ایران و ترکیە به عنوان دو کشور قدرتمند منطقە بلحاظ جمعیت، وسعت و تعدد ملی و دینی مشابە هم هستند. هر دو کشور  در سرپانگە داشتن خاورمیانە فعلی نقش اساسی ایفا و الویت روابط آنان قبل از هرچیز ثبات منطقەاست، اما حال روابط آنان تحت الشعاع منازعات منطقەای قرار گرفتە و  دچار اختلاف شدەاند.

سفر رجب طیب اردوغان بە کشورهای حوزە خلیج فارس و سخنان نیشدارش علیە ایران بار دیگر حساسیت مقامات و رسانەهای ایران را برانگیخت زنگ خطری را متوجە ایران نمود. اردوغان در سخنانش در موسسە صلح بین المللی بحرین،  ایران را متهم بە تجزیە عراق و سوریە کردەاست و از توسعە فارسگرایی در عراق و حتی ترکیە سخن بمیان آوردە بود. در چند سال گذشتە اردوغان ایران را متهم بە  تفرقەافکنی دینی کردە بود اما این اولین بار است کە آشکارا ایران را بە تجزیە عراق و سوریە متهم میکند. بنابە نظر برخی تحلیلگران امور منطقەای سفر اردوغان بە کشورهای عربی حوزە خلیج بی ربط با سیاست دولت ترامپ در منطقە نیست.

از این زاویە کە تنش در روابط میان ایران و امریکا موضوع تازەای نیست و قدمتی بە درازای عمر رژیم اسلامی ایران دا میتوان گفت حاکمیت ایران با نوع رفتار امریکا عادت کردەاست  اما خیز ترکیە برای ایران از جهات بسیاری مایە نگرانی مقامات ایران هست. اگرچە رقابت میان ایران و ترکیە نیز از بدو تشکیل امپراطوریهای صفوی و عثمانی وجود داشتە اما اینک رقابت جای خودرا بە تهدید دادە است. در سە دهە گذشتە ترکیە با احداث پروژە گاپ و مهار آب کوردستان کشورهای سوریە و عراق را دچار بحران اقتصادی و زیست محیطی نمودە و ایران نیز از عواقب آن مصون نماندە است.

سایت تابناک در مقالە مهمی تحت عنوان ” گاپ؛ طرح ترکها که تیرگی حال خوزستان و فردای ایران را نشانه رفته است بسیار دقیق سیاستهای مخرب زیست محیطی و امنیتی  ترکیە را تشریح نمودەاست. گذشتە از این، ترکها با اتخاذ پیمان استراتژیک با اسرائیل در سال ١٩٩۶ شوکی بە ایران وارد کردند اما ایران هیچگاە سیاستهای منطقەای ترکیە را جدی نگرفتە و همیشە ترکیە را شریک مهمی در امنیت منطقەای و مهار کوردها بحساب آوردە بود. سیاستی کە ارمغانی برای ایران نداشتە و شرایط امروزی ناکارامدی آنرا نشان میدهد. باید بخاطر آورد ماە گذشتە  تنی چند از فعالان سیاسی کورد ـ بندە خود یکی از امضاکنندگان آن بودم ـ  در نامەای بە آقای خامنەای  نسبت بە آنچە ترکیە در صدد دورزدن ایران است مواردی را متذکر و راە چارەای را در تغییررویکرد مثبت ایران بە مسئلە کورد در منطقە دانستە بودند. گرچە در زمان انتشار نامە هنوز ترامپ آغاز بە کار نکردە بود اما پیش بینی هایی ما از مواضع  ترامپ علیە ایران درست از آب درآمد. اینک ترامپ با تهدید ایران و احتمال نفی برجام عرصە را بر ایران تنگ نمودە است و درصدد اجماع نظر با کشورهای عربی علیە ایران است و ترکیە هم در این میان نقش پادوی امریکا را بازی میکند.

اگر آنگونە بپنداریم کە سوریە با تنوعات ملی ـ دینی خود  کوچک شدە خاورمیانە است، می بینیم کە خاورمیانە همچون کوچک شدە خود در بحران بسر میبرد. ساختار ملی، جغرافیایی و دینی سوریە ترک برداشتە است و غیر ممکن است آن کشور بار دیگر بە ثبات قبل از ٢٠١١ برگردد و اخیرا رابرت فورد سفیر سابق امریکا در سوریە در مصاحبەای گفتە کە ” آسان تر است که سوریه را به صورت تقسیم شده تا حالت یکپارچه گذشته تصور کنیم ”  بعید بنظر میرسد کل خاورمیانە نیز بر اساس تقسیمات ” سایکس ـ  پیکوت ”  ساختار دولت ـ ملت خود را حفظ کند. کشورهای منطقە علاوە بر اختلاف با یکدیگر هرکدام در درون خود با مشکل جدی مواجە شدەاند. کسی تصور نمیکرد احتمال تجزیە عربستان سعودی با جمعیت ٢٠٪ شیعی خود بر سر زبانها بیفتد. موضوع تجزیە ترکیە بطور روزانە از زبان سران آن کشور شنیدە میشود. سوریە و عراق نیز در آستانە تجزیە قرار دارند. ایران نیز با وجود ساختار چند ملتی اش  آسیب پذیر از دیگر کشورها و تجزیە آن محتملتر از بقیە بنظر میرسد و آنچە ایران را سرپانگە داشتە رویکرد خشن آن علیە استقلال خواهان است.

