در سطور زیر گفتگوی کار آنلاین را با بهروز خلیق در باره انتخابات ریاست جمهوری ماه آینده در جمهوری اسلامی ایران، اوضاع نیروها در آستانۀ انتخابات، تعادل و توازن بین آنها، سناریوهای ممکن، و وضع و سیاست نیروهای تحول طلب نسبت به این انتخابات را می خوانید. بهروز خلیق مسئول هیئت سیاسی – اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) است، اما در این مصاحبه به عنوان کنشگر سیاسی حضور دارد.

رفیق خلیق، مایلیم این مصاحبه را بر کیفیت ممکن موضعگیری نیروهای تحول طلب در انتخابات پیش رو متمرکز کنیم. اما طبعاً در ابتدا باید نگاهی به وضع موجود داشته باشیم: یک ماه و نیم به انتخابات مانده است و تحرک انتخاباتی کمی به نظر می رسد. منظور تحرک سیاسی در “جامعه” نیست. جنب و جوش جامعه گاه در آخرین روزها عیان می شود. منظور تحرک انتخاباتی در جامعۀ سیاسی و مدنی است. آیا چنین است؟ اگر آری، فکر می کنید چرا؟

آری. صحنه انتخابات در حال حاضر سرد است و تحرک جدی در جامعه مشاهده نمی شود. دلایل زیادی را می توان شمرد. من به سه دلیل اشاره می کنم:
١. هنوز صحنه انتخابات روشن نیست. اصول گرایان تا کنون قادر نشده اند کاندیدای خود را معرفی کنند. با وجود اینکه تعدادی از اصول گرایان از چند ماه قبل به فکر افتادند که تشکیلات جدیدی را راه بیاندازند و اصول گرایان را زیر چتر آن گرد آورند تا بتوانند کاندیدای واحد معرفی کنند، ولی در این امر ناکام ماندند. هم چنان پراکندگی در صفوف آن ها حاکم است و جریان های درون آن هر کدام ساز خود را می زنند.
٢. وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در آستانه انتخابات به فعالین شبکه های اجتماعی، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و مدنی یورش برده، تعدادی از ان ها را دستگیر کرده و کانال های تلگرامی که به اصلاح طلبان و حامیان دولت تعلق داشتند، از دسترس خارج کردند. کانال های تلگرامی در حال حاضر به وسیله ارتباطی فعالین سیاسی و مدنی تبدیل شده است. ارگان های اطلاعاتی و قوه قضائیه تصمیم گرفته اند که از تاثیر شبکه های اجتماعی بکاهند. به گفته دادستان کل ایران هرهفته در ایران ١۶ تا ٢٠ هزار کانال تلگرام فیلتر می شود. در کنار این فشارها، ارگان های امنیتی برخی فعالین سیاسی و مدنی را احضار کرده و آن ها را تحت فشار گذاشته اند که در انتخابات فعال نشوند.
٣. گروه های وسیعی از جامعه در انتخابات مجلس شرکت کردند و به نفع لیست اصلاح طلبان رای دادند. ولی مجلس برآمده از انتخابات با وجود فراکسیون پرشمار اصلاح طلبان، و اعتدال گرایان در دفاع از حقوق شهروندی، فساد ساختاری و مطالبات کارگران، معلمان، بازنشستگان و ……. کاری انجام نداد. مجلس حتی به تحقیق و تفحص از شهردار تهران رای نداد. گروه هائی از جامعه در انتخابات شرکت می کنند، به کاندیدا و لیست اصلاح طلبان رای می دهند و به آن امید می بندند. ولی آنچه از صندوق ها بیرون می آید، چنین مجلسی است که شوقی را برای تحرک در انتخابات بر نمی انگیزد.

آیا در این ارتباط عملکرد دولت روحانی هم را دخیل می دانید، یعنی حدود تحقق و عدم تحقق وعده های روحانی در جریان انتخابات دور پیش در وضع کنونی نقشی نداشته است؟
به نظرم عملکرد دولت روحانی تاثیرات منفی روی بخشی از فعالاین سیاسی و اجتماعی و گروه هائی از جامعه به ویژه گروه های کم درآمد جامعه گذاشته است. مسئله آزادی های سیاسی، مطالبه گروه های وسیعی از جامعه به ویژه طبقه متوسط جدید است. روحانی در این موضوع قدمی برنداشته است. اقدامات اقتصادی روحانی تاثیر محسوسی در زندگی گروه های کم درآمد جامعه نداشته است. به همین خاطر ناامیدی در بین گروه هائی از جامعه نسبت به حسن روحانی و انتخابات شکل گرفته است.

