آموزش و پرورش به زبان مادری جز حقوق بشر نیست

از شادی صدر تا نشریه ها و رسانه های دولتهای خارجی، شخصیتهای مثلا سیاسی و حقوقدان و جدیدا فارغ التحصیل رشته الاهیات مانند جلال تهرانی بعضا قبل و بیشترشان بعد از انقلاب دولت ایران را محکوم به رعایت نکردن حقوق زبانی و کلا حقوق اقوام میکنند.

همیشه برایم سوال بود که این حقوقی که از تلوزیون بی بی سی ، من و تو و صدای امریکا تا رادیو زمانه از آن صحبت میکنند چه چیزی است که حساسیت تمام رسانه ها و شخصیتهای خارج نشین را جلب کرده است. چون منطقا هیاهوی این تعداد رسانه و شخصیتهای مشهور نمیتواند برای هیچ باشد.

مطمئن هستم که این سوال بیشتر مردم ایران است که مگر ما ایرانیان چه جنایت وحشتناکی کردیم که 24 ساعته محکوم به فاشیست و نژادپرستی میشویم. آیا ما مسبب جنگهای جهانی کشتار بومیان دانمارک، سوئد، آمریکا، افریقا، هندوستان واسترالیا بودیم که حالا رسانه های این کشورها و کارمندان با مزد و بی مزد آنها ملت ایران را محکوم به نژاد پرستی میکنند و بزرگان کشور ما مانند فردوسی را به راسیسم متهم میکنند. آیا این نوع رفتار بیمارگونه رسانه ها و شخصیتهای خارج نشین در ملل دیگر هم نمونه های دارد؟

قبل از ورود به موضوع این مقاله یعنی بررسی ارزش حقوقی مسئله زبانی و حقوق اقوام در متون حقوقی و بینامللی دوست دارم به شکل کوتاه به چند موضوع جالب اشاره کنم.

ما میدانیم که بزرگترین مرکز علمی کشور ایران دانشگاه تهران ماست که کمی بیش از 70 سال پیشینه دارد کشور ایران طبق استانداردهای دنیا فاقد سیستم آموزشی قدرتمند است. البته در گذشته دانشگاهی مانند جندی شاپور وجود داشته است که دیگر فعالیت نمیکند.
همانطور که در انقلاب ایران بر همگان مشخص شد طبقه سیاسی ایران فاقد ظرفیتهای علمی لازم برای شروع انتقاد از دولت به شکل صحیح و کنترل جریان انتقادات است. تنها کاری که سیاسیون ایران همیشه در آن پیشتاز بودند پرتاب کردن یک موضوع بی اساس به میان جامعه، به هم ریختن جامعه و نابودی دستاوردهای آن و بعد مهاجرت بوده است. در هیچ برحه ای از تاریخ 60 ساله اخیر ایران مخالفان ایران هرگز عرضه کنترل چیزی که خود آن را شروع کرده بودند نداشتند. اصولا هرگز خودشان هم دقیقا نمیدانند چه می خواهند.

تصور کنید کشور امریکا با بیش از 5000 دانشگاه که هر کدام از آن دانشگها تولید روشنفکری و علمی به مراتب بیش از کل طبقه مثلا سیاسی ایران در طول 60 سال گذشته دارند. کشوری که بومیان را قتل عام کرد، چینیان را در کارهای عمرانی مانند ساخت خط راه آهن قتل عام کرد، و طبق گفته ریس سابق بخش خارجی نیویورک تایمز در کتاب براندازی تا سال 1970 در بیش از 165 کشور دنیا کودتا کرده، عامل تغییر و نابودی حکومتهای ملی در سرتاسر دنیا بوده است وکشوری که تقریبا تمامی گروههای اسلامی افراطی جهان محصول آن است.

