سیاست جدید شیخ بنفش، روزانه یک رکعت کرنش به ولی فقیه! (قربه الی نجات نظام)

نوشته و گردآوری از: مهرداد ابوالحمد

بعد از انتخابات قلابی آخوندها که ولی فقیه و همدستانش در حکومت شکست خوردند و توازن درونی رژیم را در صندوق بازی و رأی شماری به حریفان خود باختند، پیاپی بازی یا فشار جدید به باند روحانی و همدستانش پیاده می کنند. محتوا و ماهیت این بازیها و فشارها، جز این نیست که این شکست سنگین و غیرقابل انتظار که به طور اساسی ناشی از فشارهای مردم و نیروهای مقاومت و اپوزیسیون رژیم در نتیجه تحریم ان نمایش قلابی بود را جبران نمایند.
از ابتدا، رئیسی و بعد هم تازگی جلیلی از ضرورت تشکیل دولت سایه سخن گفتند، با آن که تصور می شد، دعواها و مچ گیریها بر سر سند 2030 یونسکو با هدف تأثیرگذاری بر رأی شماری ها و تحریک آخوندهای رنگارنگ حوزه ها علیه روحانی است (و چنین هم بود) اما این بازی به پایان نرسید، زیر آن هدف به دست نیامده بود.
بنابراین در همین فاصله شخص خامنه ای بر سر این موضوع دست کم سه بار به میدان آمد و علیه این سند موضع گرفت تا این که روحانی مجبور شد در کسوت رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، به این فشارها تسلیم شود و این سند را که دولت او از پیش پذیرفته بود، لغو کند. در حالی که در اولین موضعگیری خود بعد از انتخابات گفته بود از هر چه بگذرم از سند 2030 نخواهم گذشت!!
خامنه ای هم آشکار روحانی را با بنی صدر مقایسه کرد و او را از موضعگیری علیه خودش برحذر داشت.
هیچ موضعگیری و سخنرانی از سوی سران درجه اول رژیم از فردای انتخابات را نمی توان یافت که به حمله یا پاسخ به جناح رقیب اختصاص نداشته باشد.
کارگزاران مدارهای پایین تر رژیم و سایتها و رسانه هایشان هم به گونه یی افسارگسیخته، به هم حمله می کنند.
حتی فشارهای قضایی را تا جایی افزایش داده اند که حدود 20تن از مدیران کانالهای تلگرامی که به سود روحانی تبلیغات انتخاباتی کرده بودند را به زندان انداخته اند. بدون این که روحانی موضعی بگیرد و اعتراضی بکند، آنها خود در زندان دست به اعتصاب غذا زده اند. زیرا می دانند که روحانی یارای آن را ندارد که قیمتی بدهد.
هدف ولی فقیه و همدستانش از این فشارها آن است تا ترکیب کابینه را به روحانی تحمیل کنند و از طریق وزیران کابینه دوم روحانی، او را از بالا (فشارهای شخص ولی فقیه و اخوندهای همدست او) و پایین (وزیرانی که به جای روحانی از خود ولی فقیه فرمان ببرند) توان مانور رقیبان را در بهره برداری از آن چه از صندوقها درآورده اند را کاهش دهند یا به صفر برسانند.
در این سمت و سو است که برای سفت کردن هر چه بیشتر تسمه ها بر گرده روحانی و باندهای متحد او:
– ابتدا ولی فقیه گریزگاههای سیاست خارجی و منطقه یی روحانی را می بندند.
– سپس فشارها را در زمینه اقتصادی داخلی و مطالبات مردمی و به این بهانه افزایش می دهند.
هدفشان این است که روحانی و همدستانش را خلع شعار کنند و زمینه سیاسی برای یک تحمیل اداری-ساختاری (ترکیب کابینه) فراهم کنند.
چنان که بر اساس ضرب المثل معروف چنان همه چیز را از زیر پای روحانی جارو کنند که هرکس به صحنه بنگرد، به سادگی باور کند که «نه خانی آمد و نه خانی رفت». انگار نه انگار که در جنگ گرگها چیزی به نام انتخابات یا رأی گیری و رأی شماری اصلا وجود داشته است.
تا جایی که به شخص روحانی مربوط می شود بر سر مسائل سیاسی موجود بین باندهای غارتگر و فریبکار و جنایتکار غالب و مغلوب این رژیم نیز، تا چند روزی سکوت پیشه می کند تا موج را از سر بگذراند، اما باز به ولی فقیه کرنش می کند.
