یمن گواه درگیری های مسلحانه است و تحولات دراماتیکی در این کشور جنگ زده درحال وقوع است.
رسانه ها خبر از اختلاف و تفرقه در میان نیروهایی می دهند که در سال 2014 توافق میان نیروهای سیاسی برای گذر مسالمت آمیز را به سوی دموکراسی و فدرالیسم در یمن بر هم زدند و پایتخت و چند استان دیگر را تصرف کرده اند. اکنون جدایی و کشمکش مسلحانه میان متحدان پیشین است؛ میان علی عبدالله صالح و حزب “کنگره مردمی اش” از یک سو که همچنان به انقلاب سپتامبر 1962 و جمهوریت و یکپارچگی یمن باور دارد و شبه نظامیان “انصار الله” معروف به حوثی از سوی دیگر است که خواهان استقرار نظام “ولایت” در یمن هستند که نسخه زیدی نظام ولایت فقیه ایران است.
گزارشها، گویای سقوط پنج استان و چندین محله صنعا به دست هواداران صالح است. اینان به کمک قبایل اطراف، فرودگاه صنعا و اغلب پادگان ها را از حوثی ها پس گرفته اند . سخن از سقوط ساختمان رادیو تلویزیون و وزارت دفاع هم می رود. طی در گیری های سه روز گذشته، تاکنون هشتاد تن کشته و 150 نفر زخمی شده اند. عبدالملک حوثی – کارگزار رژیم ایران در یمن – در موضع ضعف قرار دارد، این را می توان از سخنرانی امروزش دریافت، گرچه هنوز بخش های مهمی از پایتخت را در اختیار دارد.
علی عبدالله صالح، چراغ سبز را به نیروهای ائتلاف به رهبری سعودی نشان داده و گفته است، آماده گفتگو و روابط عادی با کشورهای همسایه است. او به نیروهای مسلح دستور داده است تا نافرمانی پیشه گیرند. چنین به نظر می رسد که نهاد نیروهای مسلح حوثی ها در حال فروپاشی است. صالح از این همه فراتر رفته و خواستار نافرمانی در همه قلمرو حوثی ها شده است.
با توجه به لحن رسانه های وابسته به کشورهای خلیج چنین به نظر می رسد این تحرک علی عبدالله صالح پیامد مذاکرات و توافقات پنهان پیشین میان او و مسوولان سعودی و امارات است.
بی گمان علی عبدالله صالح که توسط انقلاب یمن در 2011 از حاکمیت به زیر کشیده شد، خودرا میراثخوار “انقلاب جمهوری” علیه رژیم واپسگرا و قرون وسطایی “امامت” در سال 1962 می داند که به رهبری عبدالله سلال و با پشتیبانی بعدی جمال عبدالناصر انجام گرفت.
حزب کنگره مردمی و رهبرش صالح اکنون کارنامه سه ساله شبه نظامیان حوثی را با زبان و سلاح به نقد کشیده اند. طی سه سال پس از کودتا علیه دولت مشروع یمن نه تنها صالح و حزب اش بلکه اغلب مردم یمن، به ماهیت ارتجاعی “انصار الله” یعنی حوثی ها پی برده اند. آنان نمی خواهند به دوران ارتجاعی “امامت” قبل از 1962 برگردند و نیز با تعصب ها و قشری نگری ها و انتقام گیری های حوثی ها بیش از پیش آشنا شدند.این را در اقتصاد درهم شکسته و شیوع بیماری های واگیر و دیگر بلاهای سیاسی اجتماعی و فرهنگی لمس کردند. نیز کارنامه سیاه رژیم ج ا ا را با چشم خود دیده اند. اکنون ظاهرا تفنگ در میدان نبرد، حرف اول را در یمن می زند و نتیجه این نبرد می تواند آینده یمن را مشخص سازد. اگر نیروهای هوادار صالح به پیشروی خود ادامه دهند و در این راه از حمایت نیروهای ائتلاف عربی بهره گیرند می توانند “انصار الله” حوثی را سر جایشان بنشانند که آغازی برای پایان دخالت های امپریالیسم فقهی ایران در یمن خواهد بود. بی گمان حوثی ها را نمی توان فقط با نیروی نظامی شکست داد و در آینده باید به عنوان یک نیروی سیاسی – ونه نظامی وابسته به رژیم ایران – در فرآیند سیاسی کشور مشارکت داده شوند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)