سلطنت فقیه درجمهوری ولایت فقیه(مجموعه سوم دم خروس)
آیت الله منتظری که خودواضح وشارح ولایت فقیه درجمهوری اسلامی بودوقتی درتجربه وعمل مشاهده کردکه ازولایت فقیه “گوساله سامری”ساخته شده ودرحال پرستش است،همچون ابراهیم بت شکن تبررابرداشت واین گوساله سامری رامنهدم کرد.
او به آیت الله سیستانی توصیه می کندکه روحانیون درعراق پس ازصدام از بدست گرفتن قدرت اجرایی درحاکمیت خودداری کنند.
ساختارقانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی چیزی جزسطلنت فقیه نیست،
وجمهوری اسلامی هم بدون اصل ولایت فقیه یعنی هیچ؛یعنی تمام…!
ازاین روست که اصلاح طلبان حکومتی بخشی از نیروهای خودرادرنقش اپوزیسیون به خارج ازکشورگسیل داشته اندتا باقرق کردن رسانه های آنسووهدایتشان ازاین سو، باپمپاژاطلاعاتی ازتحلیل واطلاعات ومنابع خود این دیگ رابهم بزنند.
اگردرآمریکاسرمایه داری کثیف توانسته باتوان خود،همچون پول شویی دمکراسی را تمیزکرده ودراداره ومدیریت کشورآنرااجرایی کندوبااین دمکراسی شویی قدرت سیاسی واجرایی رافقط بین دوحزب جمهوریخواه ودمکرات بچرخاند،امابااین وجود،همه ی احزاب وآحادملت آزادهستندتااعتراض خودرادرکف خیابان به نمایش بگذارندوعقایدوآرای خودرابی پروابیان کنند؛ ودیگراحزاب درطول قدرت وحزب حاکم قرارنمی نگیرند،بلکه درعرض قدرت می توانندانقلت کنند…
امادرایران قدرت اعم ازدولت،رسانه ویابااصطلاح احزاب که دائم بین دوجناج راست وچپ اسبق واصلاح طلب واصولگرای فعلی می چرخد،ازحضورآزادانه دیگران به انواع حیل وربط ویابس ومغالطه ی قانونی جلوگیری شده وصدای هرآزادیخواه مستقل وخارج ازحاکمیت، بشدت سرکوب می شود.
مسخره است وقتی باپمپاژرسانه ای وبمباران آن،تحلیل های آنالیزشده؛مثل حذف مثلث جیم(جنتی،یزدی،مصباح)ازمجلس خبرگان رهبری،که یک حرکت
ژورنالیستی پوپولیستی عوام گول زن بود،می خواستندچه شق القمری بکنند؟
این درحالی است که این حرکت به اصطلاح مدنی ومعترضانه،به تقویت مجلس خبرگان رهبری انجامیدوفردی مثل ری شهری(وزیراسبق واجا)که شاید ۱۰۰هزاررای نمی آوردبارای بیش ازیک میلیون وارداین مجلس شود!؟!!
مجلسی که به ظن قوی،انتخاب رهبربعدی برعهده ی اوست،که بااین حرکت پوپولیستی_مدنی وازجمله”تکرارمی کنم”خاتمی درپیام ویدئویی خودمبنی بررای کامل دادن به لیست موردنظر،رای مجلس خبرگان رهبری رابالابردند.
امااگراین اتفاقات نمی افتاد،مجلسی بارایی ضعیف انتخاب می شدومجلسی بارایی پائین می بایست یک باصطلاح فقیه رابرای سلطنت انتخاب کند.واین خوشایندنیست که رهبری بعدی ازسوی مجلسی بارایی ضعیف انتخاب شود!
“تکرامی کنم خاتمی”،وپمپاژوبمباران رسانه ای “جیم اکبرگنجی” کمک کردتامجلسی بارایی بالاکه رهبربعدی رامنصوب می کند،بوجودآید!!؟
رهبری که خودش اعضای فقهای شورای نگهبان رامنصوب می کندتااین اعضابا”نظارت استصوابی”خودگلچین شده ی خود ازکاندیداهارابه خوردملت بدهد وبگوید:
ای مردم!