طبق قانون اساسی امریکا سرود ملی آمریکا شامل دو بند است که به دلیل طولانی بودن اکثرا بند دوم آن خوانده نمیشود اما طبق قانون هر دو بند جز سرود ملی آمریکا به حساب می آیند.
در بند دوم این سرود می خوانیم:
Their blood has washed out their foul footsteps’ pollution.
No refuge could save the hireling and slave
From the terror of flight, or the gloom of the grave

ترجمه پارسی( گفتم پارسی یک وقت متهم به نژادپرستی نشوم ؟):

خون آنها خواهد شست آلودگی قدمهای ناپاک آنها را
هیچ پناهی نمیتواند برده ها و خائنین را نجات دهد
از وحشت فرار کردن و تاریکی قبر

این سرود به غایت انسانی نزدیک 86 سال قدمت دارد و از میان 5000 دانشگاه امریکا با بی شمار دانشکده های علوم سیاسی و حقوقی، حتی یک دانشگاه وجود ندارد که به متن سرود ملی امریکا اعتراض کرده باشد.
هیچ وقت حقوقدان و سیاست مدار امریکا آنقدر احمق نبوده که مانند سیاستمداران و حقوقدانهای بی سواد ایرانی کل ملت چند صد میلیونی امریکا و یا کل کشور امریکا را متهم به نژادپرستی و خون آشامی کند.

سرود ملی فرانسه پس از جنگ با اتریشیها و دریدن شکم آنها سروده شده است و نام اصلی آن سرود جنگ برای ارتش راین است. حتی یک فرانسوی حقوقدان و یا سیاستمدار پیدا نشده که طی 300 سال عمر این سرود مثلا از دانشگاه 900 ساله سربون اعتراض کند که چرا سرود دریدن شکم برادران اتریشی ما در اتحادیه اروپا باید سرود ملی ملت مترقی فرانسه باشد؟ فرانسه با هزاران دانشگاه و مراکز علمی و فرهنگی و ظرقیت قدرتمند روشنفکری خاموش است. نصف بیشتر دنیا همین رفتار را دارد چو آنها با مفاهیم و اصول بنیادین سیاسی آشنا هستند و تفاوت قائل هستند بین روزنامه دیواری و تاریخ کشور و ارزشهای آن.

وقتی از سیاستمداران و حقوقدانهای امریکای سوال میشود چرا سرود ملی امریکا تغییر نمیکند…. عذر می خواهیم چنین سوالی را نمیتوانید بپرسید.
وقتی از سیاستمداران و حقوقدانهای امریکای سوال میشود که آیا سرود ملی آنها نژادپرستانه نیست؟ نمیگویند متاسف هستیم حتی اوبامای سیاهپوست فارغ التحصیل حقوق هم بعد از 8 سال هیچ تغییری در آن نداد. آنها جواب میدهند این بخشی از تاریخ ماست و ما نباید از یاد آوری آن بترسیم باید با آن روبرو شویم!! و یا میگویند ما بردگان غیر سیاه پوست هم داشتیم!

حالا چه شده است که مملکت ایران که هنوز سیستم آموزشی آن فاقد بخاری است و این نتیجه بی عرضگی روشنفکران آن است و نصف دانشگاه شریف آن معتاد به مواد مخدر است انهم با ظرفیت روشنفکرانی مانند: بنی صدر، ابراهیم یزدی، شریعتمداری و سازگارا و نوریزاد و غیره. جرات میکنند به ژن ملت و مملکت دست برده با آن بازی کنند. آنهم با تهمت زدن دروغ به هشتاد میلیون ایرانی که تو نژادپرستی، یعنی مادربزرگ 90 ساله من هم نژاد پرست است. کل یک ملت و تاریخ یک کشور به قدمت چهار هزار سال توسط یک طبقه زپرتی روشنفکری که نمیتواند دماغش را بالا بکشد با دروغگوی متهم و مجرم نشان داده میشود آنهم افرادی که نود درصدشان کارمند رسمی تلوزیونهای صدای امریکا و بی بی سی هستند. لابد ایران از فرانسه و امریکا هم پیشرفته تر است البته در لمپن بازی سیاسیون آن.

