سه سازمان و تشکل چپ، یعنی کنشگران چپ، سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران طرفداران وحدت چپ و سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، در جهت وحدت تلاش و بقصد تحقق این امر و تشکیل سازمان متحد چپ، کنگره مشترکی را تدارک می کنند. با آقایان محمد اعظمی و بهروز خلیق که مسئولیت هیئت برگزاری کنگره مشترک وحدت را برعهده داشته اند، برخی از پرسش هایم را در میان نهاده ام . طبیعی است که پرسش ها و پاسخ های زیرین، آغاز بحث و گفتگو عمومی در باره وحدت در شرایط جدید می باشد که در اینده ادامه خواهند یافت.
نادر عصاره
————-
پاسخ های بهروز خلیق
پرسش: آقای خلیق از زمان تشکیل «هیئت برگزاری کنگره مشترک» در پروژه وحدت تا این اواخر شما مسئول این هیئت بوده اید. نقش و جایگاه این هیئت چیست؟ طی دوره مسئولیت شما این هیئت تا چه حدی به مسئولیت خود عمل کرد؟
ممنون از شما به جهت انجام این مصاحبه. ابتدا باید بگویم بعد از وققه نسبتأ طولانی در پیشبرد پروژه، کنگره فوق العاده سازمان ما ـ سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) ـ که در ماه نوامبر ۲۰۱۶ برگزار شد، بر برگزاری کنگره مشترک با دو جریان دیگر تاکید کرد. کنشگران چپ و سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران ـ طرفداران وحدت چپ برگزاری کنگره در تصمیم سازمان را فصل مشترک این تصمیم با مصوبات خود در تداوم وحدت یافتند و از آن استقبال کردند. بدنبال آن، هرسه جریان تصمیم گرفتند که کنگره مشترک را برگزار کنند. برای برگزاری کنگره لازم بود که هیئتی از نمایندگان سه جریان تشکیل شود تا این امر مهم را سازمان دهد. این هیئت با نمایندگی سه نفر از هر جریان تشکیل گردید. برگزاری کنگره مشترک کار سنگینی است و هیئت به تنهائی قادر نیست که کنگره را برگزار کند. نظر براین بود که کارها وسیعأ تقسیم شود و اعضاء سه جریان در روند برگزاری کنگره فعالانه مشارکت کنند. هیئت طرحی را برای برگزاری کنگره تهیه دید و در آن چند گروه کار را پیش بینی کرد. کار برگزاری کنگره عمدتأ بردوش گروه های کار است و هیئت برگزاری کنگره مدیریت کارها را برعهده دارد و بر فعالیت گروه ها نظارت می کند. خوشبختانه گروه های کار تشکیل شده و برنامه شان را پیش می برند.
در دوره ای که من مسئولیت هیئت برگزاری را برعهده داشتم، علیرغم مشکلات عدیده، هیئت برگزاری توانست طرح برگزاری کنگره مشترک را به عنوان نقشه راه تهیه و تصویب کند، گروه های کار را راه بیاندازد و تصمیم های ضرور در مورد پروژه را اتخاذ کند. چند هفته قبل جلسه حضوری دو روزه داشتیم. در این جلسه تعدادی از دست اندرکاران پروژه از هر سه جریان شرکت داشتند. گفتگوهای مفید و سازنده ای در مورد پروژه صورت گرفت و تصمیم هائی که برای پیشبرد پروژه ضروری بود، اتخاذ گردید. هیئت برگزاری در این مدت جلسات هفتگی داشت و تا حدود زیادی توانست مسئولیت هائی را که برعهده داشت، پیش ببرد. گرچه در مواردی هم به جهت موانع موجود، قادر نشد در موضوعاتی تصمیم بگیرد.
