یوسف عزیزی بنی طرف
از روز درگذشت هاشمی رفسنجانی تا کنون تحلیل ها و تفسیرهای گوناگونی در باره نقش او در عرصه سیاست ایران منتشر شده است اما سخن درباره عملکرد سیاسی رفسنجانی نسبت به نیمی از جامعه غیر فارس ایران، اندک بوده است. این اهمال را بیشتر در رسانه های مختلف فارسی زبان می بینیم. به عنوان مثال، بی بی سی فارسی، ساعت ها برنامه روز یکشنبه خودرا صرفا به رویداد مرگ رفسنجانی اختصاص داد و در باره همه جنبه های زندگی سیاسی اش با تحلیلگران مختلف مصاحبه کرد اما دریغ از اشاره به موضوعی که بیان کردم.
تحلیل های مختلف رسانه ها و شبکه های اجتماعی نشانگر دو پارگی دیدگاه ها در باره نقش هاشمی رفسنجانی است که با سبک سنگین کردن عملکرد سیاسی اش به بد و خوب، گاه کفه اول وگاه دوم چربیده است اما در دیدگاه های کاربران عرب، کرد، ترک، بلوچ و ترکمن، کفه بد در کارنامه رفسنجانی سنگینی کامل دارد.
من در اینجا به برخی از عملکردهای او نسبت به نیمه دیگر ایران اشاراتی می کنم.
در تحلیل مواضع هاشمی رفسنجانی در باره ملیت های یادشده، گواه استمرار خطی هستیم که به رغم دگرگونی شرایط سیاسی و فراز و فرود او در هرم قدرت، تغییر چندانی نیافت.
رفسنجانی نسبت به نیمه غیر پارس جامعه ایران، دیدگاهی منفی داشت و این برخاسته از ذهنیت شیعی – پارسی اوست. به همین سبب، روشنفکران، اصلاح طلبان و ناسیونالیست های شیعی – پارسی، او را، به رغم همه سفاکی ها و کژروی هایش در دوره قدرتمداری، می ستایند. پیش داوری پارسی گونه رفسنجانی گاه حتی تنگ تر و بیشتر بر زادگاه اش – کرمان – متمرکز می شد.
آماری که مجله دیلماج چاپ تبریز در دوره خاتمی منتشر کرد، نشان می دهد که در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، میزان سرمایه گذاری در استان کرمان سیصد برابر استان های ترک نشین شمال غرب ایران بود.
او اعتقادی به برابری حقوق ملیت ها در ایران نداشت واساسا نمی خواست از این نظر کوچکترین تغییری در ترکیب نظام سیاسی برجای مانده از رژیم شاه پدید آید . رفسنجانی بر خلاف خاتمی و روحانی که دست کم به طور زبانی اشاره ای به ضرورت اجرای اصل 15 قانون اساسی و تدریس زبان های غیر فارسی در مدارس داشتند، هیچ گاه، حتی در تبلیغات انتخاباتی اش به این امور نپرداخت. به همین خاطر در معدود دفعاتی که به تبریز سفر کرد با واکنش خشماگین دانشجویان و فعالان مدنی ترک رو به رو شد. او – بی گمان – در سرکوب جنبش ملی آزربایجان تحت رهبری آیت الله شریعتمداری شریک جرم دیگر ارکان حاکمیت ج ا ا است.
چنگال های رفسنجانی بر پیکره جنبش ملی کرد در ایران، بسی خونین تر است. سرکوب این جنبش در اوایل دهه شصت شمسی و هنگامی که کردستان پناهگاه نیروهای مختلف اپوزیسیون ایران بود بر کسی پوشیده نیست. او در آن هنگام جانشین فرمانده کل قوای مسلح ایران بود. ترور کادرها و رهبران کرد در اروپا از دیگر قصابی های اوست، از جمله ترور عبالرحمان قاسملو دبیرکل اسبق حزب دموکرات کردستان ایران و صاىق شرفکندی دبیرکل سابق این حزب. جالب آن که قاسملو قربانی اعتماد به قول وقرارهای فرستادگان رفسنجانی شد.
مخالفت کردها و ترک ها با سیاست های تبعیض آمیز رفسنجانی را در انتخاباتی می بینیم که به بایکوت او انجامید. یک بار در سال 1372 در ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و به رغم خفقان موجود، اکثریت مردم کرد به احمد توکلی – رقیب رفسنجانی – رای دادند. عرب ها نیز در سال 1384 کمترین راى را به او دادند.
در نهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1384 نیز اکثریت مردم ترک به محسن مهر علیزاده – رقیب ترک رفسنجانی و معین و کروبی – رای دادند.
هاشمی رفسنجانی مبتکر احیای طرح شاهنشاهی توسعه کشت نیشکر در مناطق عرب نشین استان خوزستان (عربستان) است. این طرح که تاثیر ویرانگری بر زندگی مردم عرب و محیط زیست استان گذاشت، به نظر اقتصاددانان، حتی از نظر اقتصادی نیز به صرفه نبود و صرفا یک طرح سیاسی ضد عرب بود که به غصب زمین های هزاران روستایی عرب حاشیه رود کارون – از شوشتر تا محمره (خرمشهر) – انجامید. خود رفسنجانی نیز یک بار به سیاسی بودن این طرح اعتراف کرد.
این طرح در دوره ریاست جمهوری او تصویب واجرا شد و سال ها باعث درگیری کشاورزان عرب – کنده شده از زمین های آباء واجدادی شان – با نیروهای امنیتی و شهربانی شد که ده ها کشته و زخمی برجای نهاد. قصد رفسنجانی تغییر بافت جمعیت استان به سود غیر عرب ها بود که البته بعدها نیز ادامه یافت.
رفسنجانی، دست کم، دوبار ادعاهای واهی در باره نام اقلیم “عربستان و دیگر نام های عربی – تاریخی شهرهای استان موسوم به خوزستان مطرح کرد که یک بار در سال 1380 با پاسخ من و در سال 1394 با پاسخ کانون مبارزه با نژاد پرستی در ایران رو به روشد.
او با ساختن ده ها سد به روی رودخانه کارون، باعث کم آبی شریان حیاتی مردم استان یعنی کارون گردید و نخستین کسی بود که بر ضرورت انحراف آب کارون به سوی استان های اصفهان و یزد و کرمان تاکید کرد. نقش او در سرکوب مردم محمره (خرمشهر) در خرداد 58 و در اردیبهشت 64 و تبعید شیخ محمد طاهر شبیر خاقانی – رهبرمعنوی ملت عرب – بر کسی پوشیده نیست.
رفسنجانی با اصرار بر تداوم جنگ با عراق درواقع به افزایش تلفات انسانی و ویرانی هر چه بیشتر مناطق جنگ زده و در راس آنها مناطق عرب نشین ایران شد. او به عنوان فرمانده نیروهای مسلح با ادامه جنگ به مدت هشت سال، کینه های ناسیونالیستی خودرا ارضا می کرد.
در واقع در دشمنی رفسنجانی با خواسته های انسانی و فرهنگی مردمان غیر فارس، بعد تعصب شیعی ضد سنی در مورد کردها، و بعد تعصب پارسی ضد عرب و ترک نمایان است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)