نژاد پرستی چیست آیا فردوسی و ملت ایران نژادپرست هستند ؟

ملت بزرگ ایران 24 ساعته سخنان مفت سیاسیون و فعالان حقوق بشری بی سواد ایرانی را میشنوند و با آن آشنای کامل دارند اگر هم آشنای نداشته باشند تلوزیون من و تو ، پارس تیوی و صدای امریکا و بی بی سی این آشنای را در چشم آنها فرو میکنند، مگر دست خودمان است. ما ایرانیان قبل از به دنیا آمدن متهم هستیم.

پس من در این مقاله از شادی صدر خودمان از جلال تهرانی و کاوه اهنگری نمیپرسم از دانشگاه هاروارد امریکا میپرسم که نژادپرستی چیست؟ چون چاره ای جز این نیست، فعال حقوق بشر ایران توانای مطالعه روزنامه هم ندارد و به همین دلیل قابل استناد نیست.

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه هارواد امریکا به قلم یک پرفسور سیاه پوست مقاله ای در موضوع جامعه شناسی نژادپرستی مینویسد و نژاد پرستی را در 14 صفحه توضیح میدهد در همان جمله اول ثابت میشود که فردوسی هرگز نژادپرست نبوده و از ملت ایران و تاریخ آن رفع اتهام میشود.
جمله اول این است:
At root,racismis“ is an ideology of racial domination”(Wilson, 1999, 14)

ترجمه پارسی آن این است که: به شکل ریشه ای نژاد پرستی یعنی ایدوئولوژی تسلط نژادی. ( فعال حقوق بشر آیا درک میکنید تسلط چیست؟)

https://scholar.harvard.edu/files/matthewclair/files/sociology_of_racism_clairandenis_2015.pdf

در ادامه میگوید : که در آن با فرض برتری بیولوژیکی و فرهنگی از طرف یک گروه و یا چند گروه برای توجیه پستی جایگاه اجتماعی گروههای دیگر از طریق روند نژادپرستی…. (همان روند نژادپرستی که در جمله بالا توضیح داده شد یعنی روند تسلط نژادی)

در ادامه میگوید: نژادپرستی از لحاظ تحلیلی از تبعیض نژادی و نابرابری نژادی متمایز است. تبعیض نژادی مربوط به رفتار نابرابر نژادها است، در حالی که نابرابری نژادی در مورد نتایج نابرابر مانند بهداشت، درآمد، درمان و تحصیلات است.
نژادپرستی با قدرت رابطه مستقیم دارد، رابطه نژادپرستی رابطه گروههای مسلط بر گروههای محکوم است مانند برده داری و غیره چون اِعمال نژادپرستی احتیاج به قدرت دارد. یک عراقی نمیتواند از داخل حمام منزل خود نسبت به نژاد خلبان هواپیمای اف 35 ارتش امریکا نژاد پرست باشد. بخواهد هم نمیتواند.

زمانی که به گفته تاریخنگاران اسلامی-عربی دولت ایران سرنگون شده بود، خاک ایران اشغال شده بود به زنان و دختران ایرانی تجاوز شده و آنها را در بازارهای برده میفروختند. ایرانیان با شمشیر اعراب قتل عام میشدند و حتی بعد از مسلمان شدن اعراب ما را نجس شمرده به ایرانیان موالی میگفتند و مسجد ایرانیان را از خود جدا میکردند. محصولات کشاورزی و صنعتی ایران را غارت میکردند و ایرانیان کار میکردند تا اعراب استفاده کنند. حتی سعد بن ابی‌وقاص سنگهای قصرهای ایران را بار شتر میکرد تا در عربستان کاخ بسازد شاهزادگان ایرانی را به کنیزی و بردگی میگماشتند تا تحقیرشان کنند. شخصی به نام فردوسی در مقابل تمام این ستمها به درستی گفت:
زشیر شتر خوردن و سوسمار/عرب را به جایی رسیده است کار

