گویند شاعری به نام غواصی یزدی روزی پانصد بیت شعر می‌گفته است و در مدت نود سال عمر طولانی خود، کارش شعرسازی بوده و چهل سال پیش از مرگش چنین ادعا کرده است: ز شعرم آن‌چه اکنون در حساب است / هزار و نه‌صد و پنجه کتاب است
ولی از تمامی گفته‌های او حتی یک بیت هم قابل ذکر نیست.(از صبا تا نیما، جلد اول، صفحه‌ی ۱۲)

این حکایت بسیاری از ترانه‌سرایان این روزهای ماست. کسانی که با نگاهی ملیله‌دوزانه به ترانه، همه‌ی همّ‌وغمشان در این است که طرح‌های شابلونی روی پارچه‌ها را هرچه سریع‌تر بدوزند و دست آخر تفاخرشان به تعداد پارچه‌های دوخت‌ودوز شده باشد. همین ترانه‌سرایانی که در ضمن، ادعای فعالیت هنری و پیشروانه را هم دارند. این فهیمه رحیمی‌های ترانه که مدعی گلشیری بودن‌اند. این مهدی سهیلی‌های ترانه که مدعی نصرت بودن‌اند. این ایرج قادری‌های ترانه که پایش بیافتد خود را شهیدثالث هم می‌دانند. این معجون سلبریتی‌بازی و کیچ‌سازی و خبرگزاری‌شخصی‌پردازی و دروغ و دغل بیزینسمنانه و حرف‌های ریاکارانه و خط‌تولیدسازی ترانه.

بابک صحرایی که از سال ۹۲ هر سال اعلام می‌کند در بازه‌ی یک‌ساله‌ ۵۰ ترانه از او منتشر شده است، این بار هم در صفحه‌ی شخصی خود اعلام کرده است که در سال ۹۵ تعداد ۵۰ ترانه از او به انتشار رسیده است. او در ادامه نوشته است:

«از ١٣٨٧، هر سال پرکارترین ترانه‌سرا بوده‌ام. در این بین یک سال بوده که دومین ترانه‌سراى پرکار سال بودم و مجموعاً از سال ١٣٨٠ که وارد عرصه ترانه شدم تا به امروز، بیش از ٧٠٠ ترانه از من منتشر شده که باعث شده پرکارترین ترانه‌سراى بعد از انقلاب باشم.»

بی توجه به این موضوع که اصولاً جایگاه هنری ناشی از کیفیت آثار هنری‌ست نه کمیت آن، اولین پرسشی که در مواجهه با این توضیحات شگفت‌آور به وجود می‌آید این است که بابک صحرایی چگونه «پرکارترین» بودن که صفتی‌ست تطبیقی و با مقایسه‌ی کمی آثار منتشرشده‌ی دیگران به دست می‌آید را نتیجه‌گیری و اعلام می‌کند؟ صحرایی برای ادعای خود نیاز به نشان دادن آمار ترانه‌های منتشرشده‌ی دیگران دارد تا با توجه به آن بتواند به نتیجه‌گیری فعلی دست یابد اما آن‌چه او هرساله اعلام می‌کند تنها فهرستی از ترانه‌های منتشرشده‌ی خود است. چگونه می‌توان بدون مقایسه با تعداد ترانه‌های منتشرشده‌ی دیگران و تنها با اتکا به آمار خود، خود را مفتخر (آن‌گونه که صحرایی به آن می‌بالد) به پرکارترین ترانه‌سرا کرد؟

صحرایی که میدان ترانه را با رکوردزنی در بازی‌های ورزشی اشتباه گرفته است، در این رقابت تک‌نفره خودش با خودش کشتی می‌گیرد و خودش را شکست می‌دهد و خودش به عنوان داور دستان خودش را در دست گرفته و بالا می‌برد و خودش را راهنمایی می‌کند که بالای سکو برود و خودش مدال را در گردن خود می‌اندازد و خودش با خودش مصاحبه‌ی قهرمانی را ترتیب می‌دهد و در این لحظات تاریخی از «این اتفاق» با مخاطبین سخن می‌گوید:

«این اتفاق را در قدم اول نشأت‌گرفته از لطف خداوند و در قدم بعد، مهر و علاقه ارزشمند شما عزیزان می‌دانم. براى هر قدمى که در این عرصه برداشتم، با نهایت جانم تلاش کردم.»

