یکی از بیماریهای اجتماعی جامعه ایران، عرب زدگی است . این سرطان بدخیم که در ذات خود دشمن فرهنگ و اندیشه إیرانی است انچنان در تن و روان جامعه إیرانی ریشه دوانده که این جامعه بیمار دیگر به ان عادت کرده و این بیماری کشنده را بخشی از هویت بیمار و التقاطی خود کرده است. هرچند که این بیماری عرب زدگی به گونه خفیف تری با نام سریانی زدگی از دوران ساسانیان در فرهنگ إیرانی وجود داشت و همانوقت بود که هزوارش های سریانی به ادب پهلوی راه یافتند اما شدت این بیماری در زمان ساسانیان به هیچ وجه چندان شدید نبود که هویت إیرانی را تهدید کند.
انچه که پس از حمله اعراب وحشی مسلمان به ایران زمین رخ داد افزون بر جنبه های تراژیکش چون نسل کشی و جنوساید صد ها هزار نفر از زن و مرد و پیر و جوان و به بردگی و کنیزی و غلامی و غلمانی جنسی بردن بیش از سیصد هزار زن و دختر و پسر بچه کوچک إیرانی و فروش انها در بازار مدینه و سوزاندن بیش از یک میلیون نسخه از کتابهای باستانی ایران به زبانهای اوستایی و پهلوی در کتابخانه های دانشگاه های گندی شاپور و دانشگاه اکباتان و کتابخانه های مرو و بلخ و سمرقند و بخارا، تاثیرات هویتی و تمدنی بود که این بدوان تازه به دوران رسیده روی کشور ایران و دیگر کشورهای اشغالی خود گذاشتند که تا امروز نیز باقی است.
هرچند ایران مانند دیگر بخشهای خاورمیانه و مصر عرب و عرب زبان نشد اما بشدت تا به امروز عرب زده است. عرب زدگی و عرب مابی و عرب دوستی تنها مخصوص “سیدها” در ایران نیست که به دروغ و خلاف تمام أصول علم ژنتیک برای خود اصل عربی قائلند، و وقیحانه و بیشرمانه و نژادپرستانه خود را ” سید” یا ” اقا” ی ایرانیان می نامند، و برای خود اشکارا برتری نژادی قائلند، بلکه شامل گروه زیادی از مردمان ساده دل و ساده لوح إیرانی نیز می شود که تا به امروز اوردن واژگان عربی با تلفظ عربی و إملای عربی را باعث افتخارشان می دانند و نا اگاهانه زبان عربی را که تا به امروز بیشترین اواها و صداها ی حلقی را دارد که به نظر بسیاری از دانشمندان برجسته از جمله ذبیح بهروز و زبانشناسان آلمانی نشان از شباهت این زبان به گفتار جانوران است را زبانی کامل می دانند! لازم به ذکر است که زبانهای انسانی بیشتر زبان و لب را برای تلفظ اواها به کار می برند ولی جانوران از حلق خود صدا در می اورند.
بر أساس تحقیقات بسیاری از دانشمندان از جمله استادان فریدون جنیدی و داعی الإسلام، بسیاری از واژگان عربی ریشه سنسکریت و اوستایی دارند که نشانه از عدم اصالت این زبان بدوی است. بر أساس نظریه استاد ذبیح بهروز واژگان عربی در واقع تلفظ غلط و معرب واژگان سنسکریت است گویا که فردی که توانایی إدراکی پایینی داشته است واژگان سنسکریت را شنیده است و انها را چون عقب ماندگان ذهنی غلط و از ته حلق تلفظ کرده است.
این زبان عقب مانده که الفبای عقب مانده تری هم دارد که برای مصوت ها هیچ علامتی ندارد و شما برای نمونه اگر بخواهید یک واژه ساده را به یک کودک یا به یک خارجی بیاموزید چندین و چند گونه می توان یک کلمه را خواند و اخر سر یا ان کودک با مغزی غیر منطقی بار می اید و یا ان خارجی از خیر سر اموزش چنین الفبا ی غیر منطقی خواهد گذشت.
