خبرگزاری ایسنا نوشتاری در رابطه با افراد ترنسکشوال کار کرده است. نکته مهم این است که در این مقاله، از یک انجمن حمایتی افراد ترنسکشوال نام برده شده به نام: «انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی».
ملال در زبان فارسی به معنی افسردگی، پژمردگی و البته اندوه هست. اینجا جا داره یک سوالی برای آقای محمدعلی طاهرخانی، رئیس این انجمن، مطرح شود و آن این است که آیا شما فکر می‌کنید که افراد به دلیل افسردگی یا اندوه از جنسیت خودشان تن به تیغ جراحی تطبیق جنسیت می‌دهند؟

در بخش اول مصاحبه، مرتباً در توضیح موقعیت افراد ترنسکشوال و دارای نارضایتی جنسیتی از لفظ “بیمار” استفاده می‌شود و حتی می‌بینیم در اسم این انجمن هم از “بیماران” استفاده شده است که نشان دهنده عدم اطلاع کافی بنیان‌گذاران این انجمن است. نه تنها اسم این انجمن مشکل دارد؛ بلکه نماینده و رئیس آن به‌قدری ناآشنا با مسائل نارضایتی جنسیتی است که مرتباً از لفظ بیمار برای اشاره به نارضایتی جنسیتی استفاده می‌کند و این درحالی‌ست که به عنوان یک تشکل حامی افراد ترنسکشوال، که مدعی کمک و ارائه‌ی مشاوره به افراد هستند، باید این آگاهی را داشته باشند که در سال 2012 انجمن روانپزشکی آمریکا، اعلام کرد که واژه‌ی نارضایتی جنسیتی به جای واژه‌ی اختلال هویت جنسیتی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
هم اکنون، در پیش نویس نسخه جدیدِ لیست بیماری‌های بهداشت جهانی، نارضایتی جنسیتی به عنوان یک بیماری روحی و روانی حذف شده است. حتی هم اکنون نیز کشورهایی مانند دانمارک و فرانسه، نارضایتی جنسیتی را از لیست بیماری‌های روحی حذف کرده‌اند.
البته باید اضافه کنم که این مصاحبه، از معدود مصاحبه‌هایی است که در اون اشاره و گفته شده که ایران حمایت قانونی لازم از افراد ترنسکشوال را انجام نمی‌دهد و مخصوصاً در حوزه بهداشت و درمان، موقعیت افراد ترنسکشوال به دلیل نبود متخصص و نظارت درست از جانب نهادهای مسئول، بسیار وخیم و بی‌درو پیکرست.
همچنین در این مصاحبه به درستی به رفتار تبعیض آمیز با افراد ترنسکشوال در جامعه، محیط، مدرسه و دانشگاه اشاره شده و سخن از این می‌آید که آموزش و پرورش، افراد ترنسکشوال را از مدرسه اخراج می‌کند. هرچند باز هم شاهد حذف عمدی دیگر اقلیت‌های جنسی هستیم و اشاره‌ای به دانش‌آموزان همجنسگرا و دوجنسگرایی که به دلیل فاش شدن گرایش جنسی‌شان از تحصیل محروم شدند، نمی‌شود.
حق تحصیل یک حق بنیادی حقوق بشر است که در ایران از خیلی افراد گرفته شده و اعضای اقلیت جنسی یکی از این گروه‌های مورد ستم هستند.
در ادامه، به خوبی صحبت از این مسئله می‌شود که قانون مناسبی برای افراد ترنسکشوال در رابطه با معافیت از سربازی وجود ندارد. پس حتی با وجود ادعای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه هیچ تبعیضی را علیه افراد ترنسکشوال قائل نمی‌شود، می‌بینیم که فردی از خود این شبکه عظیمِ ضداقلیت‌جنسی اعتراف به نبود قانون‌های حمایتی مناسب برای افراد ترنسکشوال در همه حوزه‌ها می‌کند.
نبود آگاهی کافی و صحیح، به‌روز نبودن اطلاعات پزشکی و روانشناسی افراد فعال در حوزه جنسیت، علاقه شدید دولت به حذف بخش بزرگی از جامعه اقلیت‌جنسی (همجنسگرایان، دوجنسگرایان، ترنسجندرها و کوئیرها)، نبود قانون حمایتی در تمام حوزه‌ها، در ارتباط با افراد ترنسکشوال، همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا نه تنها حق افراد ترنسکشوال ضایع شود، بلکه دیگر اعضای جامعه‌ی اقلیت‌جنسی نیز به شدت سرکوب شوند و از اقلیت‌جنسی تنها یک نام به خواننده برسد و آن هم “بیماران ملال جنسیتی” است.
حتی در بخش پایانی شاهد مصاحبه با یک روانشناس هستیم که به درستی به این مسئله اشاره می‌کند که: ” هیچ بایدی وجود ندارد که همه ترنس‌ها جراحی کنند. راه حل جراحی برای افرادی استفاده می‌شود که هیچ گونه راهی برای تطابق و سازگاری آنها با شرایط پیدا نمی‌شود.”
خوب این یک نکته مثبت است که فردی می‌آید و می‌گوید همه افراد ترنسجندر، ترنسکشوال نیستند و نیاز به انجام عمل تطبیق جنسیت ندارند. اما در اینجا این سوال مطرح می‌شود، زمانی‌که یک ترنسجندر درایران به پزشک مراجعه می‌کند، در جامعه‌ای که یا باید زن باشد و روسری به سر کند و یا مرد باشد و ریش به صورت، چه اتفاقی برای این فرد ترنسجندر و یا یک فرد کوئیر می‌افتد؟ (تناقضی که نماد خرابی کل فلسفه این جریان است) جامعه و دولت چگونه با افرادی که در قالب ساختارهای کلیشه‌ای جنس و جنسیت قرار نمی‌گیرند، برخورد می‌کند؟
در گذشته یک کار پژوهشی در این رابطه انجام شده به نام جنسیت ایکس با روایت مستقیم افراد جامعه جنسی که فکر می‌کنیم تا حدی به این سوال ما در این پژوهش جواب داده شده است.
دانلود پی‌دی‌اف کتاب جنسیتX

راه‌های ارتباط با ما:
پیامک در تلگرام
کانال تلگرام
اینستاگرام
فیس بوک

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)