این ابیات تنها واکنش یک محکوم به نام فردوسی به حاکمان مسلط خوانخوار خود بود. شما انتظار داشتید این را هم نگوید؟ آیا انتظار دارید فردوسی بگوید بعضیها تجاوز کردند؟ بعضیها قتل عام کردند؟ یا مثلا بعضیها غارت کردند؟ آنها که تجاوز کردند اسم داشتند اسمشان عرب بود اسمشان ترک بود. این اعراب بودند که ما را نجس میدانستند و حدیث نقل کردند که زبان بهشت عربی و زبان جهنم پارسی است. کسی که جنایتکار را مخفی کند شریک جنایت است. فردوسی وظیفه انسانی خود را انجام داد و آنها را افشا کرد.

اینکه عرب مسلمان با توهین به آتش مقدس ایرانیان ادعا کرد که آتش نتنها تقدس ندارد که اتفاقا جنس شیطان و اجنه از آتش میباشد تصادفی نبوده. تا جای که ایرانیانی مانند بشار ابن برد در زمان حکومت امویان ادعا کردند که اگر جنس شیطان از آتش باشد پس شیطان از انسان بلند مرتبه تر است.

بشار ابن برد در مقابل تمام توهینی که از طرف اعراب به ایرانیان محکوم روا داشته میشد در مقابل خلیفه جوابی به شعر در حمایت از فرهنگ ایرانیان میگوید و توسط خلیفه انقدر شلاق زده میشود تا جان دهد.

اسماعیل یسار شاعر دیگر ایرانی در مجلس شعری رو در روی هشام بن عبدالملک خلیفه امویان نشسته قصیده‌ای در بزرگداشت ایرانیان میگوید و با این کار خلیفه امویان را به خشم می آورد او دستور میدهد اسماعیل را تا مرز خفگی در آب فرو ببرند و سپس وی را به حجاز تبعید کنند.
مرگ ابن مقفع تاریخنگار مشهور ایرانی نیز در تواریخ آمده است که چگونه خلیفه عرب دوران عباسی او را زنده زنده در آتش سوزاند، ابن اسفندیار در کتاب خود، تاریخ طبرستان در باب کشته شدن ابن مقفع چنین آورده:
و می‌گویند آخر کار او را خلیفه معلوم کرد که او روزی به اتشکده مجوس برمیگذشت، روی بدو کرد و این بیت گفت: گفت هنوز اسلام او درست نیست به تنور نهادند و بسوختند.
به همه اینها هزاران جنبش مسلحانه ایرانیان برای دفاع از هویت خود در برابر اعراب را هم بیافزایید. که به فجیع ترین شکل قتل عام شدند.

آیا حقوقدان، فعال حقوق بشر و سیاسی ایرانی میتواند توضیح دهد که یک محکوم چگونه میتواند نسبت به حاکم خود نژادپرست باشد؟
یعنی اینقدر بی خردی و بی سوادی نوبر است شما کل علوم اجتماعی را زیر سوال برده اید.

مثل این است که امریکا وارد ویتنام شود و شروع به قتل عام کند و یک ویتنامی از میان زخمیها سر بلند کند و بگوید ای یانکی آدمکش بعد خانم شیرین عبادی و شادی صدر و دیگر دوستان از آن واکنش عکس بگیرند و کل ویتنام را متهم به نژادپرستی نسبت به امریکایها بکنند البته عمل نژادپرستی که از داخل قبر انجام میشود! به این میگویند تسلط نژادی!
با مطالعه تاریخ به وضوح مشخص است که این اعراب و اتراک بودند که به عنوان گروه مسلط میتوانستند نژاد پرست باشند نه ایرانیان که گروه محکوم بودند و البته اعراب با نجس شمردن ما و تحقیر و قتل عامهای سیستماتیک و به غارت بردن دست رنج ایرانیان این نژادپرستی را انجام دادند. عملا این کار را کردند و خودشان همه چیز را با جزئیات در کتابهای تاریخشان نوشتند چرا کسی اعراب را به نسل کشی و نژادپرستی بر ضد ایرانیان محکوم نمیکند؟

اعلامیه جهانی حقوق زبانی

در روزهای 6 و 9 ماه جون سال 1996 کنفرانس غیر دولتی به دعوت کلوپ پن جهانی (یکی از سازمانهای غیر دولتی نویسندگان) در شهر بارسلونا اسپانیا اعلامیه ای را با موافقت 41 شعبه کلوپ پن و 60 سازمان غیر دولتی دیگر منتشر میکنند که خودشان به آن نام حقوق جهانی زبانی میدهند.

