پیش گفتار

دبستانهای فکری و اندیشه های ایران گرایی و ایران سالاری کنونی دچار پارادوکس ها و تضادهایی هم در ژرفا و چیستی تاریخ ایران و هم با ارزشهای نوین و مدرن جهانی هستند. از انجایی که هیچ مکتب فکری که دارای تضادها و رویارویی جدی با ارزش های جهان شمول شود جدی گرفته نخواهد شد و یا حتا اگر هم پیروزی به دست اورد، زندگی مردمان و پیروانش را رویارویی همیشگی با جهان به نابودی خواهد کشاند، نیاز به پدید امدن یک دبستان فکری ( مکتب) ایران گرا که دچار تضاد ها و پارادوکس های گفته شده دربالا نباشد احساس می شود. از اینرو نویسنده این مانیفیست که از سویی زبانهای باستانی ایران و هند و اروپا یی و تاریخ ایران و جهان را از نوجوانی اموخته و به دریای بی کران این نوشته ها به زبان اصلی انها دسترسی داشته است و همچنین در کاوشهای باستان شناسی ایرانویچ یا BMAC با باستان شناس های سرشناس جهانی همراهی و همکاری داشته است و برای نخستین بار در تاریخ ایران و جهان پروژه کلان مجموعه صد و بیست بخشی فیلمهای مستند میراث جاویدان ایران باستان را اغاز کرده است و از سویی دیگر، سالها به گونه اکادمیک در جامعه شناسی و فلسفه پژوهش و کاوش کرده است تلاش کرده است تا با ویرایش و اصلاح مکتب ایرانویچی روانشاد ذبیح بهروز مکتب نوینی در ایران گرایی عرضه کند که افزون بر تکیه بر نقطه های قوت مکتب بهروزی تضاد ها و پارادوکس های ان را از میان بردارد. این مانیفست برای قابل درک بودن به زبان پارسی دری نوشته شده است و متن دری سره ان سپس تر انتشار خواهد یافت.

اساس و اصلهای مکتب فکری ایران زمین

 اصلهای فلسفی و هستی شناسی و جهان بینی ایران زمینی
 اصلهای انتروپولوژیک و انسان شناسی ایران زمینی
 اصلهای تاریخی و تمدنی ایران زمینی
 اصلهای فرهنگی، دینی و آیینی ایران زمینی
 اصلهای سیاسی و مدیریتی ایران زمینی
 اصلهای اجتماعی و مردمی ایران زمینی
 اصلهای زیست بومی ایرانزمینی
 اصلهای اقتصادی ایرانزمینی

اصلهای فلسفی و هستی شناسی و جهان بینی ایران زمینی

• مکتب ایران زمینی نگاهی داینامیک و پویا به فلسفه و جهان بینی و هستی شناسی دارد و بر این باور است که چیستی و چند و چون جهان هستی بسیار رازامیز است و تنها ساینس ( دانش) می تواند حقیقت انرا اشکار کند و از انجا که دانش ( ساینس) ماهیتی داینامیک دارد فلسفه و جهان بینی ایرانزمینی انعطاف پذیر و غیر دگم اندیش است و همواره در حال تکامل و تکاپو و فرگشت و به گشت است.

• مکتب ایران زمینی پس از تطابق دانشهای مدرن فیزیک و ریاضیات با جهان بینی های گوناگون ایران باستان دید تمثیلی و هستی شناسانه زروانی-مهری را به عنوان نمادی از هستی شناسی خود بر می گزیند و بر این باور است در عین اتحاد اغازینی که در جهان هستی و در اغاز زمان وجود داشته است دو نیروی اهورایی و اهریمنی در جنگ جاودان با یکدیگرند. جنگ و نبرد این دو نیرو این جهان را به پیش می راند و ان دو نیرو لازم و ملزوم یکدیگرند.

• مکتب ایرانزمینی ماهیت ماده را دوگانه می داند و بر این باور است که جهان در نوع اصیل خود ماهیتی دوگانه دارد. این دوگانگی در طبیعت، درنور و تاریکی ،ماده و ضد ماده ، إلکترون و پروتون، زن و مرد، روز و شب، نیکی و بدی ، اهورایی و اهریمنی، دیدگاه های راست و چپ سیاسی وتاریخ برخورد ها پلوگروه های ژنتیکی R و J1 و نمونه های فراوان دیگر دیده می شود.

• مکتب ایران زمینی بر این باور است که فلسفه ای و هستی شناسی ای با حقیقت سازگار است که در راستای ساینس یا مطالعه ابجکتیو اشیا باشد و مرز فلسفه و علم باید کاهش داده شود.

• مکتب ایران زمینی ساینس را مطالعه ابجکتیو اشیا می داند و قائل به تکرارپذیری تجربه های علمی است اما دانش و علم را با نولج برابر می داند که مجموعه ای از دانسته ها و اگاهیهایی هستند که بگونه ابجکتیو درستی یا نادرستی انها بررسی نشده است و لزوما تکرار پذیر نیستند و لزوما با حقیقت تطبیق ندارند. از اینرو افزودن هیچ پسوند و پیشوندی را به ساینس نمی پذیرد اما تنها پسوند و پیشوندها را برای اندیشیدن فلسفی که روشی سابجکتیو است مجاز می داند.

• این مکتب بر این باور است که در ایران و بسیاری از کشورها مفهوم ساینس ( مطالعه ابجکتیو پدیده ها) درک نشده است و ترجمه ان به علم و دانش که همان نولج است غلط می باشد اما به ناچار گاهی این غلط رایج را به کار می برد.

• مکتب ایران زمینی باورمند به یک حقیقت و نیروی برتر در جهان هستی است.

• مکتب ایران زمینی باورمند به اصالت زمان است و دوگانگی و دو بن باوری را در درون حقیقت برتر زمان به رسمیت می شناسد و اصالت دو بن دوگانه و متضاد را تابعی از اصالت زمان می داند.

• مکتب ایران زمینی تکثر را در تضاد با وحدت نمی بیند . و اتحاد را در احترام به تکثر می داند نه در سرکوب ان.

• مکتب ایرانزمینی به عدم تمرکز باور عمیق و فلسفی دارد اما باورمند به نماد قدرتمند برای اتحاد در عین عدم تمرکز است.

• مکتب ایرانزمینی قائل به اصالت و رسالت و مسؤلیت و ازادی انسان و بویژه انسان ایرانی است و انسان را از نظر فلسفی یار و همراه جهان هستی در گسترش نیکی ها می داند نه بنده و عبد کسی یا نیرویی حتا اگر این نیرو برتر باشد. از اینرو این مکتب انسان را “خدایار” می داند نه ” عبدالله”.

• مکتب ایرانزمینی برای انسان حق و همزمان مسؤلیت و خویشکاری قائل است و این دو را لازم و ملزوم یکدیگر می داند.

• مکتب ایرانزمینی باورمند به حق برابر دو بن جهان هستی است. از اینرو معتقد به حقوق برابر نیکی و بدی، نیروهای اهورایی و اهریمنی ، تز و انتی تز ، زن و مرد، نور و تاریکی ، ماده و ضد ماده ، دین زرتشتی و دین اسلام ، و …. می باشد.

• مکتب ایران زمینی عمیقا باور دارد که نیکی بر بدی و نور بر تاریکی پیروز است و تقدم دارد اما همزمان ان دو لازم و ملزوم یکدیگرند.

• مکتب ایران زمینی هر چند برای هم عشق و هم عقل اصالت قائل است اما تقدم را بر اصل عشق و مهر می گذارد و اصالت عقل را زیر مجموعه و درون عشق می داند.

• مکتب ایران زمینی جوهر عشق و مهر را مطلق و عقل و خرد را نسبی و در حال تکامل می پندارد.

