برخی از ریشه های تاریخیِ رویداد بزرگی که اکنون، “نگرشِ مدرن”، نام گرفته است را باید در قرون وسطا، بویژه در سده سیزدهم میلادی پی جست. درآن سده، پیشامدهای پیاپی فرهنگی، دینی، اقتصادی، رزمی و جغرافیایی بسیاری رُخ داد که بیش از پیش ذهن و زبان و جهان غربیان را دگرگون کرد. چندی از آن رویدادها این هاست؛ هنگامه ی ترجمه، جنگ های صلیبی، شکست های مسیحیان صلیبی از خوارزمیان و نیز از عثمانیان، برپایی امپراتوری عثمانی، رسیدن چنگیز مغول به اروپا، پیدایش فرهنگ نوشتاری، توپ، تفنگ و رسیدنِ آسیاب بادی از خاورمیانه به اروپا.

در سده سیزدهم، برگرداندن آثارِ فیلسوفان یونانی و بسیاری از اندیشمندان ایرانی و عرب از زبان های عربی به لاتین آغاز شد. در فهرستِ این آثار، می توان از اندیشه های ارسطو، افلاطون، فیلوپونوس، بقراط، جالینوس، طالس، ارشمیدس، فیثاغورث، بطلمیوس، هرودوت، ابن سینا، فارابی، الکندی، اخوان الصفا، ابن طُفیل، موسی بن میمون و کتاب های پایه ای برخی از آن بزرگان، مانندِ؛ قانون، شفا، احصاء العلوم، تهافت الفلاسفه، تفسیرِکبیر و رساله های بسیاری از اندیشه های فیلسوفان یونانی با حاشیه نویسی اندیشمندانی چون ابن رشد، الکندی، فارابی و پورِ سینا، به زبان های اروپایی برگردانده شدند. این آثار، با خود نگرش های غیرِدینی و خِرَدمدار را، که برای غربیان تازگی داشت، بهمراه آوردند و زمینه ساز پیدایش شخصیت های علمی بزرگی مانند توماس اکوینوس، که او را پدر نگرش مدرن می خوانند، شدند. یکی از بازتاب های این چگونگی، رفتنِ آموزش و پرورش از کلیساها و آموزشگاه های دینی، به دانشگاه های نوبنیاد مانند، آکسفورد و کمبریج در انگلستان و تولوز و اورلین و مونتپُلی یر در فرانسه، رُم و فلورانس در ایتالیا و مارسیا و پلانسیا در اسپانیا، و نیز موجِ دومِ ترجمه آثار فیلسوفانِ یونانی از زبان عربی و آشناییِ اندیشمندانِ کاتولیک با کسانی مانند ابوریحان بیرونی، ابن سینا و خواجه نصیرطوسی بود.

آشنایی توماس اکوینوس و همگنانِ او با آثار ارسطو از راه نوشته های ابن سینا سبب شد که برای نخستین بار، نگرشِ دینی اربابانِ کلیسا، که تا آن زمان، تنها نگرشِ راستین انسان به هستی پنداشته می شد، با دیدگاه های دیگری که برای کاتولیک های اروپایی تازگی داشت، روبرو شود. این رویارویی، ذهن بسیاری از دست اندر کارانِ دستگاه کلیسا را به کوشش و کندوکاو، در راه یافتن راهی برای مبارزه با نگرش ها و چشم اندازهای کفرآمیزِ وارداتی واداشت. امروزه برخی از پژوهندگانِ تاریخ اندیشه، با اشاره به پیایندهای هنگامه ی ترجمه، براین باورند که چون آثار فیلسوفانِ یونانی، با لعابی از مشربِ عرفانی و نگرش شاعرانه ی ابوعلی سینا، به غرب رسید، زمینه را برای قانون، اخلاق و حقوق مدرن، آماده ساخت.۱

کوچ دانش پژوهی و دانش جویی از کلیسا به دانشگاه، ریشه در این پذیره ی خِرَد- بنیاد داشت که پژوهندگان حقیقتِ هستی باید دست از پرداختن به متون کهن و افسانه های دینی بردارند و پدیده های جهان را در پرتو خِرَدِ نقادِ خود، به گونه ای که به آزمایش و سنجش تن در دهد، شناسایی کنند. این پذیره اندک، اندک، حوزه دانش را از دین جدا کرد و یکی را گستره آزمایش و پژوهش و درک و دریافت و دیگری را گستره پذیره های عاطفی و رویایی دانست. اهمیتِ آوردنِ اندیشه های فلسفی و منطقی به اروپا، خِرَد را در شکل نهادینه ای جایگزینِ خرافه کرد. چنان بود که در غرب، دورانی آغاز شد که سپس تر آنرا، “دوران روشنگری” نام نهادند.