امضا کنندگان این بیانیه به خوبی میدانستند که برای آنکه بتوانند به چیزی که امضا کرده اند جنبه حقوقی و جهانی بدهند علاوه بر آنکه به شکل خود خوانده نام اعلامیه را حقوقی و جهانی گذاشتند این اعلامیه باید مورد تایید سازمانهای حقوقی و بینالمللی قرار میگرفت. به همین دلیل در سال 1996 این اعلامیه به سازمان فرهنگی سازمان ملل یعنی یونسکو ارائه میشود و این سازمان در نشست عمومی سال 1996 آن را رد میکند و از تصویب و تایید آن سر باز میزند.

متن اعلامیه جهانی حقوق زبانی به شکل غیر رسمی در سایت یونسکو و حتی سایتهای دیگر کشورها منتشر میشود اما نکته جالب توجه انتشار آن توسط یونسکو اشاره به هدف رسمی کلوپ پن برای ارائه این اعلامیه به سازمان یونسکو است.

http://unesdoc.unesco.org/images/0010/001042/104267e.pdf

سازمان یونسکو در بند 2 توضیحات خود در مورد هدف بررسی این اعلامیه میگوید: هدف اصلی ارائه این اعلامیه از طرف کلوپ پن به سازمان یونسکو این بود که کلوپ پن درخواست داشت تا سازمان یونسکو کمک کند تا این اعلامیه که از طرف یک سازمان غیر دولتی تصویب شده است از جهت شکل و جنبه های قانونی مفاد آن برسسی شده تا جهت ارائه به سازمانهای میان دولتی یک متن استاندارد جهانی در زمینه حقوق زبانی تهیه شود.
و همانطور که گفتم یونسکو از تصویب آن سر باز میزند این عدم تایید بدین معنا است که یونسکو آن را از دید قانونی و شکل قبول نکرده چون هدف این بررسی این بود که از لحاظ قانونی و شکل آن را بررسی کند.

هیچ اعلامیه ای حقوق زبانی در هیچ سازمان رسمی بینامللی اعم از حقوقی و سیاسی به تصویب و امضای هیچ کشوری نرسیده است. این نکته ای است که معمولا قومگرایان و دوستان رسانه ای آنها سعی در پنهان کردن آن دارند.

در واقع دولت ایران از طرف مخالفان به رعایت نکردن حقوقی متهم میشود که اصولا وجود ندارد. و حتی توسط سازمانهای بینالمللی مانند سازمان یونسکو رد هم شده است. شاید یکی از دلایل واضح رد آن غیر ممکن بودن اجرای آن باشد.

اما با وجود تمام این حقایق دولت ایران رشته ترکی آذربایجانی و کردی را در دانشگاه رسمی میکند و شروع به پذیرش دانشجو در این رشته ها میکند اما نکته قابل تامل این است که ظرفیت رشته ترکی آذربایجانی 40 نفر بود که با ثبت نام 30 نفر این رشته نتوانست به حد نصاب برسد و در ادامه 2 نفر هم انصراف میدهند که تعداد به 28 نفر سقوط میکند.

دولت ایران که از طرف قومگرایان و بقیه فعالان بی خرد حقوق بشری به عدم رعایت حقوق زبانی اقوام متهم میشود آن هم حقوقی که وجود ندارد، برای آنکه این رشته از لیست رشته های سازمان سنجش حذف نشود شرط کنکور را حذف میکند تا دانشجویان بیشتری ثبت نام کنند اما باز هم کسی حاضر به ثبت نام نمیشود.