• مکتب ایرانزمینی در فلسفه اجتماعی عمیقا معتقد به خردگرایی است و زرتشت را نخستین فیلسوف خردگرای جهان و کتابش گاتها را نخستین نوشته تمثیلی خردگرا در جهان می داند و اورا بنیانگذار راسیونالیسم اغازین بشری به شمار می اورد.

• مکتب ایران زمینی جهان هستی را دارای روح واحد یگانه می داند که در قالب زمان با دو اصل همزاد و نیروی اهورایی و اهریمنی تنیده شده است.

• مکتب ایران زمینی برای همه جانوران و گونه های انها حق قائل است و باور به ان دارد که انها مسئولیت خود را نسبت به جهان هستی به گونه غریزی و ژنتیکی انجام می دهند.

• مکتب ایران زمینی برای گیاهان و پوشش گیاهی حق قائل است و باور به ان دارد که انها مسؤلیت خود را نسبت به جهان هستی به گونه غریزی و ژنتیکی انجام می دهند.

• مکتب ایران زمینی برای زیست بوم یا محیط زیست و چهار اخشیج حق قائل است و قائل به اصالت مکانی و کالبدی انهاست.

• مکتب ایرانزمینی برای زنان حق برابر با مردان قائل است.

• مکتب ایرانزمینی باورمند به حق برابر کودکان در جامعه و مسئولیت جامعه دربرابر کودکان است.

اصلهای انتروپولوژیک و انسان شناسی مکتب ایران زمین

• همه إنسانها از هر نژاد، ملت و گروه اتنیکی و قومی، جنس، باور، دین و مذهب، حقوق برابر دارند.
• همه تیره ها و گروه های اتنیکی و ملت های ایرانی و کشورهای ایرانی ( تاجیکستان، افغانستان، ایران، آذربایجان، کردستان ( عراق و سوریه و ترکیه) بلوچستان ( پاکستان)، استیا و الانیا ، ارمنستان، تاجیکان سمرقند و بخارا و اسیای مرکزی ، ایرانیان مهاجر در دیگر کشورها و…) حقوق برابر در همه زمینه ها دارند.

• پدید اوردگان فرهنگ و تمدن ایرانی در حوزه های باستان شناسی ایرانویچ BMAC دارای هاپلو گروپ پدری یا Y-DNA گروه R1a و R1b ، R، R2 هستند.

• پدید اورندگان فرهنگ و تمدن ایرانی در حوزه های باستانشناسی درون ایران و قفقاز افزون بر دارندگان Y-DNA هاپلوگروپ های گوناگون R شامل هاپلوگروپ های ژنتیکی J2 و G نیز می شوند.

• براساس هاپلو گروپ ژنتیکی پدری یا Y-DNA، تمام ملت ها و کشورهای اروپایی ایرانی محسوب می شوند این واقعیت شگفت اور ژنتیکی بر اثر مهاجرت تیره های ایرانی اسکیت و الان و سرمت و پیش از انها کاسپی ها و کیمری ها و هیتی ها و دیگر مردمان اریایی به اروپا رخ داده است.

• هاپلوگروپ های ژنتیکی پدری یا Y-DNA مردمان اسلاو در شرق, مرکز و جنوب اروپا با هاپلو گروپ ایرانیان باستان و حوزه باستانشناسی ایرانویچ تطابق دارد و R1a است. امروزه این هاپلو گروپ بیشتر در مناطق شرقی و مرکزی ایران زمین بویژه در خراسان بزرگ یافت می شوند.

• هاپلوگروپ های ژنتیکی پدری یا Y-DNA مردمان غرب اروپا و جنوب غربی با هاپلوگروپ های حوزه تمدنی ایرانویچ تطابق دارد و R1b است هرچند امروزه بیشتر این هاپلو گروپ ها در غرب ایران در کردستان و همچنین در ارمنستان و أناتولی شرقی و کردستان ترکیه عراق و سوریه یافت می شوند.

• اذربایجانیان به دلیل نداشتن هاپلوگروپ ژنتیکی پدری Q، و داشتن هاپلوگروپهای ایرانی مردمانی ایرانی شناخته می شوند و ریشه مغولی ندارند.

• بیشتر سیدها به دلیل نداشتن هاپلوگروپ ژنتیکی پدری J1, و داشتن هاپلوگروپهای ایرانی مردمانی ایرانی شناخته می شوند و هیچگونه ارتباطی با عربستان ندارند.

• استخر ژنتیکی Gene pool همه مردمان ایرانی حتا اگر هاپلوگروپ پدری انها ایرانی نباشد، همانند است و همه انها ایرانی هستند.

• همه إنسانها حق برابر دارند اما استعداد برابر ندارند.

• پیوستن همه انسانهای با استعداد با هر هاپلوگروپ ژنتیکی به فرهنگ و تمدن ایرانی مجاز است.

• ضریب هوشی إنسانها نقش اساسی درباورها و مذهب و رشد اجتماعی و اقتصادی انها و کشورشان دارد.

• ضریب هوشی مردمان ایرانی معاصر باید با تغییر سیستم اموزش و پرورش کودکان و تغییر رژیم غذایی و همچنین از راه أمیزش طبیعی و مصنوعی با نژادهای اروپایی و مهاجرت انها به ایران افزایش یابد. و ضریب هوشی میانگین جامعه باید به صد افزایش یابد.

• افرادی از مردمان ایرانی که در جایگاه های بزرگ سیاسی و اجتماعی و علمی و به ویژه در جایگاه تئورسین علوم انسانی قرار می گیرند نباید ضریب هوشی کمتر از صد و بیست و پنج داشته باشند.

• به تندرستی روانی و بهداشت روانی مردمان ایرانی باید توجه ویژه مبذول داشته شود و أمار دارندگان چنین بیماریهایی باید به زیر ده درصد جامعه کاهش داده شود.

اصلهای تاریخی و تمدنی مکتب ایرانزمین

• برای پایداری و پویایی و شکوفایی مردمان ایرانی باید نگاه تمدنی از نگاه کشوری اولویت داشته باشد.

• مردمان و ملت های ایرانی در تعیین هویت خود و تعامل با تمدنهای دیگر باید نگاه خود را گسترش داده أفق دید خود را باز کرده و هویت خود را درون تمدن ایرانی تعریف کنند.

• تمدن ایرانی یا ایران فرهنگی یا ایران زمین شامل کشورها و ملت ها و مردمان ایرانی می شود. ( تاجیکستان، افغانستان، ایران، آذربایجان ، کردستان ( عراق، سوریه، ترکیه) ، بلوچستان ( پاکستان) ، استیا و الانیا، ارمنستان، تاجیکان اسیای مرکزی، پارسیان هند، ایرانیان مهاجر در دیگر کشورها و …).

• ملت ها و کشورهای متعلق به فرهنگ و تمدن ایران زمینی باید در راه ایجاد و گسترش اتحادیه های اقتصادی و سیاسی و نظامی گام بردارند.

• تمدن ایرانزمینی در تعامل با تمدن غربی تعریف می شود نه در تقابل با ان.

• تمدن ایرانزمینی و تمدن غربی دو شاخه از تمدن بزرگ هند و اروپایی هستند.

• تمدن ایرانزمینی و تمدن هندی دو تمدن همزادند و باید به سمت اتحاد استرتژیک تمدنی با همدیگر حرکت کنند.

• تمدن ایرانزمینی با تهدید تمدن عربی و مغولی روبروست.

