دکتر پژواک کوکبیان
خلاصه

بر خلاف تحلیل های موجود که گویا انگلستان به دلیل عدم سازگاری با کردها و یا صرفا نفت کرکوک سرزمین کردستان را تجزیه کرده است، این مقاله سعی می کند انگیزه اقتصادی این قرارداد و سیاست موازی همزمان آن در ایران را برای اسکان عشایر و اصلاحات ارضی بررسی کند.

پیمان نامه سایکس –پیکو، نه تنها سرزمین کردستان را بین چهار کشور تقسیم نمود، بلکه امید ساختن مدلی واقعی از حکومت بر اساس مکانیسم قوانین طبیعی اقتصاد تولیدی/دموکراتیک و به عنوان بدیلی برای حکومتهای خودکامه و متمرکز با اقتصادهای دستوری منطقه را به یاس تبدیل کرد.
در این مقاله، سعی میگردد نشان دادە شود که سایکس-پیکو یک قرارداد با نیات اقتصادی برای حفظ بازار هندوستان، نفت خوزستان، جلوگیری از دسترسی آلمان و روسیه به ماده خام کردستان و زاگرس ؛ تک محصولی کردن ایران و متوقف ساختن تبدیل کردستان به اقتصاد تولیدی پویا، بوده است.

کلمات کلیدی
سایکس-پیکو، کردستان، بازار، آلمان، روسیه، ایران

نقشه سایکس-پیکو

نقشه سایکس-پیکو

ایالت و ولایت

در سالهای پایانی صفویان، ساختار سیاسی فلات ایران شامل ایلات و ولایات بوده است(انصاری). مملکت محروسه ایران دارای حکومت مرکزی (تهران)، و چهار ایالت (آذربایجان)، (کرمان و بلوچستان)، (فارس) و (خراسان)، و پنج ولایت به صورت تحت الحمایه (protectorates) بوده که از آنها ولایات حاکم نشین یاد شده است، (عربستان-خوزستان فعلی)، (گرجستان)، (لرستان)، (کردستان) و (بختیاری-ولایات خمسه) که همگی ممالک (ایالات و ولایات) محروس در ایران نامیده میشد.(رجوع شود به سند ممالک محروسه ضمیمه)

این ولایات برخلاف ایران مرکزی و ایالات، حکومتهایی کنفدراسیون ایلی داشته اند. هر ایلی را یک خان رهبری میکرد که ایلخان/حاکم (خان ایل) خوانده میشد. هر ایلی به صورت تاریخی در یک یا دو جغرافیای مشخص یک زندگی اقتصادی خودفرمان/خودمختار داشته اند. از ولایات مهمی که در ایران تشکیل حکومت داده اند می توان به ایل های “افشار”، “زند” و ” کلهر” اشاره کرد.

ساختار اجتماعی زاگرس و کردستان

ایل یک واحد سیاسی و اجتماعی است که از اتحاد چند طایفه با حوزه فرهنگی، آداب و رسوم، زبان و تاریخ مشترک تشکیل می شود و معمولأ وجود نیا، سرزمین و منافع مشترک، توزیع متعادل مرتع و چراگاه، ایجاد انسجام درونی در مقابل جوامع همسایه و حفظ و بقای قدرت در بین این چند طایفه هویت ایل را تثبیت میکردە است. در شکل زیر واحدهای اجتماعی و مترادف نقش رهبری هر سطح نشان دادە شدەاند.

مناسبات خانواده، تیره، طایفه و عشیره/ایل سلسله مراتب، ساختار اجتماعی کردستان را تشکیل میدادند. هوز، بەره و کومار/ایل معادل کردی طایفه و ایل میباشد. چند خانوار یک تیره، چند تیره یک طایفه و چند طایفه یک عشیره یا ایل را تشکیل میدهند. هر تیره ای منطقه مشخص را با تیربرد معلوم میکرد(تیربرد یعنی مسافت طی شده گلوله یا تیر) و خاک قلمرو هر کدام از این عشایر و ایلات را (چون مرز طبیعی) جدا میکرد، هر ایلی با زیر مجموعه خود خاک مشترک و اقتصادی آرکائیک(طبیعی کهن) و اشتراکی داشتند. سران هر واحد اجتماعی مسئول تقسیم زمین و همکاری اقتصادی در قلمرو خود بوده اند.

