تا اون جایی که من جسته گریخته دیدم حدسم این است این تحلیل  عبدالله ناصری از اصلاح طلبان به اونچه در انتخابات 96 اتفاق خواهد افتاد نزدیکتر باشد:
https://goo.gl/oPKvM3
یادداشت زیر اما مستقلا قابل خواندن است و علاوه بر تایید و همراهی با تحلیل فوق، ایده ی ائتلاف تاکتیکی جریان اصلاح طلب و تیم احمدی نژاد را برای برون رفت از بن بست هایی که اصلاح طلب ها و عدالت خواه های حقیقی نه بدلی و حکومتی  با آنها مواجه اند را طرح می کند.

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

1- اگر قرار باشد رئیسی جانشین مقام رهبری باشد قاعدتا کاندیدای نهایی اصولگراها نخواهد شد و حداکثر بعد از مناظره ها به نفع اصولگرای دیگری کنار خواهد رفت، مشابه مدل عارف در 92. با این ترفند رئیسی در قالب یک منتقد وضع موجود عمدتا با انتقادهای اقتصادی به نفع طبقه ی فقیر و محروم حامی جناح راست سنتی و رهبر معرفی خواهد شد. اما بعید است استراتژیست های نظام ریسک انتخابات دو قطبی روحانی/رئیسی که در نهایت برنده اش روحانی خواهد بود را به قیمت سوختن رئیسی به جان بخرند چون هر چه باشد روحانی همچنان کاندیدایی اصولگراست و نه در چارچوب معیار ها و آرمان های راستین اصلاح طلبی.

2- احتمالا چندین کاندیدای اصولگرا از چند جهت اقتصادی/سیاست خارجی/فساد هایی شبیه حقوق های نجومی و.. روحانی را خواهند کوبید و به شدت انتخاب شدنش در دور اول را تهدید خواهند کرد. یادمان باشد حتی در سال 92 هم که طبقه رای خاکستری به شدت از خطر جنگ و تحریم ترسید و به روحانی داد باز هم رای روحانی چیزی نزدیک به 50 درصد شد.

3- برای مقابله با مشکل فوق اصلاح طلبان و اعتدالیون باید نه تنها کاندیدای پوششی داشته باشند بلکه در صورت وجود چند کاندیدای اصولگرا آنها هم با چند کاندیدای پوششی وارد صحنه ی مناظرات شوند نه فقط یک کاندیدا تا در مناظره های گروهی از شدت و برآیند انتقادات علیه کارنامه ی روحانی کاسته شده و در نهایت از نظر طبقه ی خاکستری جامعه به عنوان مخاطبانی تعیین کننده، حداقل توازنی در موضع گیری ها علیه و له او برقرار شود و در نهایت تصمیم نهایی با توجه به عملکرد جناح مقابل مشابه سال 92 و استعفای عارف گرفته شود.

به نظر بنده سال 88 هم اگر احمدی نژاد در مناظره ی رودررو با موسوی با استراتژی هجومی و منتقدانه حمله نمی کرد با وجود سابقه ی یک دوره رئیس جمهور بودن انتخاب نمی شد یا حداقل در دور دوم انتخاب می شد. کاری مشابه آن را روحانی با سمبل ها و نمادهایی مانند “برخورد گاز انبری” در مناظرات 92 کرد اما به نظر بنده شرایط جنگ و تحریم بسیار بیشتر به کمک اش آمد اما این بار برخلاف سال 92 روحانی 4 سال عملکرد برای انتقاد اصولگراها دارد و بی کارنامه نیست که این می تواند پاشنه ی آشیل او شود. ضمن این که با وجود کنار گذاشتن تحریم های جدید کنگره آمریکا علیه ایران و حمله نظامی به سوریه که یکی از مقامات اسرائیل صریحا آن را پیامی به ایران هم دانست بعید است تحریم و جنگ همچون سال 92 به کمک روحانی بیاید.

و اما یک ایده ی تاکتیکی:

4- آن قدر که اصلاح طلب ها با عملکرد موسوی در سال 88 به نظام بدهکار شدند احمدی نژاد به اصلاح طلب ها بدهکار نیست.تئوریسین های اصلاح طلب و آقای خاتمی جسارت کنند، پوپولیسم را کنار بگذارند و جواب مشایی/احمدی نژاد را بدهند. خاتمی بدون آن همه تمنا و التماسی که برای “آشتی ملی” و نادیده گرفتن حوادث 88 کرد و با جواب صریح و قاطع رهبری سنگ روی یخ شد دل از قدرت بکند. رو به سوی جامعه و پایگاه رای همچنان زیاد احمدی نژاد کند و با همان استدلال وحدت ملی و حساس بودن شرایط کشور علاوه بر اثبات دوباره منش اخلاقی والای خودش و برای اثبات گفتگوی تمدن ها که باید از گفتگوی ملی در داخل کشور شروع شود ضمن بیان دوباره ی انتقادهای خود از کارنامه ی احمدی نژاد قدیم، برای یک گفتگوی ملی اعلام آمادگی کند. با این کار جریان و گفتمان اصلاح طلبی را که به شدت از عدم توجه به عدالت طلبی و دور افتادگی از طبقات محروم جامعه رنج می برد با گفتمان عدالت خواهی و اسلام ایرانی احمدی نژادی های جدید 96 پیوند بزند و برای پر کردن این خلا تلاش کند (هر چه باشد خود اصلاح طلب ها هم همان دهه ی شصتی های قدیم هستند).

هر چند اکنون شاید دیگر خیلی دیر شده باشد ولی تلاش برای پیوند پایگاه اجتماعی این دو خاتمی و احمدی نژاد می توانست هزینه ی رد صلاحیت کاندیدا های واقعی اصلاح طلب و عدالت خواه این دو جریان را برای حکومت زیاد کند و گامی برای تحقق “انتخابات آزاد” به عنوان یک آرمان اصلاح طلبانه ی اصیل باشد. انتخاباتی که به مردم این حق را بدهد از بین یک اصلاح طلب ، یک اعتدال گرا و یک عدالت طلب دست به انتخاب بزنند. اصلاح طلبان را از این انفعال و تسلیم شدن در برابر بی تفاوتی روحانی نسبت به مطالبات و شروط آنها رهایی بخشد و نقطه ی عطف تازه و سرفصل نوینی در تغییرات جریانات سیاسی معاصر ایران باز کند. قطعا این بزرگ منشی را باید همان کسی داشته باشد که دم از آشتی ملی و گفتگوی تمدن ها می زند و این آزمونی خواهد بود برای خاتمی که ثابت کند او و اصلاح طلب ها آشتی را برای پست و مقام نمی خواهند و تمنای قدرت نمی کنند بلکه باور راستین شان انسجام و وحدت ملی بین طبقات مختلف اجتماعی و جامعه مدنی است. وگرنه سیاست عقلانی دوست و دشمن ابدی نمی شناسد و حول منافع  مشترک  سامان می یابد نه حب و بغض های پوپولیستی تاریخی.

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

 

https://www.youtube.com/edit?o=U&video_id=5y9NcwzwMfI

https://www.youtube.com/edit?o=U&video_id=WWPtJe2xQLc

 

https://www.youtube.com/edit?o=U&video_id=Ma7-gw7bUKs

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)