شمافقط حق داریداینهارا انتخاب کنید!
وآنگاه این مجلس خبرگان رهبری منصوب رهبری،رهبرآینده ی ما رامنصوب کند!!!
وچه شیره ای مودبانه وقانونی وباصطلاح دمکراتیک برسراین ملت می مالندتایک نفردیگرمادام العمر وبا قدرتی فراقانونی_ که اکثرمسئولین کلیدی کشور هم منصوب وی هستند_به سلطنت برسد!!
والبته وصدالبته،درزیرچتروعبای سطلنت فقیه باندهای اطلاعاتی وجیره خواران قدرت به همراه همپالکی هاوسمپات ونوچه ودلواپس هاوانصاراین حزب وآن حزب،همچون ۳۷سال گذشته به سورچرانی خودادامه دهندودراین وسط هم عده ای برای ماندن وعرض اندام وخودی نشان دادن،فرهنگ تملق،ریاوپاچه خواری ونفاق تعمیق وازتک تک آدمهایک منافق بسازندکه درمنزل گونه ای حرف می زنددرجمع ودرجلوی دوربین گونه ای دیگرودرمحل کارشکل وشمایلی متفاوت دارد…
مجموعه زیربطورمستقل وجداگانه درفیس بوک وتلگرام اینجانب چاپ شده است که دارای یک هارمونی ودریک موضوع مرتبط باهم می باشدومادراین مقدمه ازتکرارآن خودداری کرده ایم.
درپایان به اطلاع می رساندکه مجموعه های بعدی ودرتعمیم این سلسله مطالب،باآرم وشکل وشمایل دیگر،مطالب متنوعی منتشرخواهیم کرد.
آگاهی پاشنه آشیل استبداداست.آگاهی سبب می شودملت هاازیک سوراخ چندین بارگزیده نشوند.
درحدوسع وتوان خودبا”سیروفی الارض” درآرشیونشریات،دم خروس ودیوار حاشاوگاف هاوسوابق رابیرون می کشیم وعاقبت مکذبین رابرملا.
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگاربیکار)
بهمن ماه۱۳۹۵
shoorijezehmohammad@
دم خروس۱۶
(26دی ماه56)شاه نرفت،آمد!
روزنامه کیهان۳۰خرداد۱۳۶۰
علی خامنه ای(درنمازجمعه):
مساله آقای بنی صدربرای ملت مایک مساله ساده وروشن است.جریان انقلاب اسلامی برمبنای اسلام شروع شدوهمه شهادت هاواحترام هابه اشخاص بخاطراسلام بودواین جریان نمی توانست تحمل کندکه برای قرآن واسلام خون داده شودتاکسانی روی کارباشندکه نمی خواهنداسلام وقرآن درجامعه پیاده شود. عیب نظام طاغوتی گذشته ازلحاظ داخلی تمرکزهمه قدرت درشاه بود.
شاه هم قوه مقننه هم قوه قضائیه وهم قوه مجریه وهم نیروهای نظامی رادراختیارداشت واین به آن فسادبزرگ منجرشدکه دیدید. بعدازپیروزی انقلاب وتدوین قانون طبق اسلام ودستگاه قانونگذاری وقضایی واجرایی بااختیارات قانونی تشکیل شدوآقای بنی صدربعدازانتخاب به ریاست جمهوری رئیس قوه مجریه ورئیس شورای انقلاب یعنی رئیس قوه مقننه موقت کشورهم شد.فرمانده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هم شد.یعنی سه جریان عظیم که اداره کنندگان امورکشورنددرقبضه اقتداربی قیدوشرط ایشان آمدوپس ازاستقرار نهاد های قانونی ایشان حاضربه سپردن هرنیروبدست صاحبش نمی شد.
آقای بنی صدرمی خواست مجلس ودولت دردست اوباشد.چون این کارخلاف قانون اساسی بودودولت ومجلس حاضربه چنین کاری نشدند،شروع به حمله به آنهاوکوبیدنشان کردودرمورددستگاه قضایی هم چون آقای بنی صدرنمی توانست ادعاکندکه بایددراختیاروی باشدحملات واتهامات خودرابراین دستگاه ازهمه بیشترکرد.فرستادن تلگراف به یک محکوم قضایی ویاشایع کردن شکنجه برای ضربه زدن به دستگاه قضایی بود.
