در زبان كوردی اصطلاحات فراوانی وجود دارد كه قابل ترجمه به فارسی نیستند و یكی از آن‌ها “سوور سوور” است.
معنای تحت‌اللفظ آن قرمزقرمز است، ولی نزدیک‌ترین معادل معنوی‌اش “عملی بسیار_تابلو برخلاف انتظار” می‌باشد.
در فضای امروز سیاست در ایران اعمال احمدی‌نژاد قرمزقرمز است اما كمتر كسی به رنگ آن توجه نشان می‌دهد!

احمدی نژاد چرا در انتخابات فعلي شركت كرد؟

برخلاف بازخوانی رفتارش در تحلیل بسیاری از تحلیلگران وطنی، حضورش برای انتقام نبود، هرچند كه او بسیار هم انتقام‌جوست.
حضور او به دعوت نهادهای حامی قبلی‌اش هم نبود. حتی آن‌ها از اولین برائت جویان از او بودند.
نگاهی به‌کل پروسه یک‌ساله بازگشت به صحنه احمدي نژاد و یارانش، تا حدودی می‌تواند ما را به نیت اصلی او رهنمون کند.
احمدی‌نژاد در تمام سخنرانی‌های یك سال گذشته خود برخلاف حضور اولیه‌اش در سال ٨٤ و محوریت شعارهای انتخاباتي سال ٨٨ خود، نه بر طبل دفاع از مستضعفین كوبید و نه بر محور عدالت‌خواهی وطنی و جهانی چرخید و حتی محرومین را بیشتر از دیگران ننواخت.
او محوریت شعارها و برنامه خود را به انسانیت، حقوق شهروندی، تعامل با جهان تغییر داده و حتی مدعی شد كه در سیاست خارجی ایران در سوریه بايد بازنگری شود و بسیار معقولانه در مورد برجام هم گفت: “یك سند ملی و قانونی لازم‌الاجراست”. او حتی در آستانه انتخابات سعی كرد كه رهبری جریان مخالفان قبلي خویش (خاتمی) را ملاقات كند و مخالفت خويش را با حصر رقبای قبلی(سران جنبش سبز) اعلام كرد.
او در دهه فجر قبلی، برخلاف ديگر شخصیت‌های فعلی نظام اسلامی سر از مقبره كوروش درآورد و هرچه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شد، مسیرش دورتر از قم و مراكز فعلی قدرت می‌شد. او و یارانش این بار ترجیح دادند در لباس یك بختياري یا یك عرب و یا یك كورد ظاهر شوند تا لباس دفاع از اصول موردادعای قبلی‌شان.

اگر اصلاح‌طلبان و مدعیان جنبش سبز، خواستگاه رأی و پایگاه خویش را در توان رأی گرفتن از طبقه متوسط شهری و جامعه شهری و مراكز عمده جمعیت شهري، همراه با “نه” همیشگی اقلیت‌های ناراضی می‌دانند.
اگر اصول‌گرایان پایگاه ثابت رأی خود در بسيج و كميته امداد و حمايت نهادهای نظامی و امنی و هیئت‌های مذهبی و حمایت بخشی از روحانیت در قم می‌دانند.
پایگاه رأی احمدی‌نژاد كجاست؟
احمدی‌نژاد اساساً دسته‌بندی این دو طیف را از كليت جامعه آماري راي دهندگان، چندان صحیح نمی‌داند و به صورتی بسیار صحیح‌تر به کانون‌های جدیدی از آراء توجه نشان داده و سعی در رأی گرفتن از آن‌ها را شروع كرده است.
احمدی‌نژاد متوجه دو كانون مهم برای جلب آرای سیاسی شده است.
یك: پان_ایرانیسم
یك هويت سياسي نو شده در ايران كه جریاني تقریباً سراسری است و در میان تحصیل‌کردگان فارس زبان بسیار هم پرطرفدار است اين جريان همراهی بخش گسترده‌ای از ایرانیان خارج از كشور را هم با خود دارد. مراكز عمده شهری و جامعه شبه سكولار تحصیل‌کرده، صاحبان شرکت‌های كوچك، بخشی بزرگي از بازاریان جدید و بوتیک‌داران شهری و خرده‌فروش‌ها، تولیدی‌های خُرد و… را در بر ميگيرد.
