به مناسبت روز جهانی زن: نوشتاری در باب مردانگی زنان یا Female Masculinity


بارها مشاهده شده است که لزبین‌های اصطلاحا بوچ تنها به دلیل ظاهر و رفتار خود متهم به تقلید از مردانگی شده‌اند. آنان متهم هستند که با صف بندی در کنار مردان و پذیرش مردانگی در فشار بر زنان همدست شده اند. منتقدان٫ مردانگی را ابزار و علت اصلی پدرسالای و زیردست بودن زنان می دانند و صفاتی همچون خشونت٫ غرور٫ سلطه گری و رقابتی بودن را از صفات نامطلوب و مخرب برای انسانیت برمیشمارند.

این استدلال تا آنجا پیش می رود که ٫گریس آتکیسن٫ باور دارد«رفتار مردانه دشمن است» و لازم است همزمان با حذف زنانگی، مردانگی نیز مورد درمان و اصلاح قرار گیرد. وی رفتار و نقش مردانه را در تضاد با حرکت به سمت آزادی زنان می داند.به همین ترتیب٫زنان بوچ شبه مردانه توصیف می شوند و در نتیجه آنان را یک دشمن داخلی تصویر می کنند. بوچ ها متهم هستند که رفتار مردانه را به درون کامیونیتی LGBT می‌برند.

این برخوردها با مطرح شدن تئوری کوئیر، چاپ کتاب Female Masculinity در سال ۱۹۹۸ و بحث پیرامون هویت بوچ و بی ثبات ساختن هژمونی های جنسیتی موجود به سمت دیگری پیش رفت. این دید جدید مردانگی زنان را مورد استفاده درمقابل جامعه پدرسالار و قدرت مردان می دید و جنبشی علیه جبرگرایی بیولوژیک بود، در آن دوره ماهیت جنسیت که نتیجه برساختهای فرهنگی است و و تفاوتش با جنس به تازگی مطرح شده بود. ادبیات دانشگاهی اخیرا حتی جنس را نیز ساخته ی ابزارهای فرهنگی می داند.

باتلر معتقد است که اجرای مردانگی بوچ ها بیشتر مدعی جنسیتی مستقل است و چون بی اعتبار و نادیده گرفته می شود. به شکل اجرای مردانگی به نظر می آید. می بایست اضافه کنم که وی جنسیت بوچ را به شکل بی پایانی متنوع می‌دانست و فاکتورهای مختلفی همچون٫ طبقه٫ نژاد٫ مذهب٫فرهنگ٫تحصیلات و غیره بر آن تاثیرگذار می‌داند.

ساندرا لوبارتکی بر اساس کار فوکو استدلال می کند که از بین رفتن چهارچوب‌های قدیمی در واقع راهی برای مدرن شدن و کاستن از قدرت پدرسالارانه است. زیرا بوچ ها اغلب حالتی تدافعی در مردانگی خود دارند٫ یک به علت زن بودن در ساختار هژمونی مردسالارانه و دوم به دلیل همجنسگرایی در یک جامعه دگرجنسگرامحور است.

نویسنده معتقد است؛ تقلید برخواسته از رفتاری است که مورد قبول دیگران باشد اما مردانگی بوچ در موقعیتی قرار دارد که ضد رابطه با مردانگی هژمونیک موجود است. برای مثال همواره یکی از مشکلات زنان بوچ استفاده از دست شویی های عمومی بوده است. با ورود به توالت زنانه با شنیدن تذکر«اینجا دستشویی خانم هاست» شگفت زده شده اند و در هنگام خرید از بخش مردانه‌ی فروشگاه ها نیز دچار مشکل شده و توجه دیگران را به خود جلب کرده اند. در نتیجه می توان گفت لزبین بوچ از سمت زنان و مردان رفتارهای ناخوشایند و جنس‌محوری تجربه می کند.

هویت بوچ آنجایی می تواند تهدیدی برای مردسالاری باشد که به شکلی همزمان هم زنانگی موجود را رد می کند و هم رابطه مردانگی و مرد بودن را از یکدیگر می‌گسلد و در عوض نقش های جنسیتی مردانه را تصاحب می کند. لزبین بوچ به خودی خود تهدیدی برای مردسالاری نیست بلکه تنها به کمک تجهیز با دانش فمینستی می‌تواند مرزهای موجود را محو کند.

برداشتی از: Patriarchy, Power, and Female Masculinity
نوشته: Athena Nguyen

وبسایت شش‌رنگ:
http://6rang.org

صفحه فیسبوک شش‌رنگ:
https://www.facebook.com/6rang.Iran

کانال شش‌رنگ در تلگرام:
https://t.me/Iran6Rang

فضای اختصاصی شش‌رنگ در تریبون زمانه:
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/6rang-org

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)