پرسش: تصمیمات برای پیشبرد پروژه به مشارکت اعضا سه جریان و بخصوص مشارکت علاقمندان چپ به وحدت نیز مربوط بودند؟
هیئت برگزاری کنگره در تداوم تصمیمات قبلی، تدابیر لازم برای مشارکت اعضاء سه جریان در روند برگزاری کنگره را در جلسه حضوری اتخاذ و در همین ارتباط کنفرانس های پیش کنگره را پیش بینی کرد. این کنفرانس ها با هدف تبادل نظر، بحث و گفتگو و آمادگی ذهنی در رابطه با موضوعات در دستور کنگره برگزار می شوند. دستور کار کنفرانس ها مباحثی خواهد بود که به مقدمات برگزاری کنگره و موضوعات مربوط به کنگره می پردازد. تلاش می شود نیروهای علاقمند به نزدیکی و وحدت نیروهای چپ و صاحب نظران چپ در این کنفرانس ها شرکت کنند. کنفرانس ها در اشکال مختلف برگزار می شود: کنفرانس های پالتاکی، حضوری و در صورت امکان کنفرانس های حضوری منطقه ای.
پرسش: هیئت برگزاری کنگره در چه مواردی قادر به تصمیم گیری نشده است؟
مواردی وجود داشت که در هیئت برگزاری برسر آن ها توافق حاصل نشد و لذا قادر نشدیم در آن موضوعات به تصمیم برسیم.
پرسش: واقعیت این است که این پروژه وحدت در ابتدا امیدهایی را برانگیخت و این امیدها سبب آن شد که گرایشی در میان منفردین شکل گیرد که جریان کنشگران چپ را ایجاد کرد که خود یک سوی وحدت شدند. این یکی از نشانه های امید آفرینی پروژه وحدت بود. آیا آن امیدهای اولیه تقویت شده یا تضعیف گشته اند؟ وضع این پروژه در شرایط کنونی به لحاظ فعالین آن چیست؟
گفته شما درست است. پروژه در دوره ای که فعالیت بیرونی داشت، امیدهائی را در بین بخشی از فعالیت چپ آفرید و به شکل گیری کنشگران چپ انجامید که به این پروژه پیوست. اما با دشوارهائی که پیش آمد، پروژه با وقفه روبرو گردید و قادر نشد که آن امیدها را تقویت کند. با برطرف شدن برخی از دشواری ها، راه برای وحدت با برگزاری کنگره مشترک باز شد. در چند ماه گذشته وقت و انرژی عمدتأ صرف راه اندازی گروه های کار و ملزومات برگزاری کنگره گردید. اعضاء سه جریان در روند برگزاری کنگره مشارکت دارند ولی هنوز در بیرون از سه جریان فعالیت چشمگیری صورت نگرفته است. اقداماتی در این زمینه در دست اجرا ست.
پرسش: انتظاراتی را که باید برآورده کنید تا تردیدهای موجود برطرف شوند کدامند و در این رابطه چه اقداماتی کرده اید؟
برای برطرف کردن تردیدها، لازم است بر میزان فعالیت بیرونی پروژه افزوده شود، تصمیم سه جریان برای وحدت در عمل نشان داده شود و علاقمندان به وحدت چپ به این یقین برسند که کنگره مشترک برگزار و سازمان واحد ایجاد خواهد شد. امید است که با پیشرفت کارها و گسترش فعالیت بیرونی آن، تردید ها برطرف شده و امیدها تقویت شود.
پرسش: چه اقداماتی در این زمینه پیش بینی می کنید؟
گفتمان سازی، راه اندازی سایت پروژه، فعال شدن در شبکه های اجتماعی، برگزاری کنفرانس ها، معرفی پروژه با اتجام مصاحبه ها، برگزاری میزگرد و نگارش مقالات پیرامون موضوعاتی که به مسائل چپ برمی گردد.
پرسش: هدف پروژه وحدت چیست؟ چه چشم اندازی برای این پروژه قائلید؟
از نگاه من، هدف پروژه، وحدت سه جریان و تشکیل حزب چپ دمکرات و سوسیالیست است. حزب برنامه محور، سیاست ورز و تحول طلب. حزب چپی که به آزادی و عدالت اجتماعی باور دارد، آندو را در پیوند ناگسستنی با هم می بیند، بر رفع تبعیض های طبقاتی، جنسیتی، ملی ـ قومی، نژادی‌ و مذهبى‌ تاکید دارد و برای تحقق آزادی، دموکراسی، برابری، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم، حقوق بشر، برابر حقوقی زن و مرد و حفظ محیط زیست مبارزه می کند.
