نگارنده: ناسیونالیسم آویر

حوادث و جریانات سالهای ۱۹۲۴م تا ۱۹۴۱ در ایران، اوضاع را به گونەای تدارک دید کە نهضتهای آزادیخواهانە در بطن این نا آرامیها بوجود آید و بهاری سیاسی را در ایران در شرف وقوع قرار دهد. یکی از این نهضتها تاسیس کومەلەی ژ ـ ک از جانب افراد آگاه و خبرەی کورد جهت تامین منافع و حقوق ملی کوردها در شرق کوردستان و ایجاد حکومتی خودمختار و فراگیر در ناحیەی مذکور جهت جلوگیری از سرکوب و ارعاب ملت کورد از جانب حکومت مرکزی وقت ایران بود.

سرکوبهایی کە نفس وضعیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کوردستان را تا حد اسفناکی گرفتە بود و راه را بر هرگونە انقلاب سیاسی و فکری و خیزش جمعی، بستە بود. البتە با نگاهی گذرا بر روند عملکرد حکومت مرکزی در آن دوران، این سرکوبها را میتوان در اقصی نقاط کشور مجهول الهویەی ایران در جاهایی کە ملیتهای درون ایران در آن زندگی میکردند، دید، از جملە : سرکوب شاهسونهای آذربایجان، کوردهای استان اورمیە، کوردهای سنجابی در کرمانشاە، ترکمنهای مازندران و …. این سرکوبها تحت فرماندهی قزاق میر پنج چکمە پوش، فرصتی را در اختیارش گذاشت تا فرماندهی کل قوا و اعتماد بعضی از مجلسیون را بدست آورد و پیشنهاد خلع شاه و سلطنت قاجار و برپا کردند سلطنت و دودمان نحس پهلوی را ارائە کند کە در نهایت با پشتیبانی مجلسیون، این امر بە کرسی نشیند .

در همین دوران است کە دول متفق با انعقاد پیمانی مشترک و سە جانبە با ایران، ضمن اشغال شمال و جنوب ایران، متعهد میشوند کە بعد از پایان جنگ و شکست هیتلر، نیروهای خود را از ایران خارج کنند. وجود دولتهای متفق در ایران، دلگرمی آزادیخواهان شد. کسی فکر نمیکرد جنگ جهانی دوم بە زودی پایان پذیرد کە این دولتها بخواهند ایران را ترک کنند و یا از انعقاد چنین پیمانی مابین ایران و شوروی و بریتانیا، خبری نداشتند و یا سیاستهای دولتهای بریتانیا و شوروی را استراتژیک و نە تاکتیکی استنباط کردە بودند و یا استنباطها کاملا درست بود اما امید بر آن بود کە در این مقطع زمانی بتوانند نهایت استفادە را بردە و سلطنت را با چالش جدی مواجە ببینند و از این میان اقتداری جهت رسیدن بە خواستەهای خود برپا دارند.

شاهد چنین حالتی، تغییر رویکرد بعضی نمایندگان کە تا آن زمان هیچ ایرادی بر سلطنت نمیگرفتند و همینکە دیدند سلطنت و شاە با چالش عمیقی مواجە شدە، نوک پیکان شعارهای خود را علیە سلطنت روانە رفتند. این امر یکی از نیازهای دول متفقین برای سرگرم نگە داشتن آحاد مردم آزادیخواهی بود کە در ایران وجود داشتند و از این طریق توانستند وجود خود را نیز توجیهی دمکراتیک جلوە کنند .

کوردستان در این برهەی زمانی، وضعیت خوبی ندارد. وضع داخلی جامعەی کوردستان بدین سان میباشد :

نبود امکانات آموزشی و مدرسەهای مناسب برای آموزش مدرن .

آموزشها اکثرا در حجرەها میباشد و آموزەهای مذهبی و بدور از خوانشی مدرن، مقتدرانەتر از گذشتە پیش میرود اما همین حجرەها هم نقش بسزایی در تعلیم و تعلم زبان کوردی دارند و همین امر سبب زندە ماندن زبان کوردی میشود .عشیرەگرایی و فئودالیسم بیداد میکند. گاها درگیریهایی خونین میان فئودالها، حال بر سر زمین و مستملکاتشان یا نزاعهایی کە ریشە در دورانهای گذشتە داشتە است، صورت میگیرد .