تورکها امنیت ملی و تسلط خود  بر خاورمیانە را در تضعیف ایران می بینند بویژە اینکە جمهوری آذربایجان و کوردستان عراق جایگزین خوبی  برای واردات گازو انرژی مورد نیاز آن کشور است. تورکها برای رهایی از بحران سوریە کە از نظر آنان دخالت و پشتیبانی ایران از کشور سوریە مانع روئیاهای دولت تورک شد از طرق مختلف منجملە ایجاد بلوک سنی درصدد پشت پا زدن بە ایران است.

اگرچە  ایران بر بخش شیعە نشین عراق مسلط شدە اما در منازعات منطقەای تنها ماندەاست با این وجود کماکان بر نگە داشتن ساختار در حال فروپاشی خاورمیانە پای می فشارد.  با توجە بە اینکە بحران جاری در کشورهای پساعثمانی اتفاق می افتد هم شانسی برای ایران باقی، هم عقل سلیم حکم میکند تا خود را با روند تحولات جاری تطبیق دهد و ترکیە را دور زند.  یکی از راهکارهای عبور ایران از بحران منطقەای رویکرد مثبت ایران بە کوردها و پذیرش تاسیس کشور کوردستان در عراق و سوریە  است.  تنها راە سد کردن دست اردوغان  قطع ارتباط زمینی و مرزی آن کشور با کشورهای حوزە خاورمیانە است کە  تنها در صورت تجزیە سوریە و عراق محقق میشود.

در صورت قبول ستاتوی کوردها، ایران میتواند ترکیە را از انحصار طلبی منطقەای بازدارد، از کوردستان بعنوان کریدوری با دنیای غرب بهرە گیرد، فشارهای بین المللی علیە خود بە حداقل برساند و خود را باخاورمیانە نوین وفق دهد. فراتر از آن نیز با توجە بە اینکە سرچشمە آب خاورمیانە از کوردستان سرچشمە میگیرد  تجزیە ترکیە بنوبە خود میتواند منابع آبی را کە سلاح تورکهاست از دست آنان درآورد و بە پایان بحران زیست محیطی منطقە کمک نماید. ناگفتە پیداست تغییر در رفتار منطقەای ایران منوط بە چارەیابی و اعطای حقوق ملی کوردها و دیگر ملتهای داخل ایران است، موضوعیکە همچون معادلە چند مجهولی برای ایران باقی می ماند.

پاسخگویی بە مطالبات ملی در ایران بر اساس گامهای ملیمتری و قطرەچکانانە مثل آنچە تورکها در سال ٢٠١٣ درپیش گرفتند جوابگو نیست.  بطور مشخص ایران دو راە بیشتر در پیش ندارد. اول، رویکرد مثبت در داخل  نسبت بە ملتهای غیرفارس، روش دوم  سرکوب در داخل بە روال فعلی. ادامە روش فعلی در نهایت بە فروپاشی از درون خواهد انجامید.

هزینەهایی کە ملتهای منطقە متحمل میشوند نتیجە کوتەاندیشی و رفتارهای غیردموکراتیک است. اگر سوریە در چند دهە گذشتە  بجای بی هویت نگەداشتن کوردها،  ایجاد کمربند عربی و تغییر دموگرافی کوردستان  رویە درستی نسبت بە کوردها در پیش گرفتە بود، ممکن بود شورش ٢٠١١ بوقوع نمی پیوست و یا با هزینەکمی آنرا پشت سرمیگذاشت. اما سیاست کوردستیزانە آن کشور و عربیزە کردن کوردستان،  فرصتی برای ترکیە فراهم نمود تا از طریق عربهای مهاجر سوریە را با بحران فعلی مواجە سازد. سیاست نابخردانەای و تمرگزگرایانە وحشتناک ایران ـ کە بمراتب بیشتر از رژیم گذشتە اعمال میشود ـ  تنفر ملی در ایران را بە اوج خود رسانیدە است. نتیجە این سیاست این است کە در صورت کوچکترین جرقەای کشور از هم خواهد پاشید. بنابراین ایران در سطح داخلی مجبور بە تمرکززادیی و در سطح منطقەای نیازمند عبور از ترکیە است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)