(قبل از پرچم/من آزادی رنگهایش را خواستارم
قبل از سرود/ من استقلال واژەهای درون اش را خواستارم
قبل از رادیو/ من رستگاری تمامی صداهایش را خواستارم
قبل از تلویزیون/ من خودمختاری جغرافیای چشمان اش را خواستارم
قبل از اینها نیز/ ظرفی برای نان و تنگی برای آب و چراغی برای دیوار و پیرهنی برای این سرزمین برهنە می خواهم
“شیرکو بیکس ملقب بە امپراتور شعر کوردی”)

هوشیار محمودی

١-پرچم بە خودی خود دارای ارزشی نبودە بلکە این محتوای اجتماعی و تاریخی آن است کە آن را قابل دفاع و یا برعکس می سازد. پرچمهایی را کە نماد ضدیت با استبداد بودە و لذا نماد آزادی اند قابل دفاع هستند.

٢-پرچم کوردستان نماد ضدیت با نظامهای سیاسی استبدادی و عقب ماندەایست کە از جنگ جهانی دوم و تکانەهای واپسین آن بەجای ماندەاند. تاجایی کە پرچم کوردستان نماد ضدیت با این حاکمیت های مستبد است قابل دفاع و پایا خواهد بود. این وجەء پرچم کوردستان در چهارچوب “آزادی منفی” کە از دستاوردهای مدرنیتە و بە معنای نفی این یا آن استبداد و آزادی است، قابل تعریف است.

٣-اما برای آنکە پرچمی پایا باشد باید نماد نیروهای پویا نیز باشد. این وجە پرچم کوردستان در چهارچوب “آزادی های مثبت” کە از دینامیزم مدرنیتە برون تراویدە و بە معنی تجسم بخشیدن بە این و آن نیازمندیهای انسان هاست، قابل تعریف است . این وجە پرچم کوردستان در حال زایش بودە و لذا دارای باری ناهمگن و حتی متضاد است. در همین رابطە نکات زیر باید مورد توجە قرار گیرد:

الف-اکثریت ملت کورد در کوردستان عراق و ایران این پرچم را بعنوان پرچم کورستان پذیرفتە (البتە بدون همەپرسی) و لذا بە گونەای آنرا نماد قدرت یابی خود در مقابل دولتهای مستبد عراق و ایران و فسخ روحیە عظمت طلبی و فرادستی ناسیونالیزم عراقی/ایرانی و فرودستی کوردها می دانند. تا اینجا قابل دفاع بودە و همەپرسی جهت قبول و یا تغییر رنگامیزی آن چیزی از ذات مسئلە کم نخواهد کرد بلکە شرعیت آنرا تحکیم خواهد بخشید.

ب-پرچم کوردستان در کوردستان عراق اکنون توسط دو حزب اصلی (پارتی و اتحادیە میهنی) نمایندگی می شود کە این دو خود بازتاب دو جریان متضاداند: از یکسو در سنگر دفاع از کوردستان در برابر دولت مستبد مرکزی و اخیرا داعش و آزادیهای دمکراتیک اند کە خود در خلق آن نقش داشتەاند و از دیگر سو خود نماد فساد اداری و اقتصادی بودە و خواستهای تودەهای مردم را در حد همان حداقل ها نیز برآوردە نکردەاند و لذا شرعیت آنها زیر سوال است. پرچم کوردستان حاوی وجوە ناهمگن مدرنیتە است کە آبستن تضادهای طبقاتی است. اگر مردم کوردستان و نسلی گستردە کە در حال زایش است دو حزب مذکور را نیز در یک همەپرسی کنار بگذارند این بە آن معنا نخواهد بود کە آنها تن بە پرچم حکام مستبد و دیکتاتور عراق و جمهوری اسلامی خواهند داد بلکە پارلمانی با نیروهای مترقی تر و اما متضاد بە بار خواهند نشاند با پرچمی با شرعیتی بە مراتب بیشتر بە تارک آن.