تمامی این تشکیلات انسانی و اجتماعی طی یک فرایند ژنریک(خودساخته – spontaneous) از پائین به بالا بر اساس پیمان و قراداد شکل میگرفته است و معمولا اگر رهبر عشیره و یا تیره ای مناسب نمیبود، مهاجرت و بیعت به یک واحد اجتماعی دیگری صورت میگرفته است. بسیاری از عشایر قبل از اسکان اجباری (تخته قاپو) هنوز میتوانستند دارای یک اقتصاد خودگردان، پویا و تولیدی باشند. در مورد کردستان با توجه به کثرت جمعیت و تعدد ایلات و تنوع محصولات دامداری، دامپروری، عملا سرزمینهای کردستان (موکریان، اردلان، کرماشان و بخشی از لکسان) خود به مانند یک کشور مستقل ،اقتصادی برمبنای دامپروری خودکفا با صادرات و گمرکات اختصاصی مختص به خود داشته است.

کوردها به دلایل تاریخی و ساختار خودکامه حکومت های همسایه از نظر اقتصادی بیشتر به دامپروری و دامداری اشتغال ورزیده اند. در ادامه تفصیل بیشتری ارائه میشود.

اقتصاد کردستانات (موکریان، اردلان، کرماشان و لکسان) از قرن ١٩ به بعد

اگر در هر اقتصادی چهار بخش کشاورزی، دامپروری، صنایع و خدمات موجود باشد، آنگاه برای صنعتی شدن آن اقتصاد، وجود کشاورزی و دامپروری همانند بستری برای سایر بخشهای اقتصاد، لازم میباشد. در خاورمیانه و بالاخص کردستان مشاهده میکنیم که کشاورزی و دامپروری که میبایست زیربنایی برای صنعت و خدمات باشند برای تولید انبوه آماده نبوده اند.

در اواسط قرن نوزدەام شغل اصلی اکثریت خانواده و طایفه های کردستان و زاگرس دامداری بودە است. به سبب عدم امنیت راهها و فساد و استبداد حکومت ها، حمل و جابجایی مال و اموال و ابزار تولید (دام و حیوانات) استراتژی منطقی تری به نظر می آید. لذا کردها از قدیم الایام دامدار ماندند (زیرا که هر زمان که خواستەاند ابزار تولید و دام خود را با خود جابجا کردەاند) به دلیل تدوام تاریخی و تمرکز بر دامداری، کردها در مقیاس جهانی متخصص در دامداری بودەاند. در دنیای امروز هم هیچ کشوری سعی نمیکند که همه نوع کالایی تولیدکند، بلکه استعدادها و منابع به شکلی از تقسیم کار جهانی توزیع شدەاند.

به گواه محققان اقتصاد ایران، در هفتاد سال اخیر به دلیل کم آب شدن، امتیازات خارجی و استبداد، پتانسیل تولیدی خود برای تبدیل شدن به اقتصادی کشاورزی-بنیان و  انبوه را در شمال و جنوب از دست داد، سایر نقاط جغرافیای ایران طبیعتا بسیار خشک و لم یزرع است. (رجوع شود به مقاله نابودی اقتصاد ایران)

اما زاگرس با دو منطقه دیگر کاملا متفاوت بود. زاگرس به دلیل وجود ارتفاعات و ساکنان هزار ساله آن، یک شکل و ساختار خاصی از کشاورزی خودکفا را بوجود آورده بود که هنوز هم پتانسیل آن دیده میشود. اطلاعات و داده این نوشتار مربوط به زاگرس و مناطق کردستانی ؛ ارومیه، مهاباد، سنندج و کرمانشاه (موکریان، اردلان، کرماشان و لکسان) است.

اقتصاد کردستان و زاگرسیان بر مبنای دامداری و پرورش دام قوام گرفته بود و زاگرسیان در حقیقت خود را با کوچ نشینی، از استبداد تاریخی رها کرده بودند. کردها و سایر مردمان ایلی ایران برای مواجه نشدن با ماموران دولتی و امتناع از یکجانشینی در حقیقت استبداد تاریخی را به چالش کشیدند. در عین حال توانستند به خوبی از عهده کشاورزی و بخصوص دامپروری خود بر آیند. در اواخر قرن نوزدەام و اوایل قرن بیستم، زاگرس غربی شاید بزرگترین انبار غله و مرکز علوفه دامی خاورمیانه بوده است. گزارشات کنسولگری های روسیه، انگلستان و بعدا آلمان آمارهای خیره کننده ای از استعداد کشاورزی و خصوصا دامپروری ارائه کرده اند.

