جامعه ای حمایت کننده و توانمند ساز (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۱۲ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

در مقالات قبلی دیدیم که به چه نحوی حضرت بهاءُالله تحوّل و اصلاحاتی در مؤسّسات مذهبی با به کار گرفتن روش بدیعِ مشورت برای پیشرفت و گسترش رفاه انسانی بوجود آورده اند. همچنین دیدیم که چگونه افراد جامعه هم عناصری فعّال در این وظیفۀ خطیر می باشند. حال سؤال این است که جامعه چه نقشی در این تحوّلات می تواند داشته باشد؟

مشهور است که تا حال جوامع مذهبی همواره به قضاوت نشسته و زورگو و تفرقه انگیز بوده اند اگر چه چنان رفتاری در اصل اساس تعالیم مذاهب موجود نیست و چنین رفتاری هم با اساسی که حضرت بهاءُالله بنیان گذاشته اند کاملاً متفاوت بوده و در عمل هم مغایر است با تجربیاتی که تا حال بهائیان داشته اند. امّا عدم چنین رفتاری در جامعۀ امروزه بالقوّه کافی نیست.

بیتُ العدلِ اَعظم در پیامی در سال ۲۰۱۰ نظراتی بطور کلی نسبت به نحوۀ حیات جامعه بیان می فرمایند.

«جامعۀ اسمِ اَعظم [جامعۀ بهائی]، متشکّل از چنین افراد و چنین مؤسّساتی، عرصه‌ای آن ‌چنان مشحون از گرایش‌های روحانی می‌گردد که در آن قُوا از طریق وحدت در عمل به چندین برابر فزونی می‌یابد. در بارۀ این چنین جامعه‌ای است که حضرت عبدُالبهاء می‌فرمایند: “اگر نفوسی مؤمن حقیقی شوند ارتباط روحانی یابند و مَظهَرِ مَحَبَّتِ رحمانی گردند و کلّ سرمست جام مَحَبَّتُ الله شوند البتّه آن اتّحاد و ارتباط نیز ابدیست. یعنی نفوسی که از خود بگذرند و از نقایص عالم بشری تجرّد یابند و از قیود ناسوتی منصرف گردند البتّه پرتو انوار وحدتِ اِلهی بتابد و جمیع در عالم ابدی وحدت حقیقی یابند.”» ۳

همان طوری که مشاهده می شود اتّحاد در سطوحی مختلف است که فراتر است از آنچه عملاً دیده شده و بالاتر از دوستی ظاهری می باشد. هدفِ بدیعی است که جامعۀ بهائی در نهایت کوشش سعی دارد که عملاً به ثمر برساند. کیفیّت های جامعه هم به صورت زیر اضافه گردیده:

«هریک از نفوس در چنین جامعه ای که هدفش گسترش آن فرهنگی است که صفات مشخصّۀ آن حیات بهائی است- محیطی که روح وحدت بر تمام افراد جامعه سایه افکنده، همگان را روح مَحَبَّت به یکدیگر مرتبط نموده، اغماض در اشتباهات نموده و واهمه از شکست از چنین جامعه رخت بربسته، جامعه ای که از خرده گیری نسبت به یکدگر اجتناب شده و غیبت و افترا جای خود را به حمایت و تشویق یکدیگر داده، در محیطی که پیر و بُرنا دوشادوش به همکاری قیام می نمایند و جمعاً و متفقاً و با حمایت یکدیگر به مطالعۀ آثارِ خلّاقۀ اِلهی پرداخته تا بتوانند بنحو بهتری خدمت نمایند، جامعه ای که فرزندان آن در محیطی به کسب معارف می پردازند که قوای روحانی آنان تقویت گردیده و پیروان را به روحِ حقیقیِ اَمرِ اِلهی [دین بهائی] مرتبط می نماید، در جامعه ای که جوانان آن سعی در تشخیص اخبار غیرِ واقع که در جامعه پراکنده گردیده نموده و از بی ثمر بودن آن آگاه می باشند و در مقابل فشارهای واردۀ آن مقاومت نموده و تمام قوای خویش را صرف بهبودی جامعه می نمایند. مؤسّسات بهائی هم بنوبۀ خود با سعی در تقویت چنین محیطی خواهند کوشید و در حیات خصوصی نفوس مداخله ننموده و از آنانی که بر طبق آثار بهائی رفتار نمی نمایند انتقام نگرفته و آنان را تنبیه نمی نمایند.» ۴

