Related image

 

واقعه زمین لرزه حقایق شورانگیزی در مقابل دید همگان گذاشت.

در این میان اما آنچه حائز اهمیت است و باید بارها گفته شود این است که، در حالیکه مقامات حکومت اسلامی در مقابل این فاجعه عظیم برای لحظه ای هم خم به ابرو نیاوردند، شانه بالا انداختند و دارودسته هایشان در کمین خودروهای کمک های ارسالی برای غارت و چپاول کمین گذاشتند، مردم آزاده و شرافتمند در خیزشی بموقع که از خود نشان دادند، بفوریت به کمک زلزله زدگان شتافتند.

این در حالی است که کودکان خردسال تنها امکانات گرمایشی خود نظیر لباس و دیگر داشته های خود را به زلزله زدگان تقدیم کردند.

این در حالی بود که رهزنان حکومت برای چپاول اندوخته های ناچیز زلزله زدگان در زیر آوار منازل و کمین گذاری شبانروزی در مسیر خودروهای حامل کمک های جمع آوری شده مردم که در بسیاری از موارد به کتک کاری آنان منجر شد، وظیفه و رسالت اسلامی خود را بجا آوردند.

برای لحظه ای تصور کنید که اگر قدرت و ثروت در دستان نمایندگان این مردم شریف و انساندوست میبود، آیا وضع بگونه ای دیگر نمیبود؟

اگر هدایت جامعه در دستان مردم، در دستان نمایندگان منتخب آنان در قدرت سیاسی متمرکز میبود، مردم  ایران نیز در مقابل هر گونه زلزله ای همانند پیشرفته ترین کشورهای جهان ناچیزترین خسارات جانی و مالی را متحمل میشدند.

اگر قدرت در دستان شوراهای کارگری و مردم میبود، کسی گرسنه نمیخوابید و کودکان در حسرت تامین معاش خانواده در خیابانها شب را به صبح نمیرساندند.

سعادت، خوشبختی، منزلت و کرامت انسانی به جامعه بازگردانده میشد. کسی بخاطر دریافت نکردن دسترنجش ناچار به انجام کارهای شاق و طاقت فرسای شبانروزی نمیبود.

اعتیاد، تن فروشی، کلیه فروشی و فقر و محرومیت معنایی نداشت.

مردم بارها نشان داده اند که قرب، منزلت، فداکاری، تقسیم عادلانه ثروت تنها و تنها از طریق نمایندگان منتخب آنان ممکن و میسر است. مردم بر بستر حس انساندوستی و قرار دادن انسانیت بعنوان مبنای یک جامعه سالم، نحوه اداره امور جامعه را بارها نشان داده و تجربه کرده اند.

این کار شدنی و ممکن است، زمان اجرا و تحقق آن خیلی وقت است سپری شده است.

ایفای نقش انسانی مردم در رویدادهایی نظیر واقعه زلزله اخیر بخوبی اثبات کرده است که این مردم هستند که لیاقت و شایستگی اداره امور جامعه را حتی در سخت ترین، تلخ ترین و فاجعه بار ترین لحظات را میتوانند پاسخ دهند.

چهار دهه فقر، غارت، قتل و کشتار و تباهی مطلق دیگر بس است.

راهی جز گذاشتن نقطه پایانی بر عمر چهار دهه از این هیولای وحشی اسلامی حاکم بر ایران وجود ندارد.

شیشه عمر حکومت اسلامی نه در دستان دولتهای غربی است و نه قرار است معجزه ای رخ دهد. اگر جمهوری اسلامی منطقه و جهان را به لجن کشیده است و بزعم کسانی که گویا نیرویی در مقابل آن توان کنار زدن آن را وجود ندارد، باید گفت شیشه ترک خورده عمر این رژیم در دستان مردم ایران، در دستان کارگرانی که روزمره در میادین و خیابانها برای گرفتن حقشان با این وحش اسلامی میجنگند قرار دارد.

گفتن از پایان کار این حکومت نه تحیلیل است و نه آرزو بلکه واقعیتی انکار ناپذیر است که بیشتر ازهر کس، کاربدستان ریز و درشت این حکومت گم و گور شدنشان توسط مردم را هر روزه  جار میزنند.

و اگر بعد از سرنگونی این حکومت هار اسلامی اداره امور جامعه در دستان مردم باشد چه میشد؟

عبدل گلپریان

۲۵ آبان ۹۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)