مقدمه
واقعیت این است که اینجانب وقتی شرایط سخت همکاران فرهنگی و اعتراضات بی ثمر و حتی سرکوب آنها را می بینم و می شنوم واقعا ناراحت می شوم و افسوس می خورم. همواره از خودم می پرسم که چرا نمایندگان معلمان همانند اسماعیل عبدی صرفا به جرم دفاع از حقوق تضییع شده همکاران ستمدیده خود باید در زندان باشند؟! بعنوان مثال حقوق خود من به عنوان یک معلم با مدرک پی اچ دی (PhD) و بیست و یک سال سابقه تدریس و تالیف بیش از 120 کتاب و مقاله تازه امسال شد دو میلیون و هشتصد هزار تومان که بیش از 400 هزار تومان از آن را برای مالیات و بیمه و بازنشستگی کسر می کنند! ضمن اینکه یارانه من را هم هفت ماه قبل بخاطر نوشتن یک مقاله انتقادی بر علیه روحانی قطع کردند! همانطور که اشاره شد از نظر امنیتی هم شرایط امثال من از شرایط اقتصادی مان بهتر نیست – مقاله من (در منابع) تحت عنوان ” ترعیب، بازداشت و شکنجه دکتر سید محمد حسن حسینی توسط سپاه پاسداران” را مطالعه بفرمایید تا متوجه شوید که شرایط من به عنوان یک معلم منتقد و آزادی خواه در ایران در چه وضعیت اسفبار و وحشتناکی است.

یک سوال و پاسخ من
حال سوال این است که چرا مسیولان حتی در دولت به اصطلاح تدبیر و امید از اعتراضات و نارضایتی معلمان نگران نیستند و نه تنها در صدد حل مشکلات و معضلات پیش روی آنان بر نمی آیند بلکه جو اختناق و خفقان و تهدید در آموزش و پرورش را روز به روز بدتر می کنند؟! پاسخ به این سوال کار ساده ای نیست اما به نظر می رسد که بها دادن به معلمان باید همراه با آوردن رفاه و آسایش برای آنان باشد که به ریسک و تبعات آن برای مسیولان بی کفایت ما نمی ارزد! به عبارت دیگر اگر معلمان از زندگی و حقوق و مزایای خود راضی باشند بجای داشتن دغدغه نان و مسکن و روی آوردن به کارهایی همچون مسافر کشی با خیالی آسوده به ارتقای سطح دانش و آگاهی های اجتماعی و سیاسی خود و نسل فردا خواهند پرداخت. و واقعیت وحشتناک برای مسیولان ما این است که مدیریت و حکومت کردن بر چنان ملتی کار آنها که بر مبنای جهل مردم حکومت می کنند نیست. حکومت کردن بر ملتی فرهیخته و اندیشمند و متفکر و منتقد و عدالت جو و ظلم ستیز و سیاسی کار آنها که مدیران و مسولین خود را از جنس خود و از میان افراد “کوچک”، “غیر متخصص و بی کفایت”، “سبک مغز و تنگ نظر”، “ریا کار و بله قربانگو”، “متملق و چاپلوس” و “شیفته جاه و مقام و ریاست” انتخاب می کنند نیست.
با این اوصاف درک این مطلب که چرا در ادامه چنین سیاست هایی مدیران مدارس در سیستم ارزشیابی معلمان خود مستقیم و یا غیر مستقیم از آنها فقط بالا بودن نمره و معدل بچه ها را – بر خلاف سطح و دانش واقعیشان و به هر قیمتی – می خواهند کار دشواری نیست. در همین راستا سخت نیست که بفهمیم چرا افرادی همانند اینجانب که چند نظریه و تیوری و روش تدریس علمی بی نظیر در سطح بین المللی ارایه داده ام بعد از 21 سال هنوز حتی یک تشویقی هم نگرفته ام اما بعضی همکاران بله قربانگو و چاپلوس و متملق و دین فروش به اصطلاح بسیجی با مدرک فوق دیپلم تا “شش” “گروه”!؟ تشویقی هم گرفته اند! – البته من خودم هم بسیجی هستم اما نه بسیجی درباری ای که حاضر است برای منافع شخصی خود قید همه چیز را بزند! لازم به یاد آوری است که در آموزش و پرورش ایران گرفتن یک گروه تشویقی همانقدر به حقوق یک معلم اضافه می کند که گرفتن مدرک دکترای تخصصی (بعد از فوق لیسانس)!