پ-این پرچم توسط دو حزب مذکور در برافراشتە شدەاست آنهم در شهر کرکوک کە شهری نفت خیز است و این بدان معناست کە: ١- تاریخ خاورمیانە و کشورهای با منابع طبیعی بە اثبات رساندە است کە در مناطق دارای منابع طبیعی سرشار و همزمان فساد اداری و اقتصادی، این متابع نعمت نە بلکە لعنتی بر سر این ملت خواهند بود. ٢-برافراشتن پرچم برفراز این شهر کە سابقا جانبدار اتحادیە میهنی بودە است نیزبە دو معناست: اول اینکە اتحادیە میهنی بیشترین سهم را خواهد داشت؛ دوم اینکە جمهوری اسلامی کە از برافراشتن پرچم بە شدت نفرت داشتە و با اتحادیە میهنی رابطە نزدیکتری دارد تفرقە دو حزب را دامن خواهد زد. ٣-اینکە این پرچم نیست کە این تنش ها را بە وجود آوردە بلکە پرچم تنها تنشهای نهفتە را بە روزتر و عیانتر ساختە است. ناسیونالیزم کورد در آرزوهای دیرین خود غرق است و توان دیدن این حقیقت را نداشتە و دعاگویان خود را غرق در شادی دیدە کە گویا کوردها نهایتا بر ناسیونالیزم عراقی عظمت طلب و فرادستی آنها چیرە شد. ۴- با این حال لازمە جلوگیری از تنشهای موجود بیش از همیشە خود را نشان می دهد کە جز از طریق مشارکت تودەهای مردم کوردستان باشور/عراق در سرنوشت خود و بسط قدرت پارلمان و شفافیت هرچە بیشتر میسر نخواهدشد و این خود مستلزم بسط آگاهی تودەهای مردم کوردستان ‘باشور’ است و صد البتە وظیفە روشنفکران کورد ضروریتر از همیشە.

ج- و اما پ.ک.ک.؛ مخالفت این حزب با پرچم کوردستان اکنون در رسانەهای دو قطب کاملا متضاد و با اهدافی کاملا متضاد، آشکارا تبلیغ میشود: جمهوری اسلامی ایران و شاخکهایش در عراق و سوریە از یک سو و ناسیونالیزم کورد از دیگر سو. جمهوری اسلامی با هدف تحکیم خود از طریق دامن زدن بە اختلافات درونی جریانات سیاسی کورد و ناسیونالیزم کورد جهت بە چالش کشیدن یکەتازیهای پ.ک.ک.؛ برای این حزب برافراشتن پرچم در کرکوک خبر از قدرت گیری بیشتر دو حزب نامبردە دارد و بازهم دسیسەچینی ها و فتنەافروزیهای جمهوری اسلامی نیز کە با پ.ک.ک رابطە نزدیکی دارد اینجا قابل رویت است. همە می دانند کە در عرض دو دهە پیش پ.ک.ک شعار (باکور،باشور،رۆژئاوا و رۆژهەڵات/ یەک وڵات و یەک خەبات) یعنی (شمال،جنوب، غرب و شرق کوردستان/ یک مبارزە و یک کیان) را سرمیداد کە مصداق ‘دولت/ملت’ و انحصارطلبی این حزب بطور همزمان بود. طی دو دهە اخیر رویدادهای جهانی تمام منطقە خاورمیانە و چە بسا دنیا را تغیر داد و بەتبع آن جریانات و احزاب کورد نیز. پ.ک.ک نیز این شعار را نە فقط کنار گذاشت بلکە در نقطە مقابل آن موضع گیری نمود با این تفاوت کە شعارش را برای ملت کورد کنار گذاشت اما خود هنوز نیروهایش را بە هرچهار پارچە کوردستان بسط دادە و در پراتیک تداوم آن شعارها را برای خود ( و نە دیگر احزاب) محفوظ داشتە است. بە بیانی دیگر تلاش دارد کنفدراسیون کوردها را با پرچمی کە برساختە خود اوست (و صد البتە دیدیم کە در کوردستان رۆژاوا/سوریە کە شاخە سوری پ.ک.ک ادارە می کند دیگر ملیتها نیز امکان مشارکت یافتند) جایگزین دولت کورد نماید؛ آیا چنین رویایی قابل اجراست جای بحث است و از حوصلە این مقال خارج. ولی آیا فقط پ.ک.ک درای چنین پتانسیلی است؟ راجع بە کوردستان رۆژهەڵات/ایران با قطعیت تمام می توان گفت خیر…کە این بحث نیز از ظرفیت این مقالە خارج است…
————————————————

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)