سنت اسلامی چندان میانه خوبی با موسیقی، رقص و پایکوبی ندارد. به تبع آن نظامی که مدعی است حافظ ارزش‌های اسلامی است چندان به هنرمندان میدان نمی دهد تا آزادانه هنر خود را عرضه کنند. به علاوه در جامعه سنتی بسیاری از پدران خواندن و نواختن را شغل مناسبی نمی دانند، در جامعه ای که نوازنده را مطرب بدانند، خیلی‌ها این شغل را دون شان فرزندانشان می دانند. بسیاری از مردان اجازه آواز خواندن را به زنانشان نمی دهند. با خودم فکر می کنم، چه صداهای خوشی که در کنج آشپزخانه ها و کارگاه‌ها می ماند و مجال بروز نمی یابد.

گاهی ویدیوهای جالبی از صداهای خوش مردم عادی می شنوم که با کمترین امکانات ضبط شده. تکنولوژی به مدد این صداهای خوش آمده تا آنها را از انزوا خارج کند.

می توان با یافتن و معرفی این صداهای خوش با سنت سرکوب هنر به نام دین و ارزش‌ها مبارزه کرد. با احترام گذاشتن به صاحبان این صداها می توان این اعتماد به نفس را به صاحبان صداها داد تا هنر خود را عرضه کنند.

این صداهای خوش به قشر و طبقه خاصی تعلق ندارد. گاهی ویدیوهایی می یابم از کارگران، سربازان، سالمندان و مجانین خوش صدا. اگر مجالی باشد می خواهم این صداهای خوش را در اینترنت جستجو کنم و آنها را آرشیو کنم. بیایید با شناساندن این هنرمندان گمنام به جامعه این صداها را از قفس چهاردیواری های خانه ها آزاد کنیم و آن‌ها را معرفی کنیم.

اگر چنین صداهای خوشی سراغ دارید آن را به اشتراک بگذارید و با تگ «موسیقی خیابان» آن را در «تریبون زمانه» آرشیو کنید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)