کینه در لغت یعنی بدخواهی و آزار کسی را در دل پوشیده داشتن یا دشمنی. خیلی پیش می‌آید که به دلایل گوناگون از اطرافیان خود رنجیده شویم و ناراحتی از آنها را به دل بگیریم چنین رنجش‌هایی اگر کوتاه مدت باشند و بعد از رسیدگی به مشکل یا گفتگو با طرف مقابل رفع شوند جای اشکال ندارند و طبیعی است که انسان‌ها در تعامل با یکدیگر گاهی دچار سوءتفاهم و ناراحتی و رنجش از هم شوند اما زمانی این مسئله مشکل آفرین می‌شود که فرد نمی‌تواند ناراحتی و رنجش خود را درست مطرح کند و آن را کنار بگذارد.
همان‌طور که می‌گویند انتقام مثل یک شمشیر دولبه است نباید فراموش کرد که کینه داشتن نیز مانند شمشیری دو لبه است که لبه تیز آن ابتدا به سلامت روان خود فرد ضربه می‌زند.
وقتی فرد دارای کینه از کسی رنجشی به دل دارد به طور مرتب به حادثه‌ یا مجموعه حوادثی که باعث ایجاد این رنجش شده فکر می‌کند و حرص می‌خورد که چرا فلان حرف یا فلان کار را انجام نداده‌ یا با دوباره بازآوری خاطرات ناراحت کننده یک بار دیگر آنها را زندگی می‌کند و مدام در ناراحتی دائمی بسر می‌برد. نتیجه چنین خودخوری‌ها و حرص خوردن‌هایی تنها ایجاد مشکلات سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، استرس است.
همچنین وقتی فرد از کسی کینه‌ای به دل می‌گیرد مخصوصا اگر شخص نزدیکی باشد ذهن وی بخش بیشتر انرژی خودش را صرف فکر کردن به ظلمی می‌کند که بر او شده درنتیجه تمام فکر و ذهن و رفتار فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ممکن است روابط او با افرادی که اصلا ربطی به علت ایجاد کینه ندارند تیره و تار شود.

بخشش
بهترین کار برای رفع کینه، بخشش است. بخشش را نباید به معنای فراموش کردن اتفاقات پیش آمده دانست. واقعیت این است که اتفاق مربوطه رخ داده و نمی توان آن را فراموش کرد. تأثیری که بخشیدن دارد این است که بار هیجانی ماجرا را می گیرد و باعث می‌شود که دیگر از بابت یادآوری آن اتفاق، حال فرد بد نشود نه این که آن ماجرا به کلی از ذهنش پاک شود. همینطور بخشش به این معنا نیست که تقصیر و مسئولیت کسی برای آسیب زدن را انکار ‌کرد و یا کار اشتباه او را توجیه کرده یا کم ‌شمرد. می‌توان بدون توجیه عمل آن فرد، او را بخشید.

مراحل بخشش
بخشش در یک لحظه اتفاق نمی‌افتد، مرحله به مرحله انجام می‌شود.
1) پذیرش ناراحتی. بخشش با غصه و ناراحتی شروع می‌شود. ممکن است فرد یا گروهی شما را رنجانده باشند. اگر می‌خواهید آنها را ببخشید باید به خودتان بقبولانید از رفتار آنها رنجیده‌اید. پس از آن که پذیرفتید آسیب دیده‌اید دچار احساسات منفی چون خشم، ناراحتی، ترس، تعجب، گیجی و ناامیدی می‌شوید و همین احساسات مانند باتلاق شما را در خود فرو می‌برد.
2) تسکین خشم و نفرت. پس از رنجیده شدن خاطرات تلخ، ذهن‌تان را پر می‌کند اینجاست که باید سعی کنید به اعتقادات و باورهایتان پناه ببرید و اجازه ندهید خشم و ناراحتی بر رفتارتان تاثیر بگذارد. آنچه در این مرحله به شما کمک می‌کند، شناخت ارزش‌هایتان در زندگی است. باید از خود بپرسید من می‌خواهم این رنج و سختی را به چه چیز تبدیل کنم؟
3) تمرین کردن. در این مرحله باید تلاش کنید با کنترل احساسات از شر قلاب کینه خلاص شوید. احساس همدردی با ایجاد کننده رنجش می‌تواند در خلاصی از این قلاب نقش مهمی داشته باشد.
4) همه چیز را رها کنید و به راه خود ادامه دهید. سعی کنید خشم و کینه را از خود دور کنید و مانع ورود آنها به قلبتان شوید. این کار را آنقدر تکرار کنید تا مطمئن شوید فاصله زیادی با خشم دارید. در این کار حتما پشتکار داشته باشید. مطمئن باشید بعد از بخشش در درون‌تان فضایی پاک و تازه آفریده‌اید و سالم‌تر و شاد‌تر خواهید بود.
در دل هر بخشیدنی احساس اینکه حق من پایمال شده هم قرار دارد. بخشیدن کار راحتی نیست برای همین بخشش کار کسی است که قدرت دارد.

اگر خود نیاز به بخشش داشته باشیم چه؟
اولین قدم این است که اشتباه خود و تاثیری که بر دیگران داشته را فهمیده و ارزیابی کنید. همچنین نباید خیلی سختگیرانه خود را قضاوت کنید. شما هم انسان هستید و ممکن است اشتباه کنید. اگر واقعا بخاطر حرفی که زده‌اید یا کاری که انجام داده‌اید پشیمان هستید، باید آن را برای کسی که به او آسیب رسانده‌اید اقرار کنید. درمورد پشیمانی و ناراحتی خود با او حرف بزنید و از او بخشش بخواهید البته بدون اینکه برای کاری که کرده‌اید بهانه بیاورید یا سعی کنید آن را توجیه کنید. یادتان باشد نمی‌توانید دیگران را مجبور به بخشیدن کنید. آن فرد خود باید تصمیم به بخشیدن بگیرد. نتیجه کار هرچه که شد، سعی کنید با دیگران با محبت و احترام رفتار کنید.

راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)