آنچه که در بالا ذکر شده از اثرات آثارِ حضرت بهاءُالله از جمله در “کلماتِ مکنونه” می باشد. تحقّق این اهداف امر آسانی نیست ولی بهائیان در طول حیات تدریجاً عملی شدن این اَوامِر را با نگاهی منصفانه می توانند مشاهده نمایند. تعدادی از نصوص مبارکه در این موضوع در زیر آمده.

«فِی أَوَّلِ القَولِ املِک قَلباً جَیِّداً حَسَناً مُنیراً لِتَملکَ مُلکاً دائِماً باقِیاً أزَلاً قَدِیماً.» ۵ [مضمون به فارسی: در اوّل کلام مالک شو قلبی نیکو و خوب و روشن را تا مالک گردی مُلکِ دائمی ازلی قدیم را.]

«لا تَنَفَّس بِخَطَاءِ اَحَدٍ مادُمتَ خاطِئاً…» ۶ [مضمون به فارسی: مادامی که خطاکاری به خطای احدی دم مزن.]

«هَلْ عَرَفتُمْ لِمَ خَلَقناکُم مِن تُرابٍ واحِدٍ لِئلّا یَفتَخِرَ اَحَدُ عَلیٰ اَحَدٍ وَ تَفَکَّرُوا فیٖ کُلِّ حینٍ فیٖ خَلقِ اَنفُسِکُم اِذاً یَنبَغیٖ کَما خَلَقناکُم مِنْ شَیْءٍ واحِدٍ اَنْ تَکُونُوا کَنَفسٍ واحِدَةٍ، بِحَيْثُ تَمْشُونَ عَلى رِجْلٍ واحِدَةٍ، وَتَأْكُلُونَ مِنْ فَمٍ واحِدٍ، وَتَسْكُنُونَ فِی أَرْضٍ واحِدَةٍ؛ حَتَّى تَظْهَرَ مِنْ كَيْنُوناتِكُمْ وَأَعْمالِكُمْ وَأَفْعالِكُمْ آياتُ التَّوْحِيدِ وَجَواهِرُ التَّجْرِيدِ.» ۷ [مضمون به فارسی: آیا دانستید چرا شما را از خاکی واحد آفریدیم؟ برای این که احدی بر احدی افتخار نکند و در هر حین در آفرینش خودتان تفکّر کنید. بنابراین شایسته است همان طور که شما را از شیء واحدی خلق کردیم، شما مانند نَفْسِ واحدی باشید. بطوری که بر پای واحد راه روید و از دهان واحد بخورید و در زمین واحد ساکن شوید تا این که از حقایق و ذات و اعمال و افعالِ شما آیات و نشانه های توحید و جواهرِ تجرید و انقطاع ظاهر شود.]

«قلبی که در آن شائبۀ [آلودگی] حَسَد باقی باشد البتّه به جبروت باقی من در نيايد و از ملکوتِ تقديسِ من روائحِ قدس نشنود.» ۸

«نهالِ مَحَبَّت و دوستیِ شما را در روضۀ قُدسِ رضوان به يَدِ [دست] مُلاطفت غَرس [کاشتن] نمودم.» ۹

«یا اَحِبّاءَ اللهِ لا تَعْمَلوا ما یَتَکَدَّرُ بِه صافیٖ سَلسَبیلِ المَحَبَّةِ وَ یَنقَطِعُ بِه عَرْفُ المَوَدَّةِ لَعَمْریٖ قَدْ خُلِقتُم لِلوِدادِ لا لِلضَّغینَةِ وَ العِنادِ.» ۱۰ [مضمون به فارسی: ای احبّای خدا [بهائیان] عمل نکنید آنچه را که پاکی چشمۀ مَحَبَّت به آن تیره می گردد و بوی خوش دوستی قطع می شود. قسم به جانم و دینم که شما برای دوستی آفریده شده اید نه برای کینه و دشمنی.]

