مثبت ترین نکتهُ انتخابات اخیر اسلامی، رواج قابل توجه گفتار خواستار تحریم بود. فرسایش اصلاح طلبی که از خاتمی به این طرف، برنامه و هدف و دستاورد اصلیش، شرکت در انتخابات بوده، به مرور و متأسفانه بسیار کندتر از آنچه که باید، فرسوده شده و این بار گفتاری که تحریم را توصیه میکند، دارد به همان مقامی بازمیگردد که از ابتدای انقلاب داشت و میرود که دوباره گفتار مسلط بشود.
مشکل کار این است که گفتار تحریم به خودی خود کامل و جامع نیست و به عبارتی نصفه و نیمه است. این نیمه کاره بودن، در محدود کردن برد آن و کندی جلب پیرو برای آن، مؤثر است. سؤال ساده ای که همیشه بعد از توصیهُ تحریم پیش میاید، این است که خوب بعدش چه؟ پرسشی که هم از سوی اصلاح طلبان که مخالفان اصلی تحریم هستند، طرح میگردد و هم از سوی آنهایی که علاقه ای به نظام اسلامی ندارند و به هزار و یک دلیل سست ولی ظاهر الصلاح، پای صندوق رأی میروند.
سؤال بجاست و وقتی از طرف گروه دوم طرح میشود، پاسخ روشنی هم دارد: بروید به راه براندازی. تحریم به خودی خود معنایی ندارد یا اگر دارد ناقص است و معنای کاملش را از آنچه که به دنبالش میاید و به عبارت دیگر راه جایگزینی که برای تغییر پیشنهاد میکند، میگیرد. اگر گفتار تحریم طلب، چنانکه باید نضج نمیگیرد، به این دلیل است که بیشتر اوقات از همراهی این مکمل لازم خود محروم است. جواب ناقص چندان توان اقناع ندارد.
همین دل ندادن به توصیهُ صریح براندازی است که به مخالفانش و در صدر همه همین اصلاح طلبان، فرصت میدهد تا هر بار همان شعارهای سست و نادرست خود را در مذمت انقلاب و قرین شمردنش با خشونت و ترساندن مردم از خاطرهُ انقلاب اسلامی که سودش به آنها رسیده و ضررش به ملت، سر و صدای تبلیغاتی بر پا سازند و با همان هوچیگری هایی که امسال بسیار هم پرخاشجویانه تر از قبل بود، کار خود را پیش ببرند.
دو قطبی واقعی بین اصولگرایان و اصلاح طلبان نیست؛ این دوقطبی در دل نظام معنا دارد، نه بیرون از آن و در بین همگی ایرانیان. دوقطبی واقعی آنیست که خواستاران براندازی و طرفداران نظام را در برابر هم قرار میدهد. تغییر واقعی هم بدین صورت ممکن میشود نه با بازی الاکلنگ اسلامی. فراخواندن مردم به سوی براندازی فقط طرح سیاسی نیست، در درجهُ اول و قبل از آن، تشویقشان به واقعبینی است.

2017 May 24th Wed – چهارشنبه، 3 خرداد 1396

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)