مشاوران آلمانی مستقر در کردستان در سال ١٨٩٨ میلادی اعلام میکنند که مزوپوتامیا و کردستان نه تنها دارای ثروت معدنی بلکه ثروت بالقوه کشاورزی است و میتواند به یکی از مناطق اصلی کشت پنبه جهان تبدیل شود. خاک مزوپوتامیا شامل درصد بالایی از فسفر، پتاس، و نیتروژن لازم است. معتقد بودند که پنبه مزوپوتامیا میتواند در سطح رقابتی، همتراز مصر و شاید بهتر از بهترین محصول آمریکا در هر هکتار رشد کند.

یک نویسنده در مجله اتریشی VIENNA ZEIT مورخ ٣١ اوت، ۱۹۰۱، پیش بینی کرد که به زودی اثرات اقتصادی سیستم جدید آبیاری ناشی از راه آهن بغداد-برلین اثبات میکند که ” آناتولی، شمال سوریه، کردستان، بین النهرین، و عراق روی هم حداقل به اندازه روسیه میتوانند صادرات غلات داشته باشند.”. دکتر Rohrbach بیان کرد که این احتمالا کمی اغراق باشد اما قطعا بین النهرین شمالی (مزوپوتامیا شمالی) به یکی از انبارهای بزرگ غلات جهان تبدیل میشود. روسیه از تهدید رقیبی جدی برای آینده بازار غلات خود بیمناک بوده است.

کردستان مرکز تجارت و مسیر عبور کالا و کاروانسرای بین النهرین بود. چون بازار و فعالیت اقتصادی آن تخصصی بوده به شکل یک صنعت مشخص با چندین بازار اصلی، مهاباد , کرمانشاه و کرکوک درآمده بود. دیاربکر هم نقش مهمی در پیوند آذربایجان و کردستان و خاورمیانه و اروپا داشته است. مرکز مهم ضرب سکه و ضروف نقره در دیاربکر و توسط ارمنیان اداره میشد. زمانی دیاربکر را استانبول ثانی میخواندند. تاجران کردستان به دلیل وضعیت خوب تجارت، مالیات را قبل از موعد می دادند.

تولید کشاورزی ایران عمدتا برای قوت روزانه و به مصرف داخلی میرسیده است. اصولا کشاورزی در سیستم استبدادی نمیتوانسته پا بگیرد. لذا تنها امید شاید دامپروری بوده است.

پس از پروژه اسکان عشایر، دولت تهران خود استاندار و حاکم ولایات را منسوب میکرد و انتخاب طبیعی خود ولایت را قبول نمیکرد. حاکم یک ولایت انتصابی از مرکز و واقعیت اقتصادی دست شخص دیگری بود. تقریبا بعد از ١٩۵٠، عشیره هایی چون، کلهر، جاف، جوانرو، تیلکو، سنجابی، دیگر مالک زمینهای خود به صورت اشتراکی/آرکائیک نبودند و مالکیت باید به ثبت اسناد (قانون ثبت اسناد و املاک با عچله ظرف دو سال در سال ۱۳۰۶/۱۹۲۷ به تصویب و اجرا رسید) میرسید. اقتصاد شکوفای، پررونق، بازار-محور مبتنی بر دامداری و دامپروری زاگرس غربی، که نمونه ای از سرمایه داری تولیدی و در حقیقت همان مسیری میرفت ،که سایر اقتصادهای سرمایه داری دنیا طی میکردند با عاملیت حکومت مرکزی و برنامه انگلیسی خفه و عملا تجزیه شد.

متاسفانه با اعمال اسکان عشایر(خلع سلاح آنها و یکجانشین کردن آنها) و اصلاحات ارضی عملا اقتصاد موبایل و متحرک، صادراتی و پرسود دامپروری نابود شد. ایران مرکزی با پروژه اسکان عشایر و اجبار به پرداخت مالیات به قران (واحد پول آن زمان) در داخل و انگلستان با اجرای سایکس-پیکو در سطح بین المللی عملا کردستان را سیاسی و اقتصادی تجزیه کردند. بر اساس مشاهدات مددوف مورخ روسی، در سال ١٩٣۴ عملا سیستم مالکیت اشتراکی ایلات و عشایر زاگرس به پایان خود رسیده بود.