• تمدن ایرانزمینی از انجایی که به سبب تهاجمات گسترده اقوام وحشی عرب و مغول ، دچار تغییر مسیر رشد طبیعی خود شده است باید از تمدنهای دیگر هندو اروپایی که دچار تغییر مسیر ساختگی نشده اند یا کمتر شده اند مانند تمدن هند و تمدن اروپا الگو برداری کند و این الگو ها را بومی کند.

• تمدن ایرانزمینی باید به گونه ای فعال به سمت اتحاد استراتژیک با تمدن های اروپایی ( شرقی ( اسلاو) و غربی ( انگو ساکسون) و جنوبی ( گرکو و رومن ) ) پیش رود.

• تمدن ایرانزمینی باید رابطه ای دوستانه و بر اساس احترام متقابل با تمدنهای اسیای شرقی و جنوب شرقی داشته باشد.

• تمدن ایرانزمینی باید رابطه ای دوستانه و براساس احترام متقابل با اسراییل و تمدن یهودی داشته باشد.

• تمدن ایرانزمینی باید رابطه ای دوستانه و بر اساس احترام متقابل با امریکای لاتین داشته باشد.

• تمدن ایرانزمینی باید رابطه ای دوستانه و بر اساس احترام متقابل با افریقا داشته باشد.

• رابطه درون تمدنی ایران زمینی حتا مهمتر از رابطه برون تمدنی ان است و در این راستا قدرتمند ترین کشور این تمدن یا کشور ایران و متحدانش باید از حقوق دیگر کشورها و ملت ها و مردمان دیگر تمدن ایرانزمینی حمایت جدی و فعال کنند. چنین حمایت درون تمدنی ایرانزمینی برای کشور ایران عمق استراتژیک و مناطق نفوذ و مناطق حائل ایجاد خواهد کرد و منافع ملی کشور ایران را نیز به شدت افزایش می دهد.

• تمدن ایرانزمینی و کشورهای ان نباید عضو هیچ سازمان مذهبی و بلوک مذهبی باشند در عین حالی که تمام دینها و مذهب ها و ایین ها باید در نهایت ازادی در همه کشور های عضو این تمدن وجود داشته باشند.

• تمدن ایرانزمینی باید امنیت استراتژیک و نظامی خود را از یکی یا درصورت امکان همه سه راه زیر تأمین کند: الف) توسعه تکنولوژی هسته ای ب) عضویت ناتو یا سازمان امنیتی شانگهای پ) اتحاد استراتژیک اتمی با هند.

• کشور ایران به دلیل منابع طبیعی و انسانی فراوان باید چون خورشیدی در مرکز سامانه یا منظومه کشورهای ایرانی تمدن ایرانزمینی باشد و نقش رهبری را داشته باشد.

• کشورهای دیگر تمدن ایرانزمینی نیز باید از اصول اساسی سیاست خارجی ایران پیروی کنند و امنیت مرزهای ایران را از طریق کنترل گروه های خرابکار درون کشورشان تضمین کنند. همچنان که ایران به انها کمک های نظامی و امنیتی می دهد یا بطور خلاصه پیمانهای امنیتی دوجانبه باید میان کشور شاهنشاهی ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین امضا شوند.

• کشورهای ایرانی عضو تمدن ایران زمینی متعهد به حفظ تمامیت عرضی یکدیگر می شوند.

• کشورهای عضو تمدن ایران زمینی باید استقلال مردمان ایرانی از کشورهای غیر ایرانی را که انها را اشغال کرده اند به رسمیت بشناسند و پی گیر فعال خواسته مردمان ایرانی در کشورهای غیر ایرانی باشند و بدین گونه از منافع و عمق استراتژیک تمدن ایرانزمین دفاع کنند.

اصلهای فرهنگی ، دینی و ایینی ایران زمین

• فرهنگ ایران زمینی فرهنگی متکثر است و تکثر را در تعارض با اتحاد نمی بیند.

• فرهنگ ها و ایین ها و سنت های ایران باستان باید توسط دوستداران انها و کمکهای دولتی احیا شوند به ویژه مهمترین انها مانند فرهنگ و ایین زروانی، فرهنگ مهری یا میترائیسم و فرهنگ زرتشتی گاهانی و حتا فرهنگ زرتشتی ساسانی.

• فرهنگ ایرانزمینی زرتشت را به عنوان یک فیلسوف و کتابش گاتها را به عنوان یک کتاب فلسفی بر پایه اصول دیالکتیک فلسفی تز و انتی تز و جهان فروشی را به عنوان یک مکتب فلسفی مولد جهان أمثال أفلاطون به رسمیت می شناسد.

• مکتب و فرهنگ ایرانزمینی بر این باور است که در خوشبینانه ترین حالت فلسفه برای افرادی با ضریب هوشی زیر هشتاد قابل درک نیست از اینرو این افراد را ازاد می گذارد تا فلسفه زرتشت را تبدیل به دین و مذهب زرتشت کنند.

• مکتب و فرهنگ ایرانزمینی ، فلسفه کهن زروانی و زروانی -مهری را منطبق ترین فلسفه ها ی ایران باستان از نظر هستی شناسی یا انتولوژی با فیزیک مدرن و تئوری های انفجاربزرگ و مهبانگ و ماده و ضد ماده و دوگانگی جهان هستی و اصالت زمان می داند .
• مکتب ایرانزمینی بر این باور است که در خوشبینانه ترین حالت فلسفه برای افراد ی با ضریب هوشی زیر هشتاد قابل درک نیست بنابراین این افراد را ازاد می گذارد تا این فلسفه زروانی-مهری را بصورت دین و مذهب در اورند.

• مکتب ایرانزمینی معتقد به سکولاریسم یا جدایی دین و مذهب هم از حکومت و هم از سیاست می باشد.

• مکتب ایران زمینی هیچ دین رسمی ندارد ولی همه دینها جدا ازاینکه سرچشمه ایرانی داشته باشند یا نه ازادند و هیچ محدودیتی برای انها وجود ندارد.

• همه مردم در عقاید فرهنگی دینی و ایینی خود ازادند و هیچ کس حق تحمیل هیچ عقیده ای را بر دیگران ندارد.

• مکتب ایران زمین براین باور است که هرکس در کوتاه مدت دین و مذهب خود و یا عدم وجود انها را برحسب عادت وسنت و تبلیغات اما در بلند مدت بر اساس ضریب هوشی و شخصیت روانی و باطن و منتالیته خود انتخاب خواهد کرد.

• مکتب ایران زمین به بیانیه جهانی حقوق بشر باوردارد و بدان پایبند خواهد بود.

• در ساختمان سازیها و شهر سازیها ، الگوی معماریهای ایران باستان باید اولویت داشته باشند تا هویت تاریخی کشورهای ایران زمین حفظ شوند.

• رادیو و تلویزیون های ملی کشورهای ایران زمینی موظف به ساختن تعداد بسیار زیادی فیلمهای مستند درباره فرهنگ و تمدن و هنر و علم و تکنولوژی و ادبیات و تاریخ ایران باستان می باشند.

• شبکه های تلویزیونی جهانی ایرانی باید فیلمهای مستند فرهنگی و تاریخی درباره ایران باستان به زبانهای ایرانی و اروپایی و زبانهای مهم اسیایی بصورت بیست و چهار ساعته برای جهان برنامه پخش کنند . در همین راستا شبکه های تخصصی پخش مستند تاریخی باید تاسیس شوند.

• خط و نوشتار کشورهای تمدن ایرانزمینی باید به خط ایرانیک که حاصل پژوهشهای ذبیح بهروز و و پژوهشها و اصلاحات رضا هازلی ( کی اشکان اردلان افشار نادری ) است تغییر کند.

