مدرسه فمینیستی: بعد از پیروزی انقلاب مشروطه، زنان با تلاش بی وقفه خود و همراهی دولت، در زمان رضاشاه توانستند وارد دانشگاه ها شوند و این مبارزه در عرصه های نابرابر دیگر اجتماعی ادامه داشت تا به دوره انقلاب و پیروزی آن در سال 1357 می رسیم. تا پیش از پیروزی انقلاب هرچند که برخی از اصلاحات به نفع زنان در قوانین ایران بوجود آمده بود ولی هنوز قوانین تبعیض آمیز و نابرابر، جان سختی نشان می داد تا بالاخره بعد از انقلاب 57 نه تنها باقی ماندۀ قوانین تبعیض آمیز ملغا نشد بلکه قانون حمایت از خانواده را در همان روزهای اول انقلاب، ملغا کردند. این اولین یورش به حقوق زنان بعد از انقلاب بود. قدم بعدی، محروم کردن زنان از کرسی قضاوت بود یعنی قاضی شدن و حق قضاوت را از زنان گرفتند و در نهایت، با انواع و اقسام حیله ها و خشونت ها، حرکت تاریخاَ رو به جلو زنان را کند و مسدود کردند.

ساختار پدرسالار جامعه به طور دایم در فکر این بوده و هست که چگونه این قوانین نابرابر را حفظ کند و قوانین تبعیض آمیز دیگری به آن بیفزاید. در این میان نقش «خانواده سنتی» که همسو با این تفکر بوده است متأسفانه به این چرخش وارونه، بسیار کمک کرده است که خود حکایتی دیگر دارد. در دوران پیش از انقلاب اغلب خانواده های سنتی نظرشان این بود که دختران در خانه بمانند و خانه داری یاد بگیرند تا اینکه به مدرسه رفته و باسواد شوند. معتقد بودند که سواد، دختران را فاسد می کند و به بیراهه می کشاند. اما زنان ـ به ویژه نسل جوان ـ به این گونه نظرات واپس گرایانه وقعی ننهادند و از همان دوره، در زمینه تحصیل علم و دانش به تلاش خود ادامه دادند و الحق که خوش درخشیدند و پس از انقلاب نیز با وجود انبوه موانع موجود در جامعه و در خانواده، دست از تلاش بر نداشتند، به طوری که در دهه گذشته متقاضیان ورود به دانشگاهها چند برابر افزایش یافت.

انگیزه زنان برای برقراری قوانین برابر، لغو قوانین تبعیض آمیز، مقاومت در برابر ساختار مردسالار جامعه، و امید به تغییر فرهنگ خانواده سنتی (از طریق تحصیلات دانشگاهی و کسب استقلال اقتصادی) یک نیروی محرکه قوی برای ادامه تحصیل و رسیدن به جایگاه اجتماعی مناسب می دانند. در نتیجه آنها توانستنند موانع تحصیلی را یکی پس از دیگری از سر راه خود بردارند. به همین خاطر در چندین سال گذشته آمار قبولی زنان در آموزش عالی از مردان هم پیشی گرفته است.

اما حضور چشمگیر زنان در عرصه آموزش، قانونگذاران و مسئولان آموزش عالی را به وحشت انداخته است. آنها هم دست به کار شده اند و سرکوب زنان و خانه نشین کردن آنان را از طریق: تدوین قوانین تفکیک جنسیتی، بومی گزینی، برپایی دانشگاه های تک جنسیتی و محروم کردن زنان از انتخاب 77 رشته دانشگاهی، به اجرا درآوردند و بدین ترتیب امروز بیش از 60 دانشگاه مانع از پذیرش دختران در برخی از رشته ها شده اند. برای مثال دانشگاه تهران علوم تجربی در بخش کشاورزی، پردیس منابع طبیعی واقع در کرج دانشجوی دختر نمی پذیرند و در بخش علوم ریاضی فنی در رشته های مکانیک مهندسی معدن زنان حق ورود به این رشته ها را ندارند، در صورتی که در گذشته این طور نبود و زنان هم می توانستند این رشته ها را انتخاب کنند.

اما این هجمه مسئولان آموزش عالی برای محروم کردن زنان در آموزش برای چیست؟ غیر از این است که می خواهند زنان را به خانه برگردانند؟ واقعاَ آنان از چه می ترسند که حتی حاضرند از نیازها و مواهب جامعه مدرن چشم پوشی کنند تا مبادا فرصت های برابر علمی و شغلی برای زنان فراهم شود. به همین خاطر دائما در فکر مانع تراشی بر سر راه تحصیل و انتخاب رشته توسط دختران دانشجو هستند. در صورتی که زنان در امر آموزش و فراگرفتن دانش و تخصص، هیچ تفاوتی با مردان ندارند .

تاثربرانگیز است که این استعدادها چگونه سرکوب می شوند. زنان برای ادامه تحصیل مجبور می شوند به رغم استعداد و علاقه شان، رشته تحصیلی را که علاقه ای به آن ندارند انتخاب کنند و این واقعا تحقیرآمیز است و هر زنی با تمام وجودش این تحقیر را حس می کند. این گونه سیاست ها نهایتاَ منجر به حذف سیستماتیک زنان از عرصه فعالیت های اقتصادی می شود و حضور زنان را در عرصه اجتماعی و توانایی برای کسب استقلال، کم رنگ کرده و خانواده و همسر داری و بچه داری را پر رنگ می کند. اگر قانونگذاران و مسئولان آموزش عالی به این تبعیض ها خاتمه ندهند بی شک تلاش زنان کنشگر و مدافع خقوق برابر، مانع به ثمر رسیدن چنین سیاست های ظالمانه ای خواهد شد. به باور من این سیاست ها ناشی از مخالفت و هراس از ارتقاء آگاهی زنان است چرا که در طول تاریخ ثابت شده که آگاهی و دانش، به زنان توان برهم زدن نظم تبعیض آمیز و مردسالار جامغه را می دهد. تفکیک جنسیتی یا همان تخریب موقعیت های اقتصادی، اجتماعی و علمی نیمی از جمعیت کشورمان می تواند به روند توسعه پایدار و سلامت کشورمان آسیب های جدی برساند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)