فایل صوتس

http://www.hamneshinbahar.net/mp3files/Once again September 11.mp3

حملات ۱۱ سپتامبر The September 11 attacks، که به آن ۹/۱۱ هم گفته می‌شود، اشاره به سلسله‌ای از حملات انتحاری است که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، در آمریکا انجام شد. بنا بر روایات رسمی، صبح آن روز، ۱۹ تن از اعضای القاعده، چهار هواپیمای تجاری – مسافربری را ربودند. هواپیماربایان، دو هواپیما را در فاصله‌های زمانی گوناگون به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک زدند. در نتیجه این دو برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمان‌ها حضور داشتند، کشته شدند. هر دو ساختمان، اندکی بعد فرو ریختند و آسیب‌های زیادی به ساختمان‌های پیرامون زدند. گروه هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون، واقع در ارلینگتون در ویرجینیا زدند. هواپیمای چهارم اما در حوالی ایالت پنسیلوانیا، سرنگون شد. حمله به افغانستان و برکنارکردن طالبان از قدرت، ازجمله واکنش‌های آمریکا به این واقعه بود.
گفته می‌شود که حادثهٔ ۱۱ سپتامبر، همانند حملهٔ ژاپن به بندر پرل هاربر، تاریخ آمریکا را تغییر داده‌است.
واقعه ۱۱ سپتامبر، تروریستی و ضد انسانی بود
در شروع این بحث روی سه نکته تأکید می‌کنم:
من سنخیتی با افکار واپسگرایانه و پوسیده که مرتجعین به آن رنگ و لعاب شریعت زده‌اند ندارم. واقعه ۱۱ سپتامبر را نیز که بدون شک تروریستی و ضد انسانی بود مثل هر انسان صلحدوستی محکوم می‌کنم.
معتقدم اندیشه‌های زلال پدران بنیان‌گذار Founding fathers و امثال جرج واشینگتن و توماس جفرسون و جیمز مدیسون…براستی ستودنی است. مردم شریف ضدجنگ را در ایالات متحده، نباید با جنگ‌افروزان، شرکت‌های غارتگر چند ملیتی و نمایندگان سیاسی‌شان یکی گرفت. آمریکا تنها در امثال لیندسی گراهام و تام کاتن و روپرت مُرداخ‌ و جان بولتون و، سرمایه سالاران لاکهید مارتین و نورتروپ گرومن… خلاصه نمی‌شود.
به تئوری توطئه Conspiracy Theory اعتقادی نداشته و ندارم. همه چیز را بیهوده و عبث پنداشتن، پشت هر رویداد دسیسه و دست‌های پنهان دیدن، و به جعلیات شبه علمی چسبیدن بی معناست. هستند کسانیکه در رفتن انسان به کره ماه هم شک داشته، مَنقاش به دست اینجا و آنجا توطئه کشف می‌کنند و پشت هر کاسه‌ای به دنبال نیم کاسه می‌گردند.

اگرچه این نگاه ساده‌ساز را که در پشت هر رویدادی یک توطئه مخفی و عواملی نهان وجود دارد، در فیلم‌های هالیوودی هم می‌توان دید. فیلم‌هایی که کلیشه اصلی‌شان دشمنان مریخی و آدمخوارانی است که دسیسه چیده‌اند تا تمدن بشر را نابود کنند،
اگرچه در درون هر انسانی یک دائی جان ناپلئون، خفته‌است که با کوچکترین تلنگری بیدار می‌شود و می‌خواهد پشت ورق را هم بخواند. فیلم نوازندهٔ پیانو از پولانسکی، تئوری توطئه از مل گیبسون، و بخصوص فیلم مترجم ساخته سیدنی پولاک و… آنچه را گفتم به تصویر کشیده‌است.
اگرچه تئوری توطئه(تو مو می‌بینی و من پیچش مو)، ریشه در واقعیت‌های تلخ زندگی مردمی دارد که همواره با دوز و کلک ستمگران روبرو بوده‌اند، اما…
اما از آنجا که جهان از بدو پیدایش تابع تغییرات و کنش و واکنش‌های استوار بر قوانین علمی و دقیق بوده و لحظه‌ای نمی‌توان بقای آن‌را در نبود این قوانین تصّور نمود، به تئوری توطئه باور ندارم. البته، ارائه اسنادی که گزارشات رسمی را به چالش می‌کشد، ربطی به تئوری توطئه که با توسّل به آن پرسش‌ها را لوث می‌کنند، ندارد….

ادامه مقاله در آدرس زیر است:
http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=493

سایت همنشین بهار
http://www.hamneshinbahar.net

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)