«ساقه»

روا نیست
پاهایم که از شورت آویزان
دهان باز کند
فورى فرار
توی دامنی که به تنگ آمده
نمی‌خواهم چشم بکارم روی ساق
تا ساقه‌ شود در گلدان
و مثل دست‌هام
خاک بخورد پشت پنجره
ناخن نمی‌جوم دیگر
که انگشت‌هام کوتاه بیایند
زن سطرى تک افتاده نیست
که بازى کنم با کلمات‌ش
حتى این زانو
دیگر پا نمی‌دهد به زن
و زائویى که زیر شورت
صیدِ اشک مى‌کند
مرگ آویزان شده از دو پا
و من هنوز لاغرم
مثل مادرم
که زندگی‌ش
زار می‌زند بر تنم

«لولیا قهرمانی»

جهت دانلود مجله فایل شعر دهم و خوانش شعرهای بیشتر همراه با تئوری‌های ادبی بدیع به لینک زیر مراجعه کنید:

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)