تعادل و توازن میان نیروهای مختلف چگونه است؟
دو جریان اصلی در صحنه انتخابات حضور دارند. ائتلاف اصلاح طلبان ـ اعتدال گرایان و اصول گرایان. اصول گرایان پرامکان ولی کم هوادارند. اصول گرایان از حمایت سپاه، بسیج، ارگان های امنیتی، قوه قضائیه، شورای نگهبان، بنیادهای متعدد، ائمه جمعه….. برخوردارند ولی پایه اجتماعی محدودی دارند. اصلاح طلبان رای گروه های نسبتأ وسیعی از جامعه را در انتخابات جلب می کنند. زمانی که اصلاح طلبان کاندیدا و لیست واحد ارائه می دهند، قادرند در پای صندوق های رای، اصول گرایان را شکست  دهند. ولی در مواردی بلوک قدرت انتخابات غیرآزاد را به طرق مختلف از جمله رد صلاحیت ها مهندسی می کند. مثل انتخابات سال ١٣٨۴و ١٣٨٨. در چنین حالتی اصول گرایان پیروز از انتخابات بیرون می آیند. در دو انتخابات گذشته ائتلاف اصلاح طلبان ـ اعتدال گرایان کاندیدا و لیست واحد معرفی کردند و به موفقیت دست یافتند. می توان گفت که در “بالا” و در درون حکومت وزن اصول گرایان سنگین است و در سطح جامعه اصلاح طلبان.

نیروهای اپوزیسیون چی؟
برای اپوزیسیون به جهت غیرآزاد بودن و غیردمکراتیک بودن امکان مشارکت وجود ندارد. لذا توازن در میان آن ها با مشارکت، عدم مشارکت و تحریم موضوعیت دارد. هنوز مواضع نیروهای اپوزیسیون نسبت به انتخابات اعلام نشده است. لذا نمی توان ارزیابی از توازن بین نیروهائی که در انتخابات شرکت می کنند و نیروهائی که انتخابات را تحریم می کنند یا موضع عدم شرکت اتخاذ می کنند، ارائه داد. ولی می توان گفت که در بین اپوزیسیون سه موضع نسبت به انتخابات وجود دارد. موضع اول شرکت در تمام انتخابات صرفنظر از غیرآزاد و مهندسی بودن انتخابات است. موضع دوم به نیروهائی تعلق دارد که با انتخابات برخورد مشخصی ندارند و همواره انتخابات را تحریم می کنند. اما دسته سومی در اپوزیسیون وجود دارد که با شرکت و عدم شرکت در انتخابات برخورد مشخصی کرده و موضع شرکت یا عدم شرکت اتخاذ می کنند.

نقاط قوت و ضعف هر نیرو کدام اند؟
از نظر صحنه انتخابات نقطه قوت اصول گرایان اتصال به ولی فقیه و بیت او، قوه قضائیه، سپاه پاسداران، ارگان های امنیتی، ائمه جمعه، بخشی از روحانیت سنتی، صدا و سیما و خبرگزاری ها و برخورداری از منابع وسیع مالی است. ولی ضعف اصلی آن ها، بی اعتباری در میان گروه های وسیعی از جامعه، آلوده بودن به فساد، رانت خواری، اقتدارگرائی و پایه محدود اجتماعی است. نقطه قوت اصلاح طلبان برخورداری از حمایت نسبتأ وسیعی از گروه های جامعه در انتخابات است که آن ها را به اصول گرایان ترجیح می دهند. بخش هائی از این گروه ها را نمی توان پایه اجتماعی اصلاح طلبان به حساب آورد. نقطه ضعف اصلی آن ها نگاه به “بالا” و کم توجهی به جامعه مدنی است.