پرسش: تدوین مبانی نظری برنامه ای سیاسی تشکیلاتی این وحدت به کجا رسیده  است؟
برای تدوین مبانی نظری و سیاسی گروه کار منشور تشکیل شده است. این گروه تدوین منشور را با بهره گیری از کارهائی که در دوره قبلی فعالیت برای وحدت صورت گرفته و با اخذ نظرات و پیشنهادهای اعضاء سه جریان، پیش خواهد برد. در دوره قبلی در مورد مسائل نظری چپ و استراتژی سیاسی کارهای زیادی صورت گرفت. در این موضوعات مقالات متعددی نگاشته شد و در دو مجموعه چند صد صفحه ای گردآوری گردید. چند کنفرانس حضوری هم برگزار شد. کارهای دوره قبل پشتوانه کارهای امروز است. در این دوره کار تدوین منشور از صفر شروع نخواهد شد. منشور و اساسنامه در دستور کار کنگره قرار دارند ولی تدوین برنامه در دستور کار کنگره نیست و احتمالأ به کنگره های بعدی محول خواهد شد. برای تدوین اساسنامه هم گروه کار تشکیل شده است. در دوره قبل روی الگوهای حزبی کارهای زیادی انجام گرفته و مجموعه مطالبی هم در این موضوع انتشار یافت. پیش نویس اساسنامه هم در آن دوره تهیه شده که لازم است روی آن کار مجدد صورت گیرد و برای کنگره آماده شود.
پرسش: سازمانی که می خواهید با این وحدت بسازید، چه مختصاتی دارد که از مشکلاتی که تشکل های تا کنونی داشته اند فاصله گیرد؟
تلاش ما براین است که از تجارب  گذشته برای ساختن حزب یا سازمان واحد بهره بگیریم. ما در زمینه حیات حزبی تجارب ارزنده ای داریم که می توانیم در حزب واحد بکار گیریم و از میزان مشکلات بکاهیم. کار حزبی کار جمعی است و کار جمعی همواره با مشکلات همراه است. نمی توان از آن اجتناب کرد. ولی می توان با پذیرش تنوع سیاسی، ایجاد مکانیسم  های ضرور برای تامین حقوق صاحبان گرایش‏های سیاسی، به رسمیت شناختن گرایش‏ها و فراکسیونها و گسترش دمکراسی درون حزبی از انبوه مشکلات کاست.
پرسش: شما برای رفع مشکلات تشکل های کنونی فقط بر دموکراسی تاکید می کنید؟
مشکلات تشکل های کنونی را باید دسته بندی و ریشه یابی کرد. این امر به کار جدی نیازمند است. من در پاسخ به سئوال قبلی به وجوهی از مشکلات پرداختم و مسئله دموکراسی و تنوع سیاسی را مطرح کردم. برخی مشکلات به فرهنگ سیاسی و حزبی برمی گردد که لازم است در جای دیگر به آن پرداخت. امیدوارم بحث ها پیرامون مسائل حزبی راه بیافتد تا بتوان به آن ها پرداخت.
پرسش: چه نقشی برای فعالین خارج از این سه جریان در ایجاد سازمان متحد مورد نظر قائلید؟ برای دخالت آنان جه تسهیلاتی را فراهم کرده اید؟
می کوشیم که پروژه به اعضاء سه جریان محدود نشود، بلکه طیف وسیعتری را در برگیرد. برای جلب نظر مساعد فعالین چپ به این پروژه، ما گروه کار ارتباطات، تبلیغات و رسانه ها را تشکیل دادیم. یکی از وظائف این گروه مراجعه به فعالین چپ است. به ویژه فعالینی که در طیف چپ دمکرات و سوسیالیست می گنجند. ما برای حضور فعالین چپ که علاقمند به این پروژه اند و می خواهند در کنگره شرکت و در تشکیل سازمان واحد نقش داشته باشند، تسهیلات ضرور را ایجاد خواهیم کرد.