آقای بنی صدرمایل بودکشور ایران باانقلابی که کرده است وباشهدایی که داده است به دوران سلطنت برگردد.آن روزشاه درراس همه قوه هابود،امروزایشان باشد.
ایشان بااستفاده ازقدرت های قانونی خوددر شورای انقلاب اختیارات بی شمارهم برای خودش درست کرده بود.اینهامطالبی است که باسندومدرک دراختیارمردم قرارخواهدگرفت.تامردم بدانندکه ایشان جامعه را بطرف دیکتاتوری مطلق می برده است…
اگروضع اقتصادخراب است مسئولش آقای بنی صدرهستندکه وزیراقتصادبودند.
اگروضع مملکت نابسامان است مقصرآقای بنی صدراست که رئیس شورای انقلاب ورئیس هیات وزیران بود.
واگروضع بانکی وپولی خراب است تقصیرآقای بنی صدراست که وابستگان ایشان درراس بودند.
اگرارتش خراب است تقصیرآقای بنی صدراست بااینکه همه چیزدراختیارایشان بودواگرعقب گردی درمیان است تقصیرآفای بنی صدراست.
آیااین ناجوانمردانه نیست که ایشان مصیبت برای کشوربباربیاوردومسئول فلج اقتصادی ونظامی کشورباشدوبجای آنکه درصددجبران وعلاج بربیایدچندنفرمعین رازیرسوال قراردهدوآنهارامتهم کند…
توجه:
علی خامنه ای به مدت ۸سال رئیس جمهوری ایران بود،وبیش ازربع قرن رهبر جمهوری اسلامی هستند.
طبق قانون اساسی که در زمان وی تعمیم شد،قدرت اجرایی وسیاسی ولایت فقیه،به ولایت مطلقه فقیه ارتقاءیافت.وطبق اصل۵۷تمام سه قوه ی مقننه،مجریه و قضائیه زیرنظر ولایت مطقه امروامامت قراردارند.وطبق اصل ۱۱۰نصب فقهای شورای نگهبان باایشان است، وطبق اصل۹۸شورای نگهبان حق تفسیرقانون اساسی راداردوطبق اصل ۹۹همین شورامسئول نظارت بر انتخابات است؛واین شوراطبق اصل۹۸نظارت رانظارت استصوابی تفسیرکرد؛یعنی انتخابات دردومرحله برگزارمی شود!لذاتمامی کاندیداهای مجلس شوراومجلس خبرگان که وظیفه شان انتخاب رهبرونظارت بروی هست، ابتداتوسط اعضای شورای نگهبان انتخاب وسپس مردم بایدازمیان منصوبان این شورا،عده ای راانتخاب وبه آنهارای دهند.
هم چنین طبق همان اصل ۱۱۰اکثراعضای مجمع تشخیص مصلحت توسط رهبرجمهوری اسلامی ایران منصوب می شودوآنهایی هم که منصوب وی نیستتدبه شکل غیرمستقیم طبق قانون نظارت استصوابی منصوبان ایشان هستند!!
ازجمله منصوبان رهبرطبق اصل۱۱۰فرماندهان کل نیروهای مسلح وعالی ترین مقامات قوه ی قضائیه ورئیس صداوسیامی باشد.حتی طبق اصل۱۷۷برای تغییرقانون اساسی بایدایشان اجازه دهد،حال شما بگوئید مسئول این همه فساد،فحشاء،اعتیادواختلاس های میلیاردی که رهبری درسخنانی گفت آن راکِش ندهید،کیست؟
مسئول شکنجه وتجاوز وآن فاجعه ی کهریزک کیست؟
مسئول قتل های زنجیره ای که توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی (واجا) انجام گرفت،کیست؟!
وقس علیهذا…
آیا شاه ایران که خودرا«سایه خدا»می دانست ازچنین قدرتی درقانون برخوردار بودکه اینک ولایت مطلقه فقیه دارد؟!
