دوستان، همراهان و مهمانان گرامی سالم!

به نخستین نشست “همگرایی برای زندگی” خوش آمدید!

جنبش گسترده‌ی “زن، زندگی، آزادی”، که جلوه‌ای پرشکوه از تحولات بزرگ و عمیق ِ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در لایه‌های گوناگون جامعه ایرانی، به ویژه در نسل‌های جوان و زنان است، یک ساله شد.

مقاومت و مبارزه مردم ایران در برابر استبداد جمهوری اسلامی در ۴۰ و اندی سال گذشته، ۵ سال پیش با اعتراض‌های گسترده در آبان ماه ۹۸ به دورانی تازه پای نهاد، در جنبش “زن، زندگی، آزادی” به فرازی نو برکشید و به رغم سرکوب خشن و همه جانبه‌ی حکومت در جای‌جای ایران، از کردستان و بلوچستان تا تهران، ادامه دارد. نام “ژینا” به رمز این مقاومت بدل شد. جنبش “زن، زندگی، آزادی” نمایانگر همبستگی میان مردمان ستمدیده و دادخواه در درون و بیرون مرزهای ایران است.

جنبش ژینا، فراگیری شعار مترقی “زن زندگی آزادی” و فضای جامعه ایرانی در سال گذشته، تجلی گسست با فرهنگ سیاسی حاکم است. چرا که حکومت استبدادی اسلامی، هژمونی فکری و سیاسی و مشروعیت خود را در میان بخش بزرگی از جامعه، و حتی در میان بخش مهمی از طرفداران سابق خود و اصلاح‌طلبان داخل رژیم، از دست داده است.

نظام جمهوری اسلامی اسیر در بافتی درهم پیچیده از بحران‌های اقتصادی، سیاسی، محیط زیستی، اجتماعی و فرهنگی و بین‌المللی، رودررو با اعتراض‌ها، اعتصاب‌ها، تجمع‌های اعتراضی ِ لایه‌های گوناگون مردم و نافرمانی مدنی زنان در برابر حجاب اجباری، قادر به ارائه هیچ چشم‌اندازی جز حکومت با اتکا بر سرنیزه‌ی سرکوب نیست.

حکومت استبدادی در سال گذشته کوشید تا با اعدام، بازداشت‌های گسترده فعالان میدانی، صنفی و سیاسی، هنرمندان و روشنفکران، سانسور رسانه‌ها و فضای مجازی، سرکوب و زندانی و اخراج کردن دانشجویان و کارگران و کارمندان منتقد و معترض و مقابله سرکوبگرانه با مقاومت مدنی زنان، اقتدار درهم شکسته ترس را به ذهن مردم بازگرداند، جامعه مدنی را نابود و از سازمان‌یابی مردم و ارتقای گفتمان دموکراتیک جلوگیری کند. اما همه خبرها و رویدادها، و حتی گزارش‌های نهادهای امنیتی و پژوهشی حکومتی نیز نشان می‌دهند که جمهوری اسلامی در تحقق این هدف ناکام بوده است.

جنبش “زن زندگی آزادی” تجلی ِ تحول ِ فرهنگی ِ برگشت ناپذیر و تحول در گفتمان سیاسی در جامعه ایران است. به توهم اصلاحات در درون ساختار جمهوری اسلامی پایان و نشان داد که رهایی از استبداد، فقر گسترده، تبعیض، بی عدالتی، تخریب محیط زیست و نظامی گری جز با گذار از نظام جمهوری اسلامی در بستر جنبشی مترقی، دموکراتیک و اجتماعی ممکن نیست.

جنبش “زن زندگی آزادی” هرچند جنبشی خودانگیخته بود اما از آگاهی ِ عمیق ِ اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ِ بخش‌های مهمی از مردم ایران و از انقلاب در نظام ارزشی و فرهنگ در جامعه خبر داد.

برای بخشی بزرگی از مردم ایران این پرسش که “آیا باید از رژیم اسلامی گذر کرد یا راهی برای اصلاح آن جست” مدت هاست که موضوعیت خود را از دست داده و پرسش اصلی چگونگی گذار است.

جنبش “زن زندگی آزادی” نیاز و ضرورتی را نیز در جامعه ایران آشکار کرده است: ضرورت حضور فعال و موثر و همگرایی طیف‌های گوناگون گرایش مترقی، ضرورت هم‌فکری این طیف‌ها برای رسیدن به استراتژی واقعگرایانه‌ی گذار از جمهوری اسلامی در گفتگوی آزاد و همگانی، و گذشتن از طرح شعارهای مبهم و کلی و تدوین گام به گام حرکت‌های سیاسی در تئوری و عمل.

