جنبش سياسى اعتراضى بخش قابل توجهى از مردم در سال ١٣٨٨حول شعار : ” رأى من كو ؟” كه شديداً مورد مقابله ى قواى سه گانه و كليه ى مظاهر و شئون نظام قرارگرفت ، اين بار در سال ١٣٩٦ با جنبش اعتراضى سراسرى خود جوش صنفى حول شعار در يك كلام : ” پول من كو ؟” كه توسط خيل عظيم سپرده گذاران بلاتكليف مؤسسات مالى واعتبارى بر پاشده است قابل مقايسه است .
در جنبش ” رأى من كو؟” اعتراض به ساختار سياسى اى بود كه ساده ترين و ابتدائى ترين مبانى دموكراسى يعنى پاسخگوئى به نتيجه انتخابات را برنمى تابيد و ناديده گرفت ، در جنبش” پول من كو ؟”اعتراض به قلب ساختار اقتصادى است كه نه تنها پاسخگو نيست بلكه حتى خود را موظف به پاى بندى به شروط اوليه معاملات يعنى وفا به عهد و امانت دارى نمى داند .
در جنبش ” رأى من كو ؟” قلب نظام سياسى يعنى دموكراسى مورد ادعا زير سؤال قرارگرفت در جنبش ” پول من كو؟” مغز و سلسله اعصاب نظام اقتصادى كشور كه همان سيستم بانكى آن است از اعتبار ساقط شد .
عدم پاسخگوئى و فقدان استدلال در متقاعد كردن خيل معترضين وجه مشترك اين دو جنبش به حساب مى آيد .
در هردو جنبش روى كرد غالب نظام امنيتى كردن جو و در نهايت مسير بگير و ببند و پرونده بساز والى آخر(!) بوده است .
هر دو جنبش به سرعت از حيطه ى درون مرزى خارج و از ابعاد جهانى تبليغاتى گسترده اى برخوردار شدند .
هردو جنبش هزينه هاى گرانى براى نظام به بار آوردند و از عمر و عواقب درازمدت و مزمنى بر خوردار بوده اند .
هر دو عمدتاً گريبان گير ،عارض و مبتلا به طيف وسيع طبقه ى متوسط جامعه بودند .
با اين دو رخداد خاص، امنيت سياسى و اقتصادى بخش عمده ى طبقه متوسط مورد مخاطره ى جدى قرارگرفته است .
صف آرائى نيروهاى امنيتىِ مقابله كننده با جنبش هاى برشمرده از قرابت ظاهرى بسيارى برخوردار هستند كه جنبه ى قلدرمآبى، قدرت نمائى و ارعاب وجه برجسته ى آن ها است .
…اما اين بار نظام كه از حركات عجولانه خود با جنبش ” رأى من كو؟”درس ها آموخته به مراتب حساب شده تر گام بر مى دارد واز ابزارهاى گسترده ترى سود مى جويد .
دراهميت جنبش ” پول من كو؟” همين بس كه عاليترين مقام حكومتى رسماً حل عاجل آن را به نمايندگان سه قوه واگذار كرد ، وشايد اين عكس العملى بود در مقابل معترضين كه نه تنها سه قوه بلكه رهبرى را مورد خطاب قرار داده اند. آن ها در تظاهرات گسترده ى شان در مقابل مجلس ، دادگسترى و دادسرا، بانك مركزى و برخى شعب بانك ها و بالاخره بيت رهبرى و يك صدا سردادن شعارهاى حساب شده ، مخالفت گسترده و جدى خود را با عملكرد نظام مالى و پولى كشور آشكار كرده اند.
ميليون ها سپرده گذار بلاتكليف كه نه تنها اندوخته هاى عمرى تلاش و دسترنج خود را به وضوح در مظانّ چپاول ، نيستى و نابودى مى بينند بلكه آينده ى نيمه مطمئنى نيز فراروى خود مشاهده نمى كنند، طبعاً با ترفندهاى كودكانه ى ارگان هائى كه سعى در اغفال آنان دارند از پا نمى نشينند . مضافاً كه سرنوشت احمدى نژاد ها، قاضى مرتضوى ها، و نمايندگان اصول گراى مجلس در تقابل با جنبش ” رأى من كو؟” و همچنين نتيجه روى كار آمدن مجدد دولت روحانى را كه گرايش به راستش اظهر من الشمس است ، عزم آن ها را روز به روز در مسير احقاق حقوقشان راسخ تر كرده است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)