همانطور کە پیشتر اشارە شد، سرکوب کوردها در آن دوران علی الخصوص سرکوب جنبش ملی بە رهبری اسماعیل آقای سمکو، بە کارگیری خوانین کورد بعنوان مزدور و تعامل دولت مرکزی با این خوانین جهت سرکوب سیستماتیک مردم که همان رعایای کورد هستند و مشرف شدن حکومت بر اوضاع جامعە کوردی .

نبود امکانات معیشتی بصورتی کە اکثریت ملت کورد در فقر زندگی میکردند کە هژمونی فقر موجود را خوانین کورد دوچندان میکردند بعنوان مثال، اکثر اوقات خانها خراج سالانە خود را از مردم نە تنها بە طور کامل دریافت میکردند بلکە حق الزحمە آنها را نیز بە نفع خود ضبط میکردند و هر رعیتی مورد غضب خان قرار میگرفت، زمین در دست وی را خانها پس میگرفتند و رعیت مجبور بە تحمل بیکاری و فقر و یا کوچ اختیاری برای تامین معیشت بە سایر نقاط ایران و کشورهای منطقە میشدند یا بە پای خان میافتادند بلکە آنها را ببخشد و زمینها را بە اجارەی آنها درآورد. گاها بخشش خان همراە با امتیازاتی بود کە از رعیت گرفتە میشد، یا پسری از خانوادە رعیت مورد غضب، بە نوکری و بیگاری خان گرفتە میشد یا دختر خانوادە چناچە زیباروی بود، مجبور بە پذیرش عقد خان یا پسر خان بود و اگر هم زشت بود بە کنیزی و بیگاری بکار گرفتە میشد .

امکانات آموزشی و مدرسە مدرن در اختیار خوانین و فرزندان آنها بود و آنها از این امکانات بهرە میبردند .

عامل فقر فرهنگی سبب بزهکاریهای اجتماعی همچون قتلهای ناموسی، درگیری و نزاع بین طوایف بر سر مسائل پیش پا افتادە یا همان مسائل تحت عنوان ناموس و شرف، بود.

وضعیت خارجی هم بدین ترتیب مورد ملاحظە میباشد :

بجز چند کشوراستعمارگر و کشورهای منطقە، کسی با واژە کورد و جغرافیای کوردستان چندان آشنا نبود و همین عدم شناخت کشورهای دیگر از کوردستان، بحرانهای داخلی کوردستان را تشدید میکرد .

چناچە جمهوری تازە تاسیس آذربایجان در آن زمان تحت حمایت شدید آذربایجان شوروی بود، جمهوری کوردستان از این حمایت مبرا بود.

قدرتهای استعمارگر خارجی، جنبشهای کوردی را در جهت نیل بە اهداف استعماری خود حمایت میکردند و با دیدی تاکتیکی بە بستن پیمان با جنبشهای کوردی اهتمام میورزیدند .

کوردستان دستخوش تغییرات زیادی میشود و طی چندین انعقاد پیمان میان قدرتهای جهانی و دول اشغالگر کوردستان، هرچە بیشتر تجزیە میشود. پیشتر در دورەی امپراطوریهای صفوی و عثمانی طبق قرارداد قصرشیرین کوردستان میان این دو امپراطوری تقسیم میشود. متعاقب آن در جریان جنگهای تزاری روسیە و سلطنت قاجار در قرارداد ترکمنچای بخشی از کوردستان بە زیر سلطه روسیە درمیآید کە بعد از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷م در روسیە، بە دستور لنین بە ناحیەای خودمختار تبدیل میشود و بعدها مورد غضب استالین قرار میگیرد و همە کوردها را به اجبار بە مناطق سیبری کوچ میدهد و سومین تقسیم را دولتهای بریتانیا و فرانسە، متعاقب سیاستهای استعمارگری خود انجام میدهند و بخشی از کوردستان تحت سلطە عثمانی را ضمیمە کشورهای تازە تاسیس عراق و سوریە میکنند.