• فرهنگ ایرانزمینی به دلیل داشتن اصل های مشترک میترایی با نهاد کلیسای واتیکان و سازمانهای وابسته ان و لژهای فراماسونری، باید با انها همکاری نزدیک داشته باشد و مردمان ایرانی در این سازمانها به تعداد بیشتری عضو شده و فعالیت و نفوذ جدی تری داشته باشند.

• تقویم و گاهشماری رسمی ایران زمینی ، گاهشماری هفت هزار و هفتصد ساله مهری خواهد بود که استاد سیاوش اوستا انرا بر پایه رصد زرتشت و خیام و کارهای استاد ذبیح بهروز و استاد احمد بیرشک و تطبیق انها با حوزه های باستانشناسی ایرانویچ یا BMAC و ANDRONOVA بنیان گذاشت و گاهشماری سه هزار و هفتصد ساله زرتشتی استاد ذبیح بهروز نیز همزمان رسمیت دارد. ( امسال 7755 میترایی، 3755 زرتشتی ، 2017 میلادی)

• زبان رسمی تمام کشورهای تمدن ایران زمین زبان دری خواهد بود اما هر کشوری زبان خود را نیز همانند زبان دری به عنوان رسمی یکم یا دوم به کار خواهند برد.

• اموزش و تحصیل به زبانهای گوناگون ایرانی ( دری، پارسی، تاجیکی، پشتون، کردی، لری، گیلکی، مازنی، ارمنی، بلوچی و …) در همه کشورهای تمدن ایران زمین ازاد است.

• جشن نوروز و مهرگان و سده به عنوان بزرگترین جشنهای ایرانی در کشورهای تمدن ایرانزمینی باید به طور کامل احیا شوند.

• جشن زادروز مهر یا شب یلدا باید جشن رسمی شود.

• جشن زادروز زرتشت باید جشن رسمی شود.

• تمام جشنهای ملی و ایینی ایران باستان باید احیا شوند.

• مدرنیته و مدرنیسم در تضاد با اندیشه خردگرایی ایرانی که به ویژه در فلسفه گاهانی زرتشت تبلور یافته است نیست و ایندو در امتداد هم و مکمل یکدیگرند. و مکتب ایرانزمین عمیقا به خردگرایی باوردارد و ان را تنها راه اداره جامعه می داند.

• جشنها و ایین ها و سنت های فرهنگی و غذا ها و صنایع دستی و … تمدن ایرانزمینی باید جهانی شوند و در دیگر کشورها گسترش داده شوند.

• نام دریای خزر باید به نام تیره ایرانی باستانی کاسپی به دریای کاسپی تغییر داده شود.

• نام دریای عرب باید به دریای پارس تغییر داده شود.

• برای حفظ نام خلیج فارس کمپینی جهانی باید براه بیفتد و خط هواپیمایی به همین نام که بهترین خط هواپیمایی جهان باشد تاسیس شود.

• با تشکیل فرهنگستان زبان دری زمینه جایگزینی واژگان بیگانه تازی از زبان دری و رساندن انها به حداکثر تا بیست درصد گنجینه واژگان فراهم شود. در این فرهنگستان باید تمرکز ویژه روی جایگزینی واژگان عربی و دستور زبان عربی باشد و جایگزینی انها با واژگانی با ریشه های اوستایی و سنسکریت و پهلوی و حتا لاتین، چه انکه زبان لاتین زبانی هند و اروپایی است و دارای ریشه های ژرف تاریخی و یگانه با زبان پارسی دری است.

• عرب زدایی از فرهنگ ایران زمین باید اغاز شود و این به مفهوم عرب ستیزی نیست تنها حفظ خویشتن خویش است. از اینرو مبارزه بسیار جدی با عرب مابی و مظاهر فرهنگ عربی از تلفظ واژگان گرفته تا خط و نوشتار و دیگر مظاهر فرهنگی باید اغاز شود.

• اسلام را از عربیت باید جدا کرد و در این راه باید قران تنها به زبان پارسی دری منتشر شود یا دیگر زبانهای ایرانی و نه به زبان عربی. در همین راستا نماز و اداب و رسوم ایرانیانی که بر اسلام باقی مانده اند باید به زبان پارسی باشد. همچنین اسلام باید از یک مکتب فقهی به یک مکتب شخصی اخلاقی تغییر ماهیت دهد و اصلاحات بسیاری در برخی باورهایش مانند” وحی “داده شود و باید ان را زمینی کرد تا زمینه اصلاح و تغییرش فراهم اید. در هر صورت اصلاحات در این دین که ایران و منطقه و جهان را به اشوب کشیده است بسیار ضروری است و بهتر است از داخل و بوسیله خود باورمندان به ان صورت پذیرد تا بیشتر مؤثر واقع شود.

• فرهنگ ایرانی و ایران زمینی باید از حالت تدافعی خارج شود و حالت تهاجمی به خود بگیرد.

• کاوشهای باستانی بسیار وسیعی باید در تمام حوزه های باستان شناسی ایران زمین انجام شود.

• موزه های باستانشناسی بسیار بزرگی باید در مرکز های استانها و در پایتخت های کشورهای حوزه تمدن ایرانی ایجاد شوند.

• کمیته های ویژه ای برای به رسمیت شناختن قتل عام و جنوساید و کشتار ایرانیان باستان به دست اعراب مسلمان باید ایجاد شود و با خرج دولت ایران بناهای یادبودی برای این کشته شدگان در تمام شهر ها و روستا های ایران و در همه پایتختهای کشورهای جهان ساخته شود.

• ساختمانها و کاخها و دژها و اتشکده های باستانی همه باید بازسازی شوند.

• باید در همه شهرهای ایران و بویژه در مراکز استانها ی کشور ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایرانزمینی مؤسسات و بنیادها و دانشگاه های ویژه ایرانشناسی و بر پایه مکتب ایران زمینی برای تربیت کادرها ی اداری و سازمانی و اطلاعاتی میهن پرست و ایرانگرا تاسیس شود.

• باید با هزینه دولت شاهنشاهی ایران کرسی های ایرانشناسی در دانشگاه های معتبر جهانی دایر شود.

• باید جشنواره ها و فستیوال های هنری و فرهنگی و سینمائی مهمی در شاهنشاهی ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین با موضوع فرهنگ و هنر ایرانی تاسیس شودند.

• باید شاهنشاهی ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین حضور گسترده ای در جشنواره ها و نمایشگاه های جهانی داشته باشند.

• پس از تغییر خط زبان پارسی دری و دیگر زبانهای ایرانی ، باید توجه ویژه ای به گسترش انها در جهان شود و باید زبان پارسی دری به عنوان یکی از زبانهای رسمی سازمان ملل متحد شناخته شود.

• باید تورنمنت ها و مسابقات مهم ورزشی در شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین برگزار شود.

• باید ورزشهای باستانی ایران افزون بر کشتی، یعنی ورزشهای زورخانه ای و چوگان ایرانی احیا شوند و جشنواره های انها بر پا شود و بخشی از ورزشهای رسمی المپیک شوند.

• باید داستانهای تاریخی و ادبی شاهنامه فردوسی در طی قراردادهایی با هالیوود ساخته شوند و بصورت گسترده در سطح جهانی به نمایش در ایند.

• باید سمفونی های کلاسیک شخصیت های تاریخی و دانشمندان و شاهان بزرگ ایران زمین و حوزه تمدنی ایرانی ساخته شوند.

• باید باله کلاسیک داستانهای تاریخی و اسطوره های شاهنامه در همکاری با بالشوی تئاتر ساخته شوند و در تمام جهان به نمایش در ایند.

اصلهای سیاسی و مدیریتی ایران زمینی

• برای حفظ تمامیت ارضی کشور ایران و کشورهای تمدن ایران زمینی با وجود داشتن تکثر فراوان قومی بهترین سیستم و ضامن یکپارچگی سیستم نظام شاهنشاهی ( غیرمتمرکز)و یا پادشاهی (متمرکز)است.

