لوئی گریگوری- در خدمت وحدت بشر (۱)

نوشتۀ مایکل کِرتوتی ‌(Michael Curtotti) (۲)

۸ ژوئن ۲۰۱۷
ترجمۀ مهرداد جعفری

بردگی داستانی نبود که از کتاب های گرد و خاک گرفته لوئی گریگوری خوانده شود. مجموعه خاطراتی بسیار نزدیک به خانواده وی بود. لوئی گریگوری در سال ۱۸۷۴ متولّد شد و پدر و مادرش هر دو در هنگام جنگ داخلی از یوغ بردگی در آمده و آزاد شدند. مادرِ مادر وی از آفریقا بوسیلۀ شرکت برده فروشی آتلانتیک به آمریکا آورده شد و پدر بزرگ وی صاحب سفید پوست جدّ وی بود.

در سن چهار سالگی لوئی پدرش را از دست داد و در سن هفت سالگی شاهد کشته شدن پدر بزرگ آمریکائی آفریقائی تبار خود که آهنگر بسیار موفّقی بود بوسیلۀ گروه نژاد پرستان کوکلوکس کلان (Ku Klux Klan) گردید. در سن ۱۷ سالگی مادرش را هم در هنگام تولّد فرزندی دیگر از دست داد.

گرچه اوائل زندگی او بسیار سخت بود ولی زندگی لوئی گریگوری با کمک پدر خوانده اش تغییر کرد. وی در دانشگاه هاوارد (University Howard) در رشتۀ حقوق قضائی ادامه تحصیل داده و فارغ التحصیل گردید. در سال ۱۹۰۷ در ادارۀ خزانه داری آمریکا به کار مشغول بود.

در همان سال در جلسۀ سخنرانی که لوا گتسینگر (Lua Getsinger) صحبت می کرد شرکت نموده و در عرض دو سال آینده با تحقیق و شرکت در جلسات بهائی در سال ۱۹۰۹ به دین بهائی ایمان آورد و نامه ای حضور حضرت عبدُالبهاء نوشت که در جواب به وی فرموده بودند که در خدمت به اَمرُالله [دین بهائی] و اتّحاد نژادها قوای خویش را متمرکز نماید- هر دو خدمتی که ایشان به نحو اَحسن انجام دادند.

«امیدوارم شما مُبَشِّرِ مَلکوت گردید، باعث گردید که سیاه پوستان و سفید پوستان به یکدیگر نزدیک شده و از اختلافات نژادی چشم بپوشند و به حقیقتِ انسان ناظر باشند و آن حقیقتی عمومی است که وحدتِ عالمِ انسانی است…» ۳

حضرت عبدُالبهاء از تعلیم بسیار زیبائی صحبت فرمودند که یقیناً باید برای آینده در نظر گرفته و عملی گردد. فِی الواقع حضرت عبدُالبهاء چنان در این امر مصمّم بودند که از لوئی گریگوری و لوئیزا ماتیو (Louisa Matthews) یک خانم سفیدپوست انگلیسی خواستند با یکدیگر ازدواج نمایند که هر دو به این امر مبادرت کردند. در آن ایّام مجالست نژاد سیاه و نژاد سفید در ۲۱ ایالت آمریکا امری غیرقانونی بود.

هنگامی که قبل از ازدواج لوئی گریگوری در اَرضِ اَقدس [عکّا و حیفا] به حضور حضرت عبدُالبهاء مشرّف شد مجدداً این نکته مورد تأکید حضرت عبدُالبهاء قرار گرفت.

«در مورد این سؤال که با وجود اشکالات در شرکت در کنفرانس های اتّحاد نژاد آیا یاران سیاه پوست [بهائیان سیاه پوست] می توانند جلسه ای مجزا تشکیل دهند؟ حضرت عبدُالبهاء فرمودند: «یاران سیاه پوست باید در همان جلسات اتّحاد نژاد شرکت نمایند. تمایزی نیست. همگان مساویند. اگر شما قادر باشید نفوذی در ازدواج نژاد های مختلف داشت باشید بسیار ارزشمند است. چنین ازدواج هائی حاصلش به دنیا آوردن فرزندانی با بنیۀ قوی و زیبا خواهد بود. اگر مایلید می توان لوحی در مورد از بین بردن اختلافات نژادی ارسال نمود.» این اوّلین باری نبود که حضرت عبدُالبهاء در این موضوع با چنین تأکیدی بیانات فرموده بودند. از ایشان تشکر کردم.» ۴