از آنجا کە اشغال ایران برای جلوگیری از نفوذ آلمانیها و تبلیغات نازیستی و همکاری کشورهای متفق در ایران علیە نازیسم، صورت میگیرد، بە موازای آن بحث برخورد دو ایدئولوژی کاپیتالیستی و لیبرال ( بریتانیا و آمریکا ) و ایدئولوژی کمونیستی و پرولتار ( شوروی )، در صدر عنواین اوضاع آن دوران است. هم روسهای کمونیست و هم انگلیسیها و آمریکاییهای کاپیتال و لیبرالیست در پی منافع خود در ایران میگردند. من جملە راه آهن سراسری کشور کە میتوانست این فرصت را در اختیار شوروی برای دستیابی بە آبهای خلیج فارس کە رویای تزاریون روسیە هم بود، قرار دهد و همچنین وجود حوزەهای نفتی در شمال و جنوب ایران، از جملە مطامعی بود کە دول متفق در ایران دنبال میکردند. روسها در وهلەی اول میخواستند واگذاری امتیاز نفت شمال را با گفتگو و مسالمت بدست بیاورند اما از آنجا کە جواب مبهم از آقای ساعد نخست وزیر وقت دریافت کردە بودند، این بار استالین بە قوی قهریە متوسل میشود و ارتش سرخ را در شمال ایران مستقر و شورویها دست بە تبلیغات گستردەای در زمینە ناسیونالیسم و ملیت، برای تنگتر کردن عرصە بر دولت مرکزی وقت ایران، میزنند. در صدر این تبلیغات نظریە استالین و تعریف او از ملت، قرار میگیرد.