شاه رفت،اماسلطنت همچنان باقی ست.
(۲۶ دی ماه۱۳۵۷خروج شاه ازکشور)
۲۷دی ماه1395
دم خروس(۱۷)
حکومت شرعی
روزنامه بامداد۳خرداد1358
آیت الله خلخالی دیشب دریک تماس تلفنی گفت:
من حاکم شرع بوده وهستم.ولی ازسمت خوددردادگاه های انقلاب کناره گیری کردم.
این سمتی نیست که کسی بتواندازانسان سلب کند،مگرطبق موازین شرع نباشد.
واین حکومت شرعی یکی ازموهبات الهی است که خداوندتبارک وتعالی بماعنایت فرموده اند.من نمی توانم حکومت شرعیه راکه ازطرف خداوندعالم به علمای اسلام تفویض شده کناربگذارم.
ماتمام دستوراتمان ازطرف قرآن وپیغمبراسلام وائمه طاهرین ایجادشده است.ودرحکومت شرعی به هیچیک ازالگوهای غربی معتقدنیستیم.
دادگاه میزوصندلی نمی خواهدواحتیاج به دکورهای غربی هم نیست.کسانی که مجرم هستنداحتیاج به دادگاه ندارند.
شاه ودارودسته اش محکوم به مرگ شده اندباحکم من بوده وچون ازنظرملت مجرم هستند،بنابراین هیچ گونه احتیاج به محاکمه ندارند.
توجه:
درجمهوری مبتنی برولایت مطلقه فقیه،که ایضادر بازنگری قانون اساسی درسال۱۳۶۸۸،قدرت ولی فقیه با نظارت استصوابی فراقانونی شد، روحانیت شیعی _که حکومت راکه موهبتی الهی ازجانب خداوندبرای خودمی داند_۳۷سال درهمه ی مراکز قدرت،ریاست برامورجاریه ی کشورباوی می باشدولذامسئول همه ی ناهنجاری های موجودوفسادهای ناشی ازآن هم هست!
۴بهمن ماه۱۳۹۵
دم خروس(۱۸)
تفاوت وتشابه؟
روزنامه سلام۱اردیبهشت۱۳۷۶
موسوی خوئینی درپرسش وپاسخ باطلاب وروحانیون قم ویژه نامه هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری:
نظام اسلامی یک ساختارسیاسی ومدیریتی است.تحت زعامت یک فقیه عادل برای اهدافی است که درمعارف ومبانی اسلامی تعیین شده است.پس برپایی چنین نظامی وظیفه فردفردمکلفین است.وهمین معنای مشارکت سیاسی است.ازدیداسلامی وفقهی نه به عنوان یک مساله درمباحث فلسفه سیاسی این قدم اولی راکه همان تاسیس وتشکیل یک نظام اسلامی برپایه هدایت فقیه عادل است.
روزنامه کیهان۲۷و۲۸دی۱۳۶۶
موسوی خوئینی:
دولت ومجلس شورای اسلامی ومجموعه ی کارگزاران حکومتی مشاوران وکارشناسانی هستندکه دراختیارولی مسلمین وحاکم اسلامی می باشندواین امتیازرادارندکه ازطرفی مشروعیتشان ازولی مسلمین گرفته اندوازطرفی هم منتخب مردم هستند.
روزنامه آریا۱اردیبهشت۱۳۷۸
محمدتقی مصباح یزدی:
اگرربوبیت الهی راقبول کرده ایم،بایددرچارچوب قانون خداکه توسط ولی فقیه اجرامی شودواطاعت ازولی امرحرکت کنیم.
روزنامه ایران۳۰تیر۱۳۷۷
مصباح یزدی:
دمکراسی در قانون اساسی یعنی همین.یعنی اگرمردم چیزی رابرخلاف خواست خداخواستند،خدابی خدا.دین بی دین.مواظب باشیم گول مان نزنند.پذیرفتن اسلام به عنوان یک قانون حاکم درجامعه باپذیرفتن دمکراسی درقانونگذاری درجامعه به هیچ وجه سازگارنیست.
