به مناسبت روز جهانی زن گلرخ جهانگیری با  نگاه و تجربیات خود  در خصوص زندانیان سیاسی  در زندان ستم ـ شاهی و جمهوری اسلامی به گفت و گو نشست.  اهمیت انتخاب موضوع برنامه در رابطه با گرامی داشت یاد زنان و مردانی است که در زندان های جمهوری اسلامی بخاطر برابری جنسیتی و آزادی محبوس هستند

***

به مناسبت روز جهانی زن گلرخ جهانگیری روز جمعه در کانون زندانیان سیاسی برلین، مهمان برنامه بود که با استفاده ازنگاه و تجربیات خود، در خصوص زنان در زندان ستم شاهی و جمهوری اسلامی سخن بگوید. از این رو  لیلا اصلانی مجری برنامه ضمن تبریک روز زن به حضار به اهمیت انتخاب موضوع برنامه در رابطه با گرامی داشت یاد زنان و مردانی که در زندان های جمهوری اسلامی بخاطر برابری جنسیتی و آزادی محبوس هستند، برنامه را شروع کرد.

سپس گلرخ جهانگیری فعال جنبش زنان و آوازه خوان که بدلیل فعالیت با سازمان پیکاردر راه آزادی طبقه کارگر دستگیر و زندانی شده بود از زندانیان سیاسی و اشکال گوناگون مقاومت آنها در زندان ها قبل از “قیام ۵۷″ و بعد از آن،  در میان جمعی از فعالان حقوق زنان، سیاسی و فرهنگی به صحبت نشست. وی از زندان های گوهردشت، قزل حضار و اوین در شهر تهران و نیز از مطالعه کتاب هایی که در این رابطه نگاشته شده اند، نام برد مثل حماسه مقاومت اشرف دهقانی، روایت زندان شهرنوس پارسی پور، حقیقت ساده منیره برادران ،…

وی اشاره کرد که بیشتر از همه کتاب “حقیقت ساده” را می پسندد که به قضاوت کسی نپرداخته است و شرایط زندان در بوته ی بحث و بررسی قرار می گیرد.

گلرخ جهانگیری ازالگوی مقاومت وحماسه آفرینی های اشرف دهفانی نام برد که صلابت و ایستادگی اش در مبارزه با رژیم شاه بیش از همه او را متاثر کرده است. امر “کینه به دشمن” به عنوان فاکتور بسیار مهمی در مقاومت زندانیان عمل می کرد و عشق به آرمان و مبارزه در راه خلق، روح آنها را تسخیر ناپذیر می کرد. در واقع امثال او جان برکف آرمان گرایانه و قهرمانانه پیروزمندِ شکنجه گاههای رژیم شاه بودند.

 گلرخ جهانگیری بر این نظر بود که مشخصه ی قابل توجه ای در این دوران در زندگی مبارزاتی بیشتر مبارزان علیه حکومت شاه آرمان خواهی بود.  نقل به مفهوم “یا مرگ (شهادت) یا آزادی بود” و در صورت خطر دستگیری، ترس از شکسته شدن و لو رفتن افراد دیگر با داشتن قرص سیانور آماده خاتمه به زندگی خود بودند. وی موضوع اهمیت شهادت و مرگ را بی ربط با فرهنگ و مذهب تشیع در ایران نمی دانست.که در این رابطه هم به دفاعیات خسرو گلسرخی که از نقل قول های حضرت علی امام اول شیعیان استفاده می کرد، اشاره داشت. .البته این نگاه از سوی برخی از حضار مورد بحث و نقد قرار گرفت و در مورد کلیه زندانیان صادق نبوده است.

گلرخ جهانگیری از مشخصه ی دیگری که به مبارزان قبل از “قیام ۵۷″ عمدتا اختصاص داشت  گفت که مفهومی به اسم زندگی شخصی وجهه وعمومیت نداشت. همه چیز دربست در خدمت تشکیلات و سازمانی که در راه آرمان و رهایی خلق مبارزه می کرد، بود.

 گلرخ جهانگیری ادامه داد که اهمیت زندگی و حفظ آن در میان زندانیان زندان جمهوری اسلامی بیشتر از زندانیان دوره ی شاه بود که نوشتن ندامت نامه بی ارتباط با این دیدگاه نبود. البته آمار بی حد و اندازه ی دستگیری ها و زندانی ها و درگیر شدن بخشی وسیعی از مردم، بر پروسه فرمالیته شدن این پدیده می افزایید . دراین خصوص به تابوت خواب ها، یکی از دهشتناکترین شکنجه های قرون وسطایی تاریخ سرکوب جمهوری اسلامی درسال ۶۲ در زندان قزل حصار اشاره شد که برای زندانیان سرموضع با چشم بند، چهار زانو نشسته توسط “حاجی داوود” درطول تمام روز بکار برده می شد که درصورت سرپیچی زندانی با تنبیه های مرگبارتری روبرو بودند. همچنین گلرخ جهانگیری نیزگفت که گرفتن وکیل در دوران جمهوری اسلامی اصلا برای زندانی سیاسی مطرح نبود و حتی خودش را وکیل مردم می دانست. سپس تحت فشار افکار عمومی جهانی گرفتن وکیل مطرح شد که آقای لاجوردیِ ملعون یاد، در این خصوص گفت که کسی وکالت این زندانیان را قبول نمی کند.

وی گفت که از مطالبات زندانیان سیاسی جدا بودن از زندانیان عادی است اگرچه معتقد بودند که آنها از قربانیان سیستم حکومتی اند. همچنین ملاقات و رسیدگی بهداشتی و درمانی از خواست زندانیان بوده اند. مرخصی اصلا در دوران شاه معمول نبود. در زندان جمهوری اسلامی بایکوت در میان زندانیان سیاسی انجام می گرفت و اتحاد زندانیان با یکدیگر کمتر از دوران شاه بود .

 مطرح شد که جمهوری اسلامی همچون شاه، تخاصم و احساس خطر بیشترش در رابطه با افرادی بود که به شکل سازماندهی شده و تشکیلاتی کار می کردند. از جمله سرکوب فعالان کمپین یک میلیون امضا نام برده شد.

در ادامه گلرخ جهانگیری به کارهای مختلف زندانیان که بازتابی از مقاومت و روح انگیزی آنها بود مثل کارهای دستی که در زندان ها ساخته می شد، در زندان مردان ساختن سنتور و زنان گلدوزی ، سنگ تراشی، دوختن لباس   و شعر خوانی ها و سروده ها بودند مثل امشب در سر شوری دارم ، مرا ببوس وغوغای ستارگان، …، و مراسم نوروزی مثل سبزه سبز کردن،  زندانی تکانی بود و جشن گرفتن بودند.

این برنامه و مناسبتش در واقع فرصت دیگری بود جهت جلب نظر همگان بر این معضل و بن بست بزرگ سیاسی ایران که آزادی زنان و نیز مردان زندانی سیاسی.که برای حقوق شهروندی و برابری خواهانه به زندان افکنده شده اند، یک ضرورت عاجل  است.

آذین ـ ۲۳ اسفند ۱۳۹۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)