——————

پاسخ های محمد اعظمی
پرسش: آقای اعظمی، اخیرا شما بعنوان مسئول «هیئت برگزاری کنگره مشترک» برگزیده شده اید. ضمن تبریک به شما، چه اهداف و برنامه هایی این هیئت در مقابل خود دارد و گام های پیشا روی شما چیست؟
پاسخ- این هیئت، برگزاری کنگره مشترک را در دستور و پیشاروی خود دارد. اما از صفر شروع نکرده است. نتیجه فعالیت چند سال گذشته ی نیروهای متشکله این پروژه را در کارنامه خود دارد. حتی به حاصل کار و تلاش‌های بخشی از رفقائی که امروز صف جدا کرده اند، نیز تکیه دارد. ما امروز با بهره بردن از تلاش‌های تا کنونی، می خواهیم یک تشکیلات برنامه محور و سیاست ورز ایجاد کنیم که ضمن روشنی در برنامه و سیاست ها، راه را برای کار مشترک با دیگر احزاب، سازمان ها، تشکل ها و فعالان مدافع آزادی و برابری که علیه تبعیض و استبداد خود را تعریف می کنند، باز بگذاریم. این هیئت وظیفه اش مدیریت چنین پروژ ه ایست. از اینرو از همین امروز گروه های کار مستقل برای تهیه منشور، اساسنامه و ساختار، تبلیغات و ارتباطات- از داوطلبان این پروژه- ایجاد نموده و کنگره مشترک را از طریق گروه کار تدارک و فنی می خواهد اجرائی نماید. افزون بر این ها، تصمیم این است که تا برگزاری کنگره مشترک، فعالیت سیاسی نیز داشته باشیم. بر همین اساس فعالان متشکله در سه طرف پروژه برای تدارک برگزاری موفقیت آمیز یک کنگره مشترک از یکسو و معرفی و تبلیغ این پروژه به بیرون به خصوص علاقمندان چپ از سوی دیگر تلاش می کنند.
– پرسش:واقعیت این است که پروژه وحدت در ابتدا امید هایی را برانگیخت و این امید سبب آن شد که گرایشی در میان منفردین شکل گیردکه جریان “کنشگران چپ” را ایجاد کرد که خود یک سوی وحدت شدند. این نشانه امید آفرینی بود. آیا آن امیدهای اولیه تقویت شده یا تضعیف گشته اند؟ وضع این پروژه در شرایط کنونی به لحاظ فعالین آن چیست؟
پاسخ- ما دوره های متفاوتی داشته ایم. هر زمان این پروژه کارهائی انجام داده و انرا منعکس نموده است، امید در دل ها زنده و تقویت شده است و به عکس، آنجا که فعالیت بیرونی کمرنگ شده و غرق شدن در مباحث درونی پررنگ گشته است، یاس و نامیدی میداندار شده است.
وحدت نیروهای چپ موضوع بسیار مهمی است و گام برداشتن در این راه سخت و دشوار است. بی جهت نیست که چپ ایران امروز به رغم همه فداکاری ها و جانفشانی‌هایش در این نقطه ایستاده است و به اندازه شمارش و به میزان توانش، اثرگذار نیست. در حال حاضر نیروی این پروژه را سه جریان- سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت)، کنشگران چپ و سازمان اتحاد فدئیان خلق ایران- طرفداران وحدت چپ- تشکیل می دهد. چشم انداز آن نیز، به مجموعه عواملی گره خورده است که تضعیف و یا تقویت هر کدام از آنها آینده متفاوتی را رقم میزند. مدیریت مدبرانه پروژه، عزم و اراده برای تحقق وحدت،بیرونی کردن فعالیت های سیاسی و مباحث درونی، هر کدام به سهم خود می تواند در غلبه بر مشکلات موجود نقش ایفا کند. اهمیت دارد که در ساختن بنای این پروژه، نیروی هر چه بیشتری مشارکت داشته باشد. بدون تردید شلاق ضرورت ها ما را به ایجاد یک سازمان چپ وادار خواهد نمود. من در این تردید ندارم. اما اگر این فرصت کنونی برای وحدت به هر بهانه ای سوخته شود انرژی زیادی تلف خواهد شد، که جبران آن بسیار دشوار است. به میزانی که مشارکت ما گسترده تر و روش پیشبرد این پروژه سنجیده تر باشد، به همان میزان سازمان واحد آینده، نیرومند تر و موثرتر ظاهر خواهد شد.