دومین رویداد پُرنمای سده سیزدهم میلادی، شعله ور شدنِ آتش جنگ های بزرگ صلیبی، مانند جنگ چهارم و پنجم در قسطنطنیه و جنگ کَتار در فرانسه بفرمان پاپ اعظم سِگنی، که خود را “پاپِ معصوم” نام نهاده بود، و همتایان پس از اوست. در آن سده، بیش از ده جنگ صلیبی از سوی کلیسای کاتولیک در جهان برپا شد. اگرچه این جنگ ها تا پیش از آن دوران، برای گسترش دین مسیحیت آغاز می شد، اما با برپاییِ امپراتوری عثمانی در سده سیزدهم، کلیسای کاتولیک، خود را با دشمنی بزرگ و هراسناک رویارو می پنداشت. دشمنی که مهاجمان مسیحی را از سرزمین های اسلامی تارانده بود و آنان را کافر حربی می خواند. اگر جنگ های صلیبی پیشین برای گرفتنِ اورشلیم، که سرزمین مقدس خوانده می شد، بود، جنگ های پس از پیدایشِ حکومت اسلامیِ عثمانی، برای نابود کردن آن امپراتوری بود که دشمنی دگردین و بربری و ددمنش پنداشته می شد.

اگر چه هر جنگی، ویرانگر و وحشتناک و خانمانسوز و پربهاست، اما جنگِ صلیبی یا دینی، از هرگونه جنگ ِ دِیگری زیانبارتر و خانمانسوزتر است. این چگونگی از آنروست که چون جنگ صلیبی با فتوا آغاز می شود، سرسپاری به آن برای هر مومن، واجب شرعی می شود. از اینرو، هر جنگِ دینی، لشکرِ آماتوریِ بزرگی از پیر و جوان دارد که چون دانش و توان رزمندگی ندارند، شمار زیادی از آنان بخاک و خون کشیده می شوند و کشته شدن آن ها، کشور را با گرفتاری های بسیار بزرگ و پیش بینی ناپذیرِ اجتماعی رویارو می کند. هر گونه جنگی، دشمن زندگی ست، اما جنگ دینی، جان و جهانِ مردم را برسرِ هیچ و پوچ بباد می دهد و چون با اعتماد به نفس بیشتری آغاز و دنبال می شود، زیانی بیشتر از جنگ های دیگر دارد. درک و دریافتِ این چگونگی، برای آنان که در زمان جنگ ایران وعراق، در ایران می زیسته اند، آسان است.

در جنگ های صلیبی، کشتارِ هزار، هزارِ جوانان اروپایی و ویرانی شهرها که فرار شادی و از میان رفتن آبادی را بدنبال داشت، اندک، اندک مردم را به آنچه، “مقدّراتِ الهی” خوانده می شد، بدبین کرد و پرسش هایی را که روزی کفرآمیز پنداشته می شد، به ذهن و زبان آنان راه داد. این که اگر خدواند بخشنده و مهربان است، پس چرا جوانان ما را این گونه بناگهان در جنگی که برای فرزند او بپا شده است، از ما می گیرد، چرا این خداوندِ مهربان، در جنگ های صلیبی که برای خوشداشت اش براه افتاده است، به کمک سربازان راستین پاپ اعظم نمی شتابد و پیروزی را بدانان نمی بخشد؟ چرا در زمانی که برخی از دواطلبان، در سنگرهای جنگ از گرسنگی غش می کنند و برخی از سرما سیاه می شوند، ارباب کلیسا همچنان در جامه های فاخر بر تخت های طلای خود می نشینند و از شکوه و جلال زندگی خود چیزی نمی کاهند؟ این پرسش ها را آشنایی برخی از اسقف های جوان و کشیش های جوانتر که تازه با ترجمه های آثار فلسفی آشنا شده بودند، از ذهن خود می گذراندند و گاه با بیان آن ها، بهای گزافی می پرداختند.

یکی از رویدادهای سده سیزدهم، پیدایش حروفچینی چوبی بود که کار چاپ را آسانتر از پیش کرده بود. این چگونگی سبب شده بود که بسیاری از کتاب هایی که در آن روزگار، بینادی پنداشته می شد، آسانیاب تر باشد. کتاب های، “قانون” و “شفا” و رساله های ارسطو نمونه ای از این کتاب ها بود. پایاندادِ بازتابِ کنُش ها و واکنُش های رویدادهای سده سیزدهم سبب شد که برخی از پرسش های بنیادی مانند، کیستیِ خدا، چیستیِ هستی، جایگاه انسان و پیوند او با خدا و جهان، سرنوشت، قانون و بسیاری از آنچه زمینه ساز دوران روشنگری شد، برای نخستین بار در گستره دانش و اندیشه، شکل گیرند. پرسش هایی که چند سده پس از آن دوران، به شکل گیریِ چیدمان پدیده ها در گستره خیالِ انسانِ مدرن، کمک کردند و زمینه ساز اندیشه ی آزادی، برابری، دموکراسی، حقوق بشر و بسیاری دیگر از دستاوردهای نیکوی جهان مدرن شدند.

……..
۱. به تازگی دفتر انتشارات خلافت اسلامی، در پیامی به غربیان یادآوری کرده است که فرهنگ صنعتی غرب، بازتاب ترجمه ی اصول و اندیشه های مقدسِ اسلامی به زبان لاتین است، وگرنه غربیان همچنان امروز الاغ سوار می شدند. البته این سخن تازه ای نیست و ملایان در همه ی سرزمین های اسلامی، این سخنِ اقبال لاهوری را که؛ مغرب زمین هرچه دارد از صدقه سرِ اسلام دارد” تکرار کرده اند. آخرین نمونه ایرانی آن، محمد تقی چاوشی، استاد گروه فلسفه دانشگاه مفید قم، است، در لینک زیر؛

www.mehrnews.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)