برای نمونه واژه ” عر” را در این الفبای ناقص می توان به گونه های زیر تلفظ کرد و نواموز این زبان غیر منطقی را بسیار گیج خواهد کرد:
Ar,Or,Er,Ara,Aro,Are,Ora,Ore,Oro,Era,Ere,Ero Èra,Ère,Èro
افزون بر زبان حلقی بدوی و بد اهنگ، الفبای غیر منطقی عربی که اموزش ان تنها از طریق حافظه و تکرار است و نه منطق و تحلیل، ضریب هوشی و متوسط هوش سخنوران به این زبان یا نویسندگان به این الفبا را که اکثریت خاورمیانه و شمال افریقا را تشکیل می دهند بشدت کاهش داده است.
کاربرد این الفبای غیر منطقی برای زبان پارسی حتا غیر منطقی تر است از کاربرد ان برای زبان عربی. برای نمونه اگر اعراب ، “ز” و “ذ” و “ض” و “ظ” دارند برای انست که چهار تلفظ گوناگون از این حروف در زبان انها وجود دارد، حال برای چه یک إیرانی که همه این چهار حرف را در دستگاه أوایی زبان دری به یک گونه تلفظ می کند باید انها را به چهار گونه مختلف بنویسد؟
در وامگیری واژگان میهمان از زبانهای دیگر باید انها را با دستگاه اوایی زبان میزبان تطبیق داد. این کاری است که خود اعراب با معرب کردن واژگان انجام می دهند و زبانهای اروپایی نیز واژگان میهمان را تغییر می دهند . حتا در زبان ترکی نیز برای نمونه به جای اسم خاص ” محمد” ، “مهمت” را به کار می برند اما جامعه عرب زده إیرانی إصرار متعصبانه و خشک و بی منطقی دارد که واژگان عربی میهمان باید به إملای عربی و خط عربی و حتا تلفظ عربی ، نوشته و خوانده شوند و از نمونه های مضحک ان تلفظ غلیظ ” ح” در ” الرحمن و الرحیم” مسلمانان و عرب زدگان إیرانی است.
با توجه به انچه گفته شد تغییر خط زبان پارسی دری به خطی منطقی بویژه بر پایه تحقیقات استاد ذبیح بهروز باید در اولویت فرهنگ إیرانی برای مقابله با عرب زدگی باشد. هرچند که خط عربی خود تقلید ناقصی از خط پهلوی است اما این خط امروزه چنان با هویت عربی ادغام شده که ایرانیان برای حفظ هویت مستقل خود باید از حوزه این خط ناقص و عقب افتاده و غیر علمی و نامناسب برای زبانهای هند و اروپایی از جمله دری، خارج شوند.

مساله دیگر که حکایت از عرب زدگی شدید مسلمانان غیر عرب و از جمله إیرانی است، به جا اوردن مناسک مذهبی إسلامی به زبان عربی است. تمامی دعاها و نماز ها و قران باید به زبان دری ترجمه شوند و از اسلام باید عرب زدایی جدی صورت بگیرد چه اینکه یک مسیحی در انگلستان إنجیل را به زبان انگلیسی می خواند نه به زبان عبری یا حتا یونانی. زبان خدا زبان دلهاست و نباید از اعتقادات و احساسات باورمندان به فلان مذهب برای نفوذ فرهنگ و زبان عربی سوء استفاده کرد.
همچنین جامعه إیرانی نباید اجازه دهد که افرادی که هویت عربی دارند و بویژه متولدین عراق به پستهای بالای سیاسی و اقتصادی و قضایی و قانونگذاری در ایران برسند. چنین افرادی مهر به ایران ندارند و برای منافع ایران کار نخواهند کرد و دائم به فرهنگ و هویت إیرانی بویژه فرهنگ و هویت ایران باستان حمله خواهند کرد.
جامعه إیرانی همچنین باید تکلیف خود را درباره مسائل زیر با کشورهای عربی مشخص کند. از جمله با هشدار های جدی به کشورهای عربی جلوی تحریف نام خلیج فارس را بگیرد، ادعاهای انها درباره جزایر سه گانه و خوزستان را در نطفه خفه کند و نام دریای عرب را به نام کهن ان یا دریای پارس تغییر دهد و از استقلال ایرانیان کرد در کردستان اشغالی عراق از کشور عربی عراق حمایت کند.