پرسش : بدرستی می گوئید : « وحدت نیروهای چپ موضوع بسیار مهمی است و گام برداشتن در این راه سخت و دشوار است.» مدت ها ست که این راه ادامه دارد و هنوز به نتیجه نرسیده است. آیا عللی که مانع از به نتیجه رسیدن سریع این پروژه شدند، در سازمان واحد آتی مانع کارایی آن سازمان نخواهند شد؟ آیا این علل مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته است
پاسخ- پیرامون علل و موانع کندی پیشرفت امر وحدت، صحبت های زیادی شده است، اما جمعبندی مشترکی وجود ندارد که به عنوان نظر جمعی بیان شود. شکی نیست مشکلات یکروزه شکل نگرفته است که سریع هم برطرف شود. فکر می کنم با انرژی زیادی که وحدت تولید می کند، امکان برخورد با مشکلات و پیشروی در سازمان واحد بسیار بیشتر از اکنون خواهد شد.
پرسش: انتظاراتی را که باید برآورده کنید تا ناامیدی های موجود برطرف شوند کدامند و در این رابطه چه اقداماتی کرده اید؟
پاسخ-یکی از حلقه های اصلی برای ایجاد امید فعال کردن پراتیک سیاسی مشترک است. کار مشترک علائق مشترک را ریشه دار می کند. در پراتیک سیاسی، در عمل و اقدامات متحدانه و اتخاذ مواضع مشترک، مرزبندی و تفاوت ها از قلمرو ذهن دور شده، به حوزه زندگی کوچ می کند. در قلمرو ذهن،خصوصا بدون حضور مستقیم در فعالیت سیاسی در درون جامعه، مرزبندی عمدتا می تواند کاذب باشد، درست در نقطه مقابل، در عمل مشترک و در زندگی واقعی، پای تفاوت ها روی زمین گذاشته می شود. ما چپ ها اختلاف داریم، اما مرزبندی های ما بسیار فراتر از اختلافات ماست. در کار مشترک گوش ها برای شنیدن راه حل ها حساس‌تر است و امکان اثرگذاری بر همدیگر افزایش می یابد. در این زمینه ما پس از تشکیل هیئت برگزاری کنگره مشترک ساختاری ایجاد نمودیم که بتوانیم فعالیت و اقدامات مشترک خود را افزایش دهیم. طی این دوره فعالیت مشترک ما در زمینه کارگری، حقوق بشری و سیاسی مفید بوده اما رضایت بخش نیست. برنامه ای برای برآمد فعالیت سیاسی در دستور داریم که امیدواریم هر چه سریعتر اجرائی شود.