منسوجات و تنباکو

تا قبل از ورود به قرن بیستم مواد خام صادراتی اقتصاد ایران، پشم، پنبه، پوست، ابریشم و دام بوده است. در سال ١٨۵٠ پشم و پارچه و ابریشم ٨٢٪ ارزش صادرات ایران را تشکیل میداد، در حالیکه پنجاه سال بعد در سال ١٩١١ فقط ٢۵٪ صادرات ایران از بخش دامپروری حاصل میشود(عیساوی، ص ١٣۶). با اجرای قرارداد سایکس-پیکو آن ٢۵٪ درصد هم تنازل بیشتری نمود.

دورانی طولانی، تنباکو و توتون کردستان بیست و پنج درصد توتون صادراتی ایران بوده است. از سنندج و مریوان سالانه هشت هزار پوت (٨ تن) تنباکو برای سلیمانیه صادر شده است. ایران سالی ۵٠٠ هزار روبل توتون به روسیه صادر میکرد. جالب است که کمپانی رژی هم در ایران انحصار تنباکو را بدست میگیرد وهم در عثمانی توزیع تنباکوی کردستان/عثمانی را در سال ١٨٨۴ در انحصار خود میگیرد. یکی از دلایل واگذاری درآمد بیشتر و عدم لزوم برخورد با تولیدکنندگان جزء توسط عثمانی بیان میشود. کمپانی رژی هم با کنترل و نگهبان در حقیقت اجازه تولید به کارگاه های کوچک را نمیدهد تا بازار کامل اروپا در دست کمپانی بماند.

در سال ۱۸۷۰ رونق تریاک مهاباد باعث شده بود حتی اعراب بازرگان در مهاباد به ثروت برسند. در دهه پایانی قرن نوزده، تریاک به تنهایی ٢۶٪ کل ارزش صادرات ایران را به خود اختصاص میدهد، این تریاک عمدتا توسط خود انگلیسیها خریداری و به هند(کمپانی هند شرقی) و سپس چین صادر میشد. یعنی کشاورز از تجارت تریاک هم سودی نمیبرد. اکنون هم عجیب نیست که افغانستان بزرگترین تولیدکننده و ایران بزرگترین مصرف کننده تریاک جهان است.

در قبال هر مبادله صادراتی، کردستان یا پول اخذ میکند یا کالا میگرفت، لذا واردات کالا و جنس هم پررونق بوده است. بین سالهای ١٨٠٠ تا ١٨۵٠ بیشترین صادرات دستگاه بافندگی بغداد در قرن نوزده به کردستان بود (گلاویژ). دوازده هزار دستگاه بافندگی در گمرک به عنوان واردات کردستان ثبت شده است. کردستان در آغاز یک جهش صنعتی برای ورود به بازار تولید پارچه و منسوجات بوده، که این حجم دستگاه بافندگی وارد شده است، جالب است که در مدت مشابه در یزد فقط ٣٠٠ دستگاه چرخ خیاطی کار میکرده است. با توجه به یکپارچە بودن خاک عثمانی(عدم وجود مرز و گمرکات تحمیلی بر تبادلات کالا)، آلمان میتوانست با راه آهن برلین-بغداد و دسترسی به پشم، چرم، پوست و پنبه کردستان، میتوانست صنایع نساجی انگلستان را به ورشکستگی بکشاند.

بازار پشم گوسفند کردستان (زاگرس غربی و مزوپوتامیای شمالی) آماده تامین مواد اولیه برای تبدیل به عمده‌ترین مرکز تامین صنعت نساجی آلمان بود.

پرورش گوشت دامی

در اواسط قرن نوزدەام، استانبول و دمشق و ایران گوشت دامی خود را از کردستان و زاگرس غربی فراهم می کردند. طبق آمار (گلاویژ، کتاب سن پترزبورگ ص ۲۴) در سال ۱۹۵۶، شهر استانبول یک و نیم میلیون سر گوسفند از کردستان دریافت کرده است، این آمار شامل تعدادی است که در استانبول دریافت میشده است و تلفات بین راهی و خریدهای محلی بین راه لحاظ نشده است. ارتباط بین بخشهای کردستان به دلیل اقتصاد مشترک، پررونق، دینامیک و حیاتی بوده است.