فاجعه
در چنین شرایطی است که خروجی سیستم آموزشی ما مردمی هستند که تنها یاد گرفته اند طوطی وار تکرار کنند، میمون وار تقلید کنند و گوسفند وار زندگی کنند و عین گاو بی خیال همه چیز باشند و تنها به فکر نانی برای ادامه حیات خود باشند و به این که چه کسانی و به چه قیمتی به آنها حکومت می کنند و در حال استحمار و استعمار و استثمار و چپاول آنها هستند کاری نداشته باشند. و این دقیقا همان چیزی است که حاکمان از سیستم تعلیم و تربیتی خود که یک نوع کارخانه گوسفند سازی است انتظار دارند (مقاله من در منابع را ببینید). برای همین هم هست که دولتمردان به جای تغییرات بنیادین در اهداف آموزشی، منابع انسانی، منابع آموزشی، روشهای تدریس و روشهای ارزشیابی گه گاهی تحت فشار افکار عمومی به کارهای عوامفریبانه از جمله تغییر وزرا که هر یک از دیگری بی کفایت تر و بی برنامه تر و فاسدتر هستند می پردازند. همگان شاهد بودیم که چرا آقای فانی برای مطرح نشدن فساد صندوق ذخیره فرهنگیان در مجلس شورای اسلامی استعفا داد. او این کار را کرد تا خود و دار و دسته اش مجبور به پاسخگویی در برابر نماینگان ملت نباشند. و همگان خواهیم دید که دانش آشتیانی هم بخاطر مشغله های تجاری و واردات پوشاک غیر قانونی و ضربه زدن به تولید ملی استعفا خواهد داد. مقاله من تحت عنوان عرصه آموزش-پایگاه امپراطوری تمامیت خواهان را در منابع مطالعه بفرمایید تا با نوع مدیریت و باند بازی این نوع وزرا بیشتر آشنا شوید.

برخی دیگر از باند بازیهای روحانی!
🔴 روحانی 4 سال قبل گفت در این دولت، اصل بر شایسته سالاری است، پسر خاله بازی نداریم!
حالا نگاه دقیق تر به انتصابات دولت نشان میدهد از قضا پسر تا پسر خاله تا فامیل دور ایشان همگی شایستگان خفته روزگار بوده اند و با تدبیر جنابش به جایگاه شایسته نائل شده اند! به تبع ایشان، فامیل سایر وزرا و مدیران هم به نوایی رسیده اند، که خود مثنوی هفتاد من است و در این مجال نمیگنجد:
1. حسین فریدون: دستیار برادر، همه کاره، رییس جمهور اصلی در پشت صحنه
2. غلامعلی خوشرو: پدر داماد حسین فریدون به مقام نمایندگی ایران در سازمان ملل رسید!
3. اسماعیل سماوی: فرزند عبدلله سماوی خواهرزاده روحانی رییس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری و سرپرست گروه مشاوران جوان ریاست جمهوری
4. مهدی مونسان: خواهرزاده روحانی رییس گروه صنعتی قطعات اتومبیل ایران
5. عبدالحسین فریدون: پسرعموی روحانی نائب رییس همین هلدینگ و همزمان مشاور وزیر علوم و همزمان هیات مدیره شرکت خدمات بیمه ایران خودرو. او همچنین مدیرکل وزارت علوم و سرپرست مرکز جذب هیات علمی در دولت تدبیر بوده است.
6. علی اصغر مونسان: خواهرزاده روحانی و مدیرعامل منطقه آزاد کیش است
7. طاهره قیومی: مسئول روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری هم فامیل است و روحانی دایی مادرش است
8. علی اصغر پیوندی: پسرعمه حسن روحانی سرپرست دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است
9. اسدالله وطنی: شوهر خواهر رییس جمهور دبیر شورای عالی گزینش ریاست جمهوری
10. اسماعیل نجار: معاون وزیر کشور و رییس ستاد بحران کشور، پسر عموی شوهر خواهر

من حتی شاهد بودم افراد شراب خوار و … هم هیئت‌علمی‌شدند (آقای به اصطلاح دکتر … که شراب را به جای آب می خورد هیئت‌علمی دانشگاه دولتی بجنورد و بعد معاون آن دانشگاه شد و هم اکنون (1396) رئیس “دانشگاه دخترانه کوثر” بجنورد است! و همسرش که فوق لیسانسش ارزش علمی ندارد و حتی مورد تایید آموزش‌وپرورش هم نیست! و در هند با بلوز شلوار لی می گشت هیئت‌علمی دانشگاه … شد! البته من با بلوز شلوار بودن و شراب خوار بودن انها مشکلی ندارم – فقط می خواهم بگویم این حکومت اسلامی نیست. حیرت آور این‌که خانم … که با یک آقای عرب (یمنی) در هند هم اتاق بود هیئت‌علمی دانشگاه امام رضا (ع)!؟ مشهد شد و یا دکتر…. که می گفت در دوره دانشجویی در مقطع کارشناسی ارشدش با یکی از اساتیدش که خانم بوده رابطه جنسی داشته! الان رئیس و هیئت امنای! دانشگاه تابران مشهد است و یا آقایی از بوشهر که با یک دختر هندی دوست و هم اتاق بود و جالب اینکه سه بار به خاطر ضعفش در زبان انگلیسی توسط دانشگاه میسور (هند) رد شد و با گریه و زاری از آن دانشگاه پذیرش گرفت الان هیئت‌علمی دانشگاه دولتی بوشهر است. همینطور یادم می آید که در دوره ارشدم دکتر… که با دادن نمره “بیست”! به یک دخترخانم بسیار زیبای کم هوش و تنبل که همیشه غایب بود…. هیئت‌علمی دانشگاه تربیت مدرس تهران است و….). و یا دختر معاون وزیر علوم احمدی‌نژاد (ملا باشی) با مدرک فوق لیسانس زبان انگلیسی هیئت‌علمی دانشگاه علم و صنعت در تهران شد.

