مدام در گوش ما می خوانند که معلمی عشق است و اینکه معلمی شغل انبیاست و ….
اما واقعیت این است که به قول یکی از دوستان:

شیخ ما بسیار دنیا دیده است❗️
کارهایش کاملا سنجیده است❗️
#بنز_و_ویلا را خودش برداشته❗️
#آخرت را هم به ما بخشیده است….

ختم کلام اینکه
جمهوری اسلامی از بخدمت گیری افراد متخصصی که حاضر نیستند شرافت و آزادگی خود را به زیور دنیا بفروشند بویژه در رده های بالای این رژیم تعلیمی و تربیتی پرهیز می کند چرا که می داند بخدمت گیری این افراد به تربیت شهروندانی متفکر، منتقد، خلاق، تحلیل گر و مطالبه گر می انجامد که نهایتا باعث آبادی و توسعه مملکت می شوند. سیاست گذاران جمهوری اسلامی بخوبی می دانند که در آنصورت مردم به رفاه خواهند رسید و مردم مرفه نه به فکر آب و نان که به فکر آزادی می افتند و این یعنی سرنگونی و ریشه کن شدن رژیم غارتگر و خودکامه آنها.

مقالات، کتاب ها و ویدیوی 17 دقیقه ای معرفی اسلحه آموزشی من را در وبلاگم ببینید:

http:// beyondelt.blogfa.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)