باورهای ما مثل لنزهایی هستند که از پشت آن‌ها واقعیت را می‌بینیم. برای مثال اگر لنز قرمز داشته باشید واقعیت ذهنی شما قرمز می‌شود! و اگر لنز آبی بزنید این واقعیت به رنگ آبی در می‌آید. حتما از خود سوال می‌کنید پس رنگ واقعیت کدام است؟ جواب درست این است که واقعیت رنگ ندارد، این شما هستید که تصمیم می‌گیرید واقعیت را چه رنگی ببینید و چگونه تفسیر کنید.

یک باور، حقیقت مطلق نیست، بلکه تنها چیزی است که شما به آن باور دارید. درک این مسئله بسیار مهم است که بدانید باور فقط یک فکر است که شما به آن اعتقاد دارید و چون شما به آن باور دارید دلیلی ندارد که حقیقت هم داشته باشد. مثلا شما باور دارید که برای پول درآوردن باید سخت کار کرد و زحمت بسیار کشید (باوری بسیار رایج در بین مردم) اما اگر به اطراف خود نگاه کنید می‌بینید که این برای همه واقعیت ندارد، افرادی هم هستند که بدون زحمت نه چندان زیاد درآمد خوبی دارند. (البته صرفا منظور ما کسب درآمد غیرقانونی نیست).

شما با باورهایتان متولد نمی‌شوید بلکه این باورها را با نگاه کردن به محیط و رفتار افراد در اطراف خود و آموزش‌هایی که به شما داده می‌شود بدست می‌آورید. به عبارت دیگر شما یک باور را بدست می‌آورید و شروع می‌کنید به اعتقاد داشتن به اینکه آن باور حقیقت دارد.
باورهای شما، باعث ایجاد تجربه‌ای می‌شوند که شما از واقعیت دارید و این شما را قانع می‌کند که باوری که دارید درست است. این مسئله را فراموش نکنید که قضیه کاملاً برعکس است! واقعیت شما به خاطر باورهایی که دارید، به نوعی برای شما اتفاق می‌افتد. برای مثال فردی که باور دارد ناتوان و نالایق است واقعیتی را تجربه می‌کند که او همیشه در کارها ناتوان و نالایق ظاهر می‌شود درنتیجه ذهنش قانع می‌شود که بله من فرد ناتوان و نالایقی هستم!

مسئولیت کامل باورهایتان را برعهده بگیرید و متوجه این حقیقت بشوید که این شما هستید که واقعیت خود را می‌سازید. وقتی این مسئله را درک کنید که باورهای شما “واقعیت” و “حقیقت مطلق” نیستند و افکاری هستند که قابلیت جایگزینی دارند. در این هنگام شما قدرت انتخاب باورهایتان و ایجاد واقعیتی که می‌خواهید را دارید.

راه‌های ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)