حالا کافی است با یکی از این پان ترکها صحبت کنید تا ادعا کنند که 40 میلیون ترک در ایران وجود دارد که قبل از روز اول مهر برای زبان مادریشان گریه میکنند و بانک آتش میزنند اما حاضر نیستند آن را در دانشگاه یاد بگیرند! اما درست یک هفته مانده به بازگشای مدارس همین آدمها با سو استفاده از کودکان و قرار دادن عکس گریان آنها با متنهای شبیه: من زبان کردی می خواهم و یا من زبان ترکی می خواهم کل اینترنت و فضای مجازی را اشغال میکنند.

اما نوبت به خود و خوانواده خود که میرسید همان های که برای مردم ایران زبان ترکی و کردی تجویز میکنند فرزندان خودشان را به رشته های مهندسی و پزشکی سوق میدهند و حتی خودشان هم حاضر نیستند پا پیش گذاشته این رشته را انتخاب کنند.

دولت ایران با تمام کاستیها دولتی است که زبان کردی، ترکی و عربی را در موسسه نیمه دولتی جهاد دانشگاهی با مبلغ ناچیزی در سرتاسر شعب خود در ایران آموزش میدهد. دولت ایران اجازه داده است تا کتب شعر، داستان و غیره به زبانهای ترکی و کردی و دیگر زبانها انتشار یابد تا جای که برای مثال کارانتشاراتی اختر در تبریز کلا چاپ کتاب ترکی است. حتی کتابهای رمان و داستان ترکی دیگر کشورها از جمله ترکیه در ایران چاپ میشود. در کنار آن مجلات ترکی و کردی هم به شکل مستمر چاپ و توزیع میشود.

علاوه بر این رادیوها و تلوزیونهای محلی آزاد هستند تا برنامه و موسیقی به زبان خود داشته باشند. انتقاد از دولت ایران بابت عدم رعایت حقوق اقلیتهای زبانی بی مورد و فاقد اساسهای حقوقی و قانونی است.

ارزش حقوقی و سیاسی مباحث اقلیتها و زبان مادری در سازمان ملل و اتحادیه اروپا

دربرنامه های مربوط به قوم گرایان در تلوزیون بی بی سی و دیگر تلوزیونهای خارجی این جمله کلیشه بارها تکرار میشود که شما تمامیت ارضی می خواهید یا حقوق بشر کدام مهم ترند؟ یا مثلا نابغه ای مانند شادی صدر میگوید انسانیت از یک تکه خاک مهم تر است؟
بگذریم از اینکه خاک و تمامیت ارضی هم متعلق به انسانها است نه اجنه، این مفاهیم غیر انسانی نیستند که مقابل هم قرار میگیرند.

در واقع اینکه مهمترین قانون و اساس سازمان ملل تمامیت ارضی است بدون دلیل نیست برخلاف ادعاهای شادی صدر و جلال تهرانی و جریان قومگرای اصولا ریشه تمام مکانیزمهای حقوقی و سیاسی جامعه جهانی بر تمامیت ارضی استوار است حتی ریشه منشور حقوق بشر سازمان ملل و قوانین حقوق بشر اتحادیه اروپا هم نتیجه مستقیم وجود تمامیت ارضی است.

در واقع چون تمامیت ارضی وجود دارد پس دولت وجود دارد و چون دولت به عنوان اعضای محترم سازمان ملل وجود دارد پس سازمان ملل ، اتحادیه اروپا و غیره میتواند وجود داشته باشد و چون این سازمانهای جهانی وجود دارند قوانین حقوق بشر در آنها تصویب شده از طرف همان دولتها امضا میشود.
اما جالب است فعالین مثلا حقوق بشر ایرانی و رسانه های خارجی آن درست وجود همان دولتها را هدف قرار داده اند! البته همه دیدیم که همین رسانه های خارجی، دولتهای پشت سر آنها و تمام اتحادیه اروپا و امریکا چگونه پشت سر اسپانیا ایستادند و از او حمایت کردند نه از کاتالونیا. حتی تا جای که در رسانه ها خواندم ریس اقلیم کاتالونیا به بلژیک گریخته است!