تحولات سال گذشته نشان دادند که طیف‌های گوناگون گرایش مترقی در داخل و خارج از کشور با حفظ هویت برنامه‌ای، فکری و سازمانی خود می‌توانند و باید در جبهه‌ای شکل یافته بر پایه هدف‌های مشترک، حضور فعال و موثر خود در جامعه را تثبیت کنند.

ما گروهی از فعالان در حوزه‌های مختلف مدنی، صنفی، سیاسی و فرهنگی از حدود یک سال پیش بر اساس همین نگاه همفکری‌های خود را آغاز کرده‌ایم. “همگرایی برای زندگی” یکی از اهداف اصلی خود را کمک به هماهنگی میان فعالان، گروه‌ها و جمع‌های گوناگون طیف‌های جنبش مترقی می‌داند و بر آن است تا با برنامه‌های گوناگون زمینه‌هایی را برای گفتگو و همگرایی طیف‌های گرایش مترقی داخل و خارج فراهم کند که در عرصه‌هایی چون مبارزه برای دموکراسی، حقوق بشر، حقوق برابر، رفع همه تبعیض‌های جنسی، جنسیتی، دینی، عقیدتی، ملی، اتنیکی، طبقاتی و اقلیمی، عدالت اجتماعی و اقتصادی و زیست محیطی، صلح و دادخواهی فعال هستند.

ما باور داریم که هیچ تغییر معناداری در زندگی اکثریت مردم در رژیم جمهوری اسلامی ممکن نیست اما گذار از جمهوری اسلامی شرط لازم و نه کافی برای رسیدن به فردایی بهتر است. فردای بهتر نیازمند تداوم تلاشهای چندوجهی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، و مبارزه برای از بین بردن و مقاومت در برابر انکار یا کمرنگ کردن هر گونه ستم و تبعیض است.

ما بر آنیم که هر فرد و نهادی که در یک یا چند عرصه از این عرصه‌ها علیه جمهوری اسلامی مبارزه می‌کند، سوداهای استبدادی در سر نداشته و ظلم و ستم و ضرورت مبارزه می‌شناسد، می‌تواند پایه‌ای از همسویی جنبش با آنها را در حوزه‌های دیگر به رسمیت مترقی باشد.

ما برای رسیدن به هدف خود، یعنی کمک به سامان دادن به جبهه‌ای از نیروهای مترقی، در هفته‌ها و ماههای آتی نشست‌ها و جلسه‌های گفتگو با نیروها و افراد و نهادها و احزاب گوناگون در شهرهای مختلف برگزار خواهیم کرد. به مثل با فعالان کارگری و سندیکاهای غربی با موضوع همبستگی با جنبش کارگری ایران، با جنبش دادخواهی از اعدام‌های نخستین روزهای جمهوری اسلامی و دهه ۶۰، تا دادخواهان آبان و پرواز ۷۵۲ PS و جنبش زن زندگی آزادی با موضوع یافتن محورها و برنامه‌های مشترک، با فعالان محیط زیستی و سازمان‌های محیط زیستی ایرانی و غربی با موضوع چگونگی جلب توجه افکار عمومی غربی به فاجعه محیط زیستی در ایران یا با کالکتیوها و گروه‌های مختلف در شهرهای غربی با محور چگونگی حرکت به سمت همگرایی و فعالیت سیاسی مشترک.

نیروی اصلی تغییر در ایران است اما کارکرد نیروها در خارج از کشور فقط به بازتاب دادن به فعالیت در ایران خلاصه نمی‌شود. ما باید بکوشیم با گفتگو و همکاری با فعالان، نهادها و طیف‌های گوناگون گرایش مترقی در داخل و خارج کشور، راه‌هایی موثر و تازه برای تقویت و حمایت از مبارزه در داخل ایران و همراهی با آن با استفاده از فرصت‌ها و امکانات موجود در خارج کشور بیابیم.

در پایان از همه کسانی که دعوت ما را پذیرفته و در این نشست حضور دارند تشکر می‌کنیم و امیدواریم این حضور امکان‌هایی تازه برای تشکیل جبه‌های از نیروهای مترقی فراهم کند. همچنین از شرکت کنندگان عزیز و محترم در دو پنل تشکر می‌کنیم. ما از سندیکاهای آلمان و خانم یاسمین فهیمی، رئیس DGB و به خصوص از بنیاد فریدریش ابرت، و از آقای مارتین شولتز، رئیس بنیاد، که از این نشست حمایت کردند، تشکر میکنیم.

 

 پنج شنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۰ تا ۱۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)