حرف هاى ملك سلمان در هفتهُ پيش خشم بسيارى از ايرانيان را برانگيخت. او جمهورى اسلامى ايران را به حمايت از تروريسم و دامن زدن به بى ثباتى در منطقه متهم كرد. دونالد ترامپ هم همين نظرات را بيان كرد و برداشتن تحريم ها را مشروط به پا پس كشاندن جمهورى اسلامى از سوريه و منطقه و رعايت حقوق بشر در ايران دانست. هرچند هر دو تمایز آشكارى بين جمهورى اسلامى و مردم ايران قائل شدند و ترامپ گفت كه ايرانيان خودشان نخستين قربانيان اين رژيم هستند، اين مسئله چندان از ناراحتى مردم در فضاى مجازى نكاهيد. دليل اين خشم هم خيلى ساده و منطقى است: خود عربستان سعودى داعش را راه انداخته و پشتيبان القاعده هست، بعد ايران را به حمايت از تروريسم متهم ميكند؟ ثانياً، وضع حقوق بشر در عربستان از ايران حتى بدتر است، ولى ترامپ در سفر به همين كشور، به همين بهانه ايران را به انزوا می راند؟ روشن است كه همهُ اين حرفها يك جانبه و ناعادلانه است، حقوق بشر و تروريسم و اين بساط هم بهانه اى بيش براى انزواى ايران نيست.

شخصاً با اصل اين حرف موافقم. چون حقيقت امر اين است كه در روابط بين الملل منافع دول حرف اول را ميزنند: اگر ايران متحد آمريكا ميبود، ترامپ همين حرفها را در تهران عليه عربستان سعودى ميزد. اما درك اين واقعيت دليل نميشود كه دو واقعيت ديگر را ناديده بگيريم.

نخست، مسئوليت محافظت از منافع و امنيت مردم ايران با دولتش است، ولى جمهورى اسلامى بر خلاف كشور را دائم به خطر مى اندازد. هرچند وجه اخلاقى سخنان ترامپ و ملك سلمان باطل است، و روابط بين الملل پيش از هرچيز بر پايهُ توازن قدرت بنيان شده، همچنين اين واقعيت وجود دارد كه در این توازن، زور با آمريكاست. در چنين شرايطى در افتادن با اين ابرقدرت، جورى كه جمهورى اسلامى چهار دهه انجام داده، مخالف منافع و امنيت ملى ايران است، حال هر اندازه هم که نفوذش در منطقه رشد کند. چون همین نفوذ، و حتی بیشتر از این را، با دیپلماسی و سیاستی معقول می شد بدست آورد. استقلال يافتن از نفوذ آمريكا يك مسئله است، شيطان بزرگ خواندنش و دشمنى با او در منطقه و حتى در آمريكاى جنوبى کردن (با پشنيبانى ازنيروهاى ضد آمريكايى در آنجا!) مسئله ايست كاملاً متفاوت. حكومت ايران بخاطر دغدغه هاى ايدئولوژيكش و بخاطر حمايت از منافع غیر ایرانی، با بزرگترين اقتصاد و قدرت دنيا درافتاده و در اين راه كلى بدبختى براى ايرانيان فراهم كرده و دائم كشور را به خطر انداخته. آخر دست هم شادى ميكند كه سايهُ جنگ را دور كرده، در حالى كه اصلاً وجود این نظام همان سايهُ جنگ بر ايران است. فرضاً اگر حكومت ايران اسلامگرا نبود و همچون هند پس از استقلال یافتن بیشتر به خودش تمركز ميكرد، ميتوانست با حفظ روابط با همهُ کشورها و ايجاد تعادل در بين دو قطب روسيه و آمريكا، منافع و امنيت ایران را تعين كند و كسى هم اين چنين با او دشمنى نمى داشت. منظور اینکه انزوای این چنین، و آسیب پذیری دیپلماتیک چونینی، پی آمد اجتناب ناپذیر استقلال و ’اقتدار‘ نیست. درست است که رقیبان بسا اوقات تحریک می کنند، اما ایران اصلاً نباید در وهلهُ اول در جناح مخالفت و موقعیت دشمن شمرده شدن قرار بگیرد.

و اما واقعيت دوم: هرچند هم که عربستان و ديگر كشورهاى عرب شرور باشند و وهابى گرايى را ترويج دهند، واقعيت اينست كه اين سياست را از ترس جمهورى سلامى و شيعه گرى اش بطور جدی پيشه گرفته اند و بعد از انقلاب است كه به اين سياست روى آوردند. الگوی تمام عیار این گروه های تروریستی که عربستان ازشان پشتیبانی می کند هم، همین جمهوری اسلامی است، فقط نوع سنی اش را آرزو می کنند. ملكِ عربستان گفت كه اين كشورش زمان شاه مسئله اى با ايران نداشت. البته ايران آن موقع هم شيعه بود. فرق اینجاست که جنگ هاى فرقه اى را جمهورى اسلامى به راه انداخته، اولين واكنش به آن حملهُ صدام بود، آخرين هم اين پيوند نوين بين عربستان و آمريكا. با براندازى جمهورى اسلامى، اين كشورها هم آرامش از دست رفته را باز مى يابند و كل منطقه تا حدی آرام ميگيرد.

ميخواهم اين نتيجه را بگيرم كه هرچقدر سياست آمريكا و عربستان و كل دنيا غير اخلاقى باشد، هرچقدر حقيقت در روابط بين الملل زير پا گذاشته شود، ولی واقعيت همچنان اينست كه ما در چنين دنيايى زندگى ميكنيم و در اين دنيا، وظيقهُ نگهدارى از هر كشور و منافعش با دولت آن كشور است. متاسفانه جمهورى اسلامى با پى گيرى مسائلى كه اصلاً مسئوليت مردم ايران نيست، همچون مبارزه با اسرائيل يا پشتيبانى از بشار اسد و شهرسازى در نجف، مسئوليت خود نسبت به ايرانيان را اهمال مى كند و كشور را دائم از اين بحران بين الملى به بحرانى ديگر مى كشاند. بنابراين، تناقض و نادرستى حرف هاى ترامپ و شاه عربستان بجای خود، ولی اینها نبايد دليل شود كه در ذهنمان مشروعيتى براى رژيمى ايجاد كنيم كه مسئول واقعى و حقيقى تمامى ستمى است كه بر ملت مان روا میدارد.

جاماسب سلطانى
١٠ خرداد ١٣٩٦

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)