بر این پایه، کدام سناریوها را می توان ترسیم کرد؟
نمی توان سناریو خاصی را در حال حاضر ترسیم کرد. ولی می توان سیاست ها و عملکردها را مشخص کرد. جریان حاکم و به ویژه راست افراطی و فرماندهان سپاه می خواهند حسن روحانی را تک دوره ای کنند. و اگر قادر نشدند، آراء او را پائین بیآورند تا در موقعیت ضعیفی قرار گیرد و به برنامه های آن ها تن دهد. موقعیت حسن روحانی به جهت عمل نکردن به وعده های انتخاباتی و به خاطر سکوت در مقابل نقض حقوق شهروندان و پیشبرد سیاست های ضدکارگری در سطح جامعه تضعیف شده است. اگر صحنه انتخابات هم چنان سرد بماند و میزان مشارکت مردم بالا نباشد، اصول گرایان در موقعیت مناسبی قرار خواهند گرفت. چرا که نیروی اجتماعی اصول گرایان سازمان یافته و سازمان پذیر است و به طور ثابت به نفع اصول گرایان در انتخابات شرکت می کنند. ممکن است با کاندیدا شدن ابراهیم رئیسی، انتخابات قطبی شود. در چنین حالتی احتمالأ انتخابات گرم خواهد شد و صف بندی آشکاری بین دو نگاه، دو برنامه و دو سیاست موجود در جمهوری اسلامی شکل خواهد گرفت.

قدری بر این “جریان حاکم” مکث کنیم. آیا منظور از آن غیر از خامنه ای و “بیت” اوست؟ اگر آری، پس کدام نیرو منظور شماست و اگر منظور همان خامنه ای است، خامنه ای اگر می خواهد روحانی را یک دوره ای کند، آلترناتیو اش چیست؟

جریان حاکم، خامنه ای و بیت او را شامل می شود. راست افراطی، فرماندهان سپاه و رسانه های وابسته به آن دو، ائمه جمعه و صدا و سیما با تمام قوا علیه حسن روحانی تبلیغ می کنند. تبلیغات تند همراه با اتهامات شدید. صدا و سیما، سپاه و ائمه جمعه زیرمجموعه های ولی فقیه اند. خامنه ای برنامه هایش را از کانال زیر مجموعه خود پیش می برد و در سخنرانی های علنی به آن ها خط می دهد. خامنه ای در پیام نوروزی از عدم تحقق اقتصاد مقاومتی انتقاد نمود و در سخنرانی در مشهد دو الگوی مدیریتی را پیش کشید. مشخصات یک الگو را مدیریت متدین٬ انقلابی و کارآمد نامید و دیگری را مدیریت ضعیف٬ بی حال و غیرانقلابی. او مشکلات اقتصادی را مربوط به زمان‌هائی دانست که مدیریت انقلابی نبوده است. بزعم خامنه ای تنها مدیریت انقلابی می تواند الگوی ” اقتصاد مقاومتی” را پیاده کند. حسن روحانی داعیه مدیریت انقلابی را ندارد. از نگاه خامنه ای دوره روحانی دوره مدیریت غیرانقلابی، ضعیف و بی حال بوده است که قادر نشده اقتصاد مقاومتی را پیاده کند. خامنه ای اقتصاد را حلقه ضعیف نظام می داند که غرب روی آن انگشت می گذارد و به جمهوری اسلامی فشار وارد می کند. مثل دوره قبل از برجام. او می خواهد این حلقه ضعیف را برطرف کند و راه برطرف کردن آن را در مدیریت انقلابی می داند نه در مدیریت غیرانقلابی و “بی حال”. سیگنال های خامنه ای به نیروهایش، نشانه دهنده نظر او نسبت به انتخابات و حسن روحانی است. حرکت خامنه ای دو هدف را پی می گیرد. یک هدف تک دوره ای کردن روحانی است و هدف دیگر در صورت تحقق نشدن هدف اول، تضعیف روحانی و وادار کردن او به تمکین.
مشکل خامنه ای همانند اصول گرایان فقدان آلترناتیو است. اما در چند روز گذشته اخبار زیادی از کاندیداتوری ابراهیم رئیسی در رسانه ها درج می شود. اگر او کاندیدا شود، مشکل آلترناتیو بدرجات زیادی حل خواهد شد. اصول گرایان و مجموعه تحت مسئولیت خامنه ای از رئیسی حمایت خواهند کرد.