زیرا جدای از ماهیت سیاسی خودش که حتی در درون رژیم هم از آغاز کسی او را «اصلاح طلب» نمی دانسته، از وقتی به ریاست جمهوری رسیده همه چیز را برای نگهداشتن این موقعیت قربانی می کند و به دیگر سخن، برای شیخ حسن روحانی، جز نگهداشتن قدرت و حفظ کرسی ریاست جمهوری این رژیم، هیچ چیز ثابت و ارزش قابل دفاع دیگری در میان نیست.
حاصل این منش و روش که در واقع ماهیت او را بارز می کند، به جایی رسیده که روزانه دست کم یک رکعت کرنش و تمکین و زانوزدن در برابر ولی فقیه به عمل می آورد. در واقع کابینه روحانی به میزان زیادی از پیش تعیین تکلیف شده است.
اوضاع به سویی می رود که نتیجه و عددی که در توازن قوای کمی درونی رژیم به دست آورده، به آن می ماند که اگر شکست می خورد،مجبور نبود تا این اندازه به ولی فقیه کرنش کند. چشم انداز این «پیروزی» چنان است که از شکست بدتر از آب در آمده است.
روحانی که به‌دلیل اظهارات اخیرش در مورد ولایت فقیه و رابطه‌ آن با رأی مردم، در منگنه آخوندهای دانه درشت تحریک‌شده از سوی خامنه‌ای قرار داشت. با یک کرنش سعی کرد دل «مقام معظم!» را به‌دست بیاورد. باند رقیب برای تهدید و تحت فشار قرار دادن او تا آنجا پیش رفت که با برجسته‌سازی یک فیلم مستند به‌نام «پایان غرور» تلویحا او را با بنی‌صدر مقایسه کرد و در خبرگزاری حکومتی تسنیم با تیترهای «پایان غرور سرنوشت هر رئیس جمهوری‌ که به مردم پشت کند»، «بنی‌صدر از صعود تا سقوط» و «بنی‌صدر می‌گفت من از امام محبوب‌ترم» نسبت به تکرار تاریخ هشدار داد. بعد از موشک‌پرانی خامنه‌ای به سوریه نیز پاسدار شریعتمداری، در کیهان نوشت:
«… یکی دیگر از مخاطبان اصلی پیام موشکی یکشنبه شب سپاه، برخی از جریانهای واداده داخلی هستند که وحشت از آمریکا ترجیع‌بند مواضع و اظهاراتشان بود، تا آنجا که با ترساندن مردم از سایه جنگ در پی جمع‌آوری آراء آنان بودند. این جریان، حتی نمایش کریدور موشکی زیرزمینی سپاه را نیز که نشانه اقتدار ملی بود، برنمی‌تافت و آن را باعث حساسیت دشمن – آنهم دشمنی که از هیچ اقدام خصمانه علیه کشورمان کوتاهی نکرده بود – می‌دانست و…»
روز 29خرداد 96 پاسدار حسن عباسی در مصاحبه با تلویزیون رژیم، آخوند روحانی را مورد حمله قرار داد و گفت: «مردم ایران منتظرند رئیس‌جمهور محترم ایران نسبت به تحریمهایی که صورت گرفته موضعش رو شفاف کنه هنوز در طی هفت هشت روز گذشته که از این تحریمها داره میگذره رئیس‌جمهور ما که بارها فرمودند من مسئول اصلی مذاکره هستم و مسئولیت رو به‌عهده می‌گیرم با توجه به شکستی که در برجام صورت گرفته هنوز ما از رئیس‌جمهور محترممون هیچ موضعی نشنیدیم 48ساعت هم از ماجرای حمله موشکی داره میگذره هنوز موضع رئیس‌جمهور محترممون در قضیه این تهاجم موشکی رو هم نشنیدیم».
این موضعگیری در حکم سیخی گداخته به پهلوی آخوند روحانی بود. طرف می‌دانست این سیخ را در چه زمانی و در کدام نقطه ضعیف فرو کند. آخوند روحانی که طی این مدت به‌خوبی نشان داده، در بزنگاه «حاضر است برای برخی امور دهها بار دست خامنه‌ای را ببوسد»، با هارت و پورت موشکی خامنه‌ای به حرف درآمد و گفت:
«اینکه جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز تروریستها قاطعانه می‌ایستد و علیه مقر اصلی که از آنجا تصمیم به انجام اقدامات تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام راحل گرفتند که البته به اهداف اصلی خود نیز دست نیافتند، اقدام می‌کند، برای این است که آنها بدانند اگر بخواهند این اقدامات را در ایران اجرا کنند، با پاسخ قاطعانه ما مواجه خواهند بود»
او با شم فرصت، طلبانه خود برای این‌که از دود و دم و گرد و غبارانگیزی پسا موشک بی‌ نصیب نماند و بلکه آن را به جیب بزند گفت:
«ما از ابتدا اعلام کردیم که موشکهای ما موشکهای دفاعی است و از کسی برای قدرت دفاعی خود اجازه نمی‌گیریم».