دشت شهرزور (در کردستان عراق فعلی) چراگاه موقت ایل جاف (کرمانشاه) بود و همانند مرتع برای دام کردستان نقش ایفا میکرده است. هندیها جهت خرید بنگ(شاهدانه) به بانه می آمدند. معتمد الدوله بیان میکند که “در سال ۱۹۲۴ دامپروری تخصص زاگرسیان بودە است”. این آمار خود گویای سرزندگی وپویایی اقتصاد کردستان میباشد.

در یک سال در گمرک و مرز خانقین آمار سه هزار و چهارصد نفر و شصت و چهارهزار اسب بارکش با بار و پنجاه و سه هزار نفر زائر و حاجی ، بیست و پنج هزار اسب، صد و بیست راس شتر و سه هزار تابوت (زائران عتبات) ثبت میشود.

 

در وصف رونق اقتصاد کردستانات مورگان شوستر درسال ۱۸۸۹ ارزش بازرگانی و صادرات کرمانشاه را اینطور توصیف میکند؛ چهار هزار لیره ترکی پشم، سی هزار لیره بز ؛ دوهزار لیره پشم و روغن، حبوبات ،کشمیر و توتون صادر شده است. گمرک کرمانشاه هر سال تراز مثبت ٢٠٠ تا ۵٠٠ هزار پوندی داشته است، در حالیکه گمرکات شمال و جنوب (بوشهر و بندرعباس) همانند اسلکه های شخصی دروازه واردات بی رویه جنس خارجی بوده و همواره تراز منفی داشته اند.

کردستان بازار مهمی برای حکومت تزاری در سال ۱۹۰۶ نیز بودە است. در کتابی در باره‌ی وضعیت مهاباد اشاره شده است که سابلاغ یکی از مراکز مهم توزیع واردات برای روسها بودە است (دلیل حمایت بعدی روسها از جمهوری مهاباد میتواند اقتصادی بوده باشد). روسیه پیشنهاد داده بود که در چند ماه از سال در رودخانەهای این منطقه حمل و نقل و ماهیگیری فعال شود و کشتیرانی راه اندازی گردد. آلمان و روسیه بر سر این بازار و مواد خام آن رقابت داشتند. علی جان نراقی و شیخ السلام در مهاباد هزار پوت(١۶ تن) پشم ازعشیره ها و ایلات موکریان خریدند و به روسیه میفرستادند.

غفور مهابادی یک تاجر، در یک سال ۲۵ هزار روبل روسی پوست صادر کرده است. صادرات توتون مهاباد به شهرهای دیگر ایران ١۶٠٠ تن، معادل سیصد هزار تومان بوده است. صادرات خشکبار در سال ١٩١۴ به روسیه از شهر مراغه ۶٠٠٠ تن و روغن و پنیر ٧٠ تن به قیمت امروز پانزده میلیون دلار به روسیه و هفت میلیون دلار به بقیه نقاط ایران بوده است. کریم خان منگوری از طرف مونایسرز (شرکت روسی)، قبل از چیدن پشم، آن را خریداری می کرده است.

مهاباد و کرمانشاه به حدی مهم بودند که کشورهای خارجی دفتر کنسولگری داشتند. در کرمانشاه عثمانی و روسیه و انگلیس دارای کنسولگری بودند. فرمانفرما به عنوان حاکم ولایت کرمانشاه بدلیل تجارت، دارای وزن سیاسی بود.

تاجر معروف کرمانشاه حاجی تقی ایروانی(ارمنی) که روسی الاصل بود درسال ۱۹۱۲ دوهزار روبل پوست گوسفند از سنندج و همدان برای نمایشگاه روسیه برده بود، تجارت سابلاغ به حدی بود که در سالهای پایانی قرن ۱۹ تنها به روسیه دویست هزار تومان صادرات و همین میزان واردات انجام گرفته است. این آمار شامل مبادلات با ایران نمیشده است. مبادله با ایران اصلا وزن اقتصادی برای کردها نداشتە است.

مابین سالهای ١٨٠٠ تا ١٩١۴ تراز بازرگانی ایران از گمرکات شمال و جنوب همواره منفی بوده است. یعنی روسیه و انگلستان، دو شریک اصلی تجاری ایران، همواره بیشتر به ایران صادرات داشته اند تا واردات. ایران در سه نقطه گمرکی خود، شمال، جنوب، غرب، تنها در گمرک غرب ( با کردستانات) دارای تراز مثبت بوده است.