همچنین برای حفظ هویت مستقل زبان پارسی باید واژگان عربی به حداکثر بیست درصد واژگان این زبان کاهش داده شوند و به جای انها از واژگانی با ریشه های هماهنگ با هویت هند و اروپایی زبان دری استفاده شود. گنجینه عظیمی از واژگان اوستایی و پهلوی و سنسکریت و لاتین و دیگر زبانهای باستانی هندو اروپایی موجود است که به راحتی می توان انها را جایگزین واژگان بد آوا و غیر مناسب عربی برای زبان دری کرد. البته این پروژه أی زمانبرخواهد بود و مانند تغییر خط آسان نخواهد بود اما شدنی است و جوامع بسیاری از جمله یهودیان چنین تجربه هایی در زنده کردن زبان و خط مخصوص به خود را داشته اند. و تازه انها همه چیز را از صفر شروع کردند حال انکه زبان دری هنوز باقی است و تنها باید انرا از واژگان عربی و بویژه از دستور زبان عربی پاک کرد. همچنین تکنولوژی های نوین بویژه تکنولوژی اطلاعات و کامپیوتر و چاپ دیجیتال، کار تعویض خط را بسیار آسان کرده اند و سرعت انرا بطرز باور نکردنی بالا برده اند. هرچند که باید این کار توسط زبانشناسان و کارشناسان انجام پذیرد و از پژوهشهای گسترده ذبیح بهروز و نویسنده این مقاله در این پروسه استفاده شود.
به هر روی عرب مابی و عرب زدگی برای حفظ هویت مستقل ملی ایران باید به یک ضد ارزش در جامعه تبدیل شود و مهمترین راه های مقابله با ان شامل اما نه محدود به تغییر خط، پیرایش زبان از واژگان عربی، عرب زدایی از اسلام ، حکومت ملی، سیاست خارجی و داخلی ملی، حمایت از عناصر تمدن إیرانی در کشورهای عربی و حذف عنوانها یی مانند “سید” که بوی نژادپرستی عربی می دهد و به برتری و آقایی خود و گذشته عربی اتباع ایران اشاره دارد، می باشد. همچنین باید به این نکته توجه داشت که مخالفان عرب زدایی از فرهنگ إیرانی که همگی خود عرب تبارند، مظلوم نمایی خواهند کرد و ان را با عرب ستیزی عمدا خلط می کنند . باید متوجه این نکته ظریف بود که عرب زدایی با عرب ستیزی تفاوت دارد. عرب زدایی از فرهنگ إیرانی ان چیزی است که برای حفظ هویت مستقل ملی فرهنگ و تمدن إیرانی لازم است و با عرب ستیزی تفاوت دارد، ایرانیان هیچگاه عرب ستیز نبوده اند و برعکس باید گفت هیچ ملتی در طول تاریخ نژادپرست تر و زورگو تر و بی منطق تر از اعراب در طول تاریخ نبوده است . کشتار و نسل کشی ایرانیان باستان، به کنیزی و بردگی جنسی بردن صد ها هزار تن از زنان و پسر بچه های إیرانی، نامیدن ایرانیان با نامهایی چون “موالی” به معنی بندگان یا “عجم” به مفهوم گنگ و زبان بسته و نامیدن خود تحت عنوان “سید” یا اقای ایرانیان که تا به امروز نیز ادامه دارد نمونه هایی از نژاد پرستی اعراب است. هرچند که سخن درباره قتل عام و جنوساید ایرانیان کرد به دست اعراب و جنگ هشت ساله یا به قول صدام، قادسیه دوم و کشتار و معلول کردن میلیونها إیرانی ، اشغال بحرین، تلاش برای اشغال سه جزیره إیرانی خلیج فارس و تلاش برای تجزیه خوزستان و تغییر نام خلیج فارس از گنجایش این مقاله بیرون است اما بخوبی نشان از إیرانی ستیزی و نژادپرستی اعراب دارد که تا کنون ادامه دارد.
بدیهی است تا زمانی که ملت ایران به عنوان بزرگترین ملت بی حکومت ملی در جهان است راه های مقابله با نژادپرستی عربی ، و عرب زدایی از فرهنگ إیرانی امکان عملی شدن در جامعه را نخواهند داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)