پرسش: قبول دارید که مشکلات تشکل های موجود ناشی از نبود موضع گیری سیاسی و فعالیت سیاسی در حد امکان نبوده است. این موضع گیری ها کم یا بیش صورت گرفته اند. با این وجود، باز هم این سازمان ها با مشکلات روبرویند. چه با وحدت و چه بدون وحدت. چرا؟
پاسخ- صحبت من ریشه یابی “مشکلات”نبود. اساسا متوجه کاشتن بذر امید در دل فعالان پروژه بود. امید و ناامیدی در دل فعالان یک پروژه الزاما به ریشه مشکلات متصل نیست. اما پرسش کنونی شما، پاسخش برای من ساده نیست و می تواند موضوع یک مطلب مفصل جداگانه باشد. اگر بخواهم کوتاه و فشرده نظرم را در رابطه با بحران کنونی بیان کنم چند عامل محوری زیر را در پدیداری آن موثر می دانم:
نخست حداقل از انقلاب تا کنون جهان و کشورمان ایران متحول شده اند، اما تشکل های چپ از این تحول عقب مانده اند. چپ عمدتا ارزش محور است. این زمانی به ضعف تبدیل می شود که در همین حد متوقف شود و نتواند سیاست ورز و برنامه محورانه حرکت کند، بخشی نیز که آموختند برنامه محورانه سیاست ورزی کنند قالب گذشته را درهم نریختند. اساسا چپ در حوزه نظر به روز نیست و هنوز نیازمند نو اندیشی است، ساختارش قدیمی و چندان کارا نشده است و ابزارهایش نسبتا کهنه و پاسخگوی زمان نیست.
محور مهم دیگر استبداد سیاسی و نتایج آنست. استبداد حاکم فعالان چپ را عمدتا نابود کرده و یا از کشور رانده است،ساختار تشکل ها را درهم شکسته و آنها را از مهم ترین وسیله تاثرگذاریشان در جامعه، محروم کرده است. اما مهم تر از این، استبداد، فرهنگی پرورش میدهد که از درون تشکل ها را به نیستی می کشاند. یکی از آنها رواج نفی نگری و منفی بافی در اندیشه و عمل فعالان سیاسی است، که جایگاه والائی در رفتارها پیدا کرده است. چپ بیشتر به جای اثبات در پی نفی است. همیشه مایل است در قالب آلترناتیو ظاهر شود. بیش از آنکه بگوئیم که چه می خواهیم، آموخته ایم نفی کنیم و بگوئیم چه نمی خواهیم. نفی به تنهائی، برایمان ارزش زاست. نفی حکومت، نفی دیگر جریانات سیاسی و حتی جریانات چپ و از این فراتر نفی بخشی از نیروها در درون خودمان. کمتر در فکر تکمیل یک تلاش هستیم و بیشتر نفی مطلق را می پسندیم. دردآور است اما هر طرح و پروژه ای که برای نفی و یا تضعیف استبداد پیشنهاد می شود قبل از اینکه نمایندگان استبداد لب به سخن بگشایند ما خود آنرا در نطفه خفه می کنیم. کمتر برای تکمیل این پروژه ها سخنی شنیده می شود.
محور مهم دیگر مهاجرت اجباری است که به تشکل های سیاسی تحمیل شده است. مهاجرت و دوری از فعالیت مستقیم در جامعه هم، عوارض خود را دارد، که مبحث جداگانه ای است.
شاید بتوان محورهای دیگر را هم برشمرد. اما بررسی این مشکلات و شناخت آنها امکان برخورد با عوارض منفی و تضعیفشان را افزایش می دهد.
پرسش: سازمانی که می خواهید با این وحدت بسازید، چه مختصاتی دارد که از مشکلاتی که تشکل های تا کنونی داشته اند فاصله گیرد؟
پاسخ-واقعیت این است که سازمان آتی ما از جنس سازمان های کنونی است. معجزه ای رخ نخواهد داد و یکشبه ما نمی توانیم ره صد ساله رویم. اما اگر عزم به ایجاد سازمان واحد جزم شود،همین پیشروی برای تحقق این عزم می تواند منشاء تغییرات مثیتی باشد. چون:
اول اینکه ما طی این سالها دموکراسی درون تشکیلاتی را تا حدی آموخته و با آن زندگی کرده ایم. با این نگاه، امکان استفاده از توان ها بسیار بیشتر و ظرفیت تحمل نظرات مختلف، افزون تر شده است.تشکلی که پس از وحدت ساخته می شود، از همان گام نخست، مناسباتش قرار است بر ضوابط دموکراتیک بنا شود و این با تشکل های موجود که دموکراسی درونی اشان نیز آغشته به مناسبات محفلی و دسته بندی های غیر سیاسی نظری شده است، تفاوت خواهد داشت.