احترام احمدي نژاد به قبر پدر معنوی‌شان كوروش، برخلاف همه سیاسی‌هایی كه در دهه فجر به‌جایی دیگر می‌روند و ادعای مكتبِ ایرانی كه از قبل توسط تئوریسین جریان او مطرح شده است، فقط سعی در رأی دوشی انتخاباتی نیست، بلكه نوعی ادغام را هم نشان می‌دهد.
دو: مركزگریزها
گفتمانی كه در دو دهه اخیر به‌سرعت در حال گسترش بوده است. گفتمان مركزگریزی در میان غیر فارس زبانان در ایران می‌باشد. این جریان همواره از سر ناچاری نداشتن كانديد مطلوب مورد سوءاستفاده اصلاح‌طلبان قرارگرفته است. این جریان قبلاً منحصراً كوردی و تا اندكی در میان بلوچ‌های سنی هم ریشه داشته است. اما امروز این جریان با غلبه منطق اقتصادی بر نامنطقي استسمار حاشیه توسط مركز با کلی‌گویی و کلی‌بافی‌ها، اكنون می‌تواند به گفتمانی سراسری و حداكثری تبدیل شود. با دانستن اینكه مجموع اقلیت‌ها در ایران خود اكثریت مطلق است.
دوقطبی #مركزگرا_عدم_تمركز دوقطبی آینده در فضای سیاسی ایران است.
احمدی‌نژاد از این امر هم غافل نبوده و برخلاف کلی‌گویی‌های جریان‌های دیگر كه قصد انكار آن را دارند، او می‌خواهد از آن دوقطبی هم رأی بگیرد.
او می‌خواهد چگونه رأی بگیرد؟
احمدی‌نژاد جامعه رأی‌دهنده ایران را در چهار گروه عمده دسته‌بندی كرده است.
اول: گروه سازمان یافتگان مركزقدرت
او با نهی رهبر در این مرحله از آرای آنان محروم شده بود. گروهی كه دوست دارد خود را اصولگرا بداند. او این گروه را چندان جدی نمی‌گیرد. او در سال ٩٤ صراحتاً اعلام كرد كه این جریان (اصول‌گرائی) در جامعه ایران مرده است و حتی از اصلاح‌طلبان درجه‌دو و سه هم به‌راحتی شكست خواهد خورد. او در همان تاریخ هم مسیر خود را از آن‌ها جدا كرده بود.
انتخابات سال ٩٤ در هر دو مجلس نشان داد كه احمدی‌نژاد راست می‌گفت و تنها پناهگاه و كانون قدرت اصول‌گرایان فقط شورای_نگهبان است و بس. احمدی‌نژاد آن‌ها را ناچار به این می‌بیند كه در آینده دوباره به او متوسل بشوند.
دوم: محرومان
حاشیه‌نشینان، روستائیان، حلقه‌های عرفانی و اقلیت‌های مذهبی و بسیار گروه‌های دیگر كه در یك كلیت به نام محرومان توسط او دیده می‌شوند.
او محرومان را در معنای people می‌بیند و چه كسی پوپولیست‌تر از او!
او محرومان را فاقد چهارچوب مشخص سیاسی و دال_مركزی گفتماني سياسي می‌بیند. كه درواقع همین‌طور هم هست. او آن‌ها را نوازش می‌کند، به میانشان می‌رود و رأی آن‌ها را می‌خرد، (یارانه٢٥٠هزار).
احمدی‌نژاد خوب می‌داند كه هیچ‌کدام از رقبای او نمی‌توانند مستقیماً به آرای محرومان دست پیدا كنند چون هیچ‌کدامشان گفته اي قابل ترجمه به منافع آن گروه ندارند.
محروم شناسی از تخصص‌های بارز او و محروم نوازی هنر احمدی‌نژاد است.
سوم: پان_ایرانیست_ها
كسانی كه حضور و نفوذشان (همچنان كه بدان اشاره شد)، چه به‌صورت گفتمانی و چه به شبکه‌های جدید و حلقه هاي كاری و سیاسی، بسیار گسترده شده است.