بعد هم به رقیب خاطرنشان کرد که تصمیم موشک‌پرانی در شورای عالی امنیت گرفته شده و یک تصمیم جناحی نیست.
«اقدام علیه مقر تروریستها تصمیم شورای عالی امنیت ملی بوده و حتی اختیارات بالاتر از این اقدام هم به نیروهای مسلح خود داده‌ایم».
رئیس‌جمهور ارتجاع نشان داد تا آنجا که به حفظ نظام و مصالح آن برمی‌گردد، سگ زرد برادر شغال است. او در تملق‌گویی، دست‌بوسی و کرنش به خامنه‌ای تا جایی پیش رفت که جمله‌های شناخته شده‌یی مانند «اینجا جمهوری اسلامی است»، «تحربه‌های کم حاکمان جدید آمریکا» و اصطلاح «سیلی‌زدن» خامنه‌ای را نیز بکار گرفت:
این فقره غلط کردم روحانی در برخی رسانه‌های وابسته به رژیم با تیتر «روحانی بالاخره به حمله‌ موشکی س‍پاه واکنش نشان داد» برجسته و اعلام شد.
آخوند شیاد حسن روحانی بعد از سکوت سه روزه، در زیر ضرب باند ولایت به کرنش و برای حمله موشکی سپاه خامنه‌ای پرداخت.
در حالیکه شاهدان از دیرالزور از اصابت هرشش موشک سپاه به اماکن مسکونی و اهالی بیگناه صحبت می‌کنند، رئیس‌جمهور ارتجاع گفت: پاسخ موشکی سپاه به داعش بسیار به جا بود. «رئیس‌جمهور در دیدار و ضیافت افطار با علما و روحانیان با بیان این‌که پاسخ موشکی سپاه به داعش بسیار به جا بود تأکید کرد هر گونه تعدی با پاسخ بسیار قاطع‌تر مواجه می‌شود». (تلویزیون شبکه خبر رژیم 30خرداد 96)
بنا‌به گزارش کیهان خامنه‌ای در روز 31خرداد 96، آخوند روحانی افزود «اقدامی که سپاه پاسداران برای آماده کردن موشک و پرتاب ‏آن انجام داد تصمیم فرد یا یک رکن نظامی نیست، بلکه ‏اینگونه تصمیمات در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ می‌شود و این در حالی است که شورای عالی ‏امنیت ملی بعد از حادثه تروریستی تهران برای پاسخ به ‏تروریستها اختیاراتی را به نیروهای مسلح داد که بیش از این اقدام اخیر بود».
علاوه بر آخوند روحانی سخنگوی دولتش هم به صحنه آمد و ضمن اعلام حمایت از سپاه و حمله موشکی‌اش اعلام کرد: «سخنگوی دولت پاسخی که نیروی مسلح و سپاه به تروریستها دادند نمادی از اقتدار ملی ایران است. نوبخت افزود دولت از همه فعالتیهای سپاه و نیروهای مسلح پشتیبانی می‌کند و هیچ محدودیتی برای تقویت بنیه دفاعی کشور قائل نیست… ما فکر می‌کنیم توان دفاعی ما و تقویت بنیه دفاعی ما قابل مذاکره و مماشات و انعطاف با هیچ‌یک از دول زیاده‌خواه خارجی نیست به‌ویژه آمریکای رو سیاه که نشان داده شد همه حرفهاش در خصوص حقوق‌بشر، دموکراسی و با حضور در عربستان و پشتیبانی دولتهای ارتجاعی منطقه دروغ و فریبی بیش نیست». (تلویزیون شبکه 2رژیم 30خرداد 96)
در مقابل روزنامه حکومتی جوان وابسته به سپاه پاسداران 31خرداد 96با اشاره به تحریمهای اخیر سپاه توسط سنای آمریکا با حمله به حسن روحانی نوشت: «حالا حق داریم بگوییم رئیس‌جمهور منتخب دوره دوازدهم در ایام تبلیغات انتخاباتی خود و مناظره‌ها زمانی که با صدای بلند سخن از این می‌راند که نیروهای نظامی باید به‌دنبال وظیفه نظامی خود باشند و اگر می‌خواهند کار اقتصادی بکنند باید شفاف عمل کنند، نوعی گرا دادن به دشمن برای تحریم سپاه و نشستن بر شاخه و بن بریدن بود. آن چیزی که سنای آمریکا در این طرح دنبال کرده و می‌کند، به حاشیه راندن فعالیت‌های سپاه است».

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)