https://www.youtube.com/watch?v=49TBYwwogd0

 

سرپیچی آنارشیستی 2

این را بکن آن را نه! امریه‌ست؛ قانونى‌ست که ما ننوشته‌ایم. طراحانِ رسوم روشنفکرىِ ایرانى هیچ‌کدام‌شان روشنفکر نبوده‌اند. ملازاده آیا مى‌تواند سوال کند!؟ این دسته حتى سرکشى‌شان در نهایت به چیزى جز تابعیتِ مطلق از پدرانِ عباپوش منجر نشده است. از بیمارى‌هاى مهلکِ جوامع طبقاتى یکى این است که حتى سخنگوى فرودستان‌شان، فرادستى‌ست. یکى‌یکى بشمارید! از رهبرانِ احزابِ سیاسى گرفته تا جنبش‌هاى ادبى اغلب آقازاده بوده‌اند! آقازاده‌ها مدیر نیستند چون به خاطر نمى‌آورند! وقت است دست از سرِ این درست‌کارىِ دینى که اسمش را هم گذاشته‌اند رسومِ روشنفکرى برداریم، بیایید کمى فکر کنیم، کمى خطا…!

بسیاری از روشنفکرهای ایرانی کاری نمی‌کنند مبادا که اشتباه کنند؛ این‌ها هیچ غلطى نمى‌کنند، اصلن املایى نمى‌نویسند که غلط داشته باشند. باید کمک کنیم که از قضاوت نترسند!

اشتباه از بدیهی‌ترین لوازمِ آزادی‌ست؛ اگر آزاد نیستیم که اشتباه کنیم پس آزاد نیستیم! وقتش رسیده دیگر با عصا راه نرویم، باید به ماهیت قانون، به ماهیت پلیس [این سرنگهدار سرمایه‌داری]، به ژورنالیسم که پیش‌تر فرم فریاد داشت و حالا بدل به کسب و کار شده و تریبونِ دربستِ سرمایه‌داری‌ست شک کرد. دیگر راهی نمانده مگر درکِ سلول به سلولِ آنارشیسم! این درک کمک مى‌کند که دیگر از درد نترسیم!

باید دوباره کارى کنیم، بیایید همه با هم آنارشیست شویم! آنارشیست‌ها در پی قدرت نیستند، سیاست‌شان جز صداقت نیست، بیهوده از هم طرفدارى نمى‌کنند، آن‌ها پاسدارِ فردیت خویشند و با همه تفاوتى که با هم دارند در نهایت به نقطه‌اى مشترک مى‌رسند که اسمش آزادى‌ست و جز با انحلالِ دولت حاصل نمى‌شود. آنارشیسم برای دردِ جوامعی مثل ایران که ساختاری طبقانی دارند دواست! وقتش رسیده در تعریف چپ که بیشتر جایگاهی مکانی در پارلمان‌ها دارد تجدید نظر کنیم. در واقع آن‌چه ما تاکنون داشته و داریم هیچ‌کدام چپ نبوده‌اند! نیستند! چون به جای اینکه بر قدرت باشند مدام در پی قدرت بوده‌اند و دمکراسی‌شان مقصدی جز خانه‌ی خودشان ندارد! آنارشیسم به مثابه‌ی چپ واقعی، مستقل‌ترین سیستمِ انتقادی را داراست که می‌تواند به عنوان اپوزیسیون، بازدارنده‌ترین نقش را در برابرِ قدرت‌ها ایفا کند، حتی باید به دمکراسی منشی آنارشیستی داد و با توجه به تجربه خودویژه‌ی انتخابات “هائیتی”، آن را به طور کامل از دایره قدرت دولتی خارج کرد. متاسفانه خیلی‌ها فکر می‌کنند انقلاب با یک برخورد، یک اتفاق تحقق می‌یابد و به تمام بنیان‌های سنگ شده حمله کرده، آرمان‌ها و آمال‌شان را جانشین می‌کند. رفقا غافلند که آنارشیسم بنا ندارد حکومتی را جایگزین حکومت دیگری کند بلکه می‌خواهد حکومت را از اساس ویران کند، چون در غیر این صورت تنها نوع ستم عوض شده ظلمى جانشین ظلم دیگر می‌شود. خیلى‌ها نمی‌دانند نیل به آنارشیسم به این زودی‌ها حاصل نمی‌شود بلکه ما تنها می‌توانیم به سوی آنارشیسم حرکت کنیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)