گاهی اوقات در زندگی به نقطهای میرسیم که معنی اهداف، رویاها و سمت و سوی کلی زندگیمان را زیر سوال میبریم. معنای زندگی ما بر مبنای رهبری انجام یک تجربه است _ تجربه ای برگرفته از ارتباط با دیگران یا ارتباط با خویش. از جایگاهمان در دنیای اطراف گرفته تا سادهترین نیازهای فیزیولوژیکی بدنمان.
خود شکوفایی درباره مسیری سخن میگوید که منتهای آن تجلی بهترین نسخه از ماهیت ماست؛ نسخه ای که میتوانیم به آن رسیده تا به زندگی خویش معنایی بدهیم که همگان خواه دانسته و یا نادانسته در پی کسب آن هستند.
خودشکوفایی دقیقا چیست؟
مفهوم خودشکوفایی توسط روانشناس آبراهام مزلو ابداع شد. وی کسی بود که در مورد تئوری نیازهای انسان تحقیق کرد. او معتقد بود که شادی ناشی از، نه رفتارهای حیوانی یا مکانیکی و نه از تکانههای ناخودآگاه ما، بلکه شادی از گسترش و وسعت فهم و دانش از پتانسیلها و قابلیتهای کامل ما ایجاد میشود.
چرا نیاز داریم تا برخودشکوفایی تاکید کنیم؟
مازلو اعتقاد داشت که افراد اساساً در جهت خود شکوفایی تلاش و حرکت میکنند، اغلب مردم در مراحل متفاوت قرار دارند – بعضی در سنین پایین به خودشکوفایی میرسند و بعضی در مراحل بعدی زندگی به آن خواهند رسید. اما برای اغلب افراد به طور ناخودآگاه این نیاز در سراسر زندگی وجود دارد که خود را بهتر و بهتر کنند.
در بیان دیگر، خواست ما رشد است چه این خواست خودآگاه یا ناخودآگاه رخ دهد. ممکن است این رشد را از طریق مطالعه وسیع برای بدست آوردن فهم بهتری نسبت به یک موضوع انجام دهیم و یا به سادگی تصمیم بگیریم تا بعضی چیزها را از چشم انداز متفاوت و مثبتتری ببینیم.
این خودشکوفایی است که ما در زندگی به آن نیاز داریم زیرا باعث میشود تا به واسطه آن، رشد و کمال خویشتن را به عنوان یک فرد احساس کنیم.
ویژگیهای خودشکوفایی
اگر هنوز مطمئن نیستید که این مفهوم از خودشکوفایی در زندگی شما چگونه بروز میکند، در ادامه برخی از ویژگیهای خودشکوفایی را ذکر میکنیم که ممکن است با آنها بتوانید وجود خودشکوفایی در زندگیتان را شناسایی کنید.
• وقتی در بهترین حالت خود هستید، به واقعیتها توجه دارید و جهت گیری در برخورد با مسائل و ارتباطات و پذیرش شما واقع گرایانه است و تلاش میکنید که ادراکات خود را مبتنی بر واقعیات بسازید.
• وقتی در بهترین حالت خود هستید، خود و دیگران و جهان را آنطور که هست میپذیرید. به عبارتی تلاش میکنید میانه خوبی با شرایط خود و دیگران داشته باشید و آنها را به همان صورت بپذیرید.
• از زندگی سپاسگذار هستید. قدردان آنچه در زندگی روی میدهد، چه شکستها و چه سربلندیها هستید. این قدردانی چه در زندگی خود یا اطرافیان شما و حتی در طبیعتی که شما احاطه کرده است، وجود دارد.
• توانایی ایجاد ارتباطات عمیق و عاطفی دارید. روابطی ایجاد میکنید که معنادار و عمیق هستند که به شما کمک میکند تا رشد کنید و ماهیت ارتباط با دیگران را درک کنید.
• راهنمائیهای درونی مربوط به اهداف و ارزشهای خود را دنبال میکنید. احساس اینکه زندگی خود را بر طبق آنچه که حس میکنید برایتان درست است دنبال میکنید. دانستن اینکه در مسیری قرار دارید که منعکس کننده هدف نهایی شما از شادی و تحقق هدفهایتان است. (حتی اگر این اهداف درست نباشند، نشانگر ویژگی های پیجویانهی درونی شماست برای خودشکوفایی.)