اگر تمامیت ارضی وجود نداشته باشد اصولا صحبت از مدنیت بشر، حقوق بشر، دمکراسی، آزادیهای اجتماعی وسیاسی وآزادی بیان به هیچ وجه معنا ندارد. چون تمام این موارد مربوط به سیستم دولتی و سیستم دولتی محصول تمامیت ارضی است.

طبق اصول مندرج در کنوانسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا صفحه 7 ماده 10، آزادی بیان احتیاج به مسئولیت پذیری دارد و به همین دلیل آزادی بیان شامل به خطر انداختن تمامیت ارضی کشورها نمی باشد. در واقع هر گونه جریانی که قصد خدشه دار کردن تمامیت ارضی یکی از اعضای محترم اتحادیه اروپا را داشته باشد حق آزادی بیان ندارد. این طبیعی است چون اگر تمامیت ارضی وجود نداشته باشد اصولا اتحادیه اروپا هم وجود نخواهد داشت.
جهت مشاهده تصویر این اصل حقوق بشری لطفا کلیک کنید
https://azericultureinfo.files.wordpress.com/2017/06/convention_eng_page_07-2.png

لطفا برای دریافت کل کنوانسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا کلیک کنید
http://www.echr.coe.int/Documents/Convention_ENG.pdf

در میثاق حقوق بشر سازمان ملل متحد در ذیل نام حقوق مدنی و سیاسی در ماده 27 صراحتا میگوید حق بشری اقلیت های زبانی در یک کشور صرفا استفاده از آن است. در اینجا سازمان ملل به عنوان بزرگترین سازمان جهانی متولی حقوق بشر در دنیا نهایت حقی که برای اقلیتهای زبانی در نظر میگیرد تنها استفاده از آن است نه رسمی شدن زبان مادری و یا تغییر سیستم آموزش و پرورش کشورهای عضو.

جهت مشاهده تصویر این اصل حقوق بشری لطفا کلیک کنید
https://azericultureinfo.files.wordpress.com/2017/06/article-of-minorities-copy.png

لطفا جهت ورود به به بخش قوانین حقوق بشر سازمان ملل متحد (حقوق مدنی و سیاسی) کلیک کنید:
http://www.ohchr.org/EN/ProfessionalInterest/Pages/CCPR.aspx

در ادامه کمیته حقوق بشر سازمان ملل در مورد همین ماده 27 که در مورد حقوق سیاسی و مدنی اقلیتهای زبانی است توضیح بیشتری ارائه میدهد.
طبق قوانین حقوق بشر کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، در توضیحات عمومی شماره 23 و در ماده شماره 27
human rights committee general comment 23 article 27
در بند 3.1 مینویسد
میثاق حقوق بشر سازمان ملل متحد در بند 27 حقوق مدنی و سیاسی در مورد اقلیتها (استفاده از زبان مادری) تمایز دارد با حق تعیین سرنوشت/حق خودمختاری
و در بند 3.2 مینویسد
استفاده کردن از حقوق مندرج در ماده27 (حقوق اقلیتها) نباید به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورهای عضو سازمان ملل متحد
خدشه ای وارد کند.
لطفا جهت مشاهده تصویر متن این قانون بر روی لینک زیر کلیک کنید
https://azericultureinfo.files.wordpress.com/2017/06/2.png

لطفا جهت دانلود و ورود به سایت کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد کلیک کنید
http://www.ohchr.org/Documents/HRBodies/TB/HRI-GEN-1-REV-9-VOL-I_en.doc
و یا
http://www.refworld.org/docid/453883fc0.html

همان طور که مشاهده کردید حقوق بشر از دید قوانین حقوقی اتحادیه اروپا تا سازمان ملل و کمیته حقوق بشر آن محدود به اصولی است که تمامیت ارضی مهمترین رکن آن است. این اصرار اتحادیه اروپا و سازمان ملل جهت حفظ سازمانها و مکانیزمهای حقوقی و سیاسی جهانی اتخاذ شده است که هدف آن حفظ مدنیت، حقوق و فرهنگ بشری است.