این هم سرقت ادبی در رساله دکترای آقای روحانی:
http://news.gooya.com/2017/05/post-3562.php

راهبرد پیشنهادی اینجانب به همکاران برای رهایی از یوغ ستم و استبداد!
اگر معلمان دگر اندیش و آزادی خواه جامعه کنونی ما صرفا “وجود” دارند و در شرایطی نیستند که “زندگی” را به معنای واقعی آن حس و تجربه کنند حداقل باید تمام تلاش خود را به کار بگیرند تا با آگاه کردن و بیدار کردن انتقادی ستم دیدگان، محرومان و مستضعفان به زندگی آنها جهت و معنا ببخشند. آنها باید بدانند که این افراد نه تنها معنی زندگی را نمی فهمند بلکه اکثر آنها حتی در شرایطی نیستند که وجود داشتن خود را تایید نمایند. تنها با جامه عمل پوشاندن به این وظیفه مهم است که ما می توانیم به مصائب و رنجها و محرومیت های خود معنا ببخشیم و عامل تغییر و توسعه در جوامع و به تبع آن در زندگی خود باشیم. بنابراین معلمان و به ویژه اساتید مطرود شده (به واسطه نگرششان) در عصر و شرایط حاضر باید از حالت بی رخوتی و پسیو بودن فعلی در آمده و نقش ایجنت های هوشمند را برای بیدار سازی، تغییر در نگاه و نگرش و باورها و رفتارهای مردمان بر عهده بگیرند. ایفای چنین نقشی برای براندازی سر چشمه های تبعیض (آپارتاید)، بی عدالتی، ظلم، ستم، فساد، و غارت و ریا و استبداد جهت ارتقا منزلت و کرامت و معیشت و آزادی مردمان لازم و ضروری می باشد.
در راستای چنین نگرشی است که اینجانب بر این باور هستم که “آموزش” در برهه کنونی باید باز تعریف شود: “آموزش و تدریس” چیزی بیشتر از “علم” می باشد. “آموزش” در شرایط کنونی یک “هنر” است که شامل یک پروسه پیچیده تعلیمی، تربیتی و اجتماعی “سیاسی” می باشد که می تواند به عنوان “قلب دموکراسی و تمدن” در نظر گرفته شود. این بدان معنا است که در طول پروسه تدریس، علاوه بر مهارت های علمی شهروندان، باید مهارت ها و آگاهی های اجتماعی و به ویژه آگاهی های سیاسی آنان را نیز ارتقا دهیم. و این نوع آموزش “تفکر آزادانه” در سطح بین المللی و عملکرد دیپلماتیک در سطح کلاس را که می تواند با استفاده از روش تدریس اینجانب به صورت دموکراتیک اداره شود می طلبد. ویدیوی 17 دقیقه ای روش تدریس اینجانب که در این راستا طراحی و ارایه شده است و در واقع راهبردی برای گذار به دموکراسی است را از طریق لینک های زیر ببینید و به سایر معلمان معرفی کنید:

http://www.aparat.com/v/i32tK
ختم کلام
ختم کلام این که مسیولان ما با نوع نگرش و منش و سیستم گزینشی و مدیریتی فعلی خود نباید هنوز هم در “توهم” بر پایی جامعه ای متمدن و یا آن طور که بعضا شنیده می شود برپایی تمدن اسلامی! باشند. برای رسیدن به چنین رویایی باید به فکر اصلاحات بنیادین بود که البته این نوع اصلاحات تنها با تغییر خود حاکمان فعلی میسور خواهد بود.

منابع
: وبلاگ شخصی نویسنده (دکتر حسینی) http://beyondelt.blogfa.com
سیستم آموزشی یا کارخانه گوسفند سازی؟!
http://news.gooya.com/politics/archives/2016/07/214863.php
/ عرصه آموزش-پایگاه امپراطوری تمامیت خواهان

عرصه آموزش- پایگاه امپراطوری تمامیت خواهان

کالبد شکافی سیستم آموزشی ایران و ورای آن
http://www.farhangiannews.ir/view-21971.html
“وظایف معلمان و اساتید در عصر و شرایط حاضر” /

http://www.farhangiannews.ir/view-20441.html

ترعیب، بازداشت و شکنجه دکتر سید محمد حسن حسینی توسط سپاه پاسداران

دکتر سید محمد حسن حسینی: آزار و اذیت، ترعیب، بازداشت و شکنجه من توسط رژیم فاشیستی و شیطانی ایران


چرا باید انتخابات را تحریم کنیم؟

دکتر محمد حسن حسینی: در چرایی تحریم انتخابات

========================

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)