صحرایی که گویی خودش هم باورش شده و تحت تأثیر جو خودساخته‌اش قرار گرفته است در ادامه از قانون کائنات و قدرت خداوند و استعداد و توانایی و شانس و موقعیت‌اش می‌گوید:

«تلاش کردم آنچه مى‌دانم را با دیگران قسمت کنم و آنچه نمى‌دانم را از کائنات بیاموزم همیشه معتقدم مادامى که بدى نکنیم و بد کسى را نخواهیم، خداوند دوستمان خواهد داشت و دوستى خداوند تنها دلیل همه‌ی اتفاق‌هاى خوب است. وگرنه خیلى‌ها استعداد و توانایى و شانس و موقعیت دارند اما تعداد اندکى مى‌توانند به اتفاق‌هاى خوب برسند که دلیل اصلى‌اش، خواست خداوند است.»

صحرایی که در این لحظات معنوی خود را از بالابرده‌شدگان می‌داند، اضافه می‌کند:

« به این مسأله ایمان دارم که خداوند دو بار به ناآگاهى انسان مى‌خندد:

یک بار وقتى بخواهد کسى را بالا ببرد و دیگران بخواهند پایش را بگیرند و نگذارند و یک بار هم وقتى بخواهد کسى را زمین بزند و دیگران بخواهند دستش را بگیرند و نگذارند.»

و در آخر رو به دوربین کرده و از همه تشکر می‌کند:

« از تک‌تک شما عزیزان دیده و ندیده، به خاطر تمام مهربانى‌هاى باارزشى که نسبت به من دارید با همه‌‌ی قلبم و به معناى واقعى کلمه ممنونم.»

پس از این پست تاریخی خبر آن را در خبرگزاری شخصی خود با تیتر «بابک صحرایی هم‌چنان پرکارترین ترانه‌سرای این سال‌ها است» کپی می‌کند تا احتمالاً به آن جنبه‌ی یک خبر رسمی بدهد.

اما آن‌چه برای او پایان پیروزمندانه‌ی یک اتفاق است برای ما شروع یک بررسی ساده است. صحرایی نوشته است از سال ۱۳۸۷ -غیر از یک سال- پرکارترین ترانه‌سرا بوده است. برای آن‌که بررسی کنیم این ادعا تا چه میزان واقعی است با اتکا به آمار خود او به مقایسه می‌پردازیم. طبق آمار و ارقام بابک صحرایی، او در سال ۸۷ تعداد ۱۶ ترانه به انتشار رسانده است. چند ترانه‌سرا وجود دارد که در این سال بیش از ۱۶ ترانه به انتشار رسانده‌اند. به طور مثال در این سال از مریم اسدی ۲۰ ترانه انتشار یافته است.(۱) پس دست‌کم در سال ۸۷ یک نفر دیگر وجود دارند که صحرایی را از رسیدن به مقامی که برایش بسیار خوش‌آیند است باز می‌دارد.

طبق آمار بابک صحرایی، او در سال ۹۱، تعداد ۲۳ ترانه به انتشار رسانده است اما در همین سال از روزبه بمانی ۳۷ ترانه انتشار یافته است.(۳) پس در این سال هم صحرایی از رسیدن به جایگاه مورد نظرش جا مانده است.

باز هم طبق آماری که در صفحه‌ی شخصی بابک صحرایی درج شده است او در سال ۹۳ تعداد ۵۰ ترانه به انتشار رسانده است اما در همین سال مریم اسدی با انتشار ۹۰ ترانه حضور دارد.(۴)