دوم اینکه تعداد کم شمار اعضای تشکل ها، کیفیت کار را پائین آورده و امکان شنیده شدن صدای نیروهای چپ کمتر شده است. وحدت تعداد را به لحاظ کمی بیشتر و به همان میزان و حتی بیشتر از آن می تواند کیفیت ها را افزایش دهد. ما امروز حرف های درست کم نمی زنیم، اما به دلیل جثه ضعیفمان انعکاسی در جامعه ندارند. وحدت صدای ما را رساتر و توجه به شنیدن آن را بیشتر می کند.
سوما وحدت نیروهای چپ،با خود پیام امید را دارد، امید به تغییر، تغییر در جهت همگرائی. اینکه تجزیه ها و انشعاب ها، که مختصه اصلی چند دهه گذشته پس از انقلاب بوده است، به همگرائی و وحدت بیانجامد، خود منشاء تغییرات بنیادی تری خواهد شد. لازم است توجه داشته باشیم که هیچ برنامه مهمی بدون امید پیش نخواهد رفت. انعکاس مثبت پیام وحدت خواهی چپ در بخشی از جامعه، تشکل جدید ما را هم متاثر می کند.
و بالاخره مجموعه این عوامل می تواند سازمان نو پا را بسیج کند که راهی نو برای فاصله گرفتن از مشکلات موجود بیابد. به نظرم ما نمی توانیم سازمانی بدون نقص و بدور از مشکلات بسازیم. این سازمان با داشتن ایده های مثبت اولیه ای ساخته شده،در عمل و با همیاری نیروهای متشکله آن، پرداخته می شود.
پرسش:چه نقشی برای فعالین خارج از این سه جریان در ایجاد سازمان متحد مورد نظر قائلید؟ برای دخالت آنان جه تسهیلاتی را فراهم کرده اید؟
پاسخ- شمار نیروهای چپ خواهان ایجاد سازمانی متحد و موثر و نوین،بسیار فراتر از اعضای سه تشکلی است که امروز در این پروژه حضور دارند. مشارکت فعالان خارج از این سه جریان، در پروژه وحدت و حتی در کنگره مشترک، مورد توجه ماست و برای آن با انرژی راه جویی می کنیم. ابزارهای تشکیلاتی ما کنفرانس های حضوری و پالتاکی، دیدارهای منطقه ای و دو جانبه و چند جانبه، استفاده از ابزارهای اینترنتی و ایجاد سایت است. تمامی امکانات تشکیلاتی، ابزارهای اینترنتی و سایت اتی به روی دوستان و علاقمندان و همراهان این پروژه باز است. این پروژه به روی تمامی کسانی که در این راه مایلند قلم بزنند و یا اقدام کنند، مشتاقانه آغوش می گشاید. ما ز یاران خود در داخل و خارج از کشور چشم یاری داریم و تردید نداریم که خطا نیست آنچه می پنداریم.
– پرسش: چرا دیالوگ های شما درونی مانده است و جز گزارشاتی از اقدامات و تصمیمات خود، بحث های شمامنتشر نمی شوند؟
پاسخ- به نظرم در اساس، این مباحث می بایست در انظار عمومی منتشر شوند. ما هم تلاش کرده ایم گزارشاتی از فعالیت های خود را منتشر نمائیم. تمایل داریم مطالب و ایده های جمعی و فردی بیشتری از فعالان پروژه را در اختیار عموم قرار دهیم. می کوشیم این کار را روز بروز بیشتر به انجام رسانیم و بخصوص با آغاز فعالیت سایت وحدت امیدواریم فعالیت بیرونی ما به شکل چشمگیری افزایش یابد. فراموش نکنید که ما بعد از حدود دوسال تعلیق این پروژه، و بعد از پشت سرگذاران دشواری های بسیار و هزینه هایی سنگین، دوباره کمر راست کرده و پرچم وحدت را برافراشته ایم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)