• حکومت شاهنشاهی ( پادشاهی فدراتیو و غیرمتمرکز) همواره در تاریخ ایران زمین وجود داشته است. همواره پادشاهی های طبرستان ( مازندران) ، پادشاهی گیلان (گیلانشاهان)، اتورپاتگان و شروانشاهان، کردستان ( کردانشاه ماتیکان و کوردوئن تا حکومت اردلانها) ، سیستان ( چه در باستان و تا زمان ملک محمود سیستانی ) ، خراسان ( از پادشاهی های کوشانیان تا پادشاهان أفغان و پادشاهی افشارها) ، کرمان و پارس ( از پادشاهان محلی دوران مادها تا شاهان فراتداران پارس در زمان إسکندر و جانشینانش )، لرستان ( از پادشاهی کاسپی تا حکومت خاندان زند، ارمنستان و … گاه با اختیارات وسیع اقتصادی ( ضرب سکه) و نظامی ( داشتن نیروی نظامی خود) وجود داشته اند. أوج این نوع حکومت در زمان اشکانیان و مادها بوده است . عامل وحدت در این حکومت شخص شاهنشاه ( شاه شاهان ) بوده است .اما مکتب ایرانزمین با توجه به واقعیت های امروزی تمدن إیرانی نوع متمرکز تری از این حکومت را پیشنهاد می کند.

• حکومت پادشاهی ( حکومت متمرکز ) در این حکومت اختیارات اقتصادی ( ضرب سکه ) و نظامی ( داشتن ارتش) مناطق گوناگون ایران متمرکز تر بوده است و حتا حکام محلی از جانب پادشاه مرکزی مشخص می شدند یا باید تایید او را می داشته اند. از نمونه این حکومت ها در تاریخ ایرانزمین حکومت ساسانی در دوره باستان و حکومت پهلوی در دوران نوین است. در هر دو این حکومت ها به خاطر تمرکز بیش از حد حمایت مناطق ایران زمین از دولت مرکزی ضعیف شد و هر دو این حکومت ها به اشغال ایران توسط اعراب یا عرب مابان و مستعربان انجامید. به خاطر وجود تنها یک ستون با شکستن ان تمام خیمه فرو ریخت.

• مکتب ایرانزمین با بررسی ژرف و موشکافانه تاریخ تمدن إیرانی نوع متمرکز تر شده حکومت شاهنشاهی را برای ایرانزمین پیشنهاد می کند. که در واقع ترکیبی از شاهنشاهی اشکانی و ساسانی و البته ساختارهای مدرن حکومتی است.

• ملت ایران ملتی است واحد متشکل از گروه های اتنیکی و تیره های گوناگون. برخی از این تیره ها در بخشهای خارج از مرزهای سیاسی ایران خود ملت شده اند اما تعریف این تیره ها درون مرزهای سیاسی ایران گروه اتنیکی یا قوم و تیره است. برای نمونه تیره اذری در درون ایران بخشی از ملت ایران است اما درخارج از ایران ملت آذربایجان را تشکیل داده است. یا تیره کرد درون ایران بخشی از ملت ایران است اما در کشورهای دیگر می تواند ملت خود را تشکیل دهد. یا قوم پارس در درون ایران بخشی از ملت ایران و در افغانستان بخشی از ملت افغانستان و در تاجیکستان بخشی از ملت تاجیکستان است. و همینگونه است در کشورهای اروپایی برای نمونه قوم فرانسوی در بلژیک بخشی از ملت بلژیک است و در فرانسه ملت فرانسه را تشکیل می دهد.

• در طول تاریخ تمدن ایران زمین و کشورهای ایرانی دو گونه حکومت وجود داشته است. گونه نخست حکومت پادشاهی بوده است که حکومتی متمرکز بوده است و گونه دیگر حکومت شاهنشاهی که حکومتی غیر متمرکز بوده است

• هرچند بیشتر حکومت های ایران پیش از اسلام شاهنشاهی ( غیرمتمرکز) بوده است اما در مکتب ایران زمینی نوع اصلاح شده و متمرکزتر شده شاهنشاهی اشکانی به عنوان شاهنشاهی ایده ال و أرمانی نیمه متمرکز شناخته می شود.

• نظام های شاهنشاهی و پادشاهی چنان با تاریخ و هویت کشور ایران و کشورهای تمدن ایران زمین گره خورده اند که شاهکار ادب ، تاریخ و اسطوره ایرانی ” شا هنامه ” نام دارد.

• بهترین نظام برای کشورهای تمدن ایران زمین ( تاجیکستان، افغانستان، ایران ، کردستان ( عراق، سوریه و ترکیه) و استیا و الانیا و ارمنستان و بلوچستان ( پاکستان) و آذربایجان و .. ) نظام شاهنشاهی است بدینگونه که هر کدام از این کشورها باید دارای یک پادشاه باشند به جز ایران که در ان باید شاهنشاه یا شاه سمبلیک ان پادشاهان قرارداشته باشد.

• هر چند حالت ایده ال برای کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین پادشاهی در انها و شاهنشاهی در ایران است اما مکتب ایرانزمینی إصراری به نظام پادشاهی در دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایرانی ندارد هرچند که تنها حکومت متصور برای کشور ایران را شاهنشاهی می داند و بر نوع این نظام برامده ازهویت ایرانی و تاریخ کهن ایران، در کشور ایران تاکید و اصرار دارد.

• شاهنشاهی کشور ایران و پادشاهی کشورهای همسایه ایرانی باید موروثی باشند و سمبلی ازوحدت ملی و تمامیت ارضی کشورشان اما شاهان استانی یا همان استانداران با مسؤلیت محدود باید بوسیله نخست وزیر و با تایید مجلس مهستان ( سنا) و مجلس نمایندگان نصب شوند برای یک دوره هفت ساله.

• در خود کشور ایران و دیگر کشورهای همسایه تمدن ایران زمینی ( در صورت تمایل انها) به گونه سمبلیک و با مسؤلیت هایی در حد استاندار باید شاهانی داشت که بوسیله نخست وزیر و تایید دو مجلس مهستان ( سنا) و نمایندگان در استانها برای استانداری در مدت محدود هفت ساله نصب می شوند. این شاهان استانی وظیفه هماهنگی دولت و پارلمان استانی با دولت و مجلسها ی مهستان ( سنا) و نمایندگان سراسری را خواهند داشت.

• شاهنشاه ایران بصورت سمبلیک هم شاه دیگرشاهان سمبلیک یا همان استانداران است و هم بصورت غیر رسمی و سمبلیک شاه دیگر پادشاهان و یا رؤسای جمهور دیگر کشورهای حوزه تمدن ایران زمین می باشد.

• لقب شاه برای استانداران یک لقب کاملا تشریفاتی و سمبلیک است و برای انست که مفهوم شاهنشاه ایران ( شاه شاهان ایران) از نظر ادبی و فلسفی و تاریخی درست باشد. این شاهان استانی یا استانداران حوزه اختیاراتشان حتا از استانداران کنونی نیز کمتر است و منصوب نخست وزیر با تایید دو مجلس مهستان ( سنا) و نمایندگان برای حداکثر یک دوره هفت ساله هستند و مجلس مهستان ( سنا) توانایی برکناری انها را دارد . کارهای اجرایی و قانونگذاری محدود استانی در استانها زیر نظر دولت استانی و پارلمان استانی است که مستقیما بوسیله مردمان همان استان انتخاب می شوند و ربطی به مقام سمبلیک شاه استانی یا استاندار ندارد.