لوئی شغل خویش را به عنوان وکیل رها کرد تا بتواند حیات خود را وقفِ نَشرِ نَفَحاتُ الله [نشر تعالیم بهائی] و خاتمه دادن به تعصّبات نژادی در شرایط متفاوت نماید. به محض استقرار محفلِ روحانیِ ملّی بهائیانِ آمریکا ایشان به عضویتِ محفلِ ملّی به عنوان اوّلین آمریکائی آفریقائی تبار در آمدند. لوئی گریگوری با نفوسی چون اگنس پارسون (Agnes Parsons) و الن لاک (Alain Locke) در تشکیل کنفرانس اتّحاد نژادها همان طوری که حضرت عبدُالبهاء امر فرموده بودند همکاری نمود.

علیرغم تمام مسؤولیّت های اداری محفلِ ملّی آمریکا ایشان به هیچ وجه از نشرِ نفحاتُ الله کوتاهی ننمودند. از سال ۱۹۱۰ به جنوب کشور سفر کرد و استعدادهای بسیاری را در میان آمریکائی های آفریقائی تبار پیدا نمود. در سال ۱۹۱۶ در سفرهای تبلیغی خود معلوم گردید که حدوداً با پانزده هزار نفر در مورد اَمرِ اِلهی [دین بهائی] سخن گفته و دوران خدمات وی برای دهه های متوالی ادامه داشت. در سال ۱۹۳۰ به همراه همسر خویش به کشور هائیتی (Haiti) برای مساعدت استقرارِ اَمرِ بهائی سفر نمود و بعد از رجوع به آمریکا تا اواخر ۱۹۴۰ به خدمات خویش ادامه داد تا جایی که عدم سلامت به وی اجازه سفر نمی داد.

بعضی از حقایق اختلافات نژادی که لوئی گریگوری سعی در برطرف نمودن آن داشت به شرح زیر آمده:

«در جنوب… (وی) در جلسات متعددی که نژادهای مختلف شرکت داشتند، و هر از گاهی در جلسات سفید پوستان سخنرانی نمود.

در یکی از ایّام در سفری که در میامی بود، وی با همکاری دو خانم سفید پوست که از شمال بودند بیست و یک جلسۀ بهائی را برنامه ریزی نمود که از هر دو نژاد در آن شرکت نمودند. در اواخر اقامتش در آن شهر لوئی و دو خانم دیگر تصمیم گرفتند به نقاط دیدنی شهر رفته و نزدیک ساحل دریا پیک نیکی داشته باشند که اتفاقاً در قسمتی از شهر بود که سفید پوستان زندگی می کردند. بعداً دوستان به وی گفتند در همان حال تمامی آمریکائی های آفریقائی تبار برای وی دعا می کردند زیرا از آن منطقه نبود و آشکارا به این مسأله آگاه نبود که تا چه حدّی برایش خطرناک بوده که با خانم های سفید پوست دیده شود. در جوابْ لوئی گریگوری با ضربُ المثلی مخصوص آمریکائی های آفریقائی تبار گفته بود با علم به این که در جنوب متولّد و بزرگ شده از رسم و فرهنگ آن شهر مطلّع بوده و حافظِ حقیقی کسِ دیگری است و اظهار نمود: اگر خداوند حافظ نباشد، هیچ نقطه ای امن نیست» ۵

مانند مارتا روت (Martha Root) لوئی گریگوری جزء معدودی از نفوس بودند که بعد از صعودشان به ارادۀ حضرت شوقی افندی، رهبر دیانت بهائی آن زمان به مقامِ “اَیادیِ اَمرُالله” ارتقاء یافتند که بِنَفسِه شاهد بارزی از حیات روحانی پُربار ایشان است.

جهت خاتمۀ این نوشتار بهتر است به تفکّرات شخصی لوئی گریگوری توجّه نمود. این نوشته ها در سال ۱۹۳۰ است که نشان دهندۀ طرز تفکّر مردم در آن زمان نسبت به تعصّبات نژادی است.

