زانیا، ۴٠ ساله، با اخبار شب  منچستر صحبت نمود تا بگوید که او به دلیل اینکه همجنسگراست، مورد ضرب و شتم، تهدید و تحقیر قرار گرفته بود.

او با وجود اینکه پیش از نقل مکان از  پاکستان به  انگلستان مورد بدرفتاری قرار گرفته بود، هویت واقعی اش را تکذیب نکرد.
او در حالی که برای دوره دکتری تحصیل می کند، گفت که به دلیل اینکه رفقای دانشجویش گفتند که آنها فکر کردند او خطرناک است، از دانشگاه بیرون انداخته شد.

او گفت که در یک مدرسه اسلامی توسط همکارانش مجبور شد که آنجا را ترک کند یا با پلیس مواجه شود. او با یک همکار معلمش رابطه ای را آغاز کرد.
اما کارمندان گفتند که اگر آنها به روابطشان پایان ندهند و آنجا را ترک نکنند، آنها او را به عنوان یک روسپی به پلیس گزارش خواهند داد.

او در مورد ماجرای بدرفتاری پدرش با او به دلیل گذران وقتش با نوجوان دیگری، گفت :”پدرم بالای پله ها آمد و خواست من را بکشد و من را کتک بزند.”

“او به من گفت که چگونه رفتار کنم. نخستین بار بود که من در خانه ام احساس ناامنی کردم.من هنوز آن درد وحشتناک را در پایین کمرم دارم و نمی توانم به خوبی راه بروم.”

این فارغ التحصیل می گوید که او هنوز یک مسلمان نورسیده است و اینکه  میل جنسی و دینش هر دو برایش اهمیت دارد.

او گفت :”من مسلمان زاده شدم و می خواهم که مسلمان بمیرم. اما پس چرا کسی می خواهد من را بکشد؟ تنها به این دلیل که من یک  زن همجنسگرا هستم؟”

“من فردی شجاع و قوی هستم اما افراد بسیاری مانند من آن شجاعت را ندارند. من فهمیدم که من باید  آشکارسازی کنم و درباره ی داستانم به هرکس بگویم.”

او اکنون در منچستر، انگلستان زندگی می کند و از طرف مسلمانان  دگرباش صحبت می کند.زانیا در  کراچی، پاکستان بزرگ شد و پدر و مادرش مسلمانان محافظه کاری بودند و فرزند دیگری نداشتند.پدر و مادرش هر دو از دنیا رفته اند. او خودش را دختر پسروار توصیف می کند و می گوید که زمانی ١٣ ساله شد، فهمید همجنسگراست.زانیا می گوید که بسیار سخت بود و اینکه به او گفته شد “اگر زنی همجنسگرا باشی،  مسلمان نیستی.”

او در ادامه می گوید که فکر می کند پیام  قرآن درباره  همجنسگرایی بد تفسیر شده است.او در حال حاضر می گوید که احساس آرامش دارد، زیرا او قادر است که بدون ترس از آزار و اذیت رابطه داشته باشد.

ترجمه تخصصی برای دارما و مارتیا: احسان پارسی و ارسلان

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)