از تمامی شخصیتهای حقوق بشری و مثلا سیاسی ایرانی که توسط تلوزیونها و رسانه های مانند صدای امریکا، من و تو، رادیو زمانه، رادیو فردا، بی بی سی و تلوزیون پارس به مردم ایران تحمیل میشوند دعوت میکنم که ماده قانونی و حقوقی به ملت ایران نشان دهند که طبق آن ثابت شود آموزش و پرورش به زبان مادری حق بشری است. اگر چنین حقوقی موجود نیست طبق اصل پاسخگوی در دمکراسی توضیح دهند که چرا دروغ میگویند و به دنبال چه هستند.

کدام کشور در تاریخ بشر تمام زبانهای قومی خود را رسمی کرده است؟ کدام کشور در تاریخ 10 هزار ساله مدنیت بشر توانسته سیستم آموزش و پرورشی بسازد که در تمام علوم و رشته ها و در تمام مقاطع تحصیلی کتاب و معلم به زبان مادری اقوام خود تربیت کرده باشد؟ و یا کدام مدنیت و کشور دنیا توانسته تلوزیون ملی و سرتاسری بسازد که در تمام زبانهای قومی کشورش برنامه به اندازه برابر پخش کند؟ انجام این کار در کشور 300 میلیونی و 70 زبانه امریکا جالب و عملی خواهد بود، کاملا منطقی است!

جالب است کلوپ پن همه این مواردی که شمردم را در قوانین مثلا حقوقی و مثلا جهانی خودش نوشته است. بی جا نیست که یونسکو آن را تصویب نکرده است.

در حقوق بشر که چنین چیزی نیست در تاریخ بشر هم که چنین مثالی وجود ندارد حتی در منطق بشری هم انجام چنین کاری ممکن نیست. بر فرض محال جامعه خیالی را تصور کنید که با این دستورات مالیخولیایی ساخته شده باشد کافی است به اورژانس بیمارستان این جامعه رجوع کنید تا در اثر پیدا نشدن پزشک متخصص در زبان شما، جان به جان آفرین تسلیم کنید چون تمام زبانها به یک اندازه آموزش داده شده اند و زبان همگانی در میان نیست. دکترها زبان شما را نمیفهمند!

شعار ما چه بود سلطه زبانی کافی است! حتی اگر این سلطه در تاریخ مملکت به شکل طبیعی اتفاق افتاده باشد، مثلا وقتی به بانک میروید تا پول واریز کنید قبض بانکی آنهم در 20 زبان به شما میدهند و شما باید سعی کنید زبان خودتان را پیدا کنید چون تمام زبانها به یک اندازه رسمی و ارزشمند هستند. این تمام ماجرا نیست چون کارمند بانک علاوه بر بانکداری زبانشناس هم باید باشد و بتواند به 20 زبان رسمی که همه گی به یک اندازه مهم و ارزشمند هستند صحبت کند. میبینید که کاملا منطقی و از همه مهمتر عملی است!

سیاسیون و فعالین حقوق بشری ایرانی آنقدر بی سواد هستند در شرایطی که مدارس ایران بخاری ندارد دولت ایران و بعضا ملت هشتاد میلیونی ایران را متهم به انجام ندادن و رعایت نکردن حقوقی میکنند که در هیچ متن حقوقی یافت نمیشود، در منطق بشر نمیگنجد و هیچ کدام از کشورهای جهان هستی مانند آلمان، فرانسه، امریکا، انگلیس و ژاپن دیگر کشورها تجربه انجام آن را ندارند.

روزبه آذرگون
10/21/2017
رشته زبانها و فرهنگهای مردم خاورمیانه
دانشگاه واشنگتن
azergun@uw.edu

light and word of Human Rights for background

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)