سیرک انتخابات جمهوری اسلامی اکنون پیرامون میمونی فداکار بنم محمود احمدی‌نژاد دور می زند که در دههٔ شصت خورشیدی، چهار سال سمت معاون و فرماندار ماکو و خوی در ارومیه و دو سال سمت مشاور استاندار سنندج را بر عهده داشت و در کشتارهای کوردستان نقش عدیده ای برعهده داشت، نقشی که سایه ننگین و شومش در ترور وین نیز دیده می شود.

نگاه روژی کورد

سیرک انتخابات انتصابی جمهوری اسلامی، مدت چند سالی است که دیگر شور و هیجان انقلابی دوران ابتدای پیروزی انقلاب مردمی بعدا ربوده شده و یا حتی دوره جنگ و شعار مرگ مرگ تا پیروزی و حتی دیگر امروزه شور دوره سال 1388 را نیز ندارد، از این رو این سییرک جهت بیشتر رسانه ای و مورد عطف توجه واقع شدنش نیاز به روشهای نوین و هیجان زایی دارد که انجام آن بدون وجود میمون یا میمونهای فداکار که گاه در نقش موش و گربه نیز ظاهر می شوند، میسر نیست، موش و گربه ای که در انتهای سیرک به بیننده می فهمانند که هدف آنها نه شکار و نابودی دیگری بلکه خنداندن (البته اینجا به ریش مردم خندیدن بیشتر مفهوم دارد) یا سرگرم کردن تماشاچیانی است که گاها به رغم حرفه ای بودن، سعی در به تمسخر گرفته شدن دارند، می باشد.

طی 12 سال گذشته، این سیرک شخصیت یا بهتر است گفته شود شخصی را پیدا نموده است که در اوج فداکاری و اخلاصش برای نظام و شخص خامنه ای، با یک تحلیل ساده فرویدی کاملا می توان پی برد که از لحاظ شخصیتی وی نیاز مفرط به طرح شدن و محل توجه قرار گرفتن دارد، نیازی که به ویژه در امور و زمان انتخابات، به خوبی مکان رفع نیاز و محل توجه واقع شدن را به وی می دهد که این نیاز وی به محل توجه قرار گرفتن و این اخلاص وی به نظام از یک سوی و نیاز نظام به این میمون فداکار جهت هیجانی و محل توجه قرار گرفتن و رسانه ای شدن انتخاباتش، لازم و ملزوم یکدیگر می باشند و در نتیجه تمامی عناصر نظام اکنون سعی در برجسته نمودن احمدی نژاد دارند.

احمدی نژاد که بیشتر مشکلات شخصیتی اش که به صورت عقده روانی نمایانگر شده است به شکل ظاهری، قد کوتاه، عیوب هویدا در صورت، سرکوب در دوران کودکی از سوی خانواده، ضعف طبقه اجتماعی وی در مقایسه با بیشتر سران نظام که برخی تحصیل کرده خارج نیز می باشند (نام خانوادگی اصلی احمدی نژاد، سبورجیان می باشد که به معنای رنگرز است، وی از پدری آهنگر در ۶ آبان سال ۱۳۳۵ در بخش آرادان از توابع گرمسار در استان سمنان متولد شد. گفته می شود؛ سبورجیان، به معنای بافنده سبور (شال یهودیان) است و این نام در وزارت کشور در فهرست نام‌های خانوادگی یهودیان ثبت شده‌است که این امر که احمدی نژاد از تبار یهودی زاده شده است اثبات نشده است و برخی بر آنند که شهرت اصلی وی صباغیان بوده است که به معنای رنگرز می باشد).

محوری نمودن احمدی نژاد جهت گرم نمودن سیرک انتخابات تنها به نام نویسی وی باز نمی گردد، این مسئله حتی به توصیه خامنه ای از وی جهت عدم شرکت در انتخابات نیز باز نمی گردد. در سال پایانی هر دوره از ریاست جمهوری جمهوری اسلامی، این نمایشها شروع می شود. اینجا نیز مسئله دقیقا به همین منوال است. ابتدا انقادات از عملکرد رئیس جمهوری کنونی شروع می شود، وی و طرفداران و رسانه های وابسته اش نیز به پاسخگویی می پردازند، قضیه سپس به مجلس کشیده می شود و سپس مسئله به محاکمه کشانیدن طرفین و طرح دعوی های ظاهری آغاز می گردد که سپس با وساطت فردی (بیشتر رهبر) خاتمه می باید.

در مسئله احمدی نژاد نیز طرح مسئله ناشفافیت مالی، دزدی های کلان در این دوره و مسائلی از این دست مطرح شد که در انتها به همین منوال خاتمه یافت، سپس مسئله کاندیداتوری مجدد وی مطرح شد که خامنه ای به وی توصیه نمود جهت امتناع از دو قطبی شدن انتخابات از شرکت خودداری کند و در انتها وی آمد و اکنون نیز مسائلی از قبیل “به چالش کشیده شدن شورای نگهبان از سوی وی” و “هنجارشکنی” و مسائلی از این دست، ذهنیت برخی از نویسندگان و سیاسیون را به خود مشغول داشته است، مسائلی که می توان به صراحت گفت تنها برخواسته از ذهن این نویسندگان است و نه واقعیت مسئله و واقعیت وجودی این نظام.

از اینرو می توان به جرات نوشت که اتاقهای فکری نظام در زمینه رسانه ای کردن انتخابات تهی از هیجان نظام جمهوری اسلامی که به صورت انتصابی بوده و انتخابات تنها رویه و رویه ی ظاهری داشته و ابزاری برای کسب مشروعیت و به رخ کشیدن مشروعیت نظام می باشد، موفق عمل نموده اند.

اینجاست که روشنفکر و رسانه هوشیار نباید در این دام عمیق رژیم اتاقهای فکری اش افتاده و در آخر زمینه را برای مطرحتر شدن و هیجانی تر شدن انتخابات فراهم نماید.

تنها راهکار منطقی در مواجه با انتخابات این نظام، رویکر تحریم می باشد، بقیه گزینه ها راه به سراب خواهد بود، سرابی که نتیجه آن تنها طولانی تر شدن عمر نظام و دراز شدن شب ظلمت و افزایش میزان اعدامها و شمار مشکلات و فاجعه ههای اجتماعی و آسیب هایی می باشد که امروزه بنیان این جامعه را نشانه گرفته است و احمدی نژاد در این میان تنها نقش میمونی فداکار را ایفا می نماید که از این طریق بر عقده های ادیپی خویش نیز فائق می گردد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)