یکی از واژه های زیبای زبان نیاکان ما،واژه «جشن »ا ست که جشن نوروز،جشن سده، جشن مهرگان و دهها جشن دیگر در ایران برگزار میشده واژه جشن،تنها ویژه شادی و سرور نیست و یک واژه همگانیست که برای آیین های دیگر مانند؛ورزش،کار، سوگ و…هم می تواند بکار رود،واژه جشن به آیینی گفته می‌شود که در آن شماری از مردم بوسیله میزبان به عنوان مهمان فراخوانده می شوند. چون در ایران کهن، بیشتربرای شادی و آیین های ویژه برداشت خرمن و…این گردهمایی ها روی می داده جشن را با شادی یکی می پندارند که چیز بدی هم نیست.
در زبان آلمانی نیز همین گونه است ،هم برای شادی و هم سوگ ومانند آن واژه جشن (Feier )بکار می رود.جشن تولد(Geburtstagsfeier ) است و جشن عروسی (Hochzeitsfeier ) و آیین سوگواری (Trauerfeier)است.
عید واژه بدی نیست ولی عربی است و برای عرب زبانان گرامی، واژه خوب و بجایی است نه واژه پارسی جشن،چه بهتر برای عید فطر، عید قربان، عید قدیر خم و مانند آن بکار رود.
هرآیینه برای ما ایرانی ها و زبان پارسی واژه «جشن»بسیار زیبنده و نیکوتر است و از بار فرهنگی و موسیقیایی بسیار بالاتری برخوردار است و این واژه یک یادگار از پیشینیان ماست که به ما رسیده و با جان و دل می بایست این واژه زرگون را پاسش داریم و پرستاریش کنیم.از واژه جشن، هم اینک واژه پیوندی جشنواره و در گذشته «جشنگاه» و دهها واژه دیگر داشتیم که فردوسی می گوید:
چنین جشن فرخ از ان روزگار                      به ما ماند از ان خسروان یادگارنهاد اندر ان مرز اتشکده                               بزرگی به نوروز وجشن و سده مگر مهر نوروز و جشن سده                            که او پیش رفتی میان رده    بدان باغ رفتی به نوروز شاه                              دو هفته ببودی در ان جشنگاه
فرخی سیستانی :بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی/ ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
منوچهری :بر لشکر زمستان نوروز نامدار / کردست رای تاختن و قصد کار زاروینک بیامدست پنجاه روز پیش / جشن سده طلایه نوروز نامدار
جشن نوروزتان خجسته و فرخنده باد
جشن نوروز یا عید نوروز

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)