• اگر توانایی این را دارید که احساسات خود را به صورت شفاف و رهایی بخش بیان کنید، احساس اعتماد به نفس و نیروی مثبتی دریافت خواهید کرد که به شما و اطرافیانتان سود میرساند.
دقت داشته باشید که مسلما ما در تمام زمانها این ویژگیها را بروز نمیدهیم، فقط در مواقعی که احساس میکنیم در بهترین حالت خودمان قرار داریم این حالات بروز میکنند. به همین دلیل است که حالتهای خودشکوفایی در صورت نهایی خود، به ما کمک میکنند تا زندگی معناداری داشته باشیم و ما را به سمت به یک زندگی شادتر هدایت کنند.
چگونه میتوان خودشکوفایی را پرورش داد؟
رسیدن به کمال نسبی خودشکوفایی به نظر بسیار دشوار میآید، مخصوصا در بحبوحههای نامساعد از زندگی و یا در زمانیکه عادتهایی منفی را در خود پرورش دادهایم که چگونه در مورد خود فکر میکنیم و یا چه اتفاقهایی در اطراف ما رخ میدهد. اما شما میتوانید کارهایی انجام دهید تا شما را تشویق به رشد و ایجاد طرز فکری کند که بتوانید در بهترین حالت خود (خودشکوفایی) قرار بگیرید.
خود را با دیگران مقایسه نکنید: همه ما کم و بیش اینکار را انجام میدهیم. اما این عادتی است که ما سزاوار آن نیستیم زیرا باید درک کرد که ما همه در سفر شخصی خودمان هستیم و اهمیتی ندارد که باقی مردم در مقایسه با ما در کجا قرار دارند. زمانیکه به این درک مهم برسید میتوانید آزاد شوید تا از راه خود در زندگی و ماجراجوییهای آن همانطور که هستند، لذت ببرید. سفر ما درباره رشد شخصی خودمان است نه دیگران. خودشکوفایی درک این موضوع است که شما باید از نقطه نظر مستقل و استقلال یافته به دیگران نگاه کنید.
طرز اندیشیدن خود را بشناسید و قدرت آن را درک کنید: ممکن است احساس کنید که علت ایجاد حال بد در شما مربوط به افراد دیگر و حوادث بیرونی است که نمیتوانید آنها را کنترل کنید، اما در حقیقت مربوط به این است که شما چگونه به شرایط واکنش نشان میدهید. شما توانایی تنظیم کردن شرایط را دارید زیرا طرز تفکر شما وسیلهای بسیار قدرتمند است. انتخاب کنید تا شرایط را به نفع خود ببینید هرچقدر هم که به نظر منفی میآیند. این کار میتواند به شما کمک کند تا راحتتر به خودشکوفایی برسید.
یاد بگیرید که خود را دوست داشته باشید: ممکن هست یک میلیون بار این را شنیده باشید اما قبول کردن تمام و کمال خودتان، تنها راهی است که میتوانید در بهترین نسخه خود ظهور کنید. به این معنا که هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف خود را پذیرا باشید.
از این نقطه به بعد است که واقعا میتوانید به طور صحیح در جهان حرکت کنید – این مسئله که خود را تمام و کمال دوست داشته باشید برمیگردد به ایجاد آرامش ذهنی در مورد خودتان و رها شدن از آن نسخه منفی که از خودتان در ذهنتان تولید کردهاید.
بدانید که سفر شما هرگز پایان نمی یابد: خودشکوفایی دانستن این موضوع است که بدانید هرگز دست از رشد برنمیدارید. شما هرگز به کمال نهایی نمیرسید و این مشکلی ندارد زیرا این دلیل زندگی نیست. زندگی درباره گسترش مداوم خودمان، دانش ما و چشم اندازهای ماست. زمانیکه این را قبول کنید برای شما راحتتر است تا آرام شوید و به شادی که حق شما است برسید.
بنابراین سفر خودشکوفایی در واقع سفر قدرتمندسازی نهائی خود است. در مورد این است که دیدگاههای منفی که از خود داریم را رها کنیم و مایل باشیم تا به مسائل را از چشم انداز متفاوتی نگاه کنیم. اینگونه است که ما میتوانیم حیات خود را به معنی واقعی آن در راستای تحقق پذیرفتن اهداف و آگاهی از پتانسیلها و قابلیتهایمان بسازیم.
راههای ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.