شنود

«وحفظنهامن کل شیطان رجیم.الامن استرق السمع فاتبعه شهاب مبین(الحجر/17 و18)

یکی از پدیده های عصر تکنولوژی،برای دستیابی بیشتر به منافع بیشتر وسلطه کامل، استفاده از انواع پیچیده دستگاه های استراق سمع(شنود)می باشد.

شنود کردن مکالمات دیگران و احیانا،همراه با وجود دوربین مخفی در روزگار ما یک وسیله تفریح و لذت بردن و استفاده های شیطانی شده است.و از این راه تمامی مرزهای اخلاقی را دریده و حیواناتی را درلباس آدمی تولید کرده است:«اولئک کاالانعام بلهم اضل».

اما مهم ترین استفاده از دستگاه شنود،در حوزه سیاست و در دایره دولت هاست که با تمسک به آن می کوشند رقیب را از میان بردارند.جریان واترگیت معروف ترین آن است.

امروزه پیشرفت، تابه آن حدی است که در بدن حیوانات مثل کلاغ ها(که آدم را به یاد ترانه معروف کلاغ های خبر چین می اندازد)و کبوترها(که یاد کبوترهای نامه برمی افتد) و دیگرحیونات اهلی مثل گربه ها و حتی در بدن انسانها هم دستگاه «شنود» کار گذاشته می شود…

واین امری است که فقط مربوط به سالهای اخیر ایران هم نیست.و در گذشته هم کاری بود شدنی.

در خاطرات سعید شاهسوندی(ازاعضای مرکزیت و درقید حیات مانده سازمان مجاهدین خلق)در گفت وگو با لطف الله میثمی(مدیر مسئول مجله چشم انداز و نیز از اعضای مرکزیت اسبق سارمان مجاهدی خلق)می خوانیم:

«…پیش از این گفتم که در فاصله زمانی میان خرداد1352(انفجار خانه شیخ هادی ) ساواک جز درموارد تصادفی موفق به دسترسی و ضربه زدن به سازمان نشده بود.دلیل برتری سازمان نسبت به ساواک در این مرحله چیزی نبود جز دستگاه های شنود موسوم به «صامت»که در گروه الکترونیک سازمان ساخته می شد.(شماره59/ص 100)…البته گروه ما درحد توان فنی آنروز خود به این موضوع مهم فکر کرده بود. از این رو تلاش های بسیار زیاد و ظریف فنی بکار برده بود تا دستگاه های شنود به صورت یک رادیوی معمولی کوچک به چشم آید و ساواک در برخورد اول متوجه کاربرد آنها نشود…پیش از این گفتم که ما تمامی مکالمات مناطق شش گانه ساواک تهران، مکالمات نیروهای تعقیب و مراقبت و مکالمات تیم های عملیاتی و چندین ارگان اطلاعاتی و سیاسی رژیم را شنود می کردیم…پس از گفت وگوی رد و بدل شده میان ما،تهرانی از اتاق بیرون رفت. من ماندم ومرتضی(صمدیه لباف)و یک نگهبان که در اتفاق بود.حرف های زیادی نمی شد زد چون حرف زدن برای او مشکل بود.نگهبان هم درست کنار تخت نشسته بود. بعلاوه فکر دروبین و میکروفون مخفی هم بودم..»(ش 65/ص91).

استراق سمع بوسیله انواع دستگاه های شنود و مکمل آن،یعنی وجود دوربین مخفی، ازجمله ابزارهایی است که می توان با توجیه و تبصره و قوانینی آن را وسیله ای در جهت منافع ملی و حیثیتی کشور تلقی کرد. اما غالبا در همه جای دنیا امری است مذموم و ضد اخلاقی و مجرمانه؛ و درصورت آشکارشدن،تعبات بدخیمی خواهد داشت!

اما آیا برای ما که مدعی اخلاق برتر با تأسی از قرآن (دین برتر) هستیم،استفاده از آن برای رسیدن به هرهدفی آن هم فراگیر چه توسط نیروهای امنیتی و چه توسط نیروهای موازی و نهادهای قدرت و گروه های فشار و دارای سابقه،دلیل شرعی،عرفی قانونی و اخلاقی دارد؟

آیت الله العظمی منتظری در جلد چهار کتاب مبانی حکومت اسلامی بخش دوم و سوم و چهارم آن که در مورد کسب اخبار و استخبارات و در دراستای مبانی و تکیه گاه های تآسیس یک دولت اسلامی است، می نویسد:

«.. واجب است که مسئولیت این نهاد مانند همه مسئولیت های مهم دیگر به کسانی که اهلیت و شایستگی آن را دارد واگذار شود.گزینش کسانی که التزام شرعی و تقوا ندارند، دراین نهاد مضراست. …»(ص300)«امروزه هنر تجسس و کسب اطلاعات از نیروها و امکانات دشمن در رأس مسائل مهم قرار گرفته است..»(ص320)«….حکومت اسلامی نیز چاره ای چز این ندارد که به این مسائل مهم وحیاتی بپردازد…»(ص320)«…پرواضح است که نگهداری نظام و دولت حق و عادل اسلامی موقوف به از بین بردن تلاش های مخالف و دستجات جنگ طلب داخلی است..»(ص351)«…باید دانست که در نزد ما شیعه امامیه تأسیس حکومت و ایجاد دولت به منظور کسب قدرت و تسلط یافتن بربندگان خدا و برقرار ساختن مدیریت استبدادی در شئون زندگی مردم نیست…» (ص361)«…چنانچه بارها گفته ایم عمل مراقبت و تجسس یک عمل حساس و خطیر می باشد برای اینکه با حریم مردم و آزادی های مشروع آنان تماس مستقیم دارد. روی این اصل جایز نیست برای تصدی این شغل استخدام و منصوب شود،مگر کسی که خردمند،باهوش مورد اعتماد و موثق،متعهدو ملتزم به احکام و موازین شرع مقدس اسلام عارف و آشنا به حلال و حرام،نسبت مردم خوش برخورد مهربان، ونسبت به اسرار مردم امین و حافظ بوده باشد…»(ص382).

نویسنده این یادداشت در در زمان حیات ایشان،دونامه برای وی نوشت، (که در وقت صالح منتشرخواهدشد)در نامه اولم نوشتم«اینگونه دولت اسلامی فقط مدینه فاضله ای است خیالی که که دررأس آن هم باید امام علی (ع)باشد…».

آیا سعید امامی،فردی با هیچ سابقه انقلابی و فرنگ نشین، که با پیروزی انقلاب درمهم ترین و حساس ترین نهاد امنیتی یعنی وزارت اطلاعات،مهم ترین پست امنیتی را برعهده داشت و بواسطه عملکرد وی و باندش، قتلهای فجیع زنجیره ای مثل سلاخی فروهر و همسرش و آدم ربایی نویسندگان و انداختن جسد آنان در بیابان های اطراف شهر، مثل مختاری و پوینده انجام شد، یک فرد مؤمن مسلمان متبعد و مقیّد یود؟ یا آنکه می توان وی و رفقایش را عامل موساد معرفی کرد؟!

«موساد»ی که از پیچیده ترین نهادهای امنیتی دنیاست و حتی حاضرست برخی از عوامل خودش را هم لو دهد و یا در مواقع حساس معدوم کند برای آنکه بتواند به تا روند نفوذ ادامه دهد؟[1]

آیا در اخلاق برتر و دین برتر ما(اسلام وقرآن)اینگونه آدم کشتن کار یک مسلمان مؤمن با تقواست؟ یا کار یک حرفه ای مزدور، چاقوکش آدمکش است که احیانا شستشوی مغزی و فکری هم شده است؟

آیا کشتن افرادی به وضع فجیع در زندان کهریزک کار یک مؤمن متعبد که نام بسیجی هم احیانا برخود می گذارد،متاثر از افراد باتقوایی است که در رأس مدیریت آن هستند؟

آیا محمد رضا مدحی تمام قیودات شرعی در مأموریت به خارج از کشور را رعایت کرده است؟

اصولا آنهایی که زندگی و روزی شان با استراق سمع می گذرد،چه آدمهایی هستند و چه مبنای شرعی برای آن دارند؟ آیا آدمهای سالمی هستند؟ یا آنکه درآینده از او یک روانی روان پریش خواهد ساخت که آخرالامرش خودکشی است؟

لزوما جاسوس نباید «همفر»باشد،حسن و حسین هم می توانند عامل موساد باشد و برای فریب ادای آدم های بسیار باتقوا و مؤمن را هم دربیاورد.همانطورکه سعید امامی وانمود می کرد؟همانطورکه »کشمیری» سرنظام«کلاه»ی بزرگ گذاشت…

یاآنکه بخواهیم پذیریم که دین اسلام یعنی همین این…

الان می توان به ضرس قاطع گفت:چه توسط نیروهای موازی و چه توسط نیروهای خودسر و چه توسط دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی، تا فیها خالدون خیلی ها شنود گذار ی شده است.

در میان اعضای مجلس خبرگان رهبری،نمایندگان مجلس،دولت و افراد مهم و حتی در ذستگاه رهبری و مراجع تقلید و…

اصلا کل جریان قتلهای زنجیره ای با شنودی که توسط یک تیم دیگر در منزل فروهرکار گذاشته شده بود وآن تیم عملیاتی از آن خبرنداشت لو می رود وتمام سروصداهای هنگام جنایت توسط آن شنود شنیده می شود و به مافوق گزارش می گردد.(یادداشت حاج آقا رابخوانید).

برای همین هم هست که اکثرا در مواجهه باحقایق،حقیقت ذبح مصلحت اندیشیمی شود،و لذا در هنگام عکس العمل واکنش،یا خاموشند، و یا سکوت می کنند، و یا بخاطر به خواسته هایی تمکین می کنند،و یا با رقیب همخوانی و همراه می شوند، تا رسوا نشوند…چون پشت همه خاکی شده است… برای همین هم هست که در این 33سال همه«علیه السلام»شده اند و کسی نمی تواند و حق ندارد بگوید بالای چشم ابروست!

وقتی آیت الله جوادی آملی می گوید:«ظاهر مردم باطن مسئولان است»(روزنامه آرمان16مرداد90)یعنی: همان«الناس علی دین ملوکهم».

و وقتی آیت الله جعفر سبحانی می گوید:«وعاظ نباید سخنی بگویند که به آن عمل نمی کنند» (روزنامه آرمان 13مردا90)یعنی همان شعر معروف حافظ که می گوید:

«واعظان کین جلوه درمنحراب ومنبر می کنند،خودبه خلوت می روندآنکار دیگر می کنند».

همه اینها نشانه فروپاشی اخلاق است که بخش عمده و مهم ترین آن فقط وفقط بواسطه استراق سمع و شکستن حریم خصوصی در حکومت اسلامی است که انجام می شود!

استراق سمعی که خود از مصادیق همان «تشییع فاحشه»ای است که قرآن از آن یاد کرده است.

والسلام

محمد شوری(نویسنده و رزونامه نگار)

21مرداد90

——————————————————————————–

1-نگاه کنید به یادادشت اینجانب باعنوان:«وزیر اطلاعاتی که نقش وزیر را باری می کند».

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)