آزارکلامی، معمولاً به وضوح انواع آزارهای دیگر نیست و زیاد پیش می‌آید که قربانی حتی متوجه نمی‌شود که مورد آزار کلامی قرار گرفته است زیرا نمی‌داند که کدام حرف‌ها بخشی از آزار کلامی محسوب می‌شوند. وقتی افراد به آزار کلامی فکر می‌کنند تصورشان از آزار اغلب شامل متلک پرانی، فحاشی، تحقیر یا چیزهایی با این محتوا است اما آزار کلامی اشکال دیگری هم دارد.
📌 عدم اشتراک‌گذاری احساس‌
فرد آزارگر به قصد ایجاد ناراحتی و اضطراب در شریک زندگی خود عمداً “تنبیه سکوت” را در پیش می‌‌گیرد یعنی سکوت می‌کند و احساس یا افکار خود را به زبان نمی‌آورد. چنین عملی با خجالتی بودن یا درون‌گرا بودن بسیار متفاوت است. فرد آزارگر به قصد کنترل فرد قربانی چنین کاری انجام می‌دهد مثلا یک فرد عادی ممکن است به شریکش بگوید که در حال حاضر نمی‌تواند در مورد موضوع خاصی افکارش را به اشتراک بگذارد و نیاز به زمان دارد و بعد برای صحبت با شریکش وارد عمل می‌شود اما فرد آزارگر این عمل را انجام می‌دهد تا باعث ناراحتی طرف مقابل شود و حرف و خواسته خود را به کرسی بنشاند.
📌 خار کردن احساسات
فرد آزارگر به قربانی می‌گوید اتفاق رخ داده را تصور کرده است و چنین چیزی روی نداده و یا او زیادی حساس است و عکس‌العملش نسبت به اتفاق رخ داده، زیاد است. این تکنیک باعث می‌شود تا قربانی احساس کند فرد غیرقابل اعتمادی است یا اجازه ندارد احساسات خاصی را داشته باشد. مثلا فرد قربانی می‌گوید که حس می‌کند سخنان او شنیده نمی‌شود یا اینکه از کاری که فرد آزارگر انجام داده، ناراحت شده است. فرد آزارگر درمقابل این اتهام را وارد می‌کند که آن‌ها بچه‌ننه هستند یا زیادی حساسند و شورش را درآورده‌اند.
📌 جک ساختن
اگر آزارگر تصمیم بگیرد که شریک زندگی خود را دست بیاندازد و از او جک بسازد این می‌تواند گیج کننده باشد. مثلا زوجی در حال تماشای یک مسابقه علمی هستند و فرد قربانی جواب سوالی را اشتباه می‌دهد. فرد آزارگر به او می‌گوید هیچ می‌دونی خیلی احمقی؟ قربانی می‌گوید: این حرف زشتی است و من را ناراحت می‌کند. آزارگر جواب می‌دهد: داشتم شوخی می‌کردم تو اصلا حس شوخ‌طبعی نداری!
حالا تصور کنید به بهانه شوخی و طنز مرتباً در جمع یا خصوصی مورد چنین آزار کلامی قرار بگیرید: تو خیلی زشتی. تو خیلی چاقی. تو خیلی خنگی. تو خیلی ساده‌لوحی.
چنین روشی باعث می‌شود که قربانی فکر کند در حال تصور کردن چیزهاست و زیادی بدبین یا حساس است و حق ندارد احساس کند به او توهین شده و یا حتی بدتر ممکن است قربانی حرف‌های آزارگر را باور کند و صفاتی را که ندارد به خود نسبت دهد که این باعث کاهش عزت نفس و اعتمادبنفس می‌شود.
مواجه با آزار کلامی بسیار دشوار و سخت است مخصوصا وقتیکه شما مطمئن نیستید واقعا در حال وقوع است یا خیر؟ اگر تجربه چنین آزارهایی را دارید دو چیز را فراموش نکنید:
1. احساسات شما معتبر هستند زیرا شما آن‌ها را احساس می‌کنید.
2. چیزی که آزارگر در مورد شما بیان می‌کند، برداشت ذهنی اوست و حقیقت وجودی شما نیست.

راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)