«باید به اسبابی که سببِ اُلفت و مَحَبَّت و اِتّحاد است تشبّث جویند.» ۱۱

«اصحابِ صفا و وفا باید با جمیع اهلِ عالم بِرَوح و رَیحان [با شادمانی و آسودگی] معاشرت نمایند چه که معاشرتْ سببِ اتّحاد و اتّفاق بوده و هست و اتّحاد و اتّفاق سببِ نِظامِ عالم و حیاتِ اُمَم [امّت ها؛ مردم] است. طوبیٰ [خوشا] از برای نفوسی که به حبلِ شَفَقَت و رَأفَت متمسّکند و از ضغینه و بغضا [کینه و دشمنی] فارغ و آزاد.» ۱۲

«مِشکوٰةِ [چراغدان] بیان را این کلمه بمَثابهِ مِصباح [چراغ] است. ای اهلِ عالَم همه بارِ یک دارید [میوۀ یک درخت هستید] و برگِ یک شاخسار. بکمالِ مَحَبَّت و اتّحاد و مَوَدَّت و اتّفاق سلوک نمائید. قَسَم به آفتابِ حقیقتْ نورِ اتّفاق آفاق را روشن و منوّر سازد. حقّ آگاه و گواهِ این گفتار بوده و هست.» ۱۳

«اِنّا نُحِبُّ اَنْ نَریٰکُم فیٖ کُلِّ الأحیانِ فیٖ جَنَّةِ رِضائیٖ بِالرَّوحِ وَ الرَّیحانِ وَ نَجِدَ مِنکُم عَرْفَ الألفَةِ وَ الوِدادِ وَ المَحَبَّةِ وَ الاِتِّحادِ. کَذلِکَ یَنصَحُکُمُ العالِمُ الأمینُ. اِنّا نَکُونُ بَینَکُم فیٖ کُلِّ الأوانِ اِذا وَجَدْنا عَرْفَ الوِدادِ نَفرَحُ وَ لا نُحِبُّ اَنْ نَجِدَ سِواهُ. یَشهَدُ بِذلِکَ کُلُّ عارِفٍ بَصیرٍ» ۱۴ [مضمون به فارسی: بدرستی که ما دوست داریم شما را در همۀ اوقات در بهشتِ رضای خود با شادمانی و آسودگی ببینیم و از شما بویِ خوشِ اُلفت و دوستی و مَحَبَّت و اتّحاد بیابیم. اینچنین دانایِ امین شما را نصیحت می کند. بدرستی که ما در همۀ اوقات بین شماییم زمانی که بویِ خوشِ دوستی می یابیم شاد می شویم و دوست نداریم جز این را بیابیم. شهادت می دهد به آن هر دانایِ بصیری.]

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۶۷ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). پیام بیتُ العدلِ اَعظم، مورّخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۰.
(۴). ترجمه به مضمون پیام بیتُ العدلِ اَعظم، برای اصل پیام مراجعه کنید به:
http://www.bahai.org/beliefs/life-spirit/character-conduct/articles-reso…
(۵). کلماتِ مبارکۀ مکنونۀ عربی، شمارۀ اوّل.
(۶). ایضاً، شمارۀ ۲۷.
(۷). ایضاً، شمارۀ ۶۸.
(۸). کلماتِ مکنونۀ فارسی، شمارۀ ۶.
(۹). ایضاً، شمارۀ ۳۴.
(۱۰). مجموعه الواح نازلۀ حضرت بهاءُالله بعد از کتاب اَقدس، لوحِ حکمت، صفحۀ ۸۱.
(۱۱). ایضاً، لوحِ دنیا، صفحۀ ۵۰.
(۱۲). ایضاً، طِرازات، صفحۀ ۱۸.
(۱۳). منتخباتی از آثار حضرت بهاءُالله، شمارۀ ۱۳۲.
(۱۴). ایضاً، شمارۀ ۱۴۶.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)