توجه:
موسوی خوئینی طیف جناح اصلاح طلب رانمایندگی می کندومصباح یزدی طیف اصولگرارا.
درهردودیدگاه فقیه عادل بایددرراس نظام اسلامی قرارگیرد.
درهردوجناح فکری حاکم(که ۳۷سال قدرت اجرایی وسیاسی بین آنهاچرخ خورده)معارف واحکام اسلامی برای اجرایی شدن درجامعه می بایست ازکانال ولی فقیه عادلی که درراس نظام است تبیین وبه صورت قوانین در آید.
درنمایندگی طیف اصلاح طلب مردم به بارای خودبه نظام وقدرت ولی فقیه عادل مشروعیت واعتبارمی دهندوتمامی کارشناسان(واحزاب)مشاوران فقیه عادل می باشند.
درنمایندکی طیف اصولگرامردم نقشی ندارند.وچون حرف فقیه عادل حرف خداست،برهمه واجب الاتباع می باشد.
دربسترقانون اساسی موجود،قدرت مطلقه واکثرمدیران کلیدی منصوبین فقیه عادل هستندوحتی اعضای شورای نگهبان که خوداعضای مجلس خبرگان راکه باکاندیداشدن وسپس انتخاب رهبر،بایدازفیلترنظارت استصوابی آنهابگذرد،خودازجمله منصوبین همان فقیه عادل درراس نظامی اسلامی هستند.
حال شماپیداکنید:
اولاتفاوت ماهوی این دودیدگاه وثانیافقیهی که عادل واعلم هم باشد!!؟
تاشماره بعد…
۸بهمن ماه۱۳۹۵
دم خروس(۱۹)
جمهوریت ولی فقیه!
روزنامه جمهوری اسلامی۱۷خرداد۱۳۷۶
محمد یزدی:
آنهایی که اختیارات ولی فقیه رامحدودبه۱۱بندقانون اساسی می دانند،اشتباه می کنند.این۱۱بندخاص ولی فقیه است.وکسی نمی توانددرآن دخالت کند،نه آنکه اختیارات ولی فقیه منحصربه این نکات باشد.
ماهنامه صبح،تیر۱۳۷۶
ازمقاله این ماهنامه:
به نظرمی رسدیک اشکال کوچکی وجودداردوآن درواقع عدم دقت درانتخاب الفاظ وعناوینی است که بیانگرمحتوای درونی می باشند.اگرازروزاول تعبیرحکومت اسلامی رابه جای جمهوری اسلامی بکارمی بردیم،شایدبسیاری ازمشکلات امروزپیش نمی آمد…به نظرمی رسدبا دوشرط می توانیم این دوواژه رادرکنارهم قراردهیم.اول آنکه شمابرای جمهوریت مفهوم متفق علیه غیراین قایل نباشیدومعتقدباشیدیک لفظ موردنزاع است ومی تواندبارهاارزش های دیگری راهم حمل بکندودرواقع اعتقادداشته باشید که لفظ جمهوریت رامی توانیم ازمحتوای اومانیستی ولیبرالیستی آن خالی کنیم.
دوم اینکه ازاین طرف اعتقادداشته باشیدکه دین درشکل وقالب های سیاسی قالب خاصی راارائه نمی دهد.وشمامتناسب باشرایط متغیرجامعه مختاریدکه گزینش بکنید.اگربه این دوباهم اعتقادداشته باشیم درآن صورت ظرف جمهوری اسلامی باهم قابل جمع می شوند.شهیدمطهری چنین اعتقادی داشت.
روزنامه کیهان۱۴اسفند۱۳۶۵
سیدحسن طاهری خرم آبادی:
درحکومت اسِلامی حاکمیت منحصربه خداست و قانون فرمان وحکم خداست.
روزنامه رسالت۵اسفند۱۳۶۸
آذری قمی:
حضرت امام خمینی می فرمودندولایت فقیه شعبه ای ازحکومت وولایت مطلقه رسول الله است واین بدین معناست که پیامبرولایت مطلقه داشت وفقیه نیزولایت مطلقه دارد.اواختیارمراجع راهم دارد.