با توجە بە جریانات مذکور در آن دوران، کوردها بە فکر چارەاندیشی میافتند و اوضاع را مناسب دیدە تا از فرصت بعمل آمدە، نهایت استفادە را ببرند. عبدالرحمن ذبیحی، محمد نانوازاده، حسین فروهر، عبدالرحمن امامی، قاسم قادری، ملا عبداللە داوودی، محمد یاهو، صدیق حیدری، علی محمودی و محمد سلیمی از جملە ۱۵ نخبەی کورد بودند کە در جلساتی مخفیانە در بیرون از شهر مهاباد، روزانە بە رصد اخبار و تحلیل اوضاع میپردازند کە در نهایت در روز ۱۶ اوت ۱۹۴۲م، مصادف با ۲۵ مرداد ۱۳۲۱هـ.شمسی ایرانی کە نقطە عطفی در تاریخ مبارزات کوردها برای رهایی از اشغال و سرکوب است، جمعیتی تحت عنوان (( کۆمەڵەی ژ _ک )) یا بە عبارتی جمعیت تجدید حیات کوردستان را بنیانگذاری میکنند. جمعیت شروع بە فعالیت میکند، در میان این فعالیتها دو سال بعد شخص شخیص کوردستان، پیشوا قاضی محمد با شرکت در جلسات متعدد جمعیت و بە خواست اعضا وارد جمعیت میشود. پیشوا قاضی محمد از چهرەهای خوشنام و با سواد و مورد احترام شهر مهاباد بود. ایشان صرف نظر از اینکە فردی مذهبی بودند، در عین حال فردی صاحب نظر و روشنفکر و آشنا بە مسائل و موضوعات مدرن وقت خود میباشند. با همفکری با اعضای جمعیت، طی بازشگت از سفری کە بە جمهوری آذربایجان شوروی داشتند، در ۱۶ اوت ۱۹۴۴م، نام جمعیت را بە حزب دمکرات کوردستان تغییر دادە و بارزەهای حزبی مدرن با ادبیاتی ناسیونالیستی و دمکراتیک را در حزب دمکرات جای میدهند و پیشوا بە دبیر کلی حزب میرسد. متعاقب حرکت رجال سیاسی کورد و در صدر آن پیشوا، در ۲۲ ژانویە ۱۹۴۵، مصادف با ۲ بهمن ۱۳۲۵ هـ.شمسی ایرانی، جمهوری کوردستان در میدان چهارچراغ مهاباد با هدف رهایی ملت ستمدیدە کورد از یوغ پان فارسیسم، اعلام میگردد. جمهوری کوردستان در طول یازدە ماه حکومت توانست این اندیشە را کە توسط فارسهای اشغالگر تبلیغ میشد مبنی برعدم توانایی سیاسی کوردها در ادارەی امور خود و لزوم قیمومیت آنها برای کوردستان و ملت کورد، از میان بردارد و حکومتی دمکراتیک را در سطح بین المللی جلوە دهد. بعد از بوجود آمدن ثبات سیاسی در ایران و تجدید قوای سیاسی و نظامی دودمان پهلوی، ارتش پان فارسیستهای سلطنت ط لب، بە مهاباد وارد میشود و ضمناشغال مجدد کوردستان کە اشغال و تصاحب خاک ملل دیگر و توحش طبق سنت فراس امری طبیعی است و اعلام انحلال حزب دمکرات و جمهوری کوردستان، پیشوا قاضی محمد را در دادگاهی فرمایشی و کودکانە محکوم بە اعدام و در ۳۰ مارس ۱۹۴۶م، حکم اعدام این بزرگ مرد تاریخ کوردستان در میدان چهارچراغ مهاباد اجرا میشود. با این اقدام فارسهای سلطنت طلب ثابت کردند کە کینەی آنها از ملت کورد بیش از اندازەای است کە انتظار میرود. در همان جایی کە پیشوا و یارانش جمهوری کوردستان را اعلام کردند، در همانجا ایشان را بە جوخەهای نفرت خود میسپارند. بعد از اعلام و فروپاشی جمهوری کوردستان بعنوان دستاورد مهم کوردها در طول تاریخ، حزب دمکرات کوردستان تضعیف شد و سران دلیرمردی کە توانستە بودند از این کشتار شنیع فارسها در کوردستان جان سالم در ببرند در شک این مسالە سالیان درازی در انزوا ماندند. شوروی بە امتیازات خود در شمال ایران میرسد و عقبە اصلی و موثر حزب دمکرات و جمهوری کوردستان را خالی میکند. حزب دمکرات با توجە بە معیارهای اصولی و بەروز خود، از محبوبیت ویژەای در کوردستان برخوردار است. در پی این جریانات و مبارزات ملی – دمکراتیک کوردها، عدەای از رجال سیاسی کورد در طول سالهای ۱۹۶۱ و ۶۲م برای احیای ارزشهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی حزب دمکرات و جمهوری کوردستان برآمدە و کمیتە انقلابی حزب دمکرات کوردستان را برای مبارزەای تازە تشکیل میدهند. اسماعیل شریفیزادە، جوان چپ و دانشجوی دانشگاە پلی تکنیک تهران، برادران معینی، ملا احمد شلماشی مشهور بە ملا آوارە و … از رجال این دورە میباشند کە کمیتە را تشکیل میدهند. کمیتەی انقلابی حزب دمکرات بدلیل خوانشی بسیار مناسب با اوضاع فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و از همە مهمتر اقتصادی، از چپ و سوسیالیسم، مستعد کارهای بی نظیری بود کە میتوانست جامعە کوردی را با تکانی یکصد سالە بە پیش ببرد، اما اینبار نیز اوضاع بیشتر از سابق بر وفق مراد نبود. سالهای تضعیف حکومت مرکزی بە سرآمدە بود .

حکومت اشغالگر پهلوی پایەهای ددمنشی خود را بسیار سفت و محکم کردە بود. بعد از سرکوب جمهوری کوردستان توانستە بود نفوذ خود را نە تنها در میان خوانین کورد بلکە اینبار در میان کل جامعەی کوردی بیشتر کند. در واقع سرکوب جمهوری کوردستان زهر چشمی بود کە ناسیونالیستهای فارس در راس حکومت توانستە بودند از آحاد ملت کورد بگیرند. مزدوران سالهای ۱۹۶۱ در کوردستان، مزدوران قدیمی بودند و اینبار مزدوران تازەای هم بە صفوف آنها پیوستە بودند .