• در مواقع ضروری و درصورت نبود وارث شاهنشاهی از میان نماینگان مجلس مهستان یا سنا فردی با ریشه های اریستوکراتیک به شاهنشاهی در ایران یا پادشاهی در کشور های همسایه ایرانزمینی برگزیده می شود.

• کار اصلی شاهنشاه، نگهبانی از کیان کشور و ملت ایران و کشورها وملت های تمدن إیرانی است. همچنین شاهنشاه سمبل وحدت ملی تیره های گوناگون إیرانی است .از اینرو شاهنشاه با کاربرد گارد شاهنشاهی و سازمان اطلاعات گارد شاهنشاهی که مستقیما زیر نظر او هستند وظیفه دارد از کیان إیرانی، هویت و فرهنگ إیرانی، دموکراسی و سکولاریسم و دوستی با دیگر تمدنهای هند و اروپایی و سنت هزاران ساله شاهنشاهی إیرانی دفاع کند.

• مجلس مهستان (سنا) وظیفه دارد که وظائف و کارکردهای شاهنشاه را هر هفت سال یکبار بررسی کند و چنانکه او وظایف خود را به خوبی انجام نداده باشد او را به مجلس مهستان فرابخواند و از او پرسش کند و اگر قانع نشد او را از شاهنشاهی برکنار و شخص برجسته دیگری که توانایی نگهبانی از کیان إیرانی را دارد به شاهنشاهی بر گزیند.

• کشور ایران و کشورهای دیگر تمدن ایرانی هر کدام دارای دو مجلس، یکی مجلس سراسری و مرکزی خواهند بود که در ان مستقیما مردم نماینگانشان را از میان احزاب راست و چپ سراسری بر می گزینند که مجلس نماینگان مردم نام خواهد داشت و هر استانی نسبت به جمعیتش نماینده در پارلمان مرکزی نمایندگان خواهد داشت و حزب برنده انتخابات به فرمان سمبلیک شاهنشاه دولت تشکیل خواهد داد و دومی مجلس مهستان یا سنا نام خواهد داشت که در ان مردم مستقیما بزرگان کشوری و لشکری و شخصیت های برجسته فرهنگی و هنری و علمی و سیاسی و خاندانهای کهن ایرانی و اریستوکرات ها را در این مجلس نصب خواهند کرد و بر خواهند گزید. شرط کاندید شدن در مجلس مهستان سخت تر خواهد بود و این افراد باید از موقعیت ممتاز علمی و فرهنگی و خدمات میهنی برخوردار باشند. در مجلس مهستان تعداد نمایندگان هر استان برابر خواهد بود و ربطی به جمعیت ان استان نخواهد داشت.

• شاهنشاه در ایران و پادشاه در کشورهای همسایه تمدن ایران زمینی سعی خواهند کرد تا در طول چند نسل با پیوند زناشویی با برگزیدگان همه تیره های ایرانی خون همه انها را در رگ خود داشته باشند تا نمادی شوند از وحدت همه مردمان ایرانی.

• مجلس مهستان ایران و معادل ان در کشورهای تمدن ایرانزمینی قدرت گزینش و برکناری شاهنشاه را در ایران و یا پادشاه را در کشورهای همسایه ایرانزمینی در مواقع ضروری خواهد داشت.

• شاهنشاه نقش سمبلیک در اتحاد تیره های ایرانی خواهد داشت و فرمانده سمبلیک ارتش شاهنشاهی خواهد بود . همچنین با فرمان سمبلیک شاهنشاه نخست وزیر تشکیل دولت خواهد داد و باز با فرمان سمبلیک او دو مجلس مهستان ( سنا) و نمایندگان کار خود را اغاز خواهند کرد. شاهنشاه همچنین فرماندهی رسمی و واقعی گارد جاویدان شاهنشاهی و سازمان اطلاعات این گارد را به عهده خواهد داشت.

• دولت بر اساس انتخابات سراسری احزاب و بر اساس نظام پارلمانی برای مدت هفت سال انتخاب خواهد شد. و هر نخست وزیر حد اکثر دو دوره هفت ساله می تواند نخست وزیر باقی بماند.

• سازمان اطلاعات کشور فرا حزبی خواهد بود و مستقل از دولت کار خواهد کرد اما موظف به ارائه گزارش به نخست وزیر و دو مجلس مهستان ( سنا) و نمایندگان و همکاری با دولت و سازمان اطلاعات گارد جاویدان خواهد بود.

• استقلال قوای سه گانه ( مجریه، مقننه وقضاییه) به رسمیت شناخته می شود.

• دیوان عالی کشور بالاترین مرجع قضائی خواهد بود که دارای هفت قاضی اصلی خواهد بود که سه قاضی ان باید به پیشنهاد نخست وزیر و با تایید هر دو مجلس مهستان (سنا) و نمایندگان به این سمت برگزیده شوند. و چهار قاضی ان باید به پیشنهاد رئیس مجلس مهستان ( سنا) و تایید هردو مجلس مهستان و نمایندگان به این سمت برگزیده شوند.

• اساس حقوق و علم قضا در ایران سکولار خواهد بود و به هیچ وجه هیچ مذهبی حقی در دخالت در حقوق سکولار کشور را نخواهد داشت.

• مکتب ایرانزمین عمیقا معتقد به خردگرایی در همه أمور اجتماع است و ان را تنها راه اداره جامعه می داند. این مکتب براین باور است که زرتشت نخستین فیلسوف خردگرای تاریخ بشری و در حقیقت بنیانگذار راسیونالیسم اغازین است.

• حکومت و سیستم کشورداری غیر متمرکز خواهد بود اما به هیچ وجه فدرال نخواهد بود.

• حکومت های محلی در هر استانی تشکیل خواهند شد. بدینگونه که هر استانی دارای پارلمان استانی از نماینگان مردم همان استان خواهد شد که اختیار محدود در قانونگذاری مسائل داخلی مربوط به همان استان را خواهند داشت احزاب استانی و منطقه ای حق رقابت در این پارلمانهای استانی را خواهند داشت همچنین دولت استانی برای کارهای اجرایی استان به ریاست نخست وزیر استانی بر پایه حزب برنده انتخابات و به مدت محدود هفت ساله تشکیل خواهد شد.

• شاهان استانی یا همان استانداران نقش هماهنگ کننده سیاست دولت مرکزی و دولتهای استانی را بر عهده خواهند داشت و اختیارات اجرایی شان از نخست وزیر استانی کمتر خواهد بود.

• نیروی نظامی با نام گارد جاویدان شاهنشاهی با إمکانات فراوان در کنار ارتش تاسیس خواهد شد که وظیفه اش حفظ نظام شاهنشاهی هفت هزارساله ایران زمین خواهد بود و سازمان اطلاعاتی مستقل خود را خواهد داشت که زیر نظر شاهنشاه کار خواهد کرد.

• شاهنشاه حق دخالت در تعیین دولت و نخست وزیر و وزرا و سیاست های داخلی و خارجی کشور را نخواهد داشت.

• شاهنشاه و نخست وزیر هیچکدام حق انحلال دو مجلس را نخواهند داشت.

• بالاترین مرجع تصمیم گیری کشور در مواقع بروز بحران مجلس مهستان ( سنا ) خواهد بود.

• استانها بودجه ای براساس جمعیتشان خواهند گرفت ولی استانهای محروم بودجه را بیشتر از نسبت جمعیتشان دریافت خواهند کرد.

• یک نوع اتحادیه سیاسی و اقتصادی و نظامی میان شاهنشاهی ایران و پادشاهی ها یا حکومت های دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین شکل خواهد گرفت که مرکزیت و رهبری ان به دلیل منابع انسانی و طبیعی بیشتر با کشور شاهنشاهی ایران خواهد بود.