توجه:
محدودکردن وظایف ولی فقیه _که اختیارمراجع تقلید راهم دارد_به ۱۱بنداز قانون اساسی باماهیت وهویت حکومت اسلامی قابل جمع نیست!
قبل ازپیروزی انقلاب ودربحبوبه ی تظاهرات،مردم شاهدتغییر شعار “استقلال،آزادی،حکومت اسلامی” به”استفلال،آزادی،جمهوری اسلامی”، بودند؛حکومت اسلامی درباورافکارعمومی ازهمان زمان غیرقابل قبول بود.وهمواره یک نوع حس منفی ورایج استبداد دینی ازآن متبادرمی شد.وصله جمهوریت به اسلامی، این شائبه راتاحدودی برطرف ساخت.امامحدودکردن قانون خدااززبان ۶تن ازفقهای شورای نگهبان که خودمنصوب ولی فقیه هستندوازطرفی هم درنصب کاندیداهای انتخابات(که هویت حمهوریت است) با نظارت استصوابی خوددخیل می باشند،یعنی به یک معنامردم منصوبین فقهای شورای نگهبان راانتخاب می کنند،نشان دادجمهوریت_ که نقش واثرمردم درانشای قانون است_بارمل واسطرلاب سفسطه سوفسیط های متشرع!!به سخره گرفته شده و درواقع عده ای انگشت شماربه ریش ملت می خندند.
لذابه قول شاعر:
برهم زدن سلسله ریش محال است
عمریست که هم صحبت خرس وبزومیشیم!
تاشماره بعد….والسلام.
۱۱بهمن۱۳۹۵
دم خروس(۲۰)
ولایت فقیه؛لقمه چرب وشیرین برای دوجناح!
آذری قمی:
روزنامه رسالت،۸آذر۱۳۶۷
یادداشت:
خوانندگان عزیزبه خاطردارندکه سخن مادرپاسخ این آقایان که ولایت فقیه رایک امرمستحدث می پنداشتند،به اینجارسیدکه عمراین بحث به درازای عمرهمه انبیاءوهمه جانشینان آنان بوده است.ودرزمان غیبت امام زمان(عج)موردقبول غالب بلکه تمامی فقهای شیعه بوده است تاجایی که به عقیده فقهای بزرگوارچون آیت العظمی بروجردی،ولایت فقیه نه تنهاازمسلمات شیعه بلکه ازمسلمات اسلام است.
احمد جنتی:
روزنامه صبح امروز۲۰و۱۲بهمن۱۳۷۷
ملت که به عنوان ایتام محسوب می شوندوعالمان درحکم قیّم وولیان امرهستند، کاررسیدگی به تمام امورراداراهستند…
امت،حالت یتیمی رادارندکه سایه پدرازسرش کوتاه شده وسفارش کرده اند علمابه جای امامان ازآنهاکفایت کنندوهدایت امت رابه عهده گیرند،مانندقیّمی که بعدازپدرمتکفل اداره امورایتام است.
یادداشت:
روزنامه رسالت،۲۸فروردین۱۳۷۵
ولی فقیه به واسطه ملکه راسخه عدالت وعلم وتقوی (آنهم نه درمعمول بلکه درسطح بالا)دارای نوعی معصومیت ازگناه واشتباه است ولذااسلام اوراحاکم وناظربردیگری قرارداده است لذاچه کسی وکدام نهادی می تواندبرفرازولی فقیه قرارگیردوبراوحکومت کند؟
ابوالقاسم خزعلی:
روزنامه خرداد ۵خرداد۱۳۷۸
قانون اساسی می گویدقوای ثلاثه زیرنظرولایت فقیه است.شماوقتی ولایت فقیه راقبول نداشته باشید۲۰میلیون که هیچ،۳۰میلیون هم رای بیاورید،تااین رای به تائیدمقام ولایت نرسد،معتبرنیست.
