مدرسه فمینیستی:  فرامرز دبهوی والا[1] (۴۳ ساله) در انگلستان متولد شد . پیش از تولد،  پدرش از هند به انگلستان سفر کرد تا دوره تخصص جراحی را تکمیل کند. این خانواده پس از  پایان  تخصص پدر به آمستردام مهاجرت کردند. فرامرز پس از اخذ دیپلم در آمستردام  با کمک هزینه تحصیلی وارد آکسفورد شد و در رشته تاریخ تحصیل کرد و اینک استاد رشته تاریخ در اکسفورد است. کتاب او با نام «ریشه سکس»[2] ‌ یکی از پرفروش ترین کتابهاست. او با همسر و دو دخترش در لندن به سر می برد.

 

آیا نوشتن کتاب درباره تاریخ سکس برای مورخی در اکسفورد کار خطرناکی نیست؟

 

ـ   نه ، چرا باید خطرناک باشد؟

 

همکاران شما شاید خرده گیرند که کتابی عوام پسند نوشته اید.

 

ـ  موقعی خطرناک است که مطلب تازه ای درباره این موضوع ننوشته باشم. اما پس از این که پایان نامه دکترای خود را درباره تاریخ  تن فروشی نوشتم،  پانزده سال درباره ی این کتاب پژوهش کردم و نکات تازه ای یافتم.

 

می خواهید  واقعا ادعا کنید  تاریخ سکس تاکنون بررسی نشده است؟

 

ـ البته که تاکنون بررسی هایی در این مورد شده است. اما کتابی درباره  دوران روشنگری یا روشن نگری از زاویه نگرش به سکس و سکسوالیته  و معاشرت مردان و زنان تاکنون  وجود نداشته. موقعی که من شروع کردم آرشیو ها را مطالعه کنم، به نکاتی  برخوردم که  دست از سرم بر نداشتند.

 

چه نکاتی؟

 

ـ  در سال ۱۶۵۰ برخی از تن فروشان زن به مرگ محکوم شدند. صد سال بعد تلاش شد این تن فروشان را در خانه های ویژه ای  برای خدمتکاری یا کلفتی تربیت کنند. یعنی ترحم  جانشین  تنبیه شد. این امر تحولی اساسی بود که  بر من آشکار شد: در این تحول، من به نقطه عطفی ـ  بیش از آنچه تاکنون پذیرفته شده بود ـ  برخورد کردم. آرزویی بود  برای یک مورخ  پژوهشگر. اما  دلایل شخصی  نیز  وجود داشت که به این موضوع علاقمند شوم.

 

می شود بیشتر توضیح دهید؟  

 

ـ  من در آمستردام بزرگ شده ام. در محیطی بس  لیبرال و مداراجو . وقتی به لندن آمدم،  چنین تصور کردم که گویی به دوران گذشته باز گشته ام. مارگرت تاچر کوشید به زور آزادی همجنس گراها یا  دگرباشان  را محدود کند. حتی قانونی به تصویب رسید که می بایست  مانع شیوع بیماری ایدز  شود. همه هراسناک و وحشت زده شدند. در آن موقع  من به درک بعد یا جنبه ی سیاسی سکس علاقمند شدم.

 

چگونه پژوهش های خود را آغاز کردید؟

 

ـ  شاید عجیب به نظر آید. اما می خواستم تمامی آنچه را که ممکن بود به این  موضوع مربوط می شود بخوانم: احکام دادگاه ها، گزارش های پلیس، نامه ها، یادداشت ها، متن های ژورنالیستی، فلسفی و  ادبی. می خواستم  دریابم تصورات سکسی و اخلاقی  مردم در روزگاری که بسر می بردند چگونه بوده و نیز چگونه از این تصورات رنج می بردند.

 

آیا خواندن این مطالب، زندگی خصوصی و شاید زندگی سکسی شما را  دگرگون کرد؟

 

ـ  آدم نمی تواند پانزده سال به طور پیگیر به موضوعی بپردازد و تحت تاثیرش قرار نگیرد: امروز من بیش از پیش آگاه شده ام که  آزادی عشق ورزیدن، موهبت عصر ماست.

 

به گذشته بازگردیم، به سال ۱۶۰۰ : با  کدام  تصورات اخلاقی آن موقع،  امروز نمی شود روزگار را سپری کرد؟

 

ـ  در آن دوران در جهان غرب، انسان به خاطر سکس پیش از ازدواج و سکس خارج از زناشویی (زنا)  تبعید می شد، با تازیانه سخت تنبیه می شد،  زندانی و یا حتی اعدامش می کردند. البته رفتار با همجنس گراها  که جای خود داشت. در آن موقع زندان های خاصی  برای زناکاران ایجاد شده بود. بر پیشانی مردهایی که فاحشه خانه ها[3] را اداره می کردند با آهن گداخته حرف «بی» را حک می کردند. در اسکاندیناوی که امروز نمونه ای از تولرانس (مدارا و تفاهم)  است صدها نفر را کشتند، چون با گاو سکس داشتند.