• باوجود کشور شاهنشاهی ایران در مرکز و کشورهای دیگر تمدن ایرانی در اطراف عمق عظیم استراتژیک برای ایران ایجاد خواهد شد.

• احزاب سیاسی سراسری و محلی شاهنشاهی ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین باید بر پایه فلسفه کهن دوالیسم زروانی-مهری و زرتشتی و یا انچه که در فلسفه مدرن اصل دیالکتیک فلسفی هگل می گویند تشکیل شوند. وجود تز و انتی تز از دیدگاه فلسفه سیاسی خون تازه و روحیه و امید تازه به جامعه تزریق خواهد کرد و بر این اساس باید یک حزب دست راستی بزرگ و سراسری و یک حزب دست چپی بزرگ و سراسری تشکیل شود و انها بصورت دوره ای اکثریت مجلس نمایندگان و قدرت و دولت را در دست بگیرند و بدین گونه جامعه اداره شود تنها مسئله حساس انست که با تایید سازمان اطلاعات کشور و سازمان اطلاعات گارد جاویدان شاهنشاهی سران احزاب و سیاستمداران باید کنترل شوند تا بیشتر به ایران زمین وفادار باشند تا به ایدئولوژیهای خودشان و منافع ایران زمین را برهر چیز باید ترجیح دهند.

• تاسیس احزاب و گروه های سیاسی ازاد می باشد.

• تنها احزابی حق راه یابی و معرفی نماینده به مجلس نمایندگان را دارند که دست کم هفت درصد ارای عمومی را به دست اورده باشند و چنین احزابی از خزانه ملی بودجه دریافت خواهند کرد.

• سیستم دوگانه حزبی که به سیستم سیاسی انگلوساکسونی نیز معروف است یکی از بهترین و پایدارترین روشهای مدیریتی اجتماع است و بر پایه جهانبینی دوالیسم ایرانیست.

• مکتب ایران زمین دموکراسی را دشوارترین سیستم حکومتی و مدیریتی جهان می داند اما بهتر از ان سیستمی نمی شناسد بنابراین باور دارد که مردمسالاری ملی درون مکتب ایران سالاری و مکتب ایرانزمینی باید وجود داشته باشد و نماینگان مردم کشور را مدیریت کنند. ولی بوسیله اهرمهای سازمانهای اطلاعاتی ملی ( سازمان اطلاعات کشور و سازمان اطلاعات گارد جاویدان ) باید از عواقب نا خواسته ان جلوگیری کرد .

• سازمان اطلاعات کشور و سازمان اطلاعات گارد جاویدان به هیچ وجه و به وسیله هیچ کس قابل منحل شدن نیستند.

• مکتب و دیدگاه ایرانزمینی تمام کأرکنان و مسؤولان رژیم گذشته را می بخشد و انها را در قدرت مشارکت می دهد و حتا سازمان سپاه پاسداران را با تغییر ایدئولوژیک و اصلاح ساختاری به گارد جاویدان شاهنشاهی تبدیل می کند.

• مکتب ایرانزمینی باور دارد که نیروهای نظامی و انتظامی باید سراسری و مرکزی باشند و به شدت با نیروهای نظامی و انتظامی محلی مخالف است.

• مکتب ایران زمینی باور دارد که اعلام استقلال یا حتا برگزاری رفراندوم استقلال هر استان و منطقه و بخش شاهنشاهی ایران به منزله اعلان جنگ به استانهای دیگر است و ارتش شاهنشاهی ایران و نیروهای گارد جاویدان شاهنشاهی ایران موظف به جلوگیری از چنین اقداماتی هستند.

• مکتب ایران زمین باور دارد که بخشهای اشغال شده ایران زمین بوسیله دیگر کشور ها و مردمان ایرانی دیگر کشورها حق برگزاری رفراندوم استقلال و اعلان استقلال از این کشورها را دارند، اما کشور شاهنشاهی ایران هیچگونه ادعایی نسبت به این سرزمینها ندارد بلکه تنها استقلال انها را به رسمیت شناخته و ورود انها را به حوزه تمدنی ایران زمینی خوش امد می گوید.

• زبان رسمی کشور شاهنشاهی ایران و یکی از زبانهای رسمی دیگر کشورهای حوزه تمدن إیرانی زبان دری با گویش پارسی خواهد بود.

• اموزش و تحصیل به دیگر زبانهای إیرانی در کشورشاهنشاهی ایران و دیگر کشورهای حوزه تمدنی إیرانی ازاد خواهد بود.

• مکتب ایرانزمین پرچم سه رنگ( سبز، سفید و سرخ ) را با نشان مهری شیرو خورشید درفش رسمی ایران می داند.

• مکتب ایرانزمین نشان رسمی ایران را نشان میترایی شیر و خورشید می داند.

• مکتب ایرانزمین درفش کاویانی را پرچم رسمی ارتش شاهنشاهی ایران می داند.

• مکتب ایرانزمین بر این باور است که استانهای ایران باید نشان و پرچم خود را در کنار پرچم رسمی کشور داشته باشند به شرطی که این پرچم و نشانها همانند پرچم و نشانهای کشورهای همسایه و یا مناطقی از انها نباشند.

اصلهای اجتماعی و مردمی ایران زمین

• مکتب ایرانزمین عمیقا معتقد به خردگرایی در همه أمور اجتماع است و ان را تنها راه اداره جامعه می داند. این مکتب براین باور است که زرتشت نخستین فیلسوف خردگرای تاریخ بشری و در حقیقت بنیانگذار راسیونالیسم اغازین است.

• مکتب ایرانزمین معتقد به عدالت اجتماعی است

• مکتب ایران زمین بر این باور است که عدالت به مفهوم دسترسی برابر به فرصتها و ثروتها است نه توزیع مساوی ثروث میان مردم.

• مکتب ایران زمین معتقد به اموزش و پرورش و اموزش عالی رایگان برای همه شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین است.

• مکتب ایران زمین معتقد به سیستم درمانی رایگان برای همه شهروند ان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین است.

• مکتب ایران زمین معتقد به حق داشتن حقوق بیکاری برای شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین است.

• مکتب ایران زمین باور دارد که همه شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین باید از انواع بیمه های اجتماعی برخوردار باشند.

• مکتب ایران زمین باور دارد که همه شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین حق برخوردار ی از مزایای حقوق بازنشستگی را دارند.

• مکتب ایران زمین باور دارد که همه شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین حق برخورداری از خانه و سرپناه مناسب را دارند.

• مکتب ایران زمین باوردارد که همه شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین حق داشتن کار و پیشه مناسب را دارند.

• مکتب ایران زمین باور دارد که همه شهروندان شاهنشاهی ایران و کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین حق برخورداری از حمل و نقل رایگان و حداقل خودرو رایگان را دارند.

اصلهای زیست بومی ایران زمین

• مکتب ایران زمین بر پایه فرهنگ کهن و اوستایی ایران زمین چهار اخشیج را أرج می نهد و در نگهداری زیست بوم تمدن ایران زمین کوشا و جدی است.

• مکتب ایران زمین بر این باور است که کشور ایران با یک فاجعه زیست محیطی و خشکسالی و بیابان زایی در اینده ای نزدیک روبروست و تنها راه نجات را در طرح هایی بزرگ به هدف تغییر زیست بوم ایران می داند.

• در راه تغییر زیست بوم ایران و بیابان زدایی مکتب ایران زمین معتقد به انجام طرح های بسیار جسورانه است.