در این میان اعضای کمیتە با فعالیت مسلحانە اقدام بە دفاع از آرمانهای آزادیخواهانە حزب دمکرات کوردستان برمیخیزند اما دیری نپایید کە طی درگیریهای متعدد با ژاندارم منطقە، بواسطەی یکی از مزدوران آن دورە بە نام (( کوێخا کوێرە ))، کە محل استراحت پیشمرگان و فرماندهان کمیتە را پیدا کردە بود، محاصرە شدند و همگی آنها شهید شدند. بدنبال سرکوب قیام ۱۹۶۱م و در سال ۱۹۷۲م مصادف با ۱۳۵۷هـ.شمسی ایرانی، رجال سیاسی کورد با مناسب دیدن اوضاع سیاسی ایران و تغییر رژیم، اقدام بە احیای حزب دمکرات با تشکیلاتی منسجمتر میکنند.

در این میان از شهید دکتر عبدالرحمن قاسملو کە از تشکیلات و اعضای مخفی حزب دمکرات کوردستان میباشند و در خارج از ایران زندگی میکردند، دعوت بعمل میآید کە بە اعضای حزب بپیوندد و در جلسات آنها برای تحلیل اوضاع حضور بعمل رساند. طی جلساتی متعدد، زندە یاد دکتر قاسملو بە دبیرکلی حزب با اجماع آرای اعضا، منصوب میشوند. یکی از کارهای فوق العادە موثر دکتر قاسملو جدا کردن حزب بعنوان ارگانی از حزب تودە ایران بود. ایشان معتقد بودند کە حزبی کە مستقل نباشد، در هیچ یک از تصمیم گیریهای خود نمیتواند مفید و موثر واقع شود. انقلاب مردمی ۱۹۷۲م در ایران کە یک اتفاق فکری جمعی تمام آحاد مردم در ایران بود، توسط حزب جمهوری اسلامی قبضە گردید. برخلاف آنچە کە مردم تصور میکردند از حکومت آیندە، نوع حکومت را حزب جمهوری اسلامی تعیین میکند .

کودتایی آرام کە این گفتە مبنی بر انقلاب، انقلابیون را میبلعد، رقم خورد. بخشی از انقلابیون توانستند نتیجە زحمات طیفهای گستردەی مردم را در قبضە خود درآورند. بعد از مذاکرات متعدد هئیت کورد با سران جمهوری اسلامی، بالاخرە حزب دمکرات نا امید از حکومت فعلی میشود. در جریان نا امیدی، فتوای کشتار جمعی ملت کورد از جانب پیر جماران ( خمینی )، صادر میشود. مردم چندین روستا در منطقە موکریان واقع در شمال شرق کوردستان، در نتیجە صدور این فتوا شهید میشوند تا اینکە خمینی در پی فشارهای سیاسی و داخلی، فتوا و گفتار خود را پس میگیرد و نوک پیکان حملەی خود را متوجە حزب دمکرات و دبیر کل آن زندەیاد دکتر قسملو میگیرد.

حزب دمکرات کە اینبار بسیار منسجمتر از هر دورانی بە میدان سیاست باز میگردد، ن میتواند دست از آرمانهای چندینساله ملت کورد بکشد و برای دفاع از ملتی کە فتوای کشتن او صادر گشتە، دست بە اسلحه میبرد. نبردهای حزب دمکرات با حکومت مرکزی بر اساس اصول و پرنسیبهای جنگ پیش میرود. در طول سالهایی کە حزب فعالیت مسلحانە داشتە، یک مورد هم قراردهای بین المللی جنگ را نقض نکردە و هموارە تاکید داشتە کە جنگ راە حل ملت کورد نیست و تنها گفتگو و مسالمت میتواند، مشکل را رفع کند کە شهید شدن دکتر قاسملو بر سر میز مذاکرە، شاهدی بر این سیاست است. آنچە کە حائز اهمیت است، پس از طلیعەی ظهور حزب دمکرات، این حزب توانستە در هر برهەای از زمان، خود را بازسازی نمودە و بە مبارزات خود ادامە دهد.

سیاستهای حزب دمکرات و رهبران فرهیختە آن، برگ برندەای را برای اوضاع کورد و کوردستان در منطقە و جهان رقم زدند. با توجە بە اینکە مبارزات حزب دمکرات در طول سالهای مبارزاتی خود در جنوب کوردستان، همزمان با مبارزە کوردهای جنوب کوردستان علیە اشغالگری اعراب صورت گرفت و با توجە بە اینکە بە اقتضای زمان، حزب دمکرات روابطی دور با حکومت صدام داشت، هرگز پیش نیامد این حزب اخلاق مبارزاتی خود را از دست بدهد و علیە برادران خود در جنوب کوردستان سیاستی بکار گیرد تا اینکە منافع خود را تامین کند .