راستی! گاه صحبت از امکان دخالت سپاه در انتخابات آتی می شود. این امکان چقدر واقعی است؟
دخالت سپاه در انتخابات واقعی است. این دخالت به اشکال مختلف صورت می گیرد که پرداختن به آن فرصت بیشتری می طلبد. در این دوره هم می توان به موارد دخالت سپاه اشاره کرد. سازمان اطلاعات سپاه کانال های تلگرامی وابسته به اصلاح طلبان و حامیان روحانی را از دسترس خارج کرد و ادمین های آن ها را دستگیر کرد. یعنی مهمترین امکان ارتباطی آن ها را بست. در حالی که اصول گرایان به طور وسیع از کانال های تلگرامی استفاده می کنند و به تخریب حسن روحانی می پردازند. سپاه در هر انتخاباتی گروه هادیان سیاسی را فعال می کند و آن ها را به میان بسیجیان اعزام می کند. آن ها به نفع کاندیدای اصول گرایان و به زیان کاندیدای اصلاح طلبان تبلیغ می کنند. کانال های تلگرامی، خبرگزاری ها و سایت های وابسته به سپاه ماه هاست که برنامه تخریب حسن روحانی را پیش می برند. دخالت سپاه در انتخابات سال ١٣٨۴ و ١٣٨٨ خیلی آشکار و گسترده بود.

این حدود دخالت سپاه را می توان حدس زد. اما دخالت اثباتی، یعنی دخالت تا حد “به انتخاب رساندن” کاندیدای مورد نظر این نیرو چه؟ آیا اصلاً می توان از کاندیدای مورد نظر سپاه – سپاه به عنوان یک کلیت – حرف زد؟
احمدی نژاد کاندیدای سپاه و بسیج بود. سپاه تا حد “به انتخاب رساندن” احمدی نژاد در سال ١٣٨۴ و ١٣٨٨ دخالت کرد. بدون دخالت سپاه احمدی نژاد در دو انتخابات رای نمی آورد. البته احمدی نژاد در هر دو انتخابات کاندیدای نظام هم بود. احمدی نژاد در دوره اول پاداش سپاه و بسیج را داد. هم در چینش کابینه و هم با اعطاء قراردادهای کلان نفتی. وقتی از سپاه و نقش آن صحبت می شود، منظور اکثر فرماندهان سپاه و کادرهای مدافع آن هاست. طبعأ سپاه یک دست نیست. ولی صدای متفاوت از صدای فرماندهان اصلی سپاه به بیرون درز پیدا نمی کند.

قیاسی داشته باشیم با دورۀ پیش: می توان گفت که برنامۀ هسته ای جمهوری اسلامی موضوع کانونی انتخابات دورۀ پیش بود. فکر می کنید موضوع کانونی در این دوره چه باشد؟
در دوره قبل برنامه هسته ای و مسائل اقتصادی موضوعات کانونی انتخابات بود. برجام برنامه هسته ای را از دستور تبلیغات انتخاباتی خارج کرده است. شواهد نشان می دهد که مسئله اقتصاد و معیشت مردم به موضوع کانونی انتخابات تبدیل خواهد شد.

در این صورت کاندیداهای مختلف مبین کدام برنامۀ اقتصادی خواهند بود، یا کدام تمایزات را در این زمینه منعکس خواهند کرد؟
برنامه اقتصادی اصول گرایان همان اقتصاد مقاومتی است. ولی آن ها برای جلب گروه های کم درآمد جامعه شعارهای فریبکارانه ای  مطرح خواهند کرد. به ویژه در رابطه با افزایش یارانه ها. برنامه حسن روحانی همان سیاست های اقتصادی است که پیش می برد. او کارنامه اقتصادی دولت خود را مثبت می داند و از آن دفاع خواهد کرد. اصول گریان در مقابل روی رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و فقر دست خواهند گذاشت و از این زوایا به او حمله خواهند کرد.