این‌ها تنها چند نمونه از مثال‌های نقض برای ادعای بابک صحرایی‌ست و برای بالا بردن سرعت بررسی از سال‌های دیگر می‌گذریم. چه بسا اگر ادعاهای مطرح شده‌ از جانب خود ترانه‌سرایان را هم در این بحث قابل بررسی بدانیم باید به نام‌هایی هم‌چون علی بحرینی و علی استیری نیز اشاره کنیم.
علی بحرینی در مصاحبه‌ای به تاریخ ۲۲ آبان ۹۳ منتشر شده در سایت موسیقی ما می‌گوید:
«سال گذشته من پرکارترین ترانه‌سرای مجاز بودم. فکر می‌کنم سومین یا چهارمین سالی بود که هم در بخش تعداد قطعه‌ها و هم در بخش تعداد آلبوم‌ها پرکارترین بودم.»
علی استیری نیز در مصاحبه‌ای به تاریخ ۳ اسفند ۹۳ در خصوص تعداد ترانه‌هایش می‌گوید:
«تقریباً ۱۳۰۰ ترانه نوشته‌ام که حدود ۹۰۰ تا از آن‌ها اجرا شده است.»

هم‌چنین ابتدای مصاحبه‌ای که استیری شهریورماه ۹۵ با وب‌سایت تریبون هنر (سایت خبری متعلق به بابک صحرایی) انجام شده است، مصاحبه‌گر (پویا عباس‌پور) در معرفی علی استیری می‌نویسد:
«وی را می توان یکی از پرکارترین ترانه‌سرایان سال‌های اخیر خطاب کرد به دلیل آن‌که تا به امروز بیش از هزار ترانه از وی منتشر شده و به گوش شنوندگان موسیقی رسیده است.»

با این حساب، اگر صحرایی اطلاعات مندرج در سایت خود را معتبر بداند موضوع پرکارترین ترانه‌سرای بعد از انقلاب با ۷۰۰ ترانه به کلی منتفی‌ست چرا که اعداد و ارقام بالاتری وجود دارد. در واقع این بررسی کوتاه نشان می‌دهد که او برخلاف آن‌چه برایش جشن قهرمانی گرفته‌ است، از سال ۸۷ تا کنون پرکارترینِ هر سال و پرکارترین بعد از انقلاب نبوده‌اند.

کاری که بابک صحرایی سال‌هاست به طور مرتب به انجام آن می‌پردازد تهیه‌ی لیست ترانه‌های منتشرشده‌ی خود است. در واقع صحرایی بی آن‌که به دور و اطراف نگاهی بیاندازد هر سال تا به خط پایان مسیر دو و میدانی می‌رسد خود را قهرمان این بازی پرکاری می‌پندارد و امسال پس از ۹ سال این خبر مهم(!) را با ما به اشتراک گذاشته است که پرکارترین ترانه‌سرای این سال‌هاست.

همان‌گونه که مشاهده شد ادعای او خلاف واقع است اما همین آمار و ارقام ترانه‌های منتشر شده‌‌اش تا چه حد قابل اعتناست؟ برای آن که ببینیم اعتبار لیست‌های بابک صحرایی در ارائه‌ی این آمارها تا چه میزان است نگاه کوتاهی به آمار دو سال آخر می‌اندازیم:

صحرایی اعلام کرده است تعداد ۵۰ ترانه از او در سال ۹۵ منتشرشده است و لیست ترانه‌های مورد اشاره را در کنار آن درج نموده است. اما در این لیست دست‌کم چهار ترانه، شامل سه ترانه با صدای پویا دلداده به نام‌های «مرگ و مرز»، «تاوان» و «مرز» و همین‌طور یک ترانه با صدای لعیا به نام «از وقتی که همراهمی» تا این لحظه که نزدیک به دو ماه از پایان سال ۹۵ نیز می‌گذرد، منتشر نشده است! یا ترانه‌ی «مثل تو» با صدای امیر سام در سال ۹۶ انتشار یافته است.

پس به نظر می‌رسد آمار ترانه‌هایی که صحرایی اعلام کرده ‌است نیز واقعی نیست و اگر کسی بخواهد آمار درستی از ترانه‌های منتشرشده‌ی بابک صحرایی در سال ۹۵ داشته باشد باید صحت و سقم تک‌تک ترانه‌های این لیست را بررسی نماید.