گمرکات شمال و جنوب حیات خلوت روس و انگلیس بودەاند که کالای ساخته را به ایران وارد یا ترانزیت میکرده اند. تنها گمرکات غرب (مهاباد، سنندج، کرمانشاه و قصرشیرین) مانند یک گمرک اقتصادی مستقلا کالای ملی صادر و کالای مورد نیاز وارد کرده است.

ارزش صادرات یک سال مهاباد به روسیه یک ملیون و پانصد هزار تومان بوده و ارزش کرمانشاه هم سه برابر این مقدار بودە است. بطوریکه در سال ١٩١٣، از کل صادرات ایران که ١۵.٩ میلیون تومان بودە، گمرکات زاگرس مجموعا ۴.٩ میلیون تومان (کرمانشاه، سنندج، مهاباد و قصرشیرین) یعنی ٣١٪ صادرات ایران را انجام داده اند. (با حذف ابریشم از صادرات- بدلیل آفت زدگی، ٣۴٪ کل صادرات ایران از کردستان بوده است)

ارزش صادرات چهار گمرک کردستان (بدون کالای معدنی و نفتی) ٩۵٠ هزار پوند در سال ١٩١٣ بوده است. با احتساب ارزش امروز برابری پوند/دلار، معادل ١۴٣ میلیون دلار سال ٢٠١۶ میباشد. این اعداد درآمد معادن، نفت و گاز و مالیاتی که از کردستان اخذ میشود نشان نمیدهد.

عدم توسعه راه و جاده

چندین راه اصلی بازرگانی از خاک کردستان گذر میکردەاند. راه اول از سیواس-مارش-ماردین-نسیبین-هولیر-سردشت-مهاباد-تبریز و راه دوم از حلب – مسکینه-فلوجه-بغداد-بعقوبه-خانقین-کرماشان-همدان و راه سوم از ارزروم به آمد(دیاربکر) و بازرگان- تبریز- تهران ختم میشد. مهاباد و کرمانشاه دو مرکز اصلی بازرگانی بوده و مهاباد با بورسا، همدان و موصل مستقیم تجارت داشته است.

کرماشان بعد از جنگ جهانی درسال ۱۹۲۰ دوازده میلیون و هفتصد هزار تومان واردات داشته است. سی درصد بازرگانی خارجی ایران از کرماشان بوده است. نبود امنیت و جادەهای مناسب بین مراکز و بازارها مشکلاتی پیش آورده است.[شعر شاعر کرد-پیرمرد ]

یکی از دلایل عقب ماندگی کردستان دخالت حکومت ایران به ضرر کردستان و به نفع سایر تجار ایران مرکزی و منافع بریتانیا میباشد. درسال ١٣٠۴/ ۱۹۲۶ تصمیم برای ایجاد راه آهن تهران-رواندوز نهایی میشود اما به خاطر اعمال نفوذ سایر جاهای ایران متوقف و این طرح مقدور نشد(گلاویژ). یکی از دلایل این بود چون کردستان هم ماده خام و هم کالای مصرفی را تولید میکرد، با احداث جاده ارزان (راه آهن هزینه حمل را پائین می آورد) کالای کردستان ارزانتر از بقیه ایران تمام میشد و این سیستم توزیع، قیمت غیررقابتی سایر جاهای ایران را غیراقتصادی و غیرقابل فروش میکرد. در همان حال جاده های کردستان هیچگاه مناسب کالا نبوده است. عملا کردستان از سیستم توزیع کالای تولیدی خود محروم و تحریم گشتە است. عدم توسعه عمدی راههای کردستان (هنوز هم این سیاست برجاست)، اجازه دسترسی کالای ارزان تولید کردستان را به بقیه بازار ایران نمیداده است. لذا اقتصاد کردستان با مزوپوتامیا و عثمانی مرتبط تر میشود. هنوز، امروز هم کولبران کرد درون یک سرزمین کردستانی مسیر میپیمایند، در حقیقت کهن تاریخ اقتصاد طبیعی کردستان بر مبنای خاک و جغرافیای طبیعی آن استوار بودە است. (که اکنون پارچەپارچە گشتە است)

به دلیل استعمار تحمیلی، مواد خام و کالای زاگرس همواره توسط تجار و بازرگانان ایران مرکزی به فروش رفته است و کردها نتوانستەاند تولیدات خود را بفروشند و بازرگانان ارمنی، یهود و آذری واسطه گری را انجام می دادند. سر کنسول روسی گزارش داده که در یکی از روستاهای مهاباد ده تن گندم خراب شد چون راهی برای تجارت و فروش آن وجود نداشت و حمل آن با اسب نیز به صرفه نبود. روستاییان بیش از نیاز ده کشت نمیکردند. تولید در مقیاس انبوه، به توسعه صنعت تبدیلی/انبوە/کارخانه ای منجر میشود اما در زاگرس با سیاست های عامدانه و استعماری و عدم توسعه راه، عملا قطب کشاورزی را ضعیف نمودند و دامپروری را از بین بردند.