آیا انتخاب ترامپ در امریکا و “برنامه”های او برای مواجهه با ایران، مجدداً موضوع مناسبات خارجی جمهوری اسلامی را در انتخابات پیش رو کانونی نخواهد کرد؟
رویاروئی بین جمهوری اسلامی و دولت ترامپ، مسئله جدی جامعه ما است. به ویژه اینکه ائتلافی از دولت ترامپ، دولت عربستان و دولت اسرائیل در حال شکل گیری است. ولی این موضوع هنوز جای خود را در صحنه سیاسی کشور پیدا نکرده است. به نظر نمی رسد که تا برگزاری انتخابات به مسئله کانونی تبدیل شود. مگر اینکه در این فاصله اتفاق خاصی بیفتد.

در بلندمدت تر از انتخابات چه؟
در بلند مدت این امکان وجود دارد. مثلث دولت ترامپ، عربستان و اسرائیل می خواهند جمهوری اسلامی را از عمق استراتژیک آن به عقب برانند. احتمالأ این برنامه ابتدا در یمن پیاده خواهد شد. تشدید تحریم ها و تهدیدها، می تواند رویاروئی بین جمهوری اسلامی و ائتلاف سه کشور را به مسئله کانونی کشورمان تبدیل کند.

از نظر شما موضوع [موضوعات] کانونی در این انتخابات چه باید باشد؟
از نظر من به عنوان نیروی اپوزیسیون چپ و تحول طلب، مسئله آزادی های سیاسی و انتخابات آزاد و اقتصاد، معیشت کارگران و مزدبگیران و عدالت اجتماعی باید موضوعات کانونی انتخابات باشد. انتخابات در جمهوری اسلامی آزاد و دمکراتیک نیست و امکان مشارکت کاندیدای نیروهای مخالف وجود ندارد. ولی در کارزار انتخابات می توان و باید مطالبات را مطرح کرد.

اقتصاد مورد نظر شما، ناظر بر معیشت کارگران و مزدبگیران و عدالت اجتماعی، در کدام اقدامات اولیه می تواند متجلی شود؟
ضروری ترین و مبرم ترین اقدام در رابطه با معیشت کارگران و مزدبگیران، پذیرش سندیکاها و اتحادیه های مستقل کارگری است. تشکل های مستقل کارگری می توانند از حقوق خود دفاع کنند. دومین مسئله افزایش دستمزد کارگران، مزدبگیران، معلمان و پرستاران است. سومین اقدام برچیدن قراردادهای موقتی و سفیدامضا و شمولیت قانون کار بر واحدهای تولیدی کمتر از ده کارکن است. چهارمین اقدام نجات صندوق های بازنشستگی از ورشکستگی و بالا بردن میزان دریافتی بازنشستگان است. پنجمین اقدام تهیه طرح جامع تامین اجتماعی و اجرائی کردن آن است. ششمین اقدام تدوین و اجرای برنامه های اشتغال زائی است.

برای تبدیل این موضوع [موضوعات] به دستورکار انتخابات پیشنهادتان چیست؟
کار تبلیغی و همکاری نیروهای تحول طلب. البته امکانات اپوزیسیون از جمله نیروهای تحول طلب برای کار تبلیغی خیلی اندک است.

معرفی کاندیدای مستقل، “مطالبه محوری”، فراخوان به “کاندیداتوری برای احراز حق شهروندی”، … از زمره تاکتیکهای نیروهای تحول طلب در روند چندین دوره انتخابات بوده اند. این نیروها چگونه می توانند حضور مؤثری در انتخابات پیش رو داشته باشند؟
همکاری نیروهای تحول طلب می تواند در پیشبرد این تاکتیک ها موثر افتد و در انتخابات نقش داشته باشند.

مضمون این همکاری چه می تواند باشد؟
مضمون این همکاری تدوین مطالبات و برنامه در رابطه با آزادی های سیاسی و اجتماعی، انتخابات آزاد و دمکراتیک، مسائل اقتصادی و معیشتی مردم و سیاست  خارجی، تبلیغ و ترویج آن ها و نقد برنامه و سیاست های کاندیدای جریان های حکومتی است.

آیا همکاری یا ائتلاف وسیعی را در میان این نیروها – ولو فقط برای وزن دادن به موضوع دستور کار انتخابات – ممکن می بینید؟
متاسفانه همکاری وسیع نه. ولی همکاری محدود امکان پذیر است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)