محمدموسوی خوئینی ها(مدیرمسئول روزنامه سلام و ازاعضای مجمع روحانیون مبارز،واصلاح طلب):
روزنامه سلام۲۶مرداد۱۳۷۰
همانطور که ما درزمان حضرت امام معتقد بودیم مجلس خبرگان لازم نبود که براعمال حضرت امام نظارت داشته باشد،بلکه همه معتقد بودندکه این حضرت امام است که باید اشراف ونظارت بر خبرگان داشته باشدوآنهاراارشادوهدایت کند.حالاهم که خبرگان فردی رابرای رهبری تعیین کرده دقیقایاضریب بسیار بالایی ازاطمینان این عمل راانجام داده اند.ونگرانی اینکه لحظه ای درانجام وظایف،رهبری ناتوان شود وبعضی ازآن شرایط راازدست بدهدراندارند.چنین نگرانی وجودنداردکه حالاخبرگان می بایست تشکیلاتی درست کند ودائم برکارهای رهبر وتک تک اعمال ایشان نظارت کندکه آیا رهبر درست انجام وظیفه می دهد یانه؟چنین چیزی نیازنیست.این انتخاب با یک محاسبه ودقتی درخورتوجه بوده وهیچ وقت نگرانی به دنبال ندارد!
محمد موسوی خوئینی:
روزنامه سلام۳شهریور۱۳۷۰
درنظام درمورد رهبری نباید کسی بگوید به عقیده من رهبری حرفش درست نبود،هم زمان حضرت امام همین عقیده راداشتم وهم حالا.
سیداحمد خمینی:
روزنامه سلام۷خرداد۱۳۷۷
من بارهاگفته ام که رهبری معظم انقلاب رابایدازانتقاددورداشت.رهبری مقام بزرگی است ومابه رهبردرموقع حساس شدیدانیازمندیم.ولی ازرهبری که گذشت بایدهرکس درهرمقامی واگربخواهدموثرباشدمقام هرچه بالاتراست انتقاد شدیدترباشدتاطرف احساس قدرت نکندوقدمی برخلاف مصالح انقلاب واسلام بر ندارد.
محمدموسوی خوئینی:
روزنامه کیهان۳۱روردین۱۳۷۸
امروزبعدازگذشت ۴تجربه درشورای عالی قضایی هیچ تردیدی نداریم که رهبری جامعه به صورت شورایی یک فاجعه است.
مصاحبه اختصاصی روزنامه انقلاب اسلامی با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی:
روزنامه انقلاب اسلامی۲۵شهریور۱۳۵۸
سوال۲:برچه اساس وحدت کردید؟
پاسخ سوال قبل مبین اصول اساسی وحدت ماست.نقاط اشتراک آنچنان فراوان بودکه جستجوی اساس وحدت ضروری نمی نمود مع الوصف پیش ازوحدت اصول کلی به توافق جمعی رسید.اهم مسائل مذبور:پیروی ازسلام اصیل وخالص وپذیرش رهبری امام براساس اصل ولایت فقیه باهدف پاسداری تداوم وگسترش انقلاب اسلامی درابعادایدئوژیک سیاسی ونظامی می باشد.
سوال۴:رابطه کادررهبری بااعضاچگونه است؟
کادررهبری مفهوم متداول آن وجودندارد تنهایک رهبروجود داردوآنهم امام خمینی است که رابطه باوی رابطه ماموم باامام است.اداره سازمان به عهده شوراهااست. وماباتمام قوابابُت سازی شخصیت پرستی دردرون سازمان مبارزه کرده ومی کنیم اگرهم درسازمان رهبری بوجودآیدچنانچه درپاسخ قبلی بیان شد بایدطبیعی باشد و رابطه متفابل وی بااعضانیزبراساس اصل امربه معروف ونهی ازمنکرتنظیم خواهدشد.
سوال۱۹:دررابطه باسوال سوم پس شماازچه نوع تشکیلات پیروی می کنیدودراینجارابطه شماباامامت چیست؟
قسمت اول سوال نامربوط به نظرمی رسدوپاسخ قبل داده شده است. درموردقسمت دوم رابطه ما باامام رابطه ماموم باامام است درعین حال کلیه اطلاعات ونقطه نظرهای اساسی خویش راباامام مطرح می کنیم.