شبح راه آهن بغداد-برلین

در سال ١٨٧٢ آلمان برای توسعه اقتصاد و تجارت خود به مزوپوتامیا طی قراردادی پیش پرداخت احداث راه آهنی به مسیر برلین-استانبول-ملتیه-کوبانی-بغداد-بصره را تامین میکند. با وجود اینکه آلمان با انگلستان هماهنگی نمود و موافقت اولیه خود را اعلام نمودند ولی بعدا با آن به شدت مخالفت کردند. همانا یکی از دلایل جنگ جهانی اول جلوگیری از نفوذ آلمان به قلمرو سنتی بازارهای انگلستان، هند و نفت خوزستان بوده است. در مدارک سایکس، انگلیسیها نگرانی خود را نسبت به نزدیکی خط راه آهن به حوزه نفتی بصره-آبادان ابراز میکنند. راه آهن ساخته میشود ولی پس از جنگ جهانی اول و اخراج آلمان از خاورمیانه، مسیر راه آهن چند تکه میگردد. هنوز بقایای خط آهن در کوبانی موجود میباشد.

نتیجه گیری

با اجرای همزمان دو پروژه، اقتصاد کردستان نابود گشت. یکی اسکان ایلها در ایران بود و دیگری قطع راههای تجاری درون کردستان که توسط قرارداد استعماری سایکس-پیکو (بریتانیا و فرانسه دو کشور پیروز جنگ جهانی)، یا همان کشیدن مرزها بین بخشهای کردستان و تکه نمودن سرزمین کردستان اتفاق افتاده است. با توجه به دلایل فوق در نهایت توسط روسیه و انگلستان تصمیم گرفته میشود، که امپراطوری عثمانی و سرزمین مزوپوتامیا، رقیبی برای صنایع نساجی هند و انگلستان نگردد. از طرف دیگر روسیه نگرانی خود از ورود غلات مزوپوتامیای شمالی و کردستان به بازار را رفع نمود.

استعمار ایران

استبداد و اخاذی ماموران و دولتیان در ایران سبب عدم انباشت سرمایه جهت تولید و توسعه بوده است. کردها و لرها با داشتن یک اقتصاد تولیدی دامپروری-محور و سیال (استبداد-گریز) عملا میتوانستند به خودکامگی ساختاری جغرافیای ایران با توسعه اقتصاد دامپروری-بنیان کمک کنند. متاسفانه روشنفکران ایرانی همدست و همسو با رضاخان اصرار بر تمرکز قدرت در ایران داشته اند و کاملا از پروژه های رضاخان حمایت کردند. قوم حاکم برای حفظ ریاست در عین عدم اعتقاد به برابری مردمان در فلات ایران، حاضر شدند با بیگانگان دست به یکی شوند و اقتصاد متنوع زاگرس و ایران را نابود کنند. در حقیقت زاگرس نشینان و کردستانات توانسته بودند که مشکل استبداد را با رهایی از زمین و جابجا کردن سرمایه (احشام و دام) مرتفع کنند. اما به دلیل استمرار استعمار، استبداد در مالکیت، و با اسکان اجباری و خونین عشایر بوسیله ایران و سایکس-پیکو توسط انگلستان، جغرافیایی که میتوانست با استقلال اقتصادی، سدی دربرابر خودکامگی و استبداد باشد، عملا ضعیف و در رخوت فرو برده شد. این استبداد مالکیت بر روی زمین و کشاورزی که لازمه آن امنیت سرمایه گذاری بود، هیچگاه مامن و آسایشی در ایران پیدا نکرد. در حقیقت ادامه استعمار، سبب نهادینه شدن استبداد و نابودی کامل ساختار مقاومتی در اقتصاد و جغرافیای ایران شده است.