این جریان شبه سكولار، شبه مدرن و شبه فاشیستی است كه اكنون توان حضور مستقل در فرايند انتخابات را ندارد.
احمدی‌نژاد بالاترین مقام سیاسی ایران در چهار دهه گذشته است كه تا حدودی دال‌های آن‌ها را به رسمیت شناخته است. او هم با استوانه كوروش و هم با قبرش شیرین‌کاری انجام داده است. احمدي نژاد شخصی غیرروحانی كه ثابت كرده است توان انعطاف در دیدگاه خويش را هم دارد و به راحتي می‌تواند بسیاری از مواضع آن‌ها را هم اتخاذ كند. درواقع دیدگاه #مكتب_ایرانی در اسلام، كه توسط مشایی مطرح‌شده است و بلافاصله توسط بسیاری از مراكز مذهبی در ایران به‌شدت رد شد، یك ابزار رأی‌گیری از مردم نبود بلكه استراتژی بلندمدتی برای یك جریان سیاسی محسوب می‌شود.
چهارم: غیرفارس_زبانان
اكثریت خاموش سیاسی در ايران.
احمدی‌نژاد شلواركوردی، چوقای_بختیاری، كلاه_تركمنی و دشداشه_عربی را هم امتحان كرده است. او در میان سیاست مداران ایران در این زمینه هم اولین است.
احمدي نژاد اولین كسی هم بود كه به‌صراحت از تمركز صنعت در تهران انتقاد كرد. هرچند در دوران ریاست‌جمهوری‌اش دیدگاه او در زمینه عدم تمركز صنعتي و اقتصادي نه مدون بود و نه در حل عدم تمركز ثابت‌قدم بود، اما در تقلیل گرایانه ترین حالت، او اين امر راهم انكار نكرده است. كاری كه دیگران در همه خطابیه و سخني آن را به‌عمد انجام می‌دهند. نباید فراموش هم كرد كه تركیب همراهان و نزدیكان او بیشتر از هر رئیس‌جمهوری در ایران متنوع‌تر از جهت زبانی و قومي بوده‌اند.

چون او می‌خواهد در آینده‌ای نزدیك یك حزب كه خود را جریان_سوم می‌داند تشكیل بدهد.
هدف او در این انتخابات تبرئه كردن خود و همراهانش از بسیاری از اتهامات نسبت داده‌شده به آن‌ها بود، همچنین رفع مسئولیت از بسیاری از اعمال انجام‌گرفته در دو دوره ریاست جمهوری خویش.
اگر مشایی را تئوریسین جریان احمدی‌نژادی بدانیم كه درواقع هم‌چنین است، مشایی در لباس بختیاری و با زبان صریح مدعی شد “فقط_عزائیل_كشور_را_ترمیم_میكند”. او مدعی شد كه مرگی نزدیك خیلی از معادلات را تغییر خواهد داد. او و شاگردانش با دانستن تمام تبعات عملی كه در بالاترین سطح از آن نهی شده بودند. سعی كردند قبل از آن اتفاق كه خودشان “ترمیم_كشور” می‌دانند، وجه قهرمانی كه مورد ظلم واقع‌شده است به خود بدهند. آن‌ها موفق هم شدند.
آن‌ها با فعال كردن شبكه یاران قبلی خویش در سراسر كشور و چند برد رسانه‌ای مهم، و يادآوري تداوم خويش به بدنه همراهان قبليشان، هم خود را برای روزهای مهم “#ترمیم_كشور” آماده كردند و هم شرایط دوقطبی نامیده شده فعلی را از هر دو قطب به موضع ضعف راندند.
امروز هر دو قطب از رد صلاحیت او خوشحال به نظر می‌رسند، اما شاید اگر برعکس، او تأیید صلاحیت می‌شد و در انتخاباتی كه موفقیت او چندان احتمال بالایی نداشت شكست ميخورد موفقیت او در پياده كردن برنامه هاي آینده اش ضعیف‌تر می‌شد.
درنهایت این ادعا می‌تواند صحیح به نظر برسد كه احمدی‌نژاد علاوه بر بازیگری بهتر و سخنرانی بهتر به نسبت رقبایش، او قرمزقرمز دوراندیش‌تر و جسورتر هم می‌باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)