محمد سلامتی(دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی):
روزنامه سلام۷سفند۱۳۷۵
جناب آقای مهدوی کنی می دانندکه طیف خط امام پرچمدارولایت فقیه بوده وطیفی که ایشان ازآن حمایت می کننددرمقابل ولایت فقیه قرارمی گرفت وبارهاامام باآنهابرخوردکردندوحتی وقتی امام دردوره سوم مجلس علیه اسلام آمریکایی مطالبی فرمودندوپرخاش کردندآن جناح به خودش گرفت وآقای مهدوی کنی هم گلایه ای خدمت امام بردند.
سید محمد کاظم موسوی بجنوردی:
(نقل از ‫مجله ‫چشم انداز،در گفت و گو باایشان)‬‬
هر حزبی بنا بر ذات خود نهادی را به وجود می آوردکه این نهاد فی نفسه دارای قدرت می شودودرپرتوخودشروع به برنامه ریزی سیاست های اقتصادی،سیاسی، نظامی و…می کندواین باتعریف‫‏ ولی فقیه واختیارات ایشان درقانون اساسی ناسازگار است.به همین دلیل است که ما می بینیم هیچ حزبی با این قانون اساسی ای که ما داریم نمی تواند فی الواقع شکل بگیرد.‫
احزاب وگروه های سیاسی در ‫ ‏ایران در یک محدوده ی خاصی می توانند فعالیت داشته باشندو دریک فضای محدوی می توانندکار کنند.درکشور ما یک‫ ‏حزب نمی تواند به طور نامحدودفعالیت کرده و یا سیاستگذاری های خلاف مشی و شیوه رهبری یا حتا متفاوت از آنرا تعیین کند. این مساله با قانون اساسی ناهماهنگ است.
توجه!
در دوره ی خمینی بخشی ازحاکمیت که به جناح چپ موصوف بود،والان به اصلاح طلب شهرت پیداکرده،تصورمی کردند،پس از ایشان رهبری دراختیارجناح آنهاقرارخواهدگرفت!
باکناره گیری آیت الله منتظری ازقائم مقام رهبری-که هردوجناح اصلن موافق رهبری وی نبودند-جناج چپ باتصوروشناختی که از آقای خامنه ای(علائق شخصی وی)داشتند،می پنداشتند،برایشان مستولی خواهندشد،و ایضاباجلوانداختن سیداحمد خمینی – که توهّم رهبری بعدی ایشان رابه وی القاء کردندوهمان باعث مرگ زود هنگام وی شد-(وهمینطورهاشمی رفسنجانی که می توانست دررهبری بعد ازخامنه ای اثربگذاردوبافوت نابهنگام وباشائبه ی قتل وی)سعی می کنندقدرت بی حساب وکتاب ولایت فقیه را درحوزه ی خودبیاورند، همانطورکه بامحاسبات فعلی وشرایط بدخیم موجودبهترین گزینه برای نجات کشوردر جمهوری ولایت فقیه، سیدمحمد خاتمی ست!لذاتلاش کرده،ودر این پروژه سرمایه گذاری می کنند.‬‬‬‬
ازآن طرف جناح موصوف به راست سنتی ومعرف به بازارو موتلفه که هیچگاه به اصل ولایت فقیه اعتقادقلبی نداشت وهمواره بدلیل عتاب های خمینی دچار زخم عمیق شده بود،باحمایت خداگونه وریاکارانه ی خود از خامنه ای،درحصاروی جمع شدندتابتوانندباکمک وی درقدرت سهم بالایی داشته باشند.که این اتفاق هم افتاده است.
الآن همه چیز به بعدازفوت خامنه ای منوط است.
ولایت فقیه برای هردوجناح یک لقمه ی چرب وشیرین است که دوست دارند در اختیارآنهاباشد.جمهوری اسلامی بدون اصل ولایت فقیه یعنی تمام…
۱۵بهمن ماه۱۳۹۵
پایان مجموعه سوم
کانال اطلاع رسانی محمد شوری جزه (نویسنده و روزنامه نگار)
shoorijezehmohammad@

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)