خاصیت کلمه ی دوم در ترکیبهای «جمهوری اسلامی» ، «ملی مذهبی» ، «دموکراسی دینی» تهی کردن کلمه ی اول از معنا و کاربرد معمولش است. این فقط خاصیت کلمه نیست، بلکه محتوای این ترکیبها نیز بیانگر به ابتذال کشاندن کلمه ی اول در راستای دروغ پردازیها و دغلبازیهای گوناگون برای توجیه کارکرد کلمه ی دوم است، از اعتبار کلمه ی اول برای قالب کردن کلمه ی دوم در سیاست سؤاستفاده می شود. دخالت دین در سیاست، و حکومت مذهبی جز به صورت دیکتاتوری ممکن نیست. تحریف کلمه ی اول تا حدی است که در عمل به معنای ضد خود به کار می رود: معنای دموکراسی دینی در عمل همان دیکتاتوری دینی است. ملی مذهبی نوعی اسلامگرایی است نه ملی گرایی، و از آبرو و اعتبار ملی گرایی برای تسلط اسلامگرایی سؤاستفاده می کند.

فریب خوردن ممنوع !

نکبت نزدیک به چهار دهه تسلط اسلامگرایی بر کشورمان باید این خدعه ی اسلامگرایی را آشکار کرده باشد که اگر کلمه ی درست و حسابی دیدیم که به دنبالش یکی از سه کلمه ی «اسلامی» یا «مذهبی» یا «دینی» بسته باشند، در کاربردش در معنای معمولش شک کنیم که کلمه ی اول برای توجیه کاربرد کلمه ی دوم آمده است. ترکیب «ایران اسلامی» یا «ایرانی اسلامی» که اسلامگرایان ساخته اند، برای سوار کردن اسلامگرایی بر ملی گرایی، و له کردن ملی گرایی، است و از ایران به نفع اسلامگرایی سؤاستفاده می کنند.

اینگونه ترکیب سازیهای اسلامگرایان فقط نمونه ای از دغلبازیهای آنان است. اسلامگرایان از همه چیز سؤاستفاده می کنند، اصلاح طلبی دروغین جناحی از اسلامگرایان خدعه ای برای محفاظت از حکومت دیکتاتوری اسلامی بوده است، وعده ی اصلاح حکومت دیکتاتوری دروغی بیش نیست، فقط دموکراسی چارچوب نهادی برای انجام اصلاحات بدون استفاده از خشونت و با استفاده از عقل در امور سیاسی فراهم می کند.

اسلامگرایان اصلاح طلب در دروغ گویی و دغلبازی حرفه ای تر از اسلامگرایان اصولگرا هستند، در مورد خدعه ی «آشتی ملی» که هر از گاهی و با سؤاستفاده از «ملی» برای فریب ملت سر می دهند، مقصودشان آشتی جناحی اسلامگرایان است که باز هم در ادامه ی حکومت دیکتاتوری اسلامی و غصب حق حاکمیت ملت و چپاول مملکت شریک باشند. مردم با هم قهر نیستند و آشتی بین ملت برقرار است. آشتی ملت ایران با حکومت اسلامی هم ممکن نیست، مهم است که ملت قهرش علیه حکومت اسلامی را سازماندهی کند تا حق حاکمیتش را پس بگیرد، دیکتاتوری را براندازد و دموکراسی ایران را برقرار سازد.

عنوان مقاله «خدعه ممنوع !» است، باید اضافه کرد که فریب خوردن ممنوع ! به نظر نمی رسد که دغلبازیهای اسلامگرایان رنگارنگ پایانی داشته باشد، مبارزه با دروغ گوییها و دغلبازیهای سازمان یافته سخت ترین کار است. دروغ و دغل از بین رفتنی نیست، فقط باید به تسلطشان بر کشورمان با براندازی اسلامگرایی سیاسی پایان دهیم.

دخالت دین در سیاست ممنوع !