«… اختلاف جامعۀ بشری بر اساس هیکل ظاهری امری حقیقی نیست و خیالی است… تمامی نژادها، نژاد مختلط می باشند. این اختلاط نژاد امروزه بیش تر از هر زمانی از دوران گذشته بسرعت بیشتر می شود… ولی در این مورد ممکن است احساسات و فرهنگ در طرز تفکّر مردم مؤثّرتر بوده باشد. آنچه که امروزه نظریۀ علمی ثابت می کند این است که ابداً تفوّق نژادی بر نژاد دیگر دلیلی علمی ندارد.

یکی از مربّیان برجستۀ منطقۀ جنوب که به سخنان «خادمِ اِلهی» یعنی حضرت عبدُالبهاء در سال ۱۹۱۲ در کنفرانس صلحِ لِیک ماهونک (Lake Mohonk Peace Conference) گوش نموده مطالب زیر را از بیانات مشعشع ایشان ذکر می نماید:

«از روز اَزل به ما وحدت خداوند تعلیم داده شده، وحدت خداوند، وحدت خداوند! ولی دراین دوران تعلیمِ اِلهی وحدتِ بشر است، وحدتِ بشر، وحدتِ بشر!»…

… تفاوت در نژادها خطای بصر است! تصوّراتی واهی است، ولی متأسّفانه در اعماق قلوب جای گرفته که بسیار پر قدرت هم می باشد!هیچ کس قادر به انکار این نیست که تمامی بشر از حضرت آدم به وجود آمده اند و همگی از یک نقطۀ شروع متولّد شده اند ولی متأسّفانه این خطای باصره این حقیقت ساده را به نحوی دیگر جلوه داده و عامل بیشتر تفرقه تحت نام های قبائل و ملّت ها در میان بشر گردیده… گرچه بسیاری از نفوس زیرک به این حقیقت عارفند که این اختلافات نژادی خطای باصره است ولی همگی معترفند که قادر به مقابله با حیله های این قدرت نامرئی نیستند.

… ترک تعصّب بمراتب بهتر از جمع آوری ثروت است. پیروزی بر ستیزه جوئی بمراتب مهم تر از چیرگی بر دشمن خصوصی است. کشمکش برای تحقّقِ مَحَبَّتِ عمومی بمراتب شریف تر از موفّقیت های فردی است.

جلالِ آفتابِ حقیقی راه را خواهد گشود…

غروب آفتاب و عظمتِ فجر هر دو چنان که در زیر آمده، در آثاری از قلم عبدُالبهاء نازل گردیده:

«… نوع بشر باید با یکدیگر مَحَبَّت داشته باشند، مَحَبَّتِ عمومی را باید پرورش داد، عقاید پوسیده باید دور انداخته شود زیرا بشر دسته جمعی در آستانۀ همبستگی با یکدیگر ایستاده، باید تعصّبات را فراموش نمائیم تا مَحَبَّتِ عالمگیر هدفِ زندگی گردد… شَجَرِ نوعِ بشر یکی است که خداوند غرس نموده. ابتداء یکی است و آخر هم باید یکی باشد.» ۶

پاورقی ها:
توجّه: برای «محفوظ بودن حقّ چاپ» به اصل مقاله به انگلیسی مراجعه فرمائید.
(۱). این مقالۀ شمارۀ ۶۳ نویسنده می باشد.
(۲).مایکل کِرتوتی به مناسبت جشن دویستمین سالگرد تولّد مبارک حضرت بهاءالله که در ۲۱\۲۲ اکتبر ۲۰۱۷ برگزار می گردد تعهّد شخصی نموده که تا آن روز ۲۰۰ مقاله در مَواضیع مختلفۀ دیانت بهائی بنویسد. برای اصل این مقاله ها به: http://beyondforeignness.org/ مراجعه فرمائید.
(۳). ترجمه به مضمون از بیانات حضرت عبدُالبهاء. برای کلّیه مطالب این مورد مراجعه کنید به:
https://bahai-library.com/gregory_heavenly_vista
(۴). ایضاً ترجمه به مضمون و از همان وبسایت.
(۵). برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به:
http://www.bahai-encyclopedia-project.org/index.php?option=com_content&v…
(۶). برای اطلاع بیشتر مراجعه کنید به:
http://www.bahai.org/documents/essays/gregory-louis/races-men-many-one

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)