 

خوب ، سکس با  گاو  شایسته نیست.

 

ـ  البته که شایسته نیست. اما سخن بر سر رفتار با این کار ناشایست است. آزادی سکس شبیه دمکراسی است که به آسانی به دست نیامده. دستاوردی است که قرن ها با مبارزه به دست آمده. ما به طالبان اشاره می کنیم اما از یاد می بریم که  فقط دویست پنجاه سال  است به آزادی سکس دست یافته ایم. پیش از آن چنین تصور و پذیرفته می شد که سکس امری است خصوصی. اما  به واقع  فقط  مردان ثروتمند  اقشار ممتاز جامعه از آزادی سکس برخوردار بودند. دیگران می بایست از فقدان این آزادی  رنج برند، به ویژه  زنان.

 

یعنی  مدت کوتاهی است که زنان واقعاَ از سکس لذت می برند؟

 

ـ  این جور هم نبود. تا سال ۱۷۰۰ تصور می شد زن موقعی باردار می شود که به اوج کامیابی و لذت بردن از سکس (اورگاسم) نایل شود.  بنابراین، شما می توانید تصور کنید  مردی که  می خواست  پدر کودکی شود می بایست چه قدر  تلاش  کند.

 

چرا سکس  بدون ازدواج  به شدت ممنوع شده بود؟

 

ـ  نخست این که خواست خدا قلمداد می شد. دوم این که کسی که با آزادی سکس موافق بود  دیر یا زود قربانی اتحطاط و زوال جامعه  می شد. اتحطاط  و زوالی که  آزادی سکس مسبب آن بود.

 

این انحطاط  و زوال جامعه چگونه بود؟

 

– آنارشی، بیماری ها، به هم ریختن نظم  اجتماعی در اثر وجود زنان مجرد و کودکان «حرام زاده»  که سربار جامعه می شدند. زنا، مسبب دو چیز بود: گناه و جنایت.  آخرین پیگرد قانونی سکس بدون ازدواج مرد و زن  در سال ۱۷۴۶ در انگلستان به وقوع پیوست.

 

همه تصور می کنند  اصطلاح «انقلاب سکسی»،  در  دهه ­ی شصت رخ داد. موقعی که هیپی های برهنه و کمون ها  ظهور کردند و سر آغاز پیدایش فمینیسم بود…

 

… و این تصور درست نیست. در حدود سال   ۱۸۰۰،  تفکر کاملا نوینی اشاعه یافت که می شود این تفکر را انقلاب سکسی نامید و اساسی تر از آزادی سکس در دهه شصت بود. در سال ۱۶۵۰ از هر صد کودک فقط یک کودک «حرام زاده»  متولد شد. در سال ۱۸۰۰ بیست و پنچ درصد شد. این بدان معنی است که مردم دیگر ترس و وحشت گذشته را  نداشتند.

 

چرا نخستین انقلاب سکسی، اساسی تر از انقلاب سکسی  دهه شصت بود؟

 

ـ  قرن ها، آنچه طبیعی و غیر طبیعی، آنچه درست و نادرست، آنچه خصوصی و عمومی بود،  به وضوح تعریف و تعیین شده بود. این جهان بینی  با نخسین انقلاب سکسی  دگرگون شد. در حالی که  در دهه شصت آنچه که  چند قرن پیش رخ داده بود  تکمیل شد. ایده­ی برابری زن و مرد، تولرانس (تفاهم و مدارا)  در برابر دگرباشان  (زنان و مردان همجنس گرا) مدت ها پیش وجود داشت، اما در قرن بیستم عمومی شد.

 

می توانید نمونه ای ذکر کنید؟

 

ـ  مردی به نام ویلیام براون در سال ۱۷۲۶ دستگر شد، چون دست اش در شلوار مرد دیگری دیده شده بود. می دانید او در دادگاه چه گفت؟  گفت: «فکر نمی کنم کاری که من می کنم و از آن خوشم می آید جنایت است». یعنی اندام شخص به مثابه ی تملک  خودش، تملکی که به خودش تعلق دارد.  درست همین امر ، درک مدرن ما  از  سکس و سکسوالیته است. من  این گفته او را در گزارش پلیس سیصد سال پیش خواندم.