رهایی از چنگ حکومت دیکتاتوری جز با کامیابی در انقلاب امکان پذیر نیست. دخالت دین در سیاست عامل اصلی استبداد حاکم و تبعیضهای حقوقی بین مردم ایران است. لائیسیته با جدایی دین و سیاست عامل اصلی برابری حقوقی همه ی مردم کشور از دیدگاه قدرت سیاسی صرفنظر از مذهب، جنسیت، قومیت، عقیده و هرگونه تفاوتهایشان است. حقوق جهانشمول بشر و حقوق شهروندی برابر برای همه ی مردم کشور ایران در دموکراسی لائیک ایران تأمین و تضمین می شود.

برای برقراری و محفاظت از دموکراسی باید با دشمنان دموکراسی مبارزه کنیم. اسلامگرایی سیاسی دشمن دموکراسی است، اسلامگرایی سیاسی از نوع فاشیسم است و برای دیگران حقوقی قائل نیست. مدارای نامحدود با دشمن سازمان یافته ی دموکراسی به نابودی دموکراسی می انجامد: برای دوام دموکراسی در ایران فردا باید فعالیت و تشکیل حزب اسلامگرا و دخالت دین در سیاست به طور کامل و جدی ممنوع باشد همانطور که فعالیت و تشکیل حزب نازی و طرفداری نازیسم در دموکراسی آلمان ممنوع است.

دین نباید در مسائل مربوط به برقراری صلح، امنیت، آزادی و عدالت در جامعه دخالت کند. از آنجا که پایه ی آزادی و عدالت بر قانون است، دین نباید در قانونگذاری و قضاوت و اجرای قانون در جامعه دخالت کند. لائیسیته با پایان دادن به دخالت دین در سیاست فضای لازم برای توسعه و شکوفایی حوزه های مختلف جامعه با به کارگیری آزادانه ی عقل انسانها در زندگی اجتماعی شان فراهم می سازد و حوزه ای را که در جامعه به فعالیتهای مذهبی اختصاص دارد تابع قانون و صحنه ی آزادی می کند. جدایی دین و سیاست لازمه ی آزادی مذهبی همگان هست. لائیسیته لازمه ی دموکراسی و ضامن آزادی مذهبی و آزادی عقیده و آزادی بیان همه ی مردم کشور است.

اسلام دین است و دین به عنوان فرهنگ متعلق به بخشی از جامعه ی بشری است. لائیسیته نه خفیف کردن دین است و نه خفیف کردن روحانیان و نه خفیف کردن مؤمنان، جدایی است به معنای استقلال اقتدار مذهبی از اقتدار سیاسی. جدایی دین و سیاست راه را بر سودای حکومتگری روحانیان و نیز سؤاستفاده ی سیاست از مذهب می بندد، ولی دست روحانیت را در اداره ی مذهب باز می گذارد. قاطعیت در براندازی حکومت اسلامی همانقدر لازم است که طرح درست و معقول برای تحقق و تداوم دموکراسی لائیک ایران.

مبارزان آزادیخواه ایرانی باید پایه های دموکراسی ایران را بسازند و برای استقرار و پایداری دموکراسی در ایران بکوشند. سوسیال دموکراتها قطب چپ و لیبرال دموکراتها قطب راست جمهوری ایران با نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک را بسازند و حفظ تعادل دموکراسی ایران با دو قطب نیرومند ممکن است.

براندازی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در کشور ایران بر عهده ی مردم ایران است. وظیفه ی برقراری دموکراسی آزادیخواهان ایرانی را در همه جای ایران به عمل فرا می خواند: تشکیل هسته های مبارزه ی سیاسی در سراسر کشور برای پیگیری استراتژی انقلاب برای براندازی حکومت اسلامی و برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک با ترویج «لائیسیته» به عنوان شعار انقلاب، و شکل دادن به مخالفت عمومی مردم با حکومت اسلامی به سمت مبارزه ی سیاسی برای برقراری دموکراسی لائیک، و تحول عملیاتی در مرحله ی پایانی مبارزه با هدایت میدانی تظاهرات وسیع مردم به سمت برانداختن دیکتاتوری با گرفتن اختیار دستگاه دولت و استقرار دموکراسی لائیک ایران.

ایران – 27 اسفند 1395

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)