• مکتب ایران زمین بر این باور است که تنها راه جسورانه نجات زیست بوم ایران اتصال دریای کاسپی ( خزر) به خلیج فارس یا دریای عمان است. این طرح که از زمان پهلوی دوم موجود بوده است و ایرانرود نامیده شده است حتا با إمکانات پنجاه سال پیش قابلیت تحقق داشته است و توانایی انرا دارد که تمام کویرهای مرکزی ایران را به حوزه های ابی تبدیل کند . بر اثر رطوبت به دست امده از اب تمام محیط زیست ایران مرکزی و جنوبی متحول خواهد شد و افزون بر بیابان زدایی، باعث گسترش کشاورزی و مهمتر از همه تبدیل ایران به قطب کشتیرانی جهانی خواهد شد و از راه ترانزیت کالا از خلیج فارس و دریای عمان به دریای کاسپی درامد هنگفتی نصیب ایران خواهد کرد که به میزان زیادی وابستگی ایران به نفت را کاهش خواهد داد.

• طرح جسورانه ایرانرود از انجا که نه تنها به نفع ایران است و موقعیت استراتژیک ایران را بشدت قوی می کند بلکه از میزان وابستگی استراتژیک روسیه به تنگه بسفر نیز می کاهد بشدت مورد مخالفت کشورهای غربی است ودر گذشته با فشار شدید انها به اعلیحضرت آریا مهر این طرح از دستور کار ایران کنار گذاشته شد . همچنین در زمان احمدی نژاد پس از انکه این طرح دوباره مطرح شد، تبلیغات وسیعی از سوی رسانه های دولتهای غربی و مزدوران ایرانی انها علیه این طرح به راه افتاد تا انرا غیر عملی جلوه دهند و در دولت روحانی به طرز مرموزی این طرح کنار گذاشته شد. هر چند طرح های دشوار تر از ان در لیبی و کشورهای جنوبی خلیج فارس با موفقیت انجام شده اند و با وجود انکه ایرانیان باستان در بیش از دو هزار سال پیش کانال سوئز را حفر کردند تنها می توان گفت که تبلیغات علیه این طرح در رسانه ها تنها جنبه سیاسی و استراتژیک دارد.

• مکتب ایرانزمین طرح ایرانرود را برای بقای تمدن ایرانی حیاتی و ضروری می داند و بر این باور است که باید راه حلی با غرب و مصالحه ای سر این طرح انجام شود.

• مکتب ایرانزمین باور به حفظ و گسترش فضای سبز ایران دارد و معتقد به حافظت از جنگلها و منابع طبیعی و منابع ابی و بیابان زدایی ایران زمین می باشد.

اصلهای اقتصادی ایران زمینی

• ثروت های نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی شاهنشاهی ایران و منابع طبیعی دیگر کشورهای حوزه تمدن ایران زمینی متعلق به مردمان این کشورها و ثروتی است ملی.

• ثروت های نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی کشور شاهنشاهی ایران متعلق به ملت واحد ایران از هر تیره و قوم است.

• اقتصاد ایران باید از اقتصاد تک محصولی نفت متحول شده و متنوع شود.

• اقتصادی مدرن بر پایه تکنولوژی اطلاعات و علوم انفورماتیک و رایانه در ایران باید پی ریزی شود.

• تکنولوژی اطلاعات باید برای اشتغال زایی و پی ریزی اقتصادی بر پایه این تکنولوژی و سازگار با عصر اطلاعات گسترش یابد.

• علوم ژنتیک و تولید محصولات فراوری شده ژنتیکی در ایران باید گسترش یابد.
• نانوتکنولوژی و تولید محصولات مرتبط با این تکنولوژی در ایران باید گسترش یابد.

• سهام کارخانه ها و صنایع مهم جهانی از درامد نفت باید خریداری شود و درانها سرمایه گذاری انجام شود.

• صنایع گاز ایران باید گسترش یابدو لوله های انتقال گاز ایران با عبور از کردستان عراق و کردستان سوریه و دیگر بخشهای حوزه تمدن ایرانی باید به دریای مدیترانه برسد تا بدون عبور از کشورهای بزرگی چون روسیه و ترکیه استقلال انرژی ایران و اروپا را حفظ کند. بدون شک در این زمینه روسیه و ترکیه بشدت کارشکنی خواهند کرد اما ایران با کمک غرب باید به این مهم دست یابد.

• طرح ایرانرود باید تحقق یابد اتصال دریای کاسپی ( خزر) به خلیج فارس یا دریای عمان افزون بر انکه از بیابان زایی جلوگیری کرده و بشدت برای حوزه تمدنی ایران زمین حیاتی است ، با منابع ابی حاصل از ان با گذاشتن اب شیرین کن ها کشاورزی به شدت گسترش می یابد و مهمتر از همه درامد هنگفتی را از طریق تبدیل کردن ایران به قطب ترانزیت کالا از چین و هند به روسیه و اروپا در جهان نصیب ایران خواهد کرد و بر اهمیت استراتژیک ایران چندین برابر خواهد افزود. همچنین با ایجاد مناطق ازاد تجاری و شهرهای نوین در کنار ایرانرود، تمدن ایرانی به شدت متحول می شود. اما متاسفانه این طرح از انجایی که بر اهمیت استراتژیک ایران می افزاید و هم روسیه را از وابستگی به تنگه استراتژیک بسفر که در کنترل کشورهای ناتو است رهایی می بخشد به شدت مورد مخالفت کشورهای غربی و رسانه های دولتی انها قرار دارد. تا جایی که با دروغ پراکنی و دعوت کارشناسان دست چین شده و مزدور در رسانه هایشان با این طرح مخالفت شدید و تعصب أمیزی انجام می دهند. این طرح هر چند که با تکنولوژی پنجاه سال پیش هم قابل انجام بود ولی با فشارها ی شدید بر اعلیحضرت اریامهر متوقف شد . هرچند که طرح های سخت تر از ان در صحرای بزرگ افریقا در کشور لیبی و در کشورهای جنوبی خلیج فارس با موفقیت انجام شدند. در اجرای این طرح حیاتی برای اینده ایران ، ایران باید به مصالحه با غرب برسد.

• ایران زمین باید به توسعه منابع انسانی خود در کنار منابع اقتصادی بپردازد. این مکتب بر این باور است که منابع انسانی هر کشور ثروت حقیقی ان کشور است.

• مکتب ایران زمین بر وجود یک اتحادیه اقتصادی بزرگ میان کشورهای حوزه تمدنی ایران زمین و همچنین هندوستان تاکید دارد.

• مکتب ایران زمین بر گسترش مناطق ازاد تجاری در ایران تاکید دارد.

• مکتب ایران زمین بر تولید داخلی محصولات صنعتی و کشاورزی تاکید دارد.

• مکتب ایران زمین بر تبدیل ایران به یک قطب بانکی و مالی تاکید دارد.

• مکتب ایران زمین بر تبدیل ایران به یک قطب توریستی و جهانگردی تاکید دارد.

• مکتب ایرانزمین بر تبدیل ایران به یک قطب حمل و نقل هوایی و تاسیس شرکت های هوایی و بزرگ مسافربری تاکید دارد.

• مکتب ایران زمین بر تبدیل ایران به یک قطب ترانزیت کالا تاکید دارد.

• مکتب ایران زمین معتقد به مالکیت خصوصی صنایع متوسط و کوچک و مالکیت ملی و دولتی صنایع بزرگ و کلان است.

• مکتب ایران زمین معتقد به تبدیل شرکت نفت ایران به یکی از شرکت ها ی بزرگ نفت و گاز جهانی است.

• مکتب ایران زمین معتقد به بازار ازاد و رقابت سالم و غیر رانتی اقتصادی است.

• مکتب ایران زمین باور دارد که بانک مرکزی ایران و سیاست های ان باید جدا از دولت و مستقل باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)