هنگامی که از نام ایران و ایرانی،به نیکی، بزرگی و شکوه در هرجای کره زمین یاد میشود، این برای تک تک ایرانی ها خوشایند و مایه دلشادیست، اگر بر زبان هم نیاورند ولی در دل شاد اند، چه گرفتن مدال طلا در کشتی یا ورزش باشد یا مدالی در ریاضی و دانش، صلح نوبل خانم شیرین عبادی باشد یا جایزه کن و اسکار برای کیارستمی و اصغر فرهادی برای فیلم «فروشنده»پرسش این است،اگر چنین است،پس این همه گفتگو، ستیز،ناهمراهی و خرده گیری ها در پیرامون دریافت اسکار هشتادو نهم از سوی اصغر فرهادی برای چیست؟
۴-یک ایرانی گرامی می نویسد : «فیلم دلچه ویتا(زندگی شیرین) حدود سی سال پیش نماینده سینمای ایتالیا در اسکار و اولین و تنها برنده اسکار در طول تاریخ سینمای ایتالیا شد، جوانشیر عزیز باور نمیکنی هنوز که هنوز است بعد از سی سال دارند حلوا حلوایش میکنند و با هر مناسبتی- باربط و بی ربط- باز پخش اش میکنند و عواملش را دعوت میکنند برای مصاحبه و غیره، اصغر فرهادی اما شان اش با هر اسکاری که میگیرد گویی نذول میکند و نتنها مورد تشویق و تقدیر قرار نمیگیرد، بلکه تبدیل به سیبل لجن پراکنی و اهانت مشتی هنر ندان و ادمخور میشود.کلا جماعتی هستیم منتقد و مفسر در هر مسئله ای، متخصص در هر تخصصی، مدعی در هر فعلی و بطور کلی همیشه این ما هستیم که خوبیم و بقیه اندر خم یک کوچه!»
حتا پادگان بزرگ ایران هم نیاز به فروشنده خوب دارد. اشاره ای به جهاد اکبر و جهاد اصغر

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)