تک محصولی شدن اقتصاد ایران

کشاورزی، دامپروری، صنعت و خدمات، چهار بخش اصلی کشاورزی هر سیستم اقتصادی هستند. در ایران آن زمان، عملا بخش کشاورزی و خدمات در اندازه ای نبود که بتواند صادرات انجام دهد، و تنها امید به دامپروری/دامداری و صنایع تبدیلی با توان توسعه (پارچه بافی، پشم، ابریشم، …) آن بود. نشان دادیم که اقتصاد کردستان بسیار متنوع و رقابتی بوده و اقتصاد دامپروری زاگرس (همانند برزیل و استرالیا) میتوانست اتکای اقتصاد ایران و عراق را به استعمار اقتصادی روسیه و انگلستان کاهش دهد. این استثمار منتهی به سیستم اقتصادی متمرکزی با کنترل منابع زاگرس/کردستان شد.

انگلستان

انگلستان از توسعه کردستان به عنوان تامین کننده مواد خام برای صنایع آلمان و روسیه (پشم، پوست، چرم، روغن، کتیرا، گوشت،…) جلوگیری کرد و با بوجود آوردن کشورهای جدیدی (کویت، عراق، قطر..) که همگی بر پایه اقتصاد تک-محصولی بودند، عملا استقلال سیاسی ایران و این کشورها را در دست خود گرفت. عملا ایران، عراق، کویت، قطر، عمان، امارات مستعمره غیر مستقیم سیاسی امپراطوری بریتانیا شدەاند. بازار تجاری ایران و خاورمیانه در حقیقت برای صنایع تولیدی انگلستان بسیار حائز اهمیت بود. بازار خاورمیانه، باید بازار مصرف کننده باقی میماند لذا تنوع و قابلیت انعطاف پذیری (Resilience) یک سیستم اقتصادی با تک محصولی کردن آن نابود شد. ایران در اصل مستعمره‌ای برای اجناس و بازار خارجی بوده و میباشد. وجود سلطان های متنوع در بازار ایران، انحصارهای صادراتی در هر صنف خود معلول چنین تاریخی میباشد.

این قرارداد اقتصادی برای انگلستان منجر به حفظ بازار هندوستان و کمپانی هند شرقی، انحصار نفت خوزستان برای تامین انرژی نیروی دریایی به عنوان بازوی نظامی امپراطوری آبها، جلوگیری از دسترسی آلمان بواسطه راه آهن برلین-بغداد و روسیه به ماده خام کردستان و زاگرس ؛ تک محصولی کردن ایران و متوقف ساختن تبدیل کردستان به اقتصادی تولیدی و پویا بوده است.

کردستان

با توجه به اینکه کردها تامین کننده مواد خام صنایع پشم، پوست، چرم و غلات بودند، عملا ارزش افزوده کالای مصرفی نصیب تاجران تبریز و حلب و بصره میشد. اگر کردها دسترسی به راهها و آب های آزاد میداشتند، راه آهن برلین- بغداد تبدیل به تهدیدی برای انگلستان و منجر به تقسیم هولناک خاورمیانه نمیگردید و منافع مردمان خاورمیانه براحتی از معادلات سیاسی ١٠٠ سال اخیر حذف نمیشد. بریتانیا با تقسیم کردستان، کنترل آب، معادن، دامپروری، ثروت، هویت و کشور را از آنها گرفت و به نمایندگان استعمارگر منطقەای خود تحویل داد. قرارداد سایکس-پیکو با تقسیم بازار مبادله ای و زندگی پویای کردستان و قطع ارتباطات تجاری یک سرزمین یکدست اقتصادی، ضربه نهایی را به پیکر کردستان وارد کرد.

 

منابع:

Ansari, Dastur al-Moluk, ۱۱–۱۵.

Earle, Edward Mead, ۱۹۲۳, Turkey, the great powers, and the Bagdad Railway: a study in imperialism (Kindle Locations ۳۰۵-۳۱۸). . Kindle Edition.

استفانی کروئین، جدال رضا شاه با ایالات، http://www.mehrnameh.ir/number/۷/۹sobh.ir

The Political Economy of Ottoman Public Debt: Insolvency and European, Murat Birdal, p ۱۳۵.

در فیلم لاورنس عربستان، اینطور نشان داده میشود که ایشان از قرارداد سایکس-پیکو آگاه نبوده ولی مدارک مستند نشان میدهد که او نیز مطلع بود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)