عده‌ای بر این باورند که شعر شما بی‌معناست و توجهی به معنا ندارد، شما که سهم ویژه‌ای برای نقش فکر در نوشته قائل‌ید، چه توضیحی برای این دسته از منتقدین دارید؟

علی عبدالرضایی:

هر مخاطبی می‌تواند ادعا کند که این شعرها بدون مفهوم‌ند، چون هرکس به اندازه‌ی داده‌ها و دانش خود می‌فهمد؛ پس این ایرادی ندارد. اما اینکه می‌گویند این شعرها معنا ندارد، گزاره‌ای پرت است، چون همین که نشانه و کلمه‌ای بر صفحه می‌نشیند، حامل باری معنایی است. همان‌طور که در فیزیک، حرکت هر جسمی در ارتباط با سکون و حرکت اجسام دیگر سنجیده می‌شود و سرعت هر جسمی در مقایسه با حرکت اجسام مختلف متغیر است، معنای هر متنی نیز در مواجهه با داده‌های مخاطبان، که سطح فکر متفاوتی دارند، تغییر می‌کند و این بیشتر به هویت فکری و بنیان‌های ایدئولوژیک فرد بستگی دارد. در نتیجه، بدیهی است که معنای هر متنی به تناسب پاسخی که به آن داده می‌شود، تغییر کند. البته گشتن به دنبال معنا در شعر، عملی کلاسیک و مدرسه‌ای است. همین که چیزی را معنا می‌کنیم، معنایش این است که معنا، خود آن چیز نیست. به بیان دیگر، شعر خودش معناست و معنا را نمی‌شود دوباره معنا کرد. می‌شود از کنارش گریزی به تاویل‌های مختلف، با توجه به حرکت موتیف‌های آزاد زد اما نمی‌شود لباس معنای دیگری را تن معنایی که خود یکّه است، کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)