صحرایی ترانه‌های منتشرشده‌ی سال ۹۴ را نیز ۵۰ ترانه اعلام کرده بود. بررسی این لیست هم نشان می‌دهد که آمارهای صحرایی ساختگی و خلاف واقع است! در لیست منسوب به «ترانه‌های منتشرشده در سال ۹۴» ترانه‌های فراوانی یافت می‌شود که رسماً در سال ۹۳ یا حتی ۹۲ منتشرشده‌اند! به طور مثال ترانه‌های «دریا» با صدای مجید رضا، «نگرانم» با صدای امیر قدرجانی، «ایران فردا» با صدای حمیدرضا گلشن، «منو تو آغوشت بگیر» با صدای فریبا در سال ۹۳ انتشار یافته‌اند اما در لیست ترانه‌های انتشار یافته در سال ۹۴ آمده‌اند. همچنین ترانه‌ی «آینه» با صدای مهدی رضوان در تیرماه ۹۲ منتشر شده است اما در لیست فعلی گنجانده شده است! همه‌ی این ترانه‌ها در لیست قرار گرفته‌اند تا ترانه‌سرای قصه‌ی ما در سال ۹۴ رکورددار باشد!

اما موضوع به همین اتفاقات شگفت‌آور ختم نمی‌شود. نگاهی به فهرست منتشرشده‌ی سال‌های ۹۴ و ۹۳ نشان می‌دهد که ۷ ترانه هم در لیست ۹۳ قرار دارند و هم در لیست ۹۴! ترانه‌های «عشق»، «لالایی»، «دلواپست می‌شم»، «حس»، «نگرانم»، «نترسیدی» و «عاشقم بودی» ترانه‌هایی هستند که در هر دو لیست وجود دارند. چهار ترانه از این تعداد سال ۹۳ به صورت تک‌آهنگ منتشرشده‌اند و چند ماه بعد در سال ۹۴ به صورت آلبوم انتشار یافته‌اند. به طور مثال ترانه‌ی عشق بهمن ماه ۹۳ به صورت تک‌آهنگ منتشرشده ‌است و دو ماه بعد در فروردین ۹۴ در آلبوم عکس خصوصی منتشرشده است. و در این میان ۳ ترانه وجود دارد که تنها در سال ۹۳ منتشر شده‌اند اما در هر دو سال نامی از آن‌ها ذکر شده است و لیست سال ۹۴ را جهت آمارسازی‌های صحرایی پر کرده‌اند.

پس در نهایت ما با لیست‌ها و آمارهایی مغلوط و مغشوش مواجهیم که صحرایی با اتکا به آن می‌خواهد جایگاهی برای خود دست‌وپا کند! صحرایی از آن‌جا که پرکاری در زمینه‌ی ترانه‌سرایی را ارزش تلقی می‌کند، همان آمار واقعی تعداد ترانه‌های منتشرشده‌اش را که به طرز تعجب‌برانگیزی بالاست، باز هم به طور مصنوعی و مجعول بالاتر می‌برد تا فعالیت خود را ارزشمندتر نشان دهد! اما باید گفت آن‌چه جایگاه هنری اشخاص را مشخص می‌سازد کیفیت آثار است نه کمیت آن. اگر کمیت آثار یک نویسنده نقشی در اهمیت، هنریت، تأثیرگذاری و ماندگاری داشت امروز شعر غواصی یزدی‌ها زیر خاک نمی‌ماند و شعری از حافظ‌ها و خیام‌ها را نمی‌خواندیم. تلاش برای تولیدات بی‌وقفه و سطحی و تکراری و تقلیدی و با هزار حربه در دهان خوانندگان دور و نزدیک گذاشتن ترانه‌ها شاید در کوتاه‌مدت ترانه‌سرا را ارضاء کند اما به قول نیما آن که غربال به دست دارد از عقب کاروان می آید و آن‌چه پس از غربال می‌ماند، می‌ماند. همان گونه که در همین یکی دو دهه، از ۷۰۰ ترانه‌ای که بابک صحرایی –به گفته خود- به فروش رسانده است به اندازه‌ی انگشت‌های دست آثار دندان‌گیری وجود ندارد. ولی در همین سال‌ها چه بسیار ترانه‌هایی که با تقلید از این و آن ترانه‌سرا نوشته است تا جایی که آبروی نسل خود را بازیچه‌ی همین پرکاری تقلیدی از نسل‌های قبل کرده است و چه بسیار ترانه‌هایی که از سر تکرار کردن خود بوده است.