 

تصویر و نقش  زن و مرد  از آن موقع  به بعد چگونه دگرگون شد؟

 

ـ  تصویر و نقش زن و مرد کاملا برعکس شد. تا سال ۱۷۰۰ زن ها جنسیتی قلمداد می شدند با شهوت بیشتری از مردها. کافی است که انجیل یا متون آن دوران را بخوانید. در این متون، شهوت و میل جنسی به عنوان شور و شهوت خطرناکی توصیف شده که بایستی کنترلش کرد. و چون از آن جایی که زنان ضعیف تر قلمداد می شدند، جنسیتی بودند  که از نظر جسمانی و از نظر اخلاقی نمی توانستند خودشان را کنترل کنند. البته در عمل، مردها به زن ها تجاوز می کردند، اما  از نظر تئوری،  شور و شهوت زنان بود که سبب می شد مردان به آنان تجاوز کنند.

 

چه موقع این تصویر و نقش زن و مرد  دگرگون شد؟

 

ـ  در سال ۱۸۰۰ این وضعیت بالاخره پایان گرفت. از آن موقع به بعد، مردها جنسیتی قلمداد شدند که شهوت بیشتری دارند. بنابراین، مردها زنان را اغوا می کردند و اغلب به زور. ناگهان، زنان قربانی مردان شدند. پیش از این، جور دیگری بود.

 

چرا این دید عوض شد؟

 

– روزنامه ها، مجلات و به طور کلی رسانه های همگانی در این موقع  به طور وسیع منتشر شدند. زنانی که در متون روزنامه ها و متون ادبی، دنیای احساسات خود را منتشر کردند خوانندگان بیشتری یافتند. قربانی ها ساکت ننشستند و صدای خود را به گوش دیگران رساندند. هم چنین دوران انتشار رمان بود که نوع کاملا ویژه ای از نوشتار است. خوانندگان این رمان ها، به طور بی واسطه  به روحیه شخصیت های رمان ها  پی می بردند. برخلاف تماشای نمایش درام روی صحنه تئاتر.

 

نقش سکسی که خرید و فروش می شد چیست؟

 

ـ   در اثر آزادی نوین سکسی، این  کسب و کار  گسترش یافت. تخمین زده می شود که در سال ۱۸۰۰ در لندن که بزرگترین شهر دنیا بود  پنجاه هزار زن  تن فروش وجود داشتند. این کسب و کار مانند امروز سازمان یافته بود و  مراکز آنها  اغلب در کوچه پس کوچه های  تیره و تار بود. برخی تن فروشان در آپارتمان ها، مشتری های خاصی داشتند و نیز کورتیزان ها (تن فروشانی که معشوقه های اعیان و اشراف جامعه بودند و پول هنگفتی طلب می کردند). تن فروشی به نام  فنی موری به منظور نشان دادن ثروتش یک اسکناس بیست پوندی (که امروز معادل ۲۵۰۰ یورو است) در درون ساندیجی خورد. البته در آن موقع تن فروشی بار منفی نداشت و کسب و کاری زشت تلقی نمی شد.

 

بلکه؟

 

ـ   بسیاری روشنفکران تن فروشی را مانند چند همسری روش مناسبی تلقی می کردند که مردها شهوت خود را فرو می نشانند بی آن که  اساس و بنیان جامعه، یعنی خانواده ی بورژوازی، آسیب ببیند. مردی که در کنار همسرش به طور رسمی حق داشت چند زن داشته باشد، زناکار محسوب نمی شد. زنان او گرفتار فقر و تنگدستی  و سربار جامعه  نمی شدند.

 

آیا در پژوهش ها به سر گذشت و سرنوشتی برخورد کرده اید که شما را تحت تأثیر قرار داده باشد؟

 

ـ  آری، برای نمونه در روزنامه ای، نامه ای یافتم از زنی  درسال ۱۷۲۶. هر بار که در کنفرانسی این نامه را می خوانم  چندش آور است.

 

چرا؟

 

ـ  فرض کنیم در سال ۱۷۲۳ به سر می بریم. در لندن،  مردی معشوقه اش را اغوا می کند و شاید به او تجاوز می کند. زن باردار می شود ولی مرد بدون این که به معشوقه اش اطلاع بدهد لندن را ترک می کند. اما زن،  مرد را دوست دارد و نشانی او را  در کنت پیدا می کند. زن حامله به کنت سفر می کند و با او رو به رو شده به او می گوید: من حامله هستم و این هم، کودک توست، حال چه کنیم. تو قول دادی با من ازدواج می کنی. اما مرد می گوید: برو گم شو،روسپی. نمی خواهم دوباره تو را ببینم.