حزب دمکرات کوردستان از بدو تاسیس خود، فقط در قالب حزبی سیاسی و دگم، فعالیت نداشتە است. این حزب در تمام زمینەهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و هنری و … سایر مباحث علمی روز، خوانشی بەروز و متدی علمی و انسانی را پیش گرفتە است. در انتخابها، متناسب با بحثهای علمی روز انتخاب نمودە و تصمیم گیری کردە بعنوان مثال در حرکت راسان ( رستاخیز ) ملت کورد کە اخیرا حزب دمکرات آنرا پیشەی مبارزاتی خود نمودە، با خوانشی انسانی پیگیری میکند و درصدد جنگ و آشوب در کوردستان نیمیباشد .

دستاوردهای این حزب در زمینە اجتماعی عبارتند از :

یک : کمرنگ کردن و حتی از بین بردن سیستم فئودالی در شرق کوردستان بە گونەای کە ملت کورد برخلاف سابق، با خوانشی انسانی و مدرن از ناسیونالیسم پا بە میدان مبارزاتی میگذارند و نە بر اساس فکری سنتی و فئودال و پیش پا افتادە.

دو : از بین بردن و کمرنگ کردن تحقیر زنان در میان جامعەای مردسالار و اهمیت بە قشر زن در فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و حتی نظامی و … .

سە : دارا بودن آلترناتیو متناسب با اوضاع شرق کوردستان برای مدیریت اجتماعی و فرهنگی توسط افراد بومی.

چهار: ایجاد رسانە و تولید برنامەهای مختلف تلویزیونی و رادیویی در زمینەهای مختلف اجتماعی با بهرەگیری از علم و متد جامعە شناسانە و روانشناسانە، متناسب با وضعیت اجتماعی شرق کوردستان.

از جملە دستاوردهای دیگر حزب کە مرهون زحمات زندەیاد دکتر قاسملو میباشد، تعیین سیستم مدیریتی و اقتصادی و قرار دادن آن در پروگرام حزب، تحت لوای سوسیالیسم دمکراتیک میباشد. این برنامە نیز بر طبق سنت حزب توامان با بحثهای سیاسی و علمی روز و متناسب وضعیت شرق کوردستان است .در سوسیالیسم دمکراتیک، دموکراسی معرف سیستمی سیاسی با معیارهای دمکراتیک و مردم سالارانە است. با توجە بە اینکە در شرق کوردستان ملیتها و مذاهب دیگری زندگی میکنند، دموکراسی عامل بازدارندە دیکتاتوری و احقاق حقوق انسانی این اقلیتهای ملی و اتنیکی در شرق کوردستان است.

با توجە بە وضعیت اقتصادی نیز کە عاملی همچون آسیمیلاسیون اقتصادی شرق کوردستان از جانب حکومتهای اشغالگر فارس، جامعەی کوردستان را در وضعیتی اقتصادی نامناسب قرار دادە و اکثر مردم در فقر زندگی میکنند و از طبقات پایین اقتصادی جامعە هستند، حزب دمکرات سیستم اقتصاد سوسیالیستی توامان با بازار رقابتی سالم، مناسب چنین وضعیتی معرفی کردە است. این برنامە در دستور کار حزب، مناسب دیدە میشود .

همچنین برگزیدن شعار فدرالیسم در قالب حق تعیین سرنوشت نیز بنا بە شرایطی کنونی ایران در دستور کار حزب دمکرات قرار گرفتە است .

حزب دمکرات در قالب حزبی مدرن و پیشرو، با پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای زیادی و با ذخیرە تجارب زیادی از دورانهای گذشتە در همەی زمینەها، توانستە بماند و این پتانسیل را هم دارد، ناسیونالیسم کوردی را در جهت خواستەهای انسانی و مشروع بکار بگیرد و پیروز شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)