صحرایی راه را اشتباه پی گرفته است. و برای این راه اشتباه ابایی ندارد که با کارهای بیزینسی به تولید انبوه برسد و برای رقابت با تولیدات انبوهِ دیگر هم‌داستان‌هایش، آمارهای جعلی درست کند و ویترین‌اش را پر کند و مغازه‌اش را پررونق‌تر نشان دهد.

پانویس:

۱) ترانه‌های منتشرشده‌ی مریم اسدی در سال ۸۷:

۱-به کی داری فکر می کنی (بابک جهانبخش)، ۲-چی نصیبت می‌شه (بابک جهانبخش)، ۳-حس می‌کنم (جهان)، ۴-هیچ‌وقت (نیما)، ۵-چرا یادم ندادی (تارا)، ۶-مریم (آرتین)، ۷-دل من (شهرام شبپره)، ۸-تو رو می‌خواد (شهرام شبپره)، ۹-دروغ عاشقونه (محسن داداشی)، ۱۰-وسوسه (محسن داداشی)، ۱۱-همراه (محسن داداشی)، ۱۲-آرزوی محال (سام اسدی)، ۱۳-جونمو ازم بگیر (سام اسدی) و ۷ ترانه در آلبوم در حضور باد (مرتضی مفرحی)

۲) ترانه‌های منتشرشده‌ی روزبه بمانی در سال ۹۱:

۱-ضربان (علی لهراسبی)، ۲- خلیج تا ابد فارس (فرزاد فرزین)، ۳-جاده (حسین طلوعی)، ۴- روزای مجنونی (احسان براتی)، ۵-تکیه بر باد (محمد اصفهانی)، ۶-طاعون (فرزاد فتاحی)، ۷-بهشت (گوگوش)، ۸-برای من (گوگوش)، ۹-پلاک (علی لهراسبی)، ۱۰-وقتی که موهاتو نمی‌بندی (سعید سام)، ۱۱-احساس آرامش (احسان خواجه امیری)، ۱۲-آرزو (احسان خواجه امیری)، ۱۳-این حقم نیست (احسان خواجه امیری)، ۱۴-کجایی (احسان خواجه امیری)، ۱۵-دریا (احسان خواجه امیری)، ۱۶-لحظه (احسان خواجه امیری)، ۱۷-خوشبختی (احسان خواجه امیری)، ۱۸-تموم قلب من (احسان خواجه امیری)، ۱۹-لب تیغ (احسان خواجه امیری)، ۲۰-نابرده رنج (احسان خواجه امیری)، ۲۱- منو انقدر عاشق کن (خشایار اعتمادی)، ۲۲-تو محکومی به برگشتن (خشایار اعتمادی)، ۲۳-نمی‌دونی و می‌دونم (خشایار اعتمادی)، ۲۴-هدف (خشایار اعتمادی)، ۲۵-تو هم رفتی (خشایار اعتمادی)، ۲۶-فقط از من بخواه (خشایار اعتمادی)، ۲۷-چرا انقدر زیبایی (خشایار اعتمادی)، ۲۸-اوج پرواز (شهاب اناری و ایمان سرورپور)، ۲۹-یه تیکه زمین (محمد اصفهانی)، ۳۰-حس تازه (امیر آذرخوش)، ۳۱-راه دریا (علیرضا قرایی‌منش)، ۳۲-قلب عاشق (یاسر داوودیان و بابک زرین)، ۳۳-از یاد هم رفتیم (حمیدرضا یوسفی)، ۳۴-تو آزادی (معین سجادی)، ۳۵-خاطره پشت خاطره (امیر آذرخوش)، ۳۶-واسه آبروی مردمت بجنگ (محسن چاوشی)، ۳۷-اگه عاشقت نبودم (امیر آذرخوش)

۳) به نقل از آمار منتشر شده در صفحه‌ی شخصی مریم اسدی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)