 

زن چه عکس العملی نشان می دهد؟

 

ـ  قلب او جریحه دار می شود. به اتاقش در پانسیون می رود ،  آخرین نامه را به زنی که دوست او بود  می نویسد.  نامه در روزنامه منتشر می شود و او خودش را در رودخانه غرق می کند.

 

 

آیا در جهان غرب  مردم از آزادی سکس رنج  نمی برند؟

 

ـ منظور شما چیست؟

 

بنابراین اصل: هر قدر جامعه ای بیشتر تحت فشار قرار گیرد، همان قدر بیشتر آرزوی آزادی می کند و برعکس.

 

ـ  مطلقا چنین نیست. در کتابی که نوشته ام نشان داده ام چگونه در جوامع پیش از مدرن، مردم  آنچه را که سران قوم به آنها  تلقین می کردند می پذیرفتند: آزادی سکس خطاست، گناهی است که باید مجازات شود. ایجاد فضای ترس و وحشت سبب می شد که مردم به این شیوه­ی رفتار خو گیرند و عادت کنند. و زمانی فرا می رسد که  حتی به این باور هم می رسند که لازم است همسایه ی دیوار به دیوار خود را بپابند و او را لو دهند.

 

با وجود این، آزادی سکس سبب می شود کودک ده ساله با کامپیوتر انواع پورنو گرافی ها را مشاهده کند.

 

ـ  آزادی، و آزادی سکس، دو جنبه دارد. یکی از جنبه ها دستاوردهای مثبت آن است و جنبه دیگر مشکلات آن. این تضاد، بهای آزادی است. ما در جامعه ای فوق العاده پلورالیستی به سر می بریم. برای ما دیگر فقط یک راه درست، یا فقط یک اصل جهان نگری و جهان بینی وجود ندارد. البته این امر در مورد سکسوآلیته نیز به عدم تشخیص موقعیت و  وضعیت و جهت یابی منجر می شود. چه چیز طبیعی است؟ سرآغاز و منشاء انحراف و ناهنجاری های جنسی کجاست؟  این ها همه چیزهایی هستند که پیوسته متغیرند.

 

آیا کتاب شما  بین خوانندگان بازتاب  داشته است؟

 

ـ  فوق العاده. هم اکنون این کتاب به زبان های آلمانی، روسی، چینی، پرتقالی و ایتالیایی ترجمه می شود. به زودی برای شرکت در کنفرانسی به بالی  سفر خواهم کرد.

جالب تر اما نامه هایی است که من از کشورهایی مثل عربستان سعودی، پاکستان و … دریافت می کنم. پس از این که بنگاه انتشاراتی، بخش هایی از این کتاب را به صورت آنلاین منتشر کرد،  بسیاری زنان در اندونزی، عربستان سعودی، و پاکستان، دیگران را به خواندن این کتاب تشویق و  ترغیب می کنند.

 

هدف و منظور آنها  چیست؟

 

ـ   به منظور این که سرانجام درک کنند چرا ما در جهان غرب  طور دیگری به موضوع سکس می نگریم. اصولا آنها حق دارند. آنچه دویست سال پیش بر ما گذشت، اینک بر این کشورها می گذرد: مردم از محیط روستا به گمنامی شهرها روی می آورند. به رسانه ها دسترسی پیدا می کنند و آزادی درخواست می کنند، هم چنین آزادی سکس.

 

اخیرا در آلمان بحث بر سر تصویب مقررات به منظور سهم بیشتر شرکت زنان در مؤسسات مختلف آغاز شده . نظر شما درباره نقش زنان در قرن بیست و یکم چیست؟

 

ـ  برای من قابل فهم است که برای مثال کسی که ناظر جنبش های دهه شصت و هفتاد بوده اینک سرخورده شود. برابری زن و مرد چنان کند و بطئی پیش می رود  که آدم واقعاَ سرخورده می شود. درآمد و حقوق زن ها باز هم کمتر از مردهاست. زنان به ندرت به مقام های مدیریت نایل می شوند. اما این موضوع یک جنبه است. جنبه دیگر، دیدگاه بلندمدت و تاریخی است. از قرن هجدهم  زنان گام به گام به آزادی و برابری واقعی نزدیک تر شده اند. با توجه به این مسیر طولانی،  زمانی فرا می رسد که  آزادی و برابری زنان  کامل خواهد شد.

 

 

پانوشت ها:

 

 

[1] Faramarz Dabhoiwala

 

 

[2] The Origine of Sex 

 

 

[3] Brothel

 

منبع:

 

برگرفته از:  